به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، دادههای ثبتشده از عملیاتهای مقاومت لبنان تنها در یک روز، یعنی دیروز، نشان میدهد که پهپادهای انتحاری از یک سلاح پشتیبانی به یک ابزار اصلی درگیری تبدیل شدهاند که برای مدیریت فرسایش روزانه علیه نیروهای اشغالگر اسرائیلی مستقر در روستاهای اشغالی جنوب لبنان استفاده میشود،
همین امر، افزایش نگرانی در نهاد نظامی اسرائیل و بحث فزاینده در رسانههای عبری درباره ناتوانی سیستمهای دفاعی فعلی در مهار این تهدید را توضیح میدهد.
شکار نظامیان صهیونیست در «نوار امنیتی»
از نظر کمّی و کیفی، عملیاتهای دیروز حزبالله نشان میدهد که مقاومت در عرض چند ساعت حداقل 12 عملیات مستقیم با پهپادهای انتحاری انجام داده است که اهداف متعددی از جمله تانکهای مرکاوا، بولدوزرهای D9، مراکز فرماندهی، تجمع سربازان، تجهیزات فنی و وسایل ارتباطی را شامل میشود.
این تنوع در اهداف نشان میدهد که پهپادهای حزب الله دیگر صرفاً برای حمله به اهداف ثابت یا دارای ارزش نمادین استفاده نمیشوند، بلکه به بخشی از یک بانک اهداف میدانی یکپارچه تبدیل شدهاند که تمام عناصر ساختار عملیاتی نیروهای دشمن در داخل نوار اشغالی در جنوب لبنان را هدف قرار میدهد.
مهمترین نکته در این عملیاتها این است که دیروز پهپادها بر نقاط استقرار و تجمع واقعی نیروهای اشغالگر در داخل روستاهای مرزی مانند دیر سریان، البیاضه، طیرحرفا، جل العلام و الخیام متمرکز بودند، به این معنی که مقاومت از الگوی رصد تحرکات و سپس حمله به آنها استفاده میکند، این امر شدت هدفگیری مکرر منطقه خله راج در دیر سریان را توضیح میدهد که در عرض چند ساعت مورد حملات متوالی قرار گرفت.
این عملیاتها همچنین نشاندهنده تشدید کیفی در ماهیت استفاده از پهپادهاست، زیرا پهپادها از حملات فردی به عملیاتهایی در قالب آرایشهای تهاجمی ترکیبی منتقل شدهاند، مانند هدف قراردادن مقر فرماندهی در الخیام با دو پهپاد انتحاری، یا حمله به پایگاه تازهتأسیس بلاط با یک دسته پهپاد.
استراتژی «غرقکردن تاکتیکی» برای به دام انداختن دشمن
این تحول دارای اهمیت عملیاتی مهمی است، زیرا به این معنی است که مقاومت اکنون از اصل «غرقکردن تاکتیکی» استفاده میکند که تواناییهای رصد و رهگیری اسرائیل را بهویژه در محیطهای جغرافیایی تنگ و درهمتنیده فرسایش میدهد.
این امر مستقیماً با آنچه کانال 12 اسرائیل فاش کرد، مطابقت دارد که گزارش داد: فرماندهی شمالی ارتش اسرائیل متوجه شده است که رادارها و سیستمهای دفاعی سنتی دیگر برای مقابله با این نوع حملات کافی نیستند، بهویژه با توجه به اینکه درصد زیادی از پهپادها از هدایت فیبر نوری استفاده میکنند.
این رسانه صهیونیستی تأکید کرد که اهمیت این نوع هدایت این است که اثربخشی جنگ الکترونیکی و پارازیت را کاهش میدهد و ارتش را از یکی از مهمترین ابزارهای سنتی خود در مقابله با پهپادها محروم میکند، این امر علت اعتراف یک مسئول میدانی اسرائیلی درمورد این را که کشف پهپادها اغلب «خیلی دیر» انجام میشود، توضیح میدهد.
