به گزارش خبرگزاری تسنیم، محمدرضا سبزعلیپور رئیس مرکز تجارت جهانی ایران در واکنش به اهداف دشمن متوهم آمریکایی – صهیونی از حمله وحشیانه به ایران طی تحلیلی اظهار داشت: ملت شریف ایران در 48 سال گذشته، همواره از جانب صهیونیستهای تروریست و همچنین دولت آمریکا و همپیمانانش احساس خطر و ناامنی کرده و همیشه تصور همگان بر این بوده که دشمن تروریستی جهانخوار قصد تجاوز و ضربه به ایران و ایرانی را دارد، بر همین مبنا، این نوع رفتار و برخورد دولتهای تروریستی باعث شده تا طی نیم قرن گذشته، ایرانیان و نظام جمهوری اسلامی، هرگز به این دولتها اعتماد نداشته باشد که صد البته این بی اعتمادی، چندان بی راه و نادرست هم نبوده است.
مروری بر بخشی از جنایات آمریکا علیه مردم ایران
از زمان پیروزی انقلاب تاکنون حدود پنج دهه میگذرد و متأسفانه دولتمردان آمریکا در این سالها با در پیش گرفتن سیاست خصمانه و با اقدامات آشکار و ترفندها و توطئه های پیدا و پنهان، نه تنها از هیچ عملی علیه مردم و نظام جمهوری اسلامی دریغ نکرده اند، بلکه روز به روز بر شدت آن نیز افزوده اند.
از کودتای 28 مرداد و سرنگونی دولت ملی و استقرار دیکتاتوری محمدرضا که بگذریم، میتوانیم به دیگر موارد و عملیات خصمانه دولت آمریکا برعلیه ایران به شرح زیر اشاره کنیم:
* جاسوسی سفارتخانه آمریکا در ابتدای انقلاب که منجربه تسخیر لانه جاسوسی و به مخاطره افتادن عیان منافع آمریکا شد!!
* لشگرکشی نظامی به صحرای طبس
* حمایت از گروههای تجزیه طلب برای شکست انقلاب مردم ایران
* کمک، حمایت همه جانبه و تجهیز دولت صدام جهت شکست ایران در جنگ تحمیلی 8 ساله
* حمایت تمام عیار از سازمان تروریستی منافقین
* جایزه دولت آمریکا به فرمانده « ناو وینسنس» بخاطر کشتار 290 نفر مسافر بی گناه ایرانی
* حمایت آشکار از فتنه گران و اعمال تشدید تحریم های وسیع اقتصادی برعلیه کشورمان
و دهها مورد دیگر از همین خصومت ها و شیطنت ها که جهت پرهیز از اطاله کلام از ذکر تک تک آنها خودداری میکنم!!
اما در سال گذشته اوج قساوت و دشمنی دولت تروریستی آمریکا بر علیه کشورمان به نمایش گذاشته شد و در دو مرحله با حمله نظامی، تلاش مذبوحانه، دشمنی و نیت تسلط بر ایران و ذخایر گرانبهای آنرا پس از 50 سال (نیم قرن) از قوه به فعل تبدیل و اجرایی نمود!!
جنگ دوازده روزه درگیری نظامی و مسلحانهای میان ایران و اسرائیل بود که با حمایت و پشتیبانی همه جانبه آمریکا از تاریخ 23 خرداد آغاز و تا 3 تیر 1404 به طول انجامید.
آنچه در آن 12 روز برای ما اهمیت داشت، موج همدلی و همراهی مردم شریف ایران بود؛ فضایی که معمولاً در روایت های رسمی کمتر دیده میشود که همین حمایت و همدلی و ایستادگی مردم، موجب قوت قلب مسئولین و نیروهای مسلح شد و در نهایت باعث شکست دشمن و پیروزی کشورمان شد!!
جنگ تحمیلی 40 روزه (جنگ رمضان) که با اعتلاف و همکاری ترامپ متوهم و نتانیاهوی کودک کش در تاریخ 9 اسفند 1404 مجدداً بر علیه کشورمان آغاز و پس از 40 روز جنگ و دفاع ایران در برایر حملات وحشیانه دشمن آمریکایی _ صهیونی بالاخره طبق آتش بس درخواستی آمریکا در تاریخ 18 فروردین 1405 فعلاً متوقف و گفتگوهای مقامات آمریکایی و ایرانی با میانجیگری دولت پاکستان جهت رسیدن به صلحی جامع و آتش بسی انجام شد و هم اکنون وضعیت آتش زیر خاکستر حاکم میباشد که هر لحظه احتمال آغاز جنگ وجود دارد!!
علیپور تشریح نمود: این جنگ که مجدداً در بین مذاکرات توسط ترامپ متوهم و با هدف براندازی نظام، از بین بردن توان هسته ای و موشکی، بدست آوردن 400 کیلو اورانیوم غنی شده و نهایتاً تسلط بر ذخایر نفتی ایران آغاز شد، که با یک نقطه شوکآور گره خورده است؛ جنگ و حملاتی که نه صرفاً به زیرساخت های نظامی، بلکه به قلب نمادهای انسانی و اعتقادی جامعه ایرانی انجام شد. در نخستین ساعات این عملیات در مورخ نهم اسفند ماه 1404 مجموعه آموزشی « شجره طیبه» در شهر میناب هدف حمله قرار گرفت؛ جایی که بنابه گزارشات رسمی هلال احمر ، 168 دانشآموز و کادر آموزشی در آن مدرسه به شهادت رسیدند.
