به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، دولت، ملت و نیروهای مسلح یمن پس از دو سال مجاهدت سرسختانه در جبهه پشتیبانی از نوار غزه در برابر حملات ددمنشانه رژیم صهیونیستی و تحمیل آتش بس و توافق تبادل اسرای فلسطینی و اسرائیلی، به رغم تحمل مصائب و آسیب های فراوان از آمادگی خود برای مشارکت در نبرد تحمیلی آمریکایی-صهیونیستی علیه ایران سخن گفته و تهدید کرده است که دستان توانمند نظامیان یمنی بر روی ماشه است.
.
یمنیها با در دست داشتن اداره و کنترل امنیت باب المندب در دهانه دریای سرخ نقشی کلیدی را در تضمین امنیت ناوبری و کشتیرانی و جریان انرژی جهانی ایفا میکنند، امری که در صورت ادامه اقدامات خصمانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورهای محور مقاومت به ویژه ایران می تواند ضرباتی مهلک و جبران ناپذیر را متوجه منافع آمریکا و متحدان غربی این کشور و همچنین رژیم صهیونیستی وارد سازد.
بر همین راستا «یحیی سریع»، سخنگوی نیروهای مسلح یمن در بحبوحه روزهای نبرد 40 روزه رمضان در پیامی مهم که در دوازدهمین سالروز «روز ملی ایستادگی یمن» که هرساله بهمناسبت آغاز تجاوز ائتلاف بینالمللی تحت رهبری عربستان برگزار میشود، منتشر شد از آمادگی صنعا برای ورود به جبهه حمایت و پشتیبانی از محور مقاومت و در رأس آن جمهوری اسلامی ایران در نبرد با تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی خبر داد.
سخنگوی نیروهای مسلح یمن ضمن آنکه تهدید کرد دستان توانمند نیروهای مسلح یمن برای ورود به این نبرد بهروی ماشه قرار دارد افزود؛ افزودیمن در صورت وقوع هر یک از سناریوهای زیر وارد درگیری مستقیم نظامی خواهد شد:
ـ پیوستن هر اتحاد دیگر به ائتلاف آمریکایی ـ صهیونیستی در جنگ علیه ایران و محور مقاومت
ـ استفاده آمریکا و اسرائیل از دریای سرخ بهمنظور انجام هرگونه عملیات علیه ایران و هر کشور مسلمان.
بر همین اساس خبرگزاری تسنیم در گفتگویی اختصاصی با «علی عماد»، عضو شورای سیاسی جنبش انصارالله به بررسی آخرین روند تحولات نبرد اخیر، تحولات داخلی یمن و سناریوهای احتمالی پیش روی مشارکت نیروهای مسلح یمن این کشور در نبرد با آمریکا و رژیم صهیونیستی پرداخته است.
علی عماد در این گفتگو با تمجید از مقاومت مثالزدنی ایرانیان در مواجهه با حملات وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی و ابتنا به امر جهاد از نهادمندی ساختار دولت در ایران به مثابه الگویی برای ملت یمن و همه امت اسلامی به بزرگی یاد می کند.

عضو شورای عالی سیاسی انصارالله یمن در ادامه با تقبیح مواضع کشورهای عربی خلیج فارس در خلال نبرد رمضان، از ایران به عنوان کشوری پیشرو در مسیر مقابله با طرحها و توطئههای صهیونیسم بینالملل در قالب طرحهایی چون اسرائیل بزرگ و خاورمیانه بزرگ یاد میکند.
متن کامل این گفتگوی اختصاصی در ادامه به حضور مخاطبان خبرگزاری تسنیم تقدیم میشود.
در صورت ادامه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران دستان ما روی ماشه است
محور جهاد و مقاومت، در قالب امتی واحده، حرکت و اقدامی واحد و حسابشده انجام میدهد
تسنیم: بینندگان عزیز خبرگزاری بینالمللی تسنیم سلام، هر کجا هستید به این مصاحبه که از صنعا، پایتخت یمن انجام میشود، خوش آمدید. در این مصاحبه با آقای «علی عماد»، عضو دفتر سیاسی جنبش انصارالله همراه خواهیم شد تا با ایشان درباره تازهترین تحولات منطقهای و همچنین یمن بحث و تبادل نظر کنیم.
مهمان ارجمند جناب «علی عماد»، در ابتدا از طرف خبرگزاری تسنیم به شما خوشآمد عرض میکنم. در آغاز میخواهیم نظر شما را درباره موضع یمن در قبال تجاوز اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران جویا شویم. فشارها و صحبتهای بسیاری چه قبل و چه بعد از این اقام مشترک نظامی اعمال شد و همچنان بسیاری منتظر موضع یمن هستند و سناریوهایی درباره احتمال مشارکت کشورمان و میزان اثرگذاری آن مطرح میکنند، به ویژه اگر موقعیت و جایگاه مهم یمن را در این خصوص مدنظر قرار دهیم. چگونه میتوان این انتظار و پیگیری دقیق موضع یمن از سوی افکار عمومی جهان را در خلال جنگ اخیر تبیین کرد؟
علی عماد: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، با سلام و صلوات بر محمد (ص) و آل محمد ...سوالاتی که همواره درباره محور مقاومت و جهاد، در همه مراحل درگیری مطرح میشود سوالاتی هستند که تلاش میکنند صحنه را به هم بریزند و همیشه سعی دارند موضوع را از هدف اصلی این نبرد منحرف کنند. پرسش اصلی من این است: اعراب کجا هستند؟ مسلمانان در کجای این نبرد ایستادهاند؟ این است آن سؤال حقیقی که باید مورد پرسش قرار گیرد.
