به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، محمود خردمند، استاد دانشگاه، اقتصاددان و آیندهپژوه طی یادداشتی اختصاصی با عنوان "تحلیل جامع نتایج سفر ترامپ به چین و آخرین سناریوهای پیش روی ترامپ در حال حاضر" که در اختیار خبرگزاری قرار داد، نوشت:
دقیقاً همانطور که پیشبینی کردیم، سفر ترامپ به پکن با دستاوردی نزدیک به صفر و سرافکندگی محض برای او به پایان رسید.
اکنون ترامپ در بنبستی قرار دارد که خودش طراحی کرده بود.
خروج بدون دستاورد
سفر 40 ساعته ترامپ به پکن با خروجی بسیار ضعیف برای واشنگتن به پایان رسید. چین نه تنها درخواستهای آمریکا برای فشار بر ایران را نپذیرفت، بلکه بار دیگر بر مخالفت خود با جنگ تأکید کرد.
وزارت خارجه چین اعلام کرد: درگیری خسارات سنگینی به مردم ایران و سایر کشورهای منطقه وارد کرده است و راه حل را تنها مذاکره و گفتوگو دانست.
2. بیانیههای متناقض؛ پیروزی روایت چین
در حالی که کاخ سفید ادعا کرد دو طرف بر «باز ماندن تنگه هرمز» توافق کردهاند، بیانیه وزارت خارجه چین نه تنها اشارهای به «عوارض» یا «نظامیگری» در تنگه نکرد، بلکه صرفاً بر اصول چهارگانه خود (همزیستی مسالمتآمیز، گفتوگوی سیاسی، امنیت مشترک و همکاری توسعهمحور) تأکید ورزید.
3. عصبانیت ترامپ و تهدیدات نابودی
ترامپ که با دست خالی از پکن بازگشته، در مصاحبه با شبکههای آمریکایی هشدار داده: «ایران یا باید توافق کند، یا نابود خواهد شد». او همچنین دوباره ادعاهای خود را تکرار کرد که «ایران را از نظر نظامی در هم کوبیدهاند» و تهدید کرد که این کار را در صورت عدم پذیرش توافق مدنظر او ادامه خواهند داد؟!
4. واقعیت میدانی: آتشبس در حال مرگ
واقعیت میدانی کاملاً متفاوت از ادعاهای ترامپ است. بر اساس گزارشهای اطلاعاتی محرمانه آمریکا: ایران حدود 70 درصد از توان موشکی پیش از جنگ و همین میزان از پرتابگرهای متحرک خود را حفظ کرده است. ایران دسترسی به 30 سایت موشکی از 33 سایت در امتداد تنگه هرمز را بازسازی کرده است و استراتژی جدید ایران: «تنگه به روی همه باز است، اما به روی دشمنان بسته».
چرا چین به ترامپ کمک نکرد؟ تحلیل راهبردی
1. ایران یک برگ برنده است، نه یک بار اضافه
تحلیلگران مطرح جهان معتقدند چین از ایران به عنوان «کارت چانهزنی» در برابر آمریکا استفاده میکند. همانطور که الکس واتانکا از مؤسسه خاورمیانه میگوید: من نمیتوانم چیزی را تصور کنم که چین آنقدر به آن اهمیت بدهد که بخواهد به دولت ترامپ در جنگ با ایران کمک کند.
این یعنی ارزش اتحاد راهبری چین و ایران قابلیت قیمتگذاری ندارد.
2. هزینههای اقتصادی چین، قابل تحمل، اما فزاینده
جنگ ضربه سنگینی به اقتصاد چین زده است. واردات نفت خام چین در آوریل 20 درصد کاهش یافته و به پایینترین سطح در چهار سال اخیر رسیده است. با این حال، چین ترجیح میدهد با خرید نفت تخفیفدار ایران (بیش از 80 درصد نفت صادراتی ایران به چین میرود) و دور زدن تحریمها، هزینه را مدیریت کند تا اینکه مستقیماً به نفع آمریکا وارد شود.
ایران نیز سعی کرده تمام کشتیهای چینی بدون محدودیت از تنگه هرمز عبور کنند.
3. تراز قدرت جهانی در حال تغییر است
از دیدگاه استراتژیک بینالملل، گرفتار شدن آمریکا در باتلاق ایران به نفع چین است. یک جنگ طولانی، منابع نظامی و مالی آمریکا را تحلیل میبرد و مانع از تمرکز واشنگتن بر مهار چین در آسیا میشود. به همین دلیل، پکن هیچ عجلهای برای پایان دادن به این بحران ندارد.
ترامپ در چه بنبستی گرفتار شده است؟
ترامپ اکنون در یک معمای راهبردی واقعی گیر افتاده است: در بعد داخلی، فشار اقتصادی و سیاسی: براساس اعلام رسمی هزینه جنگ تاکنون 29 میلیارد دلار بوده است ولی بسیاری از سناتورهای آمریکا رقم واقعی جنگ را تا یکصد میلیارد دلار نیز عنوان کردهاند.
