به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، واژه «امام» در ادبیات اسلامی دارای بار معنایی متکثری است و به معانی گوناگونی چون پیشوا، رهبر، صاحبامر و مقتدا به کار رفته است. استعمال این واژه در معنای عام برای پیشوایان دینی و سیاسی سابقهای طولانی در تاریخ اسلام دارد. مسئله امروزین در این زمینه آن است که آیا در عرف دینی معاصر، میتوان واژه «امام» را برای «ولیفقیه» – که منصبی ریشهدار در فقه سیاسی اسلامی است – به کار برد؟
مبانی قرآنی و فقهی کاربرد واژه «امام»
در اسلام، فقیه جامعالشرایط در عصر غیبت، وظیفه هدایت، تدبیر سیاسی، حفظ حدود الهی و اداره امور امت را بر عهده دارد.
بررسی آیات قرآن نشان میدهد که واژه «امام» و جمع آن «أَئِمَّة» منحصراً برای معصومین به کار نرفته است، بلکه در جاهایی به معنای مطلقِ «پیشوا»، «رهبر» و «الگو» هم استعمال شده است.
در سوره فرقان آیه 74، خداوند دعای بندگان صالح (عباد الرحمن) را اینگونه بیان میفرماید: «وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا» (و ما را پیشوای پرهیزگاران قرار ده). در اینجا مقام امامت به عنوان آرمانی برای مؤمنانِ پرهیزگار مطرح شده است که نشان میدهد اطلاق این واژه بر انسانهای صالح و غیرمعصوم که قابلیت الگو بودن دارند، جایز است.
برای اثبات این موضوع میتوان به سوره توبه آیه 12 اشاره کرد که میفرماید: «فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ» (پس با پیشوایان کفر بجنگید).
از منظر قرآنی، کارکردهای سیاسی و هدایتگرایانه ولایت فقیه با مفهوم لغوی و قرآنی «امامت» (به معنای پیشوایی مؤمنان در مسیر حق) همخوانی کامل دارد و از نظر ادبیات قرآنی، منعی برای اطلاق این واژه بر رهبر جامعه اسلامی وجود ندارد.
تمایز عرفی میان امام معصوم و امام غیرمعصوم
در سنت اسلامی، تفاوت بنیادین میان «ائمه معصومین (ع)» و دیگر رهبران دینی از حیث مقام، حجیت، عصمت و ویژگیهای معرفتی و الهی کاملاً روشن و مبرهن است. کاربرد واژه «امام» در مورد ولیفقیه و حاکم جامعه، الزاماً به معنای ادعای عصمت یا نفی این تمایز بنیادین نیست؛ بلکه در همان محدوده معنایی «پیشوا و رهبر پرهیزگاران» (مانند آیه 74 سوره فرقان) فهم و تفسیر میشود.
در عرف رایج دینی نیز واژه «امام» مکرراً برای مصادیقی غیر از معصومان به کار رفته است؛ از جمله ترکیبهای آشنایی نظیر «امام جماعت»، «امام جمعه» و کاربرد تاریخی آن برای علمای بزرگ و پیشوایان مذاهب.
تولید معنا
تحلیل گفتمانی نشان میدهد که واژگان دینی صرفاً کارکرد توصیفی ندارند؛ بلکه در تولید معنا، ایجاد پیوندهای نمادین و شکلدهی به احساس تعلقِ جمعی نقش فعالی ایفا میکنند. بر این اساس، کاربرد عنوان «امام» میتواند به عنوان یک نشانه زبانی و قرآنی عمل کرده و رهبر سیاسی_دینی را در جایگاه و منزلت «پیشوایی امت» در ذهن مخاطب بازنمایی کند و این بازنمایی موجبات تحکیم بیشتر جامعه اسلامی را پدید خواهد آورد.
ابعاد جامعهشناختی
در جامعهشناسی دین، زبان و واژگان دینی در شکلدهی به هویت و اقتدار نمادین نقش بسزایی دارند. بهکارگیری عنوان «امام» با پشتوانه قرآنی آن، میتواند منجر به دستاوردهایی زیر شود؛
الف)افزایش سرمایه رهبر دینی در جهان اسلام؛
ب) تقویت پیوندهای ذهنی، اعتقادی و عاطفی میان امت و نهاد ولایت
ج) تثبیت برداشت «پیشوایی و هدایتگری امت» در افکار عمومی جهان اسلام، فراتر از مرزهای جغرافیایی و به جای تمرکزِ صرف بر «تصدی مدیریتی و اجرایی».
کاربرد عناوین مستقیماً بر ادراک عمومی اثر میگذارد. از این رو، اطلاق واژه «امام» به لحاظ جامعهشناختی پیامدهایی چون «افزایش انسجام هویتی در میان پیروان» و «تغییر در شدت عاطفی و آیینی در خطابها و مناسک» را به همراه خواهد داشت.
با توجه به گستره معنایی واژه «امام» در قرآن کریم و عرف دینی لزوماً ملازم با عصمت نیست، لذا اطلاق این عنوان بر ولی فقیه در امتداد امامت امت، است. افزون بر این، از منظر جامعهشناختی و گفتمانی، کاربرد این واژه موجب تقویت پیوندهای عاطفی، ارتقای انسجام هویتی امت و تثبیت جایگاه معنوی و هدایتگری رهبر جامعه در افکار عمومی میگردد، لذا باید مقام معظم رهبری را «امام سید مجتبی حسینی خامنهای» بخوانیم.
یادداشت از: حجتالاسلاموالمسلمین احمد کوثری، مدیر گروه امت و تمدن پژوهشکده باقرالعلوم
انتهای پیام/