موضع یمن، موضعی ثابت است که همواره بوده، هست و خواهد بود؛ یعنی همراهی با محور جهاد و مقاومت و در کنار مستضعفان این امت؛ محوری که در دیدگاه خود شفاف است و ما بخشی از آن هستیم. یمنیها از روز اول به شکلی آشکار گام به میدان نهادند و از طریق رهبرشان، سید عبدالملک (الحوثی)، اعلام کردند که دست ما روی ماشه است. این اشاره، این حرکت و این اعلام با همین هدف بود. این به معنای اعلام صریحِ یک موضعِ شفاف، بیپرده، علنی و آشکار است. در اینجا بود که آشکار شد، موضعی روشن وجود دارد و این مهمترین نکته است. اما اینکه چه زمانی اقدام شود، چگونه اقدام شود و ماهیت نبرد چیست و اینکه نبرد چه مراحلی دارد؛ معتقدم که طرف مقابل، یمنیها و رهبرشان را آزموده و دریافتهاند که تحرکات همواره در بستر درست، مؤثر، کارآمد و به شکلی که آشکارا دشمن را فرسوده میکند، انجام میشود. به همین دلیل، وقتی امروز یمنیها دست به اقدامی میزنند، آن عمل به معنای واقعی کلمه اقدام واقعی است و از موضعی شفاف سخن میگویند.
در همین راستا فرماندهان ارشد سپاه پاسداران از اهمیت این موضع و زمانبندی آن در صورت لزوم، و همچنین از تأثیر آن بر برخی تحرکات آمریکا و صهیونیستها در منطقه، مانند اشغال جزایر و امثال آنها به کرات صحبت کردند. موضع یمن نقش و اهمیت بالایی داشت و در زمانی مشخص و مؤثر، در چارچوب یک تاکتیک نظامی صورت میگیرد. به همین دلیل است که میگوییم ما و محور جهاد و مقاومت، در قالب یک امت واحده، حرکت و اقدامی واحد و حسابشده انجام میدهیم.
در این بین تأثیر اقدامات ما هم با تاکتیکهای نظامی، ماهیت نبرد و میزان اثرگذاری آن بر روند درگیری ارتباط دارد. در عین حال، همانطور که روشن است، ظرف چند روز یا چند هفته چه بسا چند روز دیگر بخش نظامی اقدام کرده و اعلام موضع کند و از آغاز نبرد خبر دهد. باز هم تکرار میکنم و میپرسم: اعراب کجا هستند؟ مسلمانان در کجای این نبرد ایستادهاند؟ امروز برای هیچ فردی در محور جهاد و مقاومت سؤال و ابهامی ایجاد نشده، همانطور که در مورد (عملیات طوفان الاقصی) حماس نیز ابهام و سوالی مطرح نبود، چون همه به حرکت درآمدند. به همین دلیل است که همچنان استوار و مقام در میدان حضور دارند. همه در حد توان خود دست به تحرک و اقدام میزنند... همه به دشمن ضربه وارد میکنند... همه موضعی قدرتمند درباره ماهیت اقدام خود اتخاذ میکنند... همه اعلام میکنند که ما بخشی از یک امت مبارز هستیم. به همین دلیل، به اذن خدا، نهایت و فرجام این اقدام پیروزی است و دشمن میفهمد که ما به عنوان یک امت واحده و با تمسک به ریسمان خدا حرکت و اقدام میکنیم.
مواضع کشورهای خلیج فارس در خلال نبرد همراهی با آمریکا و اسرائیل بود
نبرد حاضر، جنگ «محور جهاد و مقاومت» با «ائتلاف اپستین» است
براساس سنت و وعده الهی در این نبرد نیز پیروز خواهیم شد
تسنیم: در واقع، تحولات بزرگی در رابطه با حمله به جمهوری اسلامی ایران و همچنین پیامدهای آن در سطح منطقه در جریان است. تحولات و تأثیر آن بر کل منطقه را تا این لحظه چگونه ارزیابی میکنید؟ تحولات بزرگی رخ داده؛ چه نشانههایی از حیث مشارکت برخی کشورهای منطقه در جنگ و چه از حیث مشارکت عملی در کنار این تجاوزگری شاهد هستید. به طور کلی این قبیل تحولات از سوی کشورهای منطقه در جنگ را چگونه ارزیابی میکنید؟
علی عماد: اجازه بدهید در اینجا نسبت به عملکرد برخی کشورهای مزدور و سران کشورهای مزدور، دست کم باید تا حدودی خوشبین از خود نشان بدهیم. اگرچه آنها مواضعی اعلام کردند و به آنچه به سوی ایران شلیک میشود اذعان کردند اما در ادامه مدعی شدند آنچه ایران انجام میدهد علیه پایگاههای آمریکاییِ مستقر در منطقه نیست بلکه کشورهای خلیج فارس است. این متأسفانه به معنای اعلام صریح به این است که آنها بخشی از این نبرد هستند و اینکه آنها در جبههای هستند که صهیونیستها، اسرائیلیها و آمریکاییها در آن قرار دارند. اما در مقابل میگویم که موضع آنها هنوز تا حدودی متوازن و متعادل است. به این معنا که آنها برخلاف گذشته که معمولا اعراب به مانند جنگ عراق و بسیاری دیگر از جنگ ها از جمله سوریه و سایر نبردها مداخله میکردند؛ این بار وارد یک نبرد نظامی مستقیم (با ایران) نشدهاند.
