به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، علامه بهابادی یزدی از چهرههای کمنظیر در پیوند میان اندیشه دینی، فلسفه و سیاست است؛ شخصیتی که توانست در بستر تحولات گسترده علمی و مذهبی این دوره، سهمی برجسته در تکوین عقلانیت شیعی و ارتقای سطح معرفتی جامعه اسلامی ایفا کند. اهمیت او نهفقط در مقام یک فقیه یا فیلسوف، بلکه بهعنوان نظریهپردازی است که هم بنیانهای اندیشه سیاسی شیعه را تقویت کرد و هم به جریان تمدنسازی عصر صفوی شکل بخشید.
جایگاه علمی و فکری
دوره صفوی نیازمند صورتبندی تازهای از معرفت دینی و ساماندهی فکری جامعه شیعی بود. علامه بهابادی یزدی در چنین فضایی با برخورداری از عمق علمی و خلاقیت نظری، توانست به یکی از پایهگذاران عقلانیت ساماندهنده این دوره تبدیل شود. او ضمن حفظ پیوستگی با میراث فقهی و کلامی پیشین، افقهای تازهای را برای فهم مناسبات دین، حکومت و جامعه گشود و بر اهمیت ایجاد نظام معرفتیِ منسجم برای اداره جامعه تأکید کرد.
دلالتهای سیاسی اندیشه
یکی از دستاوردهای مهم بهابادی، تبیین مفهوم «حکومت مبتنی بر شریعت و عدالت» در قالب چارچوبی عقلانی و قابل اجرا بود. در نگاه او، سامان سیاسی مشروع باید بر مبانی دینی، عدالت اجتماعی و هویت شیعی استوار باشد. او با بهرهگیری از فرصت تعامل با نخبگان و کارگزاران حکومتی، توانست نظریههایی در فقه سیاسی ارائه دهد که در شکلدهی به فهم جدیدی از حکومت شیعی نقش مؤثر داشت و در ادامه مسیر تحولات صفوی، اثرگذاری آن مشهود است.
پیوند با منطق سینوی
بُعد ممتاز دیگری از شخصیت فکری او، تأکید بر منطق ابنسینا و بهکارگیری آن در نظام معرفتی شیعه است. بهابادی معتقد بود که اجتهاد، تحلیل سیاسی و فهم مسائل اجتماعی بدون بنیانهای منطقی استوار نمیماند. او با بازخوانی دقیق منطق سینوی و بسط آن در خدمت فقه، کلام و تحلیلهای حکومتی، زمینهای برای افزایش دقت روشی و استدلالی علمای شیعه فراهم کرد. این تلاش، نقش مهمی در ارتقای سطح علمی حوزههای فکری در دوران صفوی داشت و به استحکام دستگاه معرفتی تمدن شیعی کمک کرد.
نقش تمدنی
اندیشه بهابادی تنها در سطح نظریهپردازی قرار نمیگیرد؛ بلکه در شکلگیری هویت فرهنگی، انسجام اجتماعی و بنیانهای تمدنی صفوی اثرگذار است. او با پیوند دادن سه حوزه «دانش دینی»، «ساختار سیاسی» و «هویت فرهنگی»، مدلی از دینداری اجتماعی و تمدنمند ارائه کرد که امکان تحقق عملی نظم شیعی را فراهم میساخت. نقش او در این فرآیند، نقشی زیرساختی و پایدار بوده است.
جمعبندی
علامه عبدالله بهابادی یزدی را میتوان اندیشمندی در مرز میان فقه، فلسفه، سیاست و تمدن دانست؛ متفکری که در بستر تحولات عصر صفوی توانست با بهرهگیری از ظرفیتهای معرفتی تشیع، بنیانهایی نظری برای سامان سیاسی و اجتماعی جامعه شیعی ارائه دهد. سهم او در تبیین عقلانیت دینی، تقویت مبانی فقه سیاسی و پیوند دادن دانش دینی با نیازهای اجتماعی، نقشی ماندگار در شکلگیری سنت فکری شیعه برجای گذاشته است.
اهمیت بازخوانی اندیشههای او تنها به شناخت تاریخ اندیشه در دوره صفوی محدود نمیشود، بلکه میتواند برای جامعه معاصر شیعه و ایران نیز الهامبخش باشد. تأکید او بر عقلانیت در استنباط دینی، پیوند دانش و مسئولیت اجتماعی، و ضرورت سامان اخلاقی و عادلانه قدرت سیاسی، از جمله اصولی است که همچنان در مواجهه با مسائل پیچیده جوامع اسلامی معاصر قابل توجه است. چنین رویکردی نشان میدهد که سنت فکری شیعه، علاوه بر ریشهداری تاریخی، ظرفیت آن را دارد که در مواجهه با تحولات جدید اجتماعی و فرهنگی نیز به تولید فهمی پویا و مسئولانه از نسبت دین، جامعه و نظم عمومی کمک کند.
از این منظر، توجه به میراث فکری اندیشمندانی چون بهابادی میتواند در تقویت گفتوگوی میان سنت دینی و نیازهای زمانه مؤثر باشد و زمینهای برای تعمیق عقلانیت دینی، ارتقای فرهنگ علمی و تقویت هویت فرهنگی در جامعه معاصر ایران فراهم آورد.
یادداشت از: محمدعلی شیرخانی، عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
انتهای پیام/