به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، به طور متعارف عامل قریب در پیدایش اختلافهای اجتماعی، ستیز و جنگ، منفعت مادی، توسعه قدرت، ثروت، سرزمین و سلطه بر دیگران است. اما کالبدشکافی علل ظهور جنگ، کبر و نخوت درونی برخی انسان ها، خوی طغیانگری و فزون خواهی آنها در برابر قانون الهی و حقوق برابر با دیگران است. ریشه ستیزهگری نیروهای کفر و شرک علیه توحید و ایمان، به لوازم تشریعات توحیدی از یک سو، و منیت نفسانی و استکبار انسان های فسادانگیز از سوی دیگر است که قوانین الهی و صراط حق را برنمی تابند. حضرت امام امیرالمومنین(ع) میفرماید: إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ، یُخَالَفُ فِیهَا کِتَابُ اللَّهِ وَ یَتَوَلَّى عَلَیْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَى غَیْرِ دِینِ اللَّهِ. (نهج البلاغه، کلام: 50)
در این یادداشت به قدر مجال، نکاتی هر چند به اختصار در باب چیستی و چرایی و چگونگی «جنگ آیینی تمدنی کفرطاغوتی با اسلام توحیدی» بیان میشود و سپس در کلامی دیگر برخی از ویژگی ها و خصلت های طرفین جنگ آیینی.
1.توحید واقعی قرآن، ملازم نفی طاغوت
وَ لَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ (سوره نحل، 36) توحید اطاعت خالص از خدای یگانه و نفی تبعیت از هرموجود دیگر است. «توحید» اساس دعوت انبیای الهی است. جهان بینی توحیدی همه انسانها را برخور از کرامت ذاتی و استعداد رسیدن به هدف های مادی و معنوی میداند. نمود اجتماعی بینش توحیدی، حکمرانی قانون الهی در نظامات اجتماعی و برابری همگان در پیروی از قانون خداست که متضمن صلاح آحاد جامعه و رشد و عدالت و امنیت همه است، اما اراده و اختیار انسان موجب خودبرتربینی برخی آدمیان و عصیان در برابر قانون الهی و طغیانگری، زورگویی و سلطهجویی بر دیگران میشود. شیطان و طاغوت آن قدرت شرانگیز و فسادافروز است که قوانین خدا و برابری انسانها در حقوق فطری و عدالت اجتماعی را مانع زیاده خواهی و استثمار و سلطهجویی خود می بیند.
قرآن شاکله باور توحیدی را بر دو قطب متقابل نفی طاغوت، و ایمان به الله استوار می داند. آشکار است که قطب شیاطین و طاغوت ها، در بستر حیات اجتماعی انسان، مقابل راه پیامبران خدا و مومنان خداباور قرار می گیرند، نه در عالم نامرئی. ستیز کفر و ایمان و کافر و مومن از این جا آغاز می شود. «وَ کَذلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوّاً شَیَاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً» (سوره انعام، 112) پس آنان دشمن خدا و مبدأ وحی اند. ذات اقدس اله از آنها به عنوان عدوّالله یاد می کند. چون توحید و حاکمیت دین خدا در برابر زیاده خواهی آنها می ایستد.
باطل همان خط مشی و نظامات اجتماعی ظالمانه در مقابل حق و سنت جهان و سرشت انسان است که توسط شیاطین جن و انس و طاغوت ها و خود برتربینان پدید می آید. فرعون عصرموسی مصداقی از شیطان و طاغوت بود. قرآن خوی او را خودبرتر دانی و کار او را ستم ورزی، جنایت و فساد توصیف می کند: إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاَ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ« (سوره قصص، 4) ؛ فرعون در زمین برتری کرد، و مردمان را به گروههای مختلف تقسیم نمود؛ گروهی را به ناتوانی میکشاند، پسرانشان را سر میبرید و زنانشان را (برای کنیزی) زنده نگه میداشت؛ او به یقین از مفسدان بود!