متأسفانه ما در نبردهای صهیونیستها در منطقه، اولین سنگر آنها بودیم. الان میگویم ما در واقع در یک «بیداری واقعی» در قبال ماهیت این نبرد هستیم، اینکه ما با آمریکا و اسرائیل رخ به رخ هستیم، یک وضعیت درست و مطلوب است. بله، متأسفانه برخی کشورها وجود دارند که دیگر فقط در وضعیت نفاق به سر نمیبرند، بلکه به بخشی از صهیونیستها مبدل شدهاند؛ مانند رژیم سعودی و غیره. یعنی ماهیتشان در این نبرد آشکار شده است؛ نه فقط امروز، بلکه از قبل هم مشخص بود، از وقتی آن رخدادها در غزه و غیره اتفاق افتاد. پس میگویم که ماهیت نبرد امروز، یک نبرد طبیعی و منطقی است که عبارت است از وضعیت نبرد با این غربِ کافر که نمادش همان صهیونیسم جهانی است.
امروز حقایق آشکار شده و نقابها کنار رفته است. وضعیت در ماهیت نبرد روشن است؛ یک مکتب و ائتلاف بزرگ به نام «محور جهاد و مقاومت» وجود دارد که مبارزه را به عنوان پروژهای برای مقابله با صهیونیستها پذیرفته است، و در مقابل، گروهی هستند که ایالات متحده آنها را گرد هم آورده است. گروهی از صهیونیستها و لشکری از «ائتلاف اپستین» که همگی در این جامعه پست و زبون روسیاه شدهاند.
امروز همگی اینها (محور مقاومت) به مبارزه با آنها حرکت میکنند؛ این یک موضوع بسیار مهم است، زیرا اگر به ده سال پیش نگاه کنیم، وضعیت صرفا خلاصه میشد در جنگهای عربی-عربی؛ تحت عناوینی همچون فرقهگرایی، یا جنگهای اسلامی-اسلامی و مذهبی که همگی ساخته دست این دشمن بود. به همین خاطر میگویم ماهیت نبرد امروز بنیان یک منازعه آینده نگر پایدار است؛ نبردی مستمر و ادامهدار که در مواجهه با این دشمن طبیعی است؛ و ماهیت آن از همان روز اول که شروع شد، همین بود. یعنی شروع آن از آخرین نبردهای پیامبر (ص) بود. وقتی که پیامبر (ص) در بستر شهادت بودند، لشکریان را به فرماندهی « اسامه بن زید» بسیج کردند. این ارتش اسلامی برای مقابله با اهل کتاب به راه افتاد و ما امروز در حال زندگی در همان نبرد هستیم. متأسفانه برای دورهای، برخی از ما به سمت درگیریهایی کشیده شدیم که ساخته دشمن بود، اما امروز در صحنه و معادله درستی از نبرد به سر میبریم. نبردی که سرانجام آن پیروزی است؛ و این یک سنت و وعده الهی است.

دشمنان محور مقاومت در مواجهه با ضربات دردناک یمن حیران و سرگردان شدهاند
عربستان به واسطه مواضع یمن از مشارکت در این جنگ اجتناب کرد
عربستان میداند که اگر علیه ایران وارد جنگ شود صبر ما تمام میشود و تاوان سنگینی میپردازند
تسنیم: در میان صحبتهایتان به نکته مهمی اشاره کردید؛ اینکه شاید نوعی درنگ و عدم آشکار شدنِ همدستیِ گسترده از سوی این رژیمها وجود دارد منظورم در ورود به نبرد است؛ یعنی درباره برخی کشورهای عربی یا اعلام مشارکت آنها با دشمن صهیونیستی صحبت میکنم و پیش از این نیز سخنگوی نیروهای مسلح یمن در بیانیهای اعلام کرده بود که اگر برخی کشورها در تجاوز علیه جمهوری اسلامی مشارکت کنند، یمن نیز در پاسخ مشارکت کرده و فعالانه عمل خواهد کرد. آیا این اعلام موضع، در تصمیمگیری برخی از این کشورها تأثیری داشته است؟
علی عماد: به همین دلیل میگوییم که موضع یمن، موضعی حسابشده و متوازن است؛ حملات او دردآور شده تا جایی که دشمن از توانایی خود در برخورد با آن حیران مانده است؛ چرا که یمن به فضل الهی ابزارهای قدرت را در دست گرفته است، ابزارهایی که به شکلی مؤثر ضربه وارد میکنند؛ اگر در رأس آنها تنها نیروی دریایی و تأثیرگذاریاش را در نظر بگیریم و همچنین تسلط کامل آتشباریِ دریایی بر تنگه و دریاها که حتی تا اقیانوس هند و فراتر از آن امتداد یافته است، حقایق برای ما آشکار میشود.
لذا در اینجا میگویم که موضع یمن روشن است، موضعی از سر قدرت است. متأسفانه باید این حقیقت را بگویم که امروزه بسیاری از کشورها از جمله برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس که با این جنگ همراهی میکنند، میدانند که هرگونه ورود مستقیم در کنار دشمن بر ماهیت تقابل با آنها تأثیر خواهد گذاشت؛ و در رأس این کشورها عربستان سعودی است که خطرات ورود به این نبرد را درک میکند.
