خبرگزاری تسنیم، یادداشت: نفیسه امامی، رئیس آموزش، ترویج و مشارکتهای مردمی اداره کل منابع طبیعی گلستان| مدیریت پایدار جنگلهای هیرکانی در سالهای اخیر در چارچوب سیاستهای کلان توسعهای کشور و با رویکردی مبتنی بر مشارکت جوامع محلی، وارد مرحلهای نوین شده است. این تحول، همسو با اولویتهای دولت جمهوری اسلامی ایران در حوزه مقابله با بیابانزایی، تخریب سرزمین و تغییر اقلیم، بر تقویت آموزشهای میدانی، ظرفیتسازی اجتماعی و بهرهگیری از سرمایه انسانی بومی استوار است. در این رویکرد، مردم بهعنوان ذینفعان اصلی منابع طبیعی، نه صرفاً مخاطب برنامهها بلکه شریک اجرایی و تصمیمساز محسوب میشوند.
در این چارچوب، تجربهها و دستاوردهای «پروژه بینالمللی ترسیب کربن» واجد اهمیت راهبردی است. این پروژه با هدف توسعه الگوی مدیریت مشارکتی، احیای اقتصادی منابع طبیعی تخریبشده در مناطق خشک و نیمهخشک، افزایش جذب کربن اتمسفر و کمک به مقابله با گرمایش جهانی طراحی و اجرا شده است. اجزای اصلی آن شامل محرومیتزدایی، تقویت کار گروهی، توانمندسازی جوامع محلی و احیای عرصههای طبیعی است. ظرفیتسازی اجتماعی در این پروژه، زمینهای فراهم کرده تا ساکنان مناطق هدف، نقش فعالتری در مدیریت منابع و تولید پایدار ایفا کرده و مسئولیتپذیری زیستمحیطی در سطح محلی نهادینه شود.
اگرچه پروژه ترسیب کربن عمدتاً در اقلیمهای خشک و نیمهخشک اجرا شده است، اما اصول بنیادین آن ـ بهویژه مشارکت واقعی مردم، توانمندسازی زنان و مردان بهصورت توأمان، و پیوند حفاظت منابع طبیعی با توسعه پایدار روستایی ـ در مدیریت جنگلهای هیرکانی نیز کاربردی و اثربخش بوده است. جنگلهای هیرکانی بهعنوان یکی از ارزشمندترین ذخیرهگاههای زیستی کشور، علاوه بر اهمیت اکولوژیک، نقشی تعیینکننده در تنظیم اقلیم منطقهای و ملی و ترسیب کربن دارند. از اینرو، هرگونه برنامه حفاظتی در این عرصهها، در عین حال بخشی از سیاست ملی مقابله با تغییر اقلیم محسوب میشود.
در استان گلستان و شهرستان آزادشهر، بهویژه در حوضه آبخیز خوشییلاق، اجرای دورههای آموزشی مدیریت پایدار جنگل با مشارکت بهرهبرداران و ساکنان محلی، نمونهای از تحقق عملی این رویکرد ملی است. در روستاهایی همچون وامنان و سایر سکونتگاههای پیرامونی، حضور تسهیلگران منابع طبیعی و برگزاری آموزشهای هدفمند در حوزه پیشگیری از حریق، حفاظت از عرصههای جنگلی، مشارکت در طرحهای ملی نظیر کاشت یک میلیارد درخت، به افزایش آمادگی و مسئولیتپذیری اجتماعی انجامیده است.
نتایج این اقدامات نشان میدهد در حوضههایی که مشارکت مردمی نهادینه شده، میزان بروز و گسترش آتشسوزی کاهش یافته، سرعت واکنش اولیه افزایش یافته و روند احیای پوشش گیاهی بهبود یافته است. این امر نهتنها موجب ارتقای حفاظت فیزیکی عرصههای جنگلی شده، بلکه ظرفیت ترسیب کربن این زیستبومها را نیز تثبیت و تقویت کرده است. به بیان دیگر، مدیریت مشارکتی جنگلهای هیرکانی، همزمان اهداف حفاظتی، توسعهای و اقلیمی کشور را محقق میسازد.
از منظر سیاستگذاری عمومی، پیوند میان حفاظت از منابع طبیعی و بهبود معیشت جوامع محلی، شرط اساسی پایداری این رویکرد است. تأکید بر توسعه فعالیتهای سازگار با محیطزیست، تقویت مشاغل سبز و حمایت از ابتکارات محلی، موجب میشود حفاظت از جنگل به بخشی از منافع اقتصادی و اجتماعی جامعه تبدیل گردد. این همافزایی، ضمن کاهش تعارضات، به تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش شاخصهای توسعه انسانی در مناطق هدف منجر میشود.
در مجموع، تجربه اجرای آموزشهای میدانی و الگوهای مشارکتی در جنگلهای هیرکانی، بهویژه در حوضه خوشییلاق آزادشهر، اوغان گالیکش و چهل چای مینودشت نشاندهنده کارآمدی رویکردی است که بر ظرفیتسازی، تسهیلگری و مشارکت فعال مردم استوار است. استمرار و تعمیم این الگو در سطح ملی میتواند ضمن صیانت از جنگلهای هیرکانی بهعنوان میراث طبیعی کشور، نقش جمهوری اسلامی ایران را در تحقق تعهدات زیستمحیطی و اقلیمی و پیشبرد اهداف توسعه پایدار بیش از پیش تقویت کند.
انتهای پیام/