به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، جَودَت ییلماز معاون رئیس جمهور ترکیه مهمترین مقام این کشور است که پس از 18 سال، به ارمنستان سفر کرده است. با این حال، حضور او در نشست ارمنستان، بازتاب رسانهای چندانی نداشت.
شاید این اتفاق سه دلیل مهم دارد؛ اول این که خود رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه در این نشست حاضر نبود و معاون او اساساً به اندازه رئیس، توان جلب توجه ندارد. دوم این که روابط ترکیه و اروپا همچنان در دوران انجماد قرار دارد. سوم این که اساساً ترکیه در صحنه سیاسی اروپا، به عنوان یک شریک و کنشگر مهم شناخته نمیشود و این موضوعی است که سران آنکارا از آن ناخشنود و گلهمند هستند.

برگزاری نشست ابتکار جامعه سیاسی اروپا در ایروان پایتخت ارمنستان، میتوانست فرصتی برای تقویت روابط ترکیه و سران کشورهای اروپایی باشد. اما واقعیت این است که سطح کنونی روابط و گلایههای مکرر مقامات آنکارا، زمینه ارتقای رابطه را ایجاد نمیکند.
چرا اردوغان گلایه کرد؟
روزنامههای صباح، ترکیه گازته، حریت، ینی شفق، آکشام و دیگر جراید نزدیک به حزب حاکم ترکیه، امروز تیتر مشترکی از زبان اردوغان نوشتند که دو جزء مهم دارد: «اروپا باید قدر ترکیه را بداند»، «این اروپاست که به ترکیه احتیاج دارد و نه بالعکس».

رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه و رهبر حزب عدالت و توسعه، دیروز همزمان با برگزاری نشست ایروان، در آنکارا و در گفتگو با خبرنگاران، از سخنان اخیر اورسلا فون درلاین رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا گلایه کرده و به این موضوع اشاره کرد که «اروپا از زمینههای مهم توسعه اقتصادی و تجاری گرفته تا مسائل دفاعی و امنیتی، محتاجِ شریک قدرتمندی به نام ترکیه است و باید قدر این شریک را بداند. این سخن اردوغان پس از آن اعلام شد که فون در لاین چند روز پیش گفته بود: «باید همه کشورهای قاره اروپا به عضویت اتحادیه درآیند تا تبدیل به منقطه نفوذ چینی، روس و ترک نشوند».
سخنان رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا یک بار دیگر، بحث معلق ماندن ترکیه بین دو محور غرب و شرق را پیش کشید و تحلیلگران میگویند: آنکارا برای تنظیم سیاست خارجی خود، گهگاه دچار سرگردانی و بیتعادلی میشود.
محور غرب، کافی نیست
ملیح آلتینوک از تحلیلگران نزدیک به حزب حاکم ترکیه در روزنامه صباح مینویسد: «محور سیاست خارجی ترکیه نمیتواند صرفاً به غرب محدود شود. آنها سعی کردند سخنان فون در لاین رئیس کمیسیون اروپا را به نوعی توجیه کنند. با این حال، به وضوح میتوان دید که نسبت به ترکیه پارانویا دارند. این در حالی است که اروپا در معادلات دفاعی – امنیتی، محتاج ترکیه است. چرا؟ چون اتحادیه اروپا که نمیتواند حتی یکصد هزار نفر سرباز جمع کند. ولی ترکیه دومین ارتش بزرگ ناتو را در اختیار دارد. اما با این وجود، اروپا باز هم ما را به عنوان یک شریک سیاسی نمیبیند. ولی زمانی که نگران امنیت خودشان میشوند، موضوع استقرار سامانههای پاتریوت اضافی توسط ناتو در اینجرلیک و مالاتیا و تأسیس یک ستاد جدید سپاه چند ملیتی در آدانا را پیش میکشند».
آلتینوک در ادامه، سرگردانی سیاست خارجی ترکیه بین محور شرق و غرب را توجیه کرده و میگوید: «خوشبختانه رئیس جمهور اردوغان که از زمان جنگ اوکراین یک نگرش موازنه ساز و تعادلی عظیم را دنبال کرده، با وجود همه حملات از داخل و خارج، موفق شده ترکیه را در مسیر مستقلی نگه دارد».