عربستان به هر حال به گونهای رفتار میکند که گویا به مثابه برادر بزرگتر و یک پدر برای سایر کشورهای خلیج فارس است؛ میگویم مثل پدری قاطع و سختگیر، و بقیه کشورهای خلیج فارس هم مثل فرزندانی هستند که برخی از آن نافرمانی میکنند و برخی مطیع این کشور هستند. به همین دلیل، کافی است، موضع سعودیها مشخص باشد، تا بقیه کشورها نیز موضع خود را با آن هماهنگ کنند، حتی اگر فقط یک هیاهوی رسانهای در رسانههایشان و امثال آن دیده شود. اما عربستان متأسفانه همان نوک پیکان و خنجری است که همیشه از طریق گروههای تکفیری و تفکر وهابیاش به پهلوی امت اسلام ضربه وارد میکند. به همین دلیل عربستان در حقیقت به واسطه موضع یمن مهار شد؛ موضعی که بسیار موثر و در عین حال حمایتگرانه از ایران بود.
عربستان میداند که یمنیها چقدر در قبالش صبر پیشه کرده و خویشتنداری میکنند و میداند که در هر تقابل آتی، عربستان بها و تاوان این صبر یمنیها را خواهد پرداخت. صبری رهبری یمن بابت آن مورد ملامت قرار میگیرد، اما این رهبری است که این ملامتها را تحمل و همیشه گفته شده که پایانِ صبر، پیروزی است. لذا میگویم قطعاً موضع یمن در تنظیم این زمینه مؤثر بود. بسیاری از کشورهای عربی هرگونه اقدام مستقیم را کنترل کردند و در رأس آنها مثلاً کشورهای آفریقایی و برخی دیگر از کشورها بودند موجود. آگاهیشان ملی وفرهنگ آنها بالاتر از آن است که در این پروژه صهیونیستی درگیر شوند.
ایران اکنون خط مقدم دفاع از امت و آرمانهای اسلامی است
ایران مانع تحقق ایده اسرائیل بزرگ در کشورهای اسلامی است
جهاد برابر کفار، راه حل مشکلات بسیاری از کشورهای اسلامی است
تسنیم: در خصوص موضع یمن، تلاشهای زیادی برای مخدوش کردن این موضع وجود دارد و کوششهایی برای القای اینکه این موضع نشاندهنده بیمسئولیتی و بیتفاوتی است و اینکه بهطور مشخص انصارالله به رنج مردم یمن و شرایط یمنیها اهمیتی نمیدهد. مبانی که شما بر اساس آنها گزینه مشارکت در کنار محور مقاومت را برگزیدهاید چیست؟
علی عماد: در واقع، اولا اینکه ما در این زمینه حق انتخاب نداریم و مسئولیتی بر گردن ماست؛ مسئولیتی دینی که اگر در قبال آن کوتاهی کنیم مورد بازخواست قرار میگیریم. مسئولیتی شرعی،اخلاقی،انسانی و بشری. همه به وضوح نسبت به مطامع و جاه طلبیهای دشمن برای تسلط بر منطقه ما آگاه هستند. ما زمانی که در کنار ایران حرکت میکنیم، نمیگوییم که با ایران حرکت میکنیم، بلکه این ایران است که امروز پیشگام حرکت است و در خط مقدم دفاع از امت ما و از آرمانهای عربی و اسلامی ما قرار دارد.
ایران در طرح اولیه آنچه تحت عنوان «اسرائیل بزرگ» از آن یاد میشود، جای ندارد. در طرح بزرگ اخیر خبری از خاورمیانه جدید نیست. همچنین یمن نیز در اولویتهای نخست این طرح جایی ندارد. اهداف این عملیات، یعنی این پروژه، بهصراحت از سوی رهبران صهیونیسم و رهبران اسرائیل اعلام شده است و اینها اخبار پیشگویان نیست. این موضوع بهدست رهبر جنایتکارشان نتانیاهو به رویکرد روشنفکران، جریانهای فکری، رسانهها و نقشههای اعلامشده حتی در درون سازمانهای بینالمللی تبدیل شده است.
همچنین طرحی که در قالب پروژه ابراهیمی یا طرحهایی مشابه که توسط ترامپ یا کاندولیزا رایس در چارچوب خاورمیانه بزرگ مطرح شده است همه اینها از سوی روشنفکرانشان اعلام شده، تا جایی که اکنون در سینما و فرهنگ عمومی آنها نیز دست به دست میشود. تمام طرحهای آنها آشکار شده است؛ این طرح مصر، شامات، لبنان، سوریه و فلسطین و همچنین عراق، عربستان را تا مکه و حتی کویت را نیز در مرحله اول در زمره اهداف خود دارد. کویت اکنون از جمله کشورهایی است که شاید اکنون توجه چندانی متوجه آن نباشد، اما برای آن نیز نقشههایی طرحریزی شده و در ادامه حتی میتوانم بگویم امارات و دبی را نیز هدف قرار میدهد. این هدف گذاری همه را شامل میشود. ابعاد این طرح آشکار و واضح است، همه در زمره اهداف این پروژه هستیم.