امروز نمود پیچیدهتری از راهبردها و قوانین تجاوزگرانه به حقوق انسانها را در نظام سرمایهداری غرب به ویژه در نظام امریکایی صهیونی شاهدیم که نماد کامل جاهلیت مدرن و انواع جنایت بر نسل است.
2. مشکل اصلی نظام کفر با نظام الهی
مشکل اصلی شیطانها و نظام کفر شیطانی، با نظام اجتماعی توحیدی و حکمرانی قانون الهی و برابری همه انسانها در تبعیت از قوانین تشریعی خدا و ناروایی سلطه بردیگران است. بنابراین آنها تمام اهتمام خویش در کار میبندند تا نور خدا و دین را که مانع زراندوزی و زورگویی است خاموش کنند. پس هدف نظام شیطانی مقابله با قانون توحیدی در جامعه و از میان بردن دین خداست.
«یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ» (سوره صف، 8)؛ آنها میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند؛ ولی خدا نور خود را کامل میکند هر چند کافران خوش نداشته باشند! تعبیر «یُرِیدُون» دلالت دارد که این، هدف دائم آنان است. البته آنها برای رسیدن به هدف خود طرح ها و نقشه های گوناگون دارند.
3. نظام کفر طاغوتی و شگرد مداهنه و سازش
یکی از شگردهای دشمنان حق ستیز(مکذّبین)، پیشنهاد «سازش» و معامله «بُرد بُرد» بر سر دین بوده است! آنها در پی آن بودند پیامبر اسلام یک مقدار نرمش نشان دهد تا با او بسازند. پاره ای از باورها و احکام دین را فرونهد تا از تو راضی شوند! «وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیُدْهِنُونَ» (سوره قلم، 9) اما بی درنگ پاسخ خداوند این است: از مکذّبان که پرسوگند، پَست، بسیارعیبجو، سخن چین، مانع الخیر، متجاوز، گنه پیشه، کینه توز، و بی اصل و ریشه اند، پیروی مکن! (سوره قلم، 10-13) در این عبارات ده خصلت دشمنان دین بیان می شود که درنگ پذیراست. «وَ لاَ تُطِعْ کُلَّ حَلاَّفٍ مَهِینٍ هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِیمٍ مَنَّاعٍ لِلْخَیْرِ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ عُتُلٍّ بَعْدَ ذٰلِکَ زَنِیمٍ. (سوره قلم،10- 13)» در ادامه به تکیه گاه ایشان یعنی عِدّه و عُدّه اشاره دارد.«أَنْ کَانَ ذَا مَالٍ وَ بَنِینَ (سوره قلم، 14)» وسرانجامشان را باز می گوید.«سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ (سوره قلم،16)»
4. نظام کفر طاغوتی و جنگ فکری فرهنگی
رکن دیگراز تلاش همیشگی دشمنان آیینی جنگ فکری نرم برای سست کردن ایمان موحّدان و گمراه کردن آنان بوده است. آنها با وجود آشکاری حقّ، از سَرحسادت تلاش میکنند که مسلمانان دست از دین بردارند. «وَدَّ کَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یَرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِکُمْ کُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِندِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ» (سوره بقره، 109)
5. جنگ اقتصادی نظام کفر طاغوتی
همواره یکی از ابزارها و روش های مرسوم دشمنان آیینی و جبهه کفر حربی بر علیه مومنان، ابزار محاصره اقتصادی و در تنگنای مالی گذاشتن مسلمانان بوده است. جریان دوران پر مشقّت شعب ابی طالب پیامبر اکرم و مسلمانان صدر اسلام نمونه ای از محاصره اقتصادی کفار مستکبر قریش علیه دین و دینداران است. تحریم های اقتصادی ستمکاران نظام استکباری امریکا بر علیه مردم ایران و نظام اسلامی یک سر فصل از جنایت های بیشمار این نظام ناپاک اپستینی است.
