به گزارش خبرگزاری تسنیم از ایلام، در یک نگاه مبتنی بر دانش تصمیمگیری و سنجش گزینههای رقیب، رویارویی ایران و آمریکا بیش از آنکه یک مسابقه تسلیحاتی ساده باشد، به «بازی ارادهها» شبیه است. در این بازی، آنکه بهای شکست برایش بالاتر باشد و توان تحمل هزینههای سنگینتر را داشته باشد، دست برتر را پیدا میکند.
1. معمایی که به سود ایران حل شد
باور رایج این است که هر که موشک بیشتر و پیشرفتهتری دارد، حتماً پیروز میدان است. اما تجربه عملی نشان داده که در این رویارویی خاص، «قانون بقا» و «صرفه اقتصادی» بر «کیفیت فنی محض» برتری یافته است.
در این معمای راهبردی، ایران در موقعیتی قرار دارد که باخت برایش پایانپذیر نیست؛ یعنی انگیزهای برای عقبنشینی ندارد. در مقابل، آمریکا به دنبال تغییر رفتار یا گرفتن امتیاز است؛ نه نابودی کامل. این تفاوت در «سرمایه خطرپذیر» باعث شده که ایران عملاً فرمان را قفل کند و بازی را به تساوی نکشد، بلکه به نفع خود تمام کند.
2. نبرد هزینهها؛ جایی که زرادخانه ایرانی برگ برنده را در دست دارد
نیروی موشکی ایران با معماری ویژهای طراحی شده که نقطه اتکای اصلی آن «مقاومسازی در برابر ضربه اول» و «اشباع سامانههای پرهزینه دشمن» است:
· موشک ارزان در برابر رهگیر گرانقیمت: هر موشک یا پهپاد ایرانی با هزینه ای اندک ساخته میشود، در حالی که هر پدافند پیشرفته آمریکایی بهایی معادل دهها میلیون دلار دارد. این عدم تعادل هزینه به نفع ایران است و دشمن را مجبور به مصرف زرادخانههای گرانقیمت برای اهدافی ارزانقیمت میکند.
· بازیابی سریعتر از تخریب: برخلاف فرض اولیه که حملات هوایی آمریکا توان موشکی ایران را فلج میکند، واقعیت میدانی نشان میدهد که بیش از دو‑سوم پرتابگرهای متحرک و انبارهای اصلی موشکی سالم ماندهاند و زنجیره تولید دوباره برقرار شده است. ایران با سکوهای سیار و تأسیسات زیرزمینی، نرخ بازیابی را بالاتر از نرخ تخریب دشمن نگه داشته است.
3. برگ برنده جغرافیایی؛ تنگهای که معادله را تغییر میدهد
داوری یک بازی تنها در آسمان یا دریا خلاصه نمیشود. ایران با قرار گرفتن بر کمربند ترانزیت انرژی، اهرمی فراتر از موشک در اختیار دارد. اگر آمریکا نتواند همه توان موشکی ایران را یکباره از کار بیندازد – که نشدنی است – ایران میتواند امنیت انرژی جهان را هدف بگیرد. این نقطه فشار، خود به ابزاری برای وادارکردن آمریکا و متحدانش به بازتعریف سود و زیان تبدیل میشود.
4. نتیجه نهایی: شکست اهداف دشمن، تثبیت بازدارندگی ایران
هدف اعلامی آمریکا در آخرین رویارویی جدی، «تغییر رفتار بنیادین» یا «تغییر ساختار قدرت» در ایران بود. اما پس از گذشت زمان کافی و تحمل هزینههای واقعی، مشخص شد:
· ایران نه تنها از نظر توان موشکی تضعیف نشده، بلکه شاخصهای بازیابی، بقا و تولید را بهبود بخشیده است.
· آمریکا مجبور به عقبنشینی از برخی پایگاههای خط مقدم و تعدیل پروازهای تهاجمی شده است.
· گزینه گسترش جنگ به دلیل ناتوانی در تأمین هزینههای نهایی آن، از دستور کار خارج شده است.
از منظر دانش بازیها، ایران با تبدیل جنگ قابل پیشبینی به «جنگی فرسایشی و هزینهزا»، ابتکار عمل را گرفته و آمریکا را در موقعیتی قرار داده که یا شکست نسبی را بپذیرد، یا وارد درگیری بیپایانی شود که پیشبینی پایانش ممکن نیست.
برتری ایران در این رویارویی، نه برتری در تعداد موشک یا فناوری صِرف، بلکه برتری در «معماری تحملپذیری و بقا» است. توانایی برای تحمل ضربه اول، بازیابی سریع، تحمیل هزینههای نامتناسب بر دشمن و بهرهمندی از اهرم جغرافیایی، مجموعهای ساخته که معادله قدرت سنتی را بر هم زده و پیروزی شتابزده را برای ابرقدرت به سرابی تبدیل کرده است. نتیجه میدانی و راهبردی این تقابل چیزی جز تثبیت بازدارندگی ایران و شکست در دستیابی به اهداف حداکثری آمریکا نیست.
رضا میرزاد، دکترای اندیشه سیاسی
انتهای پیام/180/