به همین دلیل میگویم امروز ایران از همه ما دفاع میکند و یمن نیز به همین ترتیب مقاومت میکند؛ اگرچه در گام های این پروژه جایی ندارد. به همین خاطر، زمانی که حرکت میکنیم، این یک امر واجب است. این تنها بخشی از ماجراست، چون در نهایت ما با طرحی روبرو هستیم که خودِ ما را هدف قرار داده است.
به همین خاطر است که میگویم جهاد بسیاری از مشکلات منطقه را حل میکند؛ چون مشکلات ما در منطقه به دلیل ترک جهاد است؛ چراکه دشمن به طور مستمر بر روی تخریب ما کار میکند و برای ایجاد تفرقه در میان ما میکوشد. دشمن برای غارت ثروتهای ما و تجزیه ما تلاش میکند. استعمارگردان برای این کشورهایی که پس از استعمار پدید آمدند، ایده شکلدهی نظامهای ضعیف را مدنظر قرار داده تا بدین وسیله اقتصاد ما را غارت کند و ما را حتی از رسیدن به ابتداییترین حقوق، مانند خودکفایی و توسعه در بسیاری از امور باز دارد، برنامههایی که ثروتهای ما را آشکارا غارت میکند، پایگاههایش را میسازد و ما را استعمار میکند. این نوعی استعمارِ در پوشش و پنهان است. یعنی پایگاههایش در منطقه ماست و ما را از داشتن سلاح منع میکند.
با وجود این شرایط، چگونه میتوان از شر آنها خلاص شد؟ با چه ابزاری؟ با مذاکرات؟ یعنی با التماس کردن به آنها؟ قطعاً نه، این هدف محقق نمیشود مگر با جهاد. دنیا بارها گزینه مذاکره را آزموده است؛ چگونه فلسطین را آزاد کنیم؟ این سرزمین یکصد سال است که اشغال شده و دنیا حدود 70 سال است که مذاکره میکند، صرفا به امید «شاید و اگر» و در عین حال هر روز اشغالگری در مناطق گسترش مییابد؛ شهرکسازی و اشغالگری بیشتر میشود و ولع و طمع و زیادهخواهی رژیم متوقف نمیشود. به همین دلیل میگویم که جهاد ما را از واقعیتهایی که در آن به سر میبریم آزاد خواهد کرد. حتی ایران وقتی امروز با قدرت در مسیر جهادی حرکت کرد مشکلات داخلیاش را به وضوح حل کرد.
به همین دلیل است که معتقدم جهاد همیشه یک راه حل است. ما نیز در واقعیت داخلی خودمان به وضعیتی مشابه هستیم. مثلاً دو سال وضعیت صلح و آرامش را تجربه کردیم یا وضعیت کاهش درگیری و تنش؛ اما در نهایت چه شد؟ از نظر اقتصادی چه تغییر و تحولی روی داد؟ چون دشمن هنوز دست به کار است. دشمن به توافقات صورت گرفته در پرونده اسرا عمل نکرد، نمیگویم فقط یک پرونده، بلکه منظورم مردمی بودند که در زندان به سر میبردند. پس اینجا میگویم جهاد یک ضرورت و یک راه حل است؛ نه فقط چون نامش را جهاد میگذاریم یا چون واجب شرعی است، بلکه حتی اسکاتلندیها هم از آن استفاده کردند حرکت و اقدام در مواجهه با استعمارگر و بسیاری دیگر تا از وضعیتی که در آن هستند آزاد شوند. در همه معانی و مفاهیم آن کار با محور جهاد، به خودی خود یک آرمان عادلانه و بزرگ است.
امروز وضعیت اینگونه است که اگر من مثلاً با آمریکا یا نتانیاهو یا ترامپ همراه شوم، در وضعیتی خفتبار خواهم بود، زیرا من مکتب آنها را میشناسم که کوچکترین و سادهترین تصویر آن «جزیره اپستین» است. اما وقتی با بزرگانی چون یحیی سنوار، اسماعیل هنیه، سید حسن نصرالله، محمد الغماری، صالح الصماد، سید حسین الحوثی و سردار سلیمانی گام بر میداریم، با نامهایی که همگان آنها را میشناسند، وضعیت کاملا متفاوت است.
امروز مردم تازه فهمیدهاند معنای امام خامنهای (ره) چیست؟ متأسفانه ملتها اینگونهاند. همیشه اطلاعات را از دشمن میگیرند؛ اما حالا شناخت درباره این بزرگان را آغاز کردهاند. پس معتقدم وقتی با این بزرگانی حرکت میکنیم که حرکتشان، شهادتشان و فداکاریهایشان حتی درد و رنجهای درونی ما را درمان کرد؛ درد و رنجهای فرقهای و مذهبی را شفا داد و ما را در این مسیر به پیش راند، این خود نشانه این حقیقت است که حرکت حاضر، حرکتی مطلوب است که باید به آن برسیم، در غیر این صورت چه خواهد شد؟ به وضعیتی شبیه عربستان که در سطح داخلی به آن دچار آمده است گرفتار میشویم.
