به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، نشریه بریتانیایی «اکونومیست» در گزارشی تحلیلی به بررسی چشمانداز بازار کار در سایه پیشرفتهای سریع هوش مصنوعی (AI) پرداخته و بر لزوم مداخله زودهنگام دولتها برای جلوگیری از یک بحران فراگیر تأکید کرده است.
هوش مصنوعی از زمان عرضه عمومی چتباتها در سال 2022، موجی بزرگ در فناوری بهراه انداخته و همزمان هشدارهای جدی درباره یک «آخرالزمان شغلی» را بهدنبال داشته است. اگرچه مدیران شرکتهای فناوری انگیزه دارند تا محصولات خود را انقلابی جلوه دهند، اما این پیام نگرانکننده بهوضوح به جامعه منتقل شده است. نظرسنجیها نشان میدهد که امروزه 70 درصد از آمریکاییها معتقدند هوش مصنوعی یافتن شغل را دشوارتر میکند و نزدیک به یکسوم افراد نیز نگران امنیت شغلی خود هستند. کمبود فرصتهای استخدامی برای فارغالتحصیلان دانشگاهی، بهویژه در حوزه برنامهنویسی، این اضطراب را تشدید کرده است.
درسهایی از تاریخ و تهدیدات بیسابقه
اگرچه در تاریخ مدرن، پیشرفت فناوری هرگز نتوانسته است تقاضای کلی برای نیروی کار انسانی را کاملاً از بین ببرد، اما تاریخ همیشه راهنمای مطمئنی برای آینده نیست. مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی امروزی از پس وظایف پیچیدهای برمیآیند که تا یک سال پیش غیرقابلتصور بود.
پیشبینی میشود درآمد سالانه یکی از شرکتهای پیشرو در این حوزه (Anthropic) تا پایان ژوئن به 50 میلیارد دلار برسد. هرچند هنوز در دادههای کلان بازار کار، نشانهای قطعی از نابودی گسترده مشاغل دیده نمیشود، اما سرعت پیشرفت این فناوری بهحدی است که نادیده گرفتن آن بیاحتیاطی محض خواهد بود.
این نگرانی وجود دارد که حتی با حفظ کاربرد نیروی انسانی در اقتصاد، کیفیت مشاغل و سطح دستمزدها افت چشمگیری پیدا کند. بر اساس پیشبینی مؤسسه گلدمن ساکس، دیتاسنترها در سال 2027 حدود 8.5 درصد از کل تقاضای برق آمریکا را به خود اختصاص خواهند داد؛ در حالی که این رقم در سال 2025 تنها 4.1 درصد بود. افزایش قیمت زمین و انرژی توسط غولهای فناوری، قدرت خرید عمومی را کاهش داده است و این خطر را مطرح میکند که نیروی کار انسانی از نظر اقتصادی توجیه خود را از دست بدهد، در چنین سناریویی، ثروت عمدتاً به جیب صاحبان سرمایه سرازیر خواهد شد.
سایه «شوک چین» و خطر ناآرامیهای سیاسی
اکونومیست با اشاره به پیامدهای سیاسی جابهجاییهای اقتصادی هشدار میدهد که برای برانگیخته شدن خشم عمومی، نیازی به وقوع یک فاجعه تمامعیار نیست. بین سالهای 1999 تا 2011، حدود دو میلیون کارگر آمریکایی شغل خود را بهدلیل ورود چین به سازمان تجارت جهانی از دست دادند. اگرچه این رقم در مقیاس بازار کار آمریکا چندان بزرگ نبود، اما همان «شوک چین» پیامدهای سیاسی عمیقی در پی داشت و به تغییرات بنیادین در سیاستهای تجاری و وضع تعرفههای سنگین منجر شد.
کارمندان یقهسفیدی که امروز در معرض تهدید هوش مصنوعی قرار دارند، از نفوذ اجتماعی و سیاسی بسیار بیشتری نسبت به کارگران کارخانهها برخوردارند، بنابراین، حتی موج محدودی از تعدیل نیرو در این بخش میتواند واکنشهای شدیدی علیه فناوری بهراه بیندازد و به ناآرامیهای گسترده ختم شود.
راهکارهای پیشِروی دولتها
در مواجهه با این بحران احتمالی، کارشناسان سه دسته سیاست کلی را به دولتها پیشنهاد دادهاند:
1. توقف یا کند کردن مسیر فناوری (مردود):
برخی پیشنهاد وضع مالیات بر دیتاسنترها یا محدودیت در اخراج کارگران (رویکرد فعلی چین) را مطرح کردهاند، با این حال، کارشناسان اقتصادی مسدود کردن مسیر پیشرفت فناوری را عاقلانه نمیدانند؛ چرا که هوش مصنوعی پتانسیل عظیمی برای حل چالشهای بشری از جمله درمان بیماریها، فقر و تغییرات اقلیمی دارد.
2. اصلاحات ساختاری و نظام مالیاتی هوشمند (منطقی و اجرایی):
اگر اشتغال کاهش یابد، سودهای هنگفتی نصیب شرکتهای هوش مصنوعی، تولیدکنندگان تراشه و دیتاسنترها خواهد شد. دولتها میتوانند با اعمال مالیات بر رانت (مالیات بر سود مازاد بر بازده عادی سرمایه)، مالیات بر زمین و منابع طبیعی، و همچنین وضع مالیات بر ارث، از شکلگیری یک طبقه ممتاز انحصاری جلوگیری کنند، کنار آن، تقویت سیاستهای فعال بازار کار (مانند مدل دانمارک) و ایجاد بیمههای عمومی دستمزد میتواند به نیروی کار آسیبدیده کمک کند تا با شرایط جدید سازگار شود.
3. ایدههای رادیکال و توزیع مستقیم ثروت:
در صورت جایگزینی کامل نیروی کار با هوش مصنوعی، حمایتهای تطبیقی کافی نخواهد بود و انسانها برای بقا به حمایت نیاز دارند، از همین رو، ایدههایی نظیر ملیسازی جزئی شرکتهای هوش مصنوعی یا تخصیص «سود سهام شهروندی» از محل درآمدهای این فناوری مطرح شده است. در ایالات متحده نیز برخی سیاستمداران از ایده اعطای سهام این شرکتها به عموم مردم سخن گفتهاند تا سهم جامعه از منافع این فناوری تضمین شود.
گزارش اکونومیست در پایان تأکید میکند که تمرکز رانتهای ناشی از هوش مصنوعی باید از همین ابتدا مهار شود. اگرچه «آخرالزمان شغلی» هنوز بهطور کامل فرا نرسیده است، اما اگر سیاستگذاران و دولتها منتظر بمانند تا شواهد قطعی نابودی مشاغل نمایان شود، برای طراحی و اجرای تورهای ایمنی بسیار دیر خواهد بود،
اقدام پیشگیرانه، تنها راه عبور ایمن از این گذار تاریخی است.
انتهای پیام/+