همزمان با این حمله، موج دیگری از عملیات و حملات دشمن، مراکز حساس در تهران را هدف قرار داد. در میان این اهداف، بیت رهبری نیز قرار داشت؛ جایی که محل شهادت رهبر انقلاب و دیگر فرماندهان ارشد جمهوری اسلامی ایران بوده است. این واقعه، در ادبیات رسانهای ایران، به عنوان لحظهای تعیین کننده و آغازگر فاز جدیدی از جنگ توصیف میشود؛ لحظهای که معادلات پیشین را به کلی تغییر داد و تقابل را از سطح تنش های کنترل شده به یک جنگ تمام عیار منطقه ای و بسته شدن تنگه هرمز سوق داد.
سبزعلیپور گفت: پس از گذشت حدود 75 روز از آغاز "جنگ رمضان" و بسته شدن "تنگه هرمز" و با وجود انجام یک دور مذاکرات طرفین در اسلام آباد پاکستان، نه تنها ترامپ نادان به هیچیک از اهدافش در این جنگ دست نیافته بلکه در باتلاق جنگ با ایران هم فرو رفته است!! نکته مهم اینکه با وجود بزرگترین و قدرتمندترین ارتش جهان البته به زعم خودش، هنوز در جنگ پیروز نشده و نتوانسته ایران را تصاحب کند و جدای از این ناکامی ها، اقتصاد جهان را به هم ریخته، غالب کشورهای دنیا را عصبانی و سرشار از مشکل نموده، همپیمانان اروپایی اش را هم از دست داده و دست آخر محبوبیتش در آمریکا به پایین ترین حد رسیده و درکل در منجلاب ندانم کاری خود گیر کرده است!! تحلیلگران این وضعیت را «جنگ منجمد» مینامند، به معنای نه پیروزی، نه توافق، و نه راه خروج.
ایران با تسلط بر تنگه هرمز فهمیده که میتواند اقتصاد جهانی را متاثر کند. از همین رو به جرأت میتوان گفت که ایران از قبل جنگ هم قوی تر شده است!!
ایران در این جنگ شکست نخورده و فقط مشغول خریدن وقت است و این باتلاق احتمالاً بزرگترین میراث ترامپ متوهم میباشد.
مع الوصف ایران، دونالد ترامپ را در این جنگ به دام انداخته و رئیسجمهوری آمریکا باید بین از سرگیری حملات هوایی یا پذیرش شرایط صلح که مسئله هستهای ایران را به طور نامحدود به تعویق میاندازد، یکی را انتخاب کند.
در خصوص محاصره دریایی ایران به دستور ترامپ و موفقیت آمیز خواندن آن از سوی رئیسجمهوری آمریکا، باید تصریح کنم که اگر چه ایرانیها از نظر ظرفیت نظامی از آمریکا ضعیف تر هستند اما تهران نشان داده است که برای تاثیرگذاری بر دشمن نیازی به برابری نظامی با ایالات متحده ندارد.
همچنانکه تارنمای ردیاب کشتی «کپلر» اذعان میکند که توانایی ایران در مهار کشتیرانی در تنگه هرمز کاملاً بارز است و جریان نفت از این گلوگاه در ماه آوریل (فروردین و اردیبهشت) 95 درصد کاهش یافته است و تزریق درد اقتصادی به سراسر جهان، برگ برندهای است که ایران تا حد امکان از آن استفاده کرده است.
به باور تحلیلگران بین المللی، در واقع همانقدر که ترامپ فروپاشی اقتصادی ایران را هدف قرار داده است، تهران نیز در تلاش است تا فشار مالی را در واشنگتن به حدی برساند که رئیس جمهوری آمریکا مجبور شود موضع خود را مورد ارزیابی دوباره قرار دهد و توافقی مطابق میل تهران امضا کند و این واقعیت را هم بخوبی بپذیرد که ایران، خاری در چشم ترامپ و همپیمانانش میباشد.
ترامپ اگر چه بواسطه پُرروئی اش اعتراف نمیکند اما واقعاً گیر افتاده است. هیچیک از گزینه های پیش روی او ایدهآل نیستند و همه آنها خطراتی را به همراه دارند. در واقع رئیس جمهوری آمریکا بین از سرگیری یک کارزار نظامی که ترجیح میدهد از آن دوری کند و پذیرش شرایط صلح با ایران، گیر افتاده است؛ پیشنهاداتی که شامل به تعویق انداختن مسئلۀ هستهای ایران به تاریخی نامشخص در آینده و تحمل وضع موجود جدید در تنگۀ هرمز میشود.
با توجه به سوابق عملکردی ایران، احتمال اینکه تداوم محاصره دریایی، تهران را مجبور به تسلیم در برابر خواسته های واشنگتن کند، بی تردید کم و چیزی حدود صفر درصد است. در واقع هر چه محاصره آمریکا طولانیتر شود، ایران مدت بیشتری به محاصره خود پایبند خواهد ماند و احتمال بازگشت آن به پای میز مذاکره کمتر میشود.
رئیس مرکز تجارت جهانی ایران در خاتمۀ این تحلیل تأکید نمود تنها راه پایان وضعیت کنونی دستیابی به یک توافق قابل قبول با تهران است که درک این واقعیت اگر نگوییم، چند ماه، ممکن است هفته ها طول بکشد، ولیکن با توجه به هزینه های سنگین سیاسی، اقتصادی، مالی، بین المللی و حیثیتی این جنگ برای آمریکا، ترامپ متوهم مجبور است تا در نهایت به توافقنامۀ مورد نظر ایران تن دهد، هرچند لازم به ذکر است که از این رئیس جمهور دیوانه، اخذ تصمیمات دیوانه وار و انجام عملیات غیر قابل پیش بینی بعید نیست که میتواند با کارهای خود هر تحلیلی را با بن بست مواجه کند.
انتهای پیام/