به گزارش خبرگزاری تسنیم از کوهدشت، در ارتفاعات کوهدشت، جایی که باد از لابهلای استخوانهای زاگرس عبور میکند و صخرهها مثل بدنهای فرسوده زمین بر هم تکیه دادهاند، دوباره نشانهای از اسطوره سر برآوردهاست.
هر شکاف سنگی در این جغرافیا، بخشی از گذشته را نمایان کرده، یکبار مفرغ، یکبار گور، یکبار نقشِ فراموششده حیوانی بر سینه سنگ، و اینبار، معماریای صخرهای در ارتفاعات دوردست، میان پرتگاهها و دیوارههای زاگرس.
در همین ارتفاعات است که مجموعهای دستکَند، موسوم به «چِلانه»، دوباره وارد روایت لرستان شده. این مجموعه بهگفته مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی لرستان، پس از بررسیهای اولیه، قابلیت ثبت در فهرست آثار ملی را دارد.
کشف و مستندسازی این مجموعه، آنگونه که عطا حسنپور اعلام کرده، میتواند یکی از مهمترین رخدادهای تازه در حوزه میراثفرهنگی زاگرس باشد؛ نه فقط بهخاطر معماری متفاوت آن، بلکه به این دلیل که چلانه مجموعهای از حافظه، آیین، افسانه و ترسهای کهن است که هنوز در ذهن مردم منطقه زنده ماندهاند.
کوهدشت در حافظه باستانشناسی ایران جایگاه ویژهای دارد. از مفرغهای لرستان تا محوطههای عصر آهن و غارهای کهن، این منطقه از مهمترین بسترهای تمدنی زاگرس بوده، اما تفاوت چلانه با بسیاری از کشفیات پیشین، در نوع معماری آن است.
معماری دستکَند صخرهای، صرفاً ساختوساز نیست؛ نوعی همزیستی با کوه است. در چنین فضاهایی، انسان سنگ را نمیشکند تا مصالح بهدست آورد؛ بلکه خود سنگ را به فضای زیست یا آیین تبدیل میکند. اتاق، پناهگاه، نیایشگاه یا محل خلوت، همگی از دل همان صخره بیرون میآیند.
در لرستان، معماری دستکَند صرفاً نوعی پناهگاه نبودهاست. این معماری، بخشی از ذهن اسطورهای مردم زاگرس بوده؛ ذهنی که کوه را مقدس میدانست، ارتفاع را نزدیکترین نقطه به نیروهای نادیدنی تلقی میکرد، و سنگ را حافظ راز.
بههمین دلیل است که بسیاری از فضاهای دستکَند لرستان، در نقاط صعبالعبور قرار دارند؛ جاهایی که دسترسی به آنها آسان نیست و همین دشواری، بخشی از معنای آن مکان بودهاست.
مجموعه چلانه نیز در چنین بستری قرار میگیرد؛ جایی در رأس ارتفاعات کوهدشت، میان سنگهایی که قرنها باد بر آنها وزیده و باران بر آنها کوبیده، اما هنوز بخشی از حافظه منطقه را در خود نگه داشتهاند.
در نخستین بررسیها، گروههای مستندسازی اقدام به نقشهبرداری، ثبت ساختارها و بررسی وضعیت حفاظتی مجموعه کردهاند. هنوز جزئیات کامل معماری منتشر نشده، اما توصیف اولیه نشان میدهد که با مجموعهای چندبخشی روبهرو هستیم که احتمالاً شامل پناهگاهها، اتاقکهای دستکَند و فضاهای آیینی بودهاست.
اما اهمیت این مجموعه فقط در ساختار فیزیکی آن نیست. در کوهدشت، هیچ سنگی صرفاً سنگ نیست. هر صخرهای که تراش خورده، حامل نوعی روایت است که میان تاریخ، افسانه و آیین حرکت میکند.
مدیرکل میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری لرستان نیز به همین مسئله اشاره کرده؛ به اینکه این اثر، در کنار ارزش تاریخی، از منظر میراث ناملموس نیز اهمیت دارد، زیرا افسانهها و روایتهای محلی بسیاری به آن گره خوردهاست.
معماری دستکَند، در بسیاری از فرهنگهای باستانی، رابطه مستقیمی با آیین و انزوا داشته است. در چنین معماریهایی، انسان نهتنها در طبیعت زندگی میکند، بلکه به نوعی با آن یکی میشود.
در زاگرس، کوه همیشه فقط کوه نبوده؛ پناه بوده، معبد بوده، جایگاه نیروهای ناشناخته بوده. بسیاری از باورهای بومی لرستان، کوه را دارای روح میدانند؛ موجودیکه میتواند محافظ یا خشمگین باشد.
در چنین بستری، ساخت فضایی آیینی در دل سنگ، معنایی فراتر از معماری پیدا میکند. اینجا دیگر فقط سرپناه نیست؛ ورود به بدن کوه است.
انتهای پیام/ 644