دشمن در حال آمادهسازی طرح «خاورمیانه و اسرائیل بزرگ» برای امت و بسیاری امور دیگر است؛ پس باید حرکت کنیم، باید مشکلمان را با دشمن از طریق جهاد حل کنیم. این گزینه خواست شخص من نیست؛ این گزینهای است که قرآن پیش روی ما قرار داده است، همانطور که بسیاری از فرایض دیگر را بر ما واجب کرد. آیات جهاد را بر ما فرض کرد که به تنهایی با تمام آیات عبادات برابری میکند؛ بیش از حدود 500 آیه....این در حالی است که ما صرفا به آیات مشخصی درباره نماز و روزه چسبیدیم و هر آنچه همتراز آنها بود، مثل زکات و فرایض و معاملات را کلاً به حال خود رها کردهایم. در یک وضعیت متوقف شدیم و گمان کردیم دین همین است. نه، دین و آنچه ما را اصلاح میکند، تمامِ کلیت یک دین است که در حرکت و جهاد نهفته است.

سکوت رهبران عرب خلیج فارس در خلال جنگ با فشار آمریکا بود
دروغ پوشالی بودن حمایت های آمریکا از کشورهای عرب منطقه در این جنگ آشکار شد
ایران از موضعی عزتمندانه برای خروج آمریکا از منطقه ضربه وارد میکند
تسنیم: در واقع مقاومت یک گزینه انسانی است و نه فقط منحصر به مسلمانان. بسیار خب، سخنانی درباره آینده منطقه و امنیت منطقهای مطرح می شود، و در این بین بسیاری از افراد فریبخورده خواستار همان مفهوم «ثبات» هستند که دشمن آمریکایی و صهیونیستی در مورد آن تبلیغ میکند، میروند. در حقیقت جمهوری اسلامی ایران، همانطور که ذکر کردید، از امت و از حقوق این امت دفاع میکند. آثار و پیامدهای این جنگ بر آینده ملتها چیست؟ به ویژه اگر همدستی با پروژه آمریکایی و صهیونیستی نیز در میان باشد؟
علی عماد: در حقیقت، این یکی از شاخصهای مثبت است؛ اولاً میتوانم بگویم که ما در حال تجربه یک «وحدت اسلامی» با تمام معنای آن هستیم که دربارهاش صحبت کردیم یا در مهمترین مراحل آن هستیم که تأمل و تفکر ملتهاست، این نظامها دهها سال است که وجود دارند، دشمن آنها را ساخته و بعدها نظامهای جدیدی را جایگزین آنها کرده است. تحت عنوان «بهار عربی» وغیره، که در نهایت نظامهای دستنشانده دشمن هستند مواضع آنها همواره همان مواضع قبلی است؛ در تعامل با ملتها همان طغیان و در قبال مواضع اسلامی همان انکار را دارند مقابله آنها با جنبشهای اسلامیِ موجود که با دشمن مبارزه میکنند، مشخص است. یک عنوانِ واحد و مهم وجود دارد: «غربالگری مردم»؛ وضعیت روشن است و کسی نیاز ندارد در این باره حرف بزند، چون امور بدیهی و آشکارند.
اما بیایید امروز در ملتها تأمل کنیم، الحمدلله ما در وضعیتی از وحدت اسلامی به سر میبریم؛ در گفتمان مصری، در گفتمان تونسی و یمنی تأمل کنید. حتی در سکوت عرب های خلیج فارس تأمل کنید، حتی سکوت کشورهای عربی خلیج فارس؛ سکوت آنها منظورم نخبگان است، معنا دارد چراکه افراد بسیاری در قامت ارتش مجازی در فضای مجازی صحبت میکنند حتی سکوت عرب های خلیج فارس که امروز زیر این چتر (سلطه) هستند. و میتواند فرصتی برای بیرون راندن آمریکاییها باشد به همین دلیل است که میگویم مثلاً اولاً وضعیت ملتها و وضعیت آگاهی آنها، از مهمترین سلاحهایی است که پیشتر با آن امت را هدف قرار داده بودند و امروز همین آگاهی است که امت را به جایگاه طبیعیاش باز میگرداند. به همین دلیل امت در حال تجربه نوعی ائتلاف و نزدیکی است؛ در نهایت نیز چهره نظامهای ظالمِ موجود فاش شد، مثلاً امروز رژیم سعودی همواره ادعا میکند که رهبر جهان عرب است، اما نمیتواند کاری کند؛ محمد بن سلمان نه صحبتی کرده و نه در رسانهها ظاهر شده است. اما سلمان که خدا میداند قصهاش چیست؛ هیچکدام ظاهر نشدند، فقط بحرین چیزهایی گفت که فقط در حد حرف بود منظورم این است که دیگر حتی در رسانهها هم حضوری ندارند، مگر فقط برخی اظهارات؛ ترسیدهاند و آمریکاییها آنها را منع کردهاند که حتی از آنها سؤالی در این رابطه بپرسند. و در خلال این تجاوز آنها را با اتخاذ این مواضع روسیاه می کنند، به ویژه به واسطه مواضع اخیر و عبارات مبتذلی که اظهار داشتند اظهاراتی از روی درماندگی و حرفهای پیشپاافتاده؛ و البته این طبیعی است، برخورد طبیعی با واقعیت و وضعیت آنهاست، متأسفانه.