قیمت بنزین در آمریکا به بالای 5 دلار رسیده و تورم سرسامآور شده است. مهلت 60 روزه قانون جنگافزارها هفتهها پیش پایان یافته و مردم خواهان پایان جنگ هستند و محبوبیت ترامپ به پایینترین سطح ممکن سقوط کرده است.
بعد منطقهای: متحدان فراری
عربستان و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از ورود به جنگ گستردهتر وحشت دارند. استرالیا صرفاً یک هواپیمای نظارتی اعزام کرده، نه نیروی رزمی. امارات و قطر آشکارا نگران تبدیل شدن به هدف حملات ایران هستند.
بعد بینالمللی: انزوای آمریکا
چهل کشور اروپایی در نشستی اخیر خواستار پایان جنگ شدهاند. روسیه پیشنهاد داده اورانیوم غنیشده ایران را بپذیرد و چین از پذیرش درخواستهای آمریکا خودداری کرده است.
آخرین سناریوهای پیش روی ترامپ
سناریوی اول: تشدید ناامیدانه و عملیات نمایشی (احتمال 45 درصد)
ترامپ که با دست خالی از چین بازگشته، ممکن است دست به یک عملیات نظامی محدود، اما پر سر و صدا بزند تا یک «دستاورد کوچک» برای افکار عمومی آمریکا بسازد.
این عملیات میتواند شامل حملات هوایی به تأسیسات دریایی ایران در خلیج فارس یا تشدید تحرکات گروههای تجزیهطلب در مرزها باشد.
نشانهها: تهدیدات اخیر ترامپ درباره «نابودی» و ادعای «در هم کوبیدن ایران»، فشار نتانیاهو برای ادامه جنگ
هزینه: ریسک بالای ورود به جنگ تمامعیار و افزایش تلفات
سناریوی دوم: پذیرش دیپلماسی چین (احتمال 30 درصد)
ترامپ ناچار شود از طریق چین به مذاکرات بازگردد. در این سناریو، پکن میانجیگری میکند و ایران با دریافت تضمینهای اقتصادی، حاضر به مذاکره میشود.
ایران پیشنهاد داده بخشی از اورانیوم خود را رقیق کرده و بقیه را به روسیه منتقل کند. مذاکرات 30 روزه میتواند آغاز شود.
نشانهها: پذیرش ضمنی نیاز به مذاکره توسط مقامات آمریکایی
هزینه: پذیرش شکست سفید و از دست رفتن چهره برای ترامپ
سناریوی سوم: عقبنشینی آبرومندانه (احتمال 15 درصد)
ترامپ به این نتیجه برسد که ادامه جنگ به ضرر اوست و با اعلام «پیروزی» (هرچند ساختگی) از جنگ خارج شود. این سناریو نیازمند پذیرش برخی شروط ایران (مانند توقف محاصره) است.
نشانهها: تغییر لحن ناگهانی ترامپ و کاهش تهدیدات
هزینه: از دست رفتن اعتبار نزد پایگاه رأی جمهوریخواه
سناریوی چهارم: جنگ تمامعیار (احتمال 10 درصد)
اگر ترامپ تحت فشار تیم تندروی خود تصمیم به تشدید بیسابقه بگیرد، منطقه وارد فاز فاجعهبار جنگ تمامعیار میشود. با توجه به توان 70 درصدی موشکی ایران، پاسخ تهران ویرانگر خواهد بود. این سناریو کماحتمالترین، اما کابوسوارترین گزینه است.
نشانهها: خروج دیپلماتها از منطقه، اظهارات آخرین اخطار
هزینه: فاجعه انسانی و اقتصادی برای کل جهان
ترامپ پس از سفر به چین، در بدترین وضعیت ممکن قرار دارد. چین نه تنها به او کمک نکرد، بلکه برگ برنده را در اختیار گرفت. ایران همچنان توان موشکی خود را حفظ کرده و تنگه هرمز را محکم در کنترل دارد.
محتملترین سناریو، تشدید ناامیدانه و محدود (سناریوی اول) است تا ترامپ بتواند شکست دیپلماتیک چین را با یک پیروزی نمایشی جبران کند. اما ریسک این کار، ورود به جنگ تمامعیار است.
تنها راه خروج آبرومندانه برای ترامپ، پذیرش دیپلماسی و عقبنشینی تدریجی است.
ایران اکنون در قویترین جایگاه خود از ابتدای جنگ تاکنون قرار دارد؛ هم از نظر میدانی و هم از نظر دیپلماتیک.
پنجره فرصت پایان بحران در حال بسته شدن برای ترامپ است و تنها چند روز دیگر اوضاع برای او غیرقابل کنترل خواهد بود و اقتصاد آمریکا تاوان سنگینی خواهد داد! ترامپ مجبور است به سرعت تصمیم بگیرد.
انتهای پیام/424