با مقایسه دادههای میدانی با اطلاعات منتشرشده اسرائیلی، مشخص میشود که ارتش صهیونیستی در تلاش است بهجای تکیه بر رهگیری هوایی دوربرد، به راهحلهای دفاعی «کوتاهبرد» و مرتبط با درگیری مستقیم روی آورد.
تصمیم برای توزیع صدها دوربین هوشمند «بیجیون» میان نیروهای زمینی، که توسط رسانههای اسرائیلی منتشر شد، علاوه بر درخواست مهمات ویژه ترکشزا از ایالات متحده، عملاً اعتراف ضمنی به شکست لایههای دفاعی سنتی در تأمین حفاظت کافی برای نیروهای مستقر در روستاهای اشغالی جنوب است.
مهمتر اینکه این اقدامات اسرائیلی بیشتر «ارتجالی و جبرانی» بهنظر میرسند تا بخشی از یک دکترین دفاعی پایدار. انتقال از تکیه بر رادارها و گنبد آهنین به درخواست از نظامیان برای شلیک مستقیم به پهپادها با استفاده از دوربینهای هوشمند به این معنی است که تهدید در سطح درگیری فردی در میدان مدیریت میشود، نه در سطح کنترل هوایی جامع که ارتش اشغالگر همیشه آن را تبلیغ میکرد.
از طریق عملیاتهای حزبالله، همچنین مشخص میشود که مقاومت بین پهپادها و سایر سلاحهای گرم در یک سیستم فرسایش یکپارچه ارتباط برقرار میکند، در این راستا، در بیش از یک محور، حملات توپخانهای، موشکهای هدایتشونده و رگبارهای موشکی همزمان یا متوالی با حملات پهپادی انجام شده است، که نشاندهنده تلاش برای اطمینانبخشی به نیروهای دشمن در میدان و سپس حمله به آنها با پهپادهای انتحاری در طول عملیات تخلیه یا تغییر موقعیت است،
این همان چیزی است که عملیات حزبالله در دیر سریان به آن اشاره دارد؛ جایی که ارتش اشغالگر مجبور شد نیروی پشتیبانی را برای بیرون کشیدن مجروحان تحت پوشش دود غلیظ آورد.
تشدید بحران اعتماد به ارتش اسرائیل در شمال اراضی اشغالی
از نظر سیاسی و روحی، این واقعیتها عامل اصلی در تشدید بحران اعتماد به ارتش اسرائیل در شهرکهای شمالی فلسطین اشغالی بهنظر میرسند، در این زمینه، رسانههای عبری دیگر فقط درباره میزان خسارات بحث نمیکنند، بلکه درباره اعتبار خود نهاد نظامی اسرائیل بحث میکنند.
حمله کانال 14 تلویزیون رژیم صهیونیستی به کابینه و ستادکل ارتش بهدلیل دروغپردازیها درباره واقعیت میدانی در جبهه لبنان، نشاندهنده گسترش شکاف بین روایت رسمی و واقعیت میدانی است که شهرکنشینان در شمال تجربه میکنند، همچنین، صحبت در مورد جلوگیری از انتشار اسناد مربوط به سقوط یا انفجار در شهرک شلومی، آن هم با سانسور، حساسیت نهاد امنیتی اسرائیل را نسبت به تأثیر پهپادهای حزبالله بر تصویر بازدارندگی این رژیم آشکار میکند.
بهطورکلی، وقایع ثبتشده در جبهه جنوب لبنان نشان میدهد که نبرد وارد مرحلهای شده است که در آن تأثیر برتری هوایی سنتی اسرائیل در برابر تاکتیکهای کمهزینه و بسیار مؤثر مقاومت کاهش مییابد.
پهپادهای انتحاری دیگر فقط یک سلاح کمکی نیستند، بلکه به ابزاری مرکزی برای تحمیل فرسایش دائمی بر نیروهای اسرائیلی در جنوب، ایجاد اختلال در جبهه داخلی در شمال فلسطین اشغالی و تضعیف وعده اسرائیل مبنی بر اینکه اشغال یک نوار امنیتی بهعمق 8 تا 10 کیلومتر در جنوب لبنان، امنیت را برای شهرکهای شمالی فراهم میکند، تبدیل شدهاند.
انتهای پیام/+