و این برای ما به عنوان اعراب توهینآمیز است و آزرده میشویم، اما این یک واقعیت است؛ به همین دلیل اینجا میگویم که برای امتها و ملتها وضعیت روشن شده است، حتی برای حکومتها چون تحت فشار هستند؛ اما مثلاً اگر ملاحظه کنید، حکومتهایی که امروز خارج از خلیج فارس هستند، اظهاراتشان شفاف و روشن است
آنها نیز شروع به صحبت درباره پروژههای جایگزین کردهاند؛ آن ائتلاف عربی-عربی کجاست؟ آمریکاییها هیچ خدمتی به شما نکردند. آمریکاییها نتوانستند چیزی را برای شما تثبیت کنند؛ آمریکاییها فقط با ایجاد پایگاهها، شما را استعمار کردند، این یک استعمارِ پنهان است که در مناطق آنها وجود دارد؛ از طریق همین پایگاهها، شما را از ساخت سلاح منع کردند شما را حتی از به دست گرفتن سلاحی که از آنها میخرید منع کردند و آن سلاح را خودشان اداره میکنند؛ سلاح فقط برای این است که پولهایش را بپردازید، در نهایت اینها پایگاههای دروغین هستند در تمام موضوعات، هواپیماها و غیره، آنها نمیتوانند بمباران کنند و در هیچ امری نمیتوانند حرکتی انجام دهند؛ شما نیز روشن است که حضور آمریکا در دوره گذشته جز فرسایش هیچ دستاوردی نداشته است اما در جنگها حضوری نداشتند؛ نظامیان آمریکایی در هتلها اقامت کردند و بعد از هتلها فرار کردند؛ پس آن حمایت کجاست؟ فرار کردند تا میان مردم زندگی کنند؛ و وقتی هتلها هم بمباران شد، باز هم فرار کردند.
هنگامی که آمریکاییها اعلام کردند پایگاههایشان را تخلیه میکنند؛ اینها فقط مکانهایی بودند که از لحاظ استعماری آنها حضور داشتند هیچ توان محافظتی از آنها ندارند، به همین دلیل این وضعیت طبیعی است که اگر حکومتها عقل داشتند و درک میکردند، البته مردم دریافته بودند که این حضور معقول و منطقی نیست به همین دلیل باید در امنیت ملی امت به طور کلی بازنگری شود و این جز با معیارهای قرآنی ممکن نخواهد بود. و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید؛ یعنی همان معیارهای شناختهشده؛ همان آیهای که میگوید «دشمنترینِ مردم نسبت به مؤمنان را خواهی یافت که...»؛ یعنی معیارهایی که برای همه مردم روشن است: دوست و دشمن کیست؟ ما یک امت واحد هستیم؛ ایرانِ امروز و یمن، مثلاً فقط به عنوان دو نمونه عرض میکنم یا مثلاً حزبالله، یا حتی این دو کشور؛ اگر عربها واقعاً در امنیت ملی خود به این کشورها تکیه میکردند دیگر هیچ استعمارگری در منطقه جایگاهی نداشت.
تجربه هم روشن است؛ آمریکا در دریاها درمانده شده و دیگر آن توانایی سابق را ندارد. ما فقط به این نیاز داریم که ملتها از واقعیتی که در آن هستند بیدار شوند؛ اما حکومتها ضعفشان امروز آشکار شده است؛ نمیتوانند از خود دفاع کنند، نمیتوانند از حریم هواییشان محافظت کنند، این را به خاطر ترس از ایران نمیگویم بلکه منظورم سوءاستفاده آمریکا از سرزمین های آنهاست. موضع ایران، موضعی عزتمندانه است و به عنوان یک راه حل به آمریکا ضربه میزند تا از منطقه خارج شود. تا اینکه حکومتها در واقعیت خود بازنگری کنند و بکوشند امنیتشان را به شکلی درست پایهریزی کنند.

در شرایط کنونی منطقه در وضعیت جان بر کف برای جهاد قرار داریم
در فرهنگ یمنی آمریکا همچون «پر کاه» است
تسنیم: استاد علی، در شرایط کنونی حد و حدود حمایتی که میتوانید به جمهوری اسلامی ایران، حزبالله و مقاومت عراق ارائه دهید تا کجاست؟
علی عماد: اولاً من آن را «حمایت» نمینامم؛ ما یک امت واحد، و دارای یک پیکر و طرح واحدی هستیم. دشمن نیز یکی است؛ لذا مرزی وجود ندارد. این یک وضعیت پایدار و مستمر است. این یک مسئولیت جمعی است؛ ما را جز در صفوف اول نخواهند دید. کاملاً ایمان داریم منطقهای که در آن هستیم و جغرافیایی که در آن تحت این رهبری عظیم قرار گرفتهایم همگی عناوینی برای یک مسئولیت بزرگ هستند که حتماً باید به آن عمل کنیم و بر روی آن کار کنیم و در انجام آن تلاش کنیم، وگرنه در پیشگاه خداوند مورد بازخواست قرار خواهیم گرفت. مسئولیت یمنیها در نصرت و یاری، ریشه تاریخی نیز دارد. مشارکت یمنیها پیش از اسلام و در کنار پیامبران پیشین نیز در این عرصه و در خوی و سرشت آنها وجود داشته است.
نحوه شکلگیری، حضور و جایگاه ژئوپلیتیک و جغرافیایی ما در این منطقه، همگی مواردی هستند که ما را ملزم میکند تا همیشه و تا ابد یاور باشیم؛ همواره حاملان و سرآمدی از هویت ایمانی باشیم. به همین دلیل میگویم که هیچ حد و حدودی در این موضوع وجود ندارد؛ ما فقط با حکمتِ رهبری و در زمان مناسب حرکت میکنیم و ضرباتی موثری را وارد میکنیم. به لطف خدا و بر اساس تجربیات ایمان داریم که هر زمان رهبری حرکتی انجام داده، نتیجه آن پیروزی بوده است. تمام تجربیاتی که ما از سال 2004 تا امروز و سال 2002 داشتهایم گواه این است. هر روز این موضوع جدیتر میشود؛ حضور و تأثیرگذاری بیشتر شده و حتی توانایی دشمن برای آسیب به ما ضعیفتر میشود؛ ما قدرتمندتر میشویم و این البته یک سنت است و میبینیم که اینگونه است. این مسیر با عظمت و قدرت الهی به شکلی واقعی اداره میشود؛ به همین دلیل شاهد هستید که به محض اینکه پای آمریکاییها به محدوده مناطق ما باز شد، پاسخشان را دادیم. ما توانایی و سلاحش را داریم و خداوند به ما قدرت بخشیده و توفیق داده و به واسطه اندیشه و تفکر و تلاشهای رزمندگان، برای مقابلهای بزرگ آموزش دیدهایم و همچنان روز به روز قدرتمندتر خواهیم شد. بسته به ماهیت نبرد، در کنار رهبری در میدان حاضر خواهیم بود و در این طرح بزرگ قرآنی مشارکت خواهیم کرد.
فلذا میگویم اقدام و حد و حدود آن، همان حد و حدودی است که خداوند در قرآن بر ما واجب کرده است: وضعیت جهادِ جانبرکف، مقتدر، مؤمن به پیروزی و مؤمن به قدرت مقابله با دشمن و مؤمن به اینکه آمریکا چون «پر کاه» است. این بخشی از فرهنگ ماست و آن را عملاً آزمودهایم. آمریکا چون پر کاه است و دشمنان فرومایه و ترسو هستند و همه از این امر آگاه هستند. تنها اعراب و برخی از مسلمانان که دین را رها کردند، این جایگاه را به دشمنان دادند که گویا آنها قوی هستند. اما من بر این باورم که مثلاً کشوری مثل ایران با این امپراتوری و این دشمن بزرگ با همه تکنولوژی و سلاحهایش مقتدرانه و تاثیرگذار مبارزه میکند، حتی از نظر سیاسی، حضور رسانهای، سیاسی و اظهاراتش نیز توانمند ظاهر شده است. وزرای آن و حتی برخی شهدا، تأثیر بسیار بزرگی دارند؛ منظورم این است که ما در تمام عرصهها از آنها [آمریکاییها] برتر هستیم. در همه زمینهها؛ و اگر آنها گمان میکنند که مثلاً از نظر رسانهای، سیاسی یا تأثیر بر آگاهی جمعی پیشی گرفتهاند، خیر اینطور نیست.
این موضوع را امروز الحمدلله شاهد هستیم؛ الان مردم حتی محمد بن سلمان و این رهبرانِ دستنشانده و خارجنشین را دنبال نمیکنند. این بتهای پوشالی محلی از اعراب نیستند؛ امروز تمام چشمها و گوشها به سخنرانیها و کلمات سید عبدالملک در روزهای پنجشنبه و به اظهارات فرماندهان و رهبران در ایران دوخته شده است. همچنین به رهبران برادرمان در لبنان و در حماس؛ این است واقعیتِ امروز. ما در تمام جوانب پیروز شدیم؛ حتی در بحث رهبران، دیگر هیچ رهبر دیگری از آنها اساساً تأثیرگذار نیست. تأثیرگذاری تنها متعلق به رهبریِ واقعیِ امت اسلامی شده است.
یمن در قبال اقدام نظامی علیه ایران از دریای سرخ سکوت نخواهد کرد
تسلط بر هرمز و باب المندب عطیه الهی برای محور مقاومت است
تسنیم: جناب آقای عماد، هنگام صحبت از جمهوری یمن و مشارکت نیروهای مسلح یمن در کنار محور مقاومت، نگاهها به سمت دریای سرخ دوخته میشود آیا تماسهایی در عرصه بینالمللی با هدف تنش زدایی، وجود دارد؟ آیا تلاشی برای برقراری ارتباط با صنعا انجام میشود تا در صورت گسترش جنگ، در بخش تجارت بینالملل به عواقب ناگواری ختم نشود و نیروهای مسلح یمن تهدیدات خود را عملی نکنند؟
علی عماد: موضع یمن، موضعی شناختهشده و متوازن است؛ دشمن، دشمن است، بیطرف، بیطرف و دوست هم دوست است. به همین دلیل، حتی اگر تحرکی در دریای سرخ صورت گیرد، دشمنان مستقیم هدف قرار خواهند گرفت. ما بیگدار به آب نمیزنیم و به دنبال آسیب رساندن به انسانها نیستیم. این را نمیگویم که شعار داده باشم؛ به همین خاطر حتی موضع امروزِ ایران هم روشن است؛ اینکه شروع کرده به تعامل با کشورهایی که دوست و متحد و غیره هستند و صرفا اجازه عبور به هواپیماهای آمریکایی یا مشارکت به دشمن را نمیدهد. این یک وضعیت طبیعی است، لذا موضع ما حسابشده و متوازن است. آمریکا نیز این را درک میکند؛ برای مثال از حضور نظامی در گذرگاه بابالمندب اجتناب کرده است. اکنون آمریکا هیچ حضور نظامی ندارد و ناوشکنها دیگر از آنجا عبور نمیکنند. منظورم این است که آمریکا درک میکند موضع یمن اجازه چنین کاری را به آن نخواهد داد؛ و این همان چیزی است که خواسته ماست.
در نهایت