به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نمایشگاه کتاب تهران هر ساله میزبان مردی بود که علیرغم مشغلههای متعدد، ساعتها برای گفتوگو با اهالی نشر و دیدن کتابها وقت میگذاشت. رهبر شهید انقلاب در این بازدیدها که تقریباً هر سال انجام شد، ضمن تورق آثار متعدد، با ناشران درباره مترجم و نویسنده کتاب و یا موضوع و مضمون اثر صحبت میکردند و پای درد دل ناشران درباره وضعیت نشر و کاغذ مینشستند. زمانی که ایشان برای موضوعی چون «کتاب» اختصاص میدادند، تقریباً در منش هیچکدام از رجل سیاسی و یا حتی مسئولان فرهنگی کشور دیده نمیشد.
هرچند انس با کتاب در ایشان از دوره نوجوانی شکل گرفت، اما پرورش در خانهای با حضور پدری که خود از عالمان دین است و مادری که فرزندانش را با چشاندن شیرینی قصص قرآنی بزرگ میکند، اولین سنگ بنای این همراهی و محبت است. در ادامه بخشی از خاطرات ایشان از اوقات شیرین کتابخوانی به مناسبت آغاز هفتمین دوره نمایشگاه مجازی کتاب تهران به همراه تصاویری از ایشان منتشر میشود. مرور این خاطرات، میتواند برای هرکدام از ما که در سرعت عصر دیجیتال و فضای مجازی اوقات زندگی را گم کردهایم، تلنگری باشد در اغتنام فرصت و بهره بردن از لحظات ناب زندگی.
کتاب کرایه میکردیم...
من (در نوجوانی) خیلی کتاب نگاه میکردم. پدرم کتابخانه خوبی داشت و خیلی از کتابها هم برای من مورد استفاده بود. البته خود ماها هم کتاب داشتیم و کتاب کرایه میکردیم. نزدیک منزل ما کتابفروشی کوچکی بود که کتاب کرایه میداد. من رمان که میخواندم، معمولاً از آنجا کرایه میکردم...، به کتابخانه آستان قدس هم مراجعه میکردم.

تصویری از بازدید رهبر شهید انقلاب از نمایشگاه کتاب تهران در دهه 60
آستان قدس هم در مشهد کتابخانه خیلی خوبی دارد. در دوره اوایل طلبگی، در همان سنین 15ـ16سالگی، به آنجا مراجعه میکردم. گاهی روزها به آنجا میرفتم و مشغول مطالعه میشدم. صدای اذان با بلندگو پخش میشد، اما بهقدری غرق مطالعه بودم که صدای اذان را نمیشنیدم! بلندگو خیلی نزدیک بود و صدای اذان خیلی شدید داخل قرائتخانه میآمد، اما ظهر که میشد، بعد از مدتی میفهمیدیم ظهر شده است.
دوره نوجوانی و جوانی را قدر بدانید
من در دوران نوجوانی زیاد مطالعه میکردم و میخواندم، هم کتاب تاریخ، هم کتاب ادبیات، هم کتاب شعر، هم کتاب قصه و رمان میخواندم. به کتاب قصه خیلی علاقه داشتم و خیلی از رمانهای معروف را در دوره نوجوانی خواندم، شعر هم میخواندم. من در دوره نوجوانی و جوانی، با بسیاری از دیوانهای شعر آشنا شدم. به کتاب تاریخ علاقه داشتم و چون درس عربی میخواندم با زبان عربی آشنا بودم، به حدیث هم علاقه داشتم. الآن احادیثی یادم است که آنها را در دوره نوجوانی خواندم و یادداشت کردم.
.
دفتر کوچکی داشتم که احادیث را در آن یادداشت میکردم. احادیثی را که دیروز یا همین هفته نگاه کرده باشم، یادم نمیماند؛ مگر اینکه یادآوریای وجود داشته باشد، اما آنهایی را که در آن دوره خواندم، کاملاً یادم است. شماها واقعاً باید دوره نوجوانی و جوانی را قدر بدانید. هرچه امروز مطالعه میکنید، برایتان میماند و هرگز از ذهنتان زدوده نمیشود.

بازدید از نمایشگاه کتاب تهران در زمان تصدی شهید علی لاریجانی بر وزارت ارشاد
این دوره نوجوانی، برای مطالعه کردن و یاد گرفتن، دوره خیلی خوبی است؛ واقعاً یک دوره طلایی است و با هیچ دوران دیگری قابل مقایسه نیست.
من میبینم با اینکه درسهای موجود از لحاظ حجم و محتوا خیلی سنگین نیست، اما بعضی از جوانان ما فرصتی برای خودشان نمیبینند که بتوانند مطالعه جنبی بکنند؛ در حالی که بهنظر من جوان میتواند هم درس بخواند، هم مطالعه کند و هم ورزش کند.
قبل خواب حتماً کتاب کنار دستتان باشد
در منزل خود من، همهی افراد، بدون استثنا، هرشب در حال مطالعه خوابشان میبرد. خود من هم همینطورم. نه اینکه وسط مطالعه خوابم ببرد. مطالعه میکنم، تا خوابم میآید، کتاب را میگذارم و میخوابم. همهی افراد خانهی ما، وقتی میخواهند بخوابند حتماً یک کتاب کنار دستشان است. من فکر میکنم که همهی خانوادههای ایرانی باید اینگونه باشند. توقع من، این است. باید پدرها و مادرها، بچهها را از اول با کتاب، محشور و مأنوس کنند. حتی بچههای کوچک باید با کتاب انس پیدا کنند. 1374/02/26

تصویری از رهبر شهید انقلاب در کتابخانه شخصیشان
اوقات بیکاری را با مطالعه کتاب جیبی پر کنید
من میخواهم خواهشی از مردم بکنم و آن این است: کسانی که وقتهای ضایع شوندهای دارند؛ مثلاً به اتوبوس یا تاکسی سوار میشوند، یا سوار وسیلهی نقلیهی خودشان هستند و دیگری ماشین را میراند، یا در جاهایی مثل مطب پزشک در حال انتظار به سر میبرند و به هرحال اوقاتی را در حال انتظار به بیکاری میگذرانند، در تمام این ساعات، کتاب بخوانند. کتاب در کیف یا جیب خود داشته باشند و در اتوبوس که نشستند، کتاب را باز کنند و بخوانند. وقتی هم به مقصد رسیدند، نشانی لای کتاب بگذارند و باز در فرصت یا فرصتهای بعدی آن را باز کنند و از همانجا بخوانند. 1375/02/22

آخرین تصویری که از رهبر شهید در کتابخانه شخصی ایشان منتشر شد
چند جلد کتاب قطور را در اتوبوس خواندم!
بنده خودم چند جلد قطور از یک عنوان کتاب را در اتوبوس خواندم! قضیه مربوط به قبل از انقلاب است که چند روزی برای انجام کاری از مشهد به تهران آمده بودم... وضعیت و فضای اتوبوسهای آن روزگار برای ما خیلی آزار دهنده بود و نمیتوانستیم تحمل کنیم. دلم میخواست سرم پایین باشد و خواندن کتاب در چنین وضعیتی بهترین کار بود.

ساعتی را که به این حالت میگذراندم احساس نمیکردم ضایع میشود. آن وقتها تقریباً یکساعت طول میکشید تا آدم با اتوبوس از جایی به جای دیگر میرفت. بعضی وقتها این جابجایی کمتر یا بیشتر هم طول میکشید. بههرحال چنین یکساعتهایی را احساس نمیکردم که ضایع میشود؛ چون کتاب میخواندم. 1375/02/22
انتهای پیام/