همزمان با مواضع تند و تیز فون درلاین علیه ترکیه، هاکان فیدان وزیر امور خارجه این کشور، چاره کار را در آن دید که به لندن برود و با همتای انگلیسی خود، یک توافق امنیتی امضا کند.
ولی تحلیلگران ترکیه معتقدند که انگلیس هم نمیتواند یک متفق قابل اعتماد برای آنکارا باشد. چرا که دست کم در همسویی با رژیم صهیونیستی، در پرونده مذاکرات اوکراین و همچنین در جریان مدیریت پرونده قبرس، در مسیر مخالف با منافع ترکیه حرکت کرده است.
شرایط به نفع ترکیه نیست
علاوه بر چالشهای مربوط به روابط سیاسی و اقتصادی با کشورهای اروپایی، ترکیه درباره سناریوهای مرتبط با جنگ آمریکا علیه ایران نیز، با ابهام استراتژیک و نگرانیهای جدی روبروست.
دنیز برکتای، ستوننویس روزنامه جمهوریت چاپ آنکارا میگوید: «با طولانی شدن جنگ، فشار بر ترکیه افزایش خواهد یافت. ما در شرایطی هستیم که ترکیه در میانه جنگ روسیه – اوکراین و جنگ آمریکا – ایران، عملاً سرگردان مانده است. جهان غرب در مورد ادامه یا پایان جنگ به دو اردوگاه ترامپ و مخالفان او تقسیم شده است. برای ترکیه پیگیری یک سیاست خارجی بیطرفانهتر و متعادلتر تا حدودی دشوارتر خواهد شد».
همچنین علی یالچین میگوید: «ما در سال 2026 دورهای را پشت سر میگذاریم که تنشهای جهانی در حال افزایش است و صفبندی بین بلوکهای غرب و شرق در حال تعمیق است. با بازگشت دونالد ترامپ به قدرت پس از انتخابات آمریکا، رویدادهایی مانند آدمربایی رئیس جمهور ونزوئلا و بمباران ایران ثابت میکند که امپریالیسم آمریکا وارد مرحله جدید و تهاجمی شده است. با این حال، تقلیل این تجاوز صرفاً به افراد اشتباه خواهد بود؛ این سیاست سختگیرانه دقیقاً همان چیزی است که سیستم سرمایهداری امروز به آن نیاز دارد. یک منطق اقتصادی روشن در پشت اقدامات ایالات متحده نهفته است. عملیات ونزوئلا دسترسی به ذخایر عظیم نفتی را فراهم میکند، در حالی که طرح حمله به ایران با هدف منزوی کردن چین با محروم کردن آن از کریدورهای انرژی انجام میشود. اساساً، این جنگ مبارزهای برای قدرت بین سرمایهداری آمریکایی و چینی است. در این شرایط، آلمان، ایتالیا و اسپانیا، تکلیف خود را با ناتو و آمریکا روشن کردند و ترکیه نیز باید دیدگاه واقعبینانهای داشته باشد».
تحلیلگران در آنکارا و استانبول، بر این باورند که دیوار بیاعتمادی بین ترکیه و اروپا بیش از هر زمان دیگری بلند شده است. در چنین شرایطی، ترکیه نمیتواند صرفاً روی این موضوع حساب باز کند که به خاطر داشتن نیروهای مسلح پرشمار، میتواند در معماری نوین دفاعی غرب، در کنار اروپا بایستد. چرا که در حوزه اقتصاد، ترکیه هنوز هم نتوانسته در خلق «معادله وابستگی متقابل»، کاری کند که بازارهای اروپایی را به خودش محتاج کند و اتفاقاً این ترکیه است که به شدت، به حفظ اروپا به عنوان مهمترین مقصد صادرات کالا محتاج است.
انتهای پیام/