6. جنگ نظامی جبهه کفر حربی
اراده دشمنان دینی مسلمانان تنها محدود به تهاجم فرهنگی یا اقتصادی نبوده است. جبهه کفر حربی افزون بر جنگ اعتقادی، فرهنگی، اقتصادی همواره به صورت نهان و آشکار از قدرت سخت و جنگ نظامی استفاده می برند. «لاَ یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّی یَرُدُّوکُمْ عَن دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا» (سوره بقره، 217)
همان طور که آیه تصریح دارد این ستیز بیپایان جز با زبونی خصم کین ورز به فرجام نمیآید. هدف اصلی اقدام نظامی آنها نیز نابودی فکر، فرهنگ و تمدن مسلمانان است. هدف ریشه ای آنها فراتر از مسائل مادی و معامله پذبراست. آنان فکر و اندیشه استقلال جویانه و سلطه ناپذیر اسلامی را که میگوید: «وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» (سوره نساء، 141)، بر نمی تابند. از این رو قرآن در تعبیر دیگری فرمود: عداوت و ستیز کافران با شما پایانناپذیر است. مرزِ طمع آنان پیروی از آیین آنهاست. «وَلَنْ تَرْضَی عَنکَ الیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَی حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم» (سوره بقره، 120)
چنین نیست که اگر شما با آنها کار نداشته باشید، آنها شما را به حال خود بگذارند. «وَلَنْ تَرْضَی» نفی مؤکّد موبّد است. هم مشرکان و کفار متعصّب دیروز از سر لجاجت و حفظ منافع دنیوی، توحید را مقابل کفر و مرام مشرکانه خود می نگرند و دست از شما بر نمی دارند؛ هم مشرکان و کافران حربی امروز.
سخن باطل جویان دیروز و امروز این که این اصنام سنگی و چوبین، یا ایسم ها و قوانین و نظامات بشری را نگهدارید! این خط مشی چیزی است که باید برآن عَزم داشت!
«أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَی آلِهَتِکُمْ إِنَّ هذَا لَشَیْءٌ یُرَادُ» (سوره ص، 6)
7. راهبرد موفقیت در جنگ آیینی
قرآن راهبرد موفقیت مومنان خداباور در مقابله با دشمنان عقیدتیِ گردنکش را «آمادگی همه جانبه» می داند. « وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ» (سوره انفال، 60)؛ آمادگی در استحکام ایمان به خداوند. باور به این که «عزت» و «قوت» مطلق و مستقل تنها برای خداست و فرعون های زمان هر قدر بزرگ در برابر قدرت خدا حقیر و خواراند « وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللَّهِ وَأَنَّ اللَّهَ مُخْزِی الْکَافِرِینَ»(سوره توبه، 2) و ایمان به وعده صادق الهی در نصرت مومنان پایدار در راه خدا. «بَلَى إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَیَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هَذَا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ» (سوره آل عمران، 125)
آمادگی همه جانبه در عقیده، فکر و فرهنگ. آمادگی و قوی شدن همه جانبه در علم و فنّاوری، صنعت و اقتصاد و قدرت نظامی، تا در جان دشمنان رعب افکنده شود و محاسبات آنان در مورد مسلمانان تغییریابد و نومید شوند، اما دستور صریح قرآن در مقابله با کافران شروری که به هیچ قانونی پایبند نمی باشند، نظیر جنایتکاران آمریکایی صهیونی فعلی، این است:
1. با سران کفر بجنگید که به هیچ قانون و پیمانی پایبند نیستد. «وَإِنْ نَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ» (سوره توبه ،12)؛ و اگر سوگندهای خود را پس از پیمان شکستند و شما را در دینتان طعن زدند، پس با سران کفر بجنگید، زیرا آنان را هیچ پیمانى نیست؛ تا از پیمانشکنى باز ایستند.
2. جهاد تا رفع فتنه و جنگ و حاکمیت دین خدا. « وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا یَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» (سوره آل عمران، 39)؛ و با آنان بجنگید تا فتنه اى بر جا نماند و دین یکسر از آن خدا گردد. پس اگر باز ایستند، قطعا خدا به آنچه انجام مى دهند بیناست.
یادداشت از: حجتالاسلاموالمسلمین محمدباقر سعیدی روشن، رئیس پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
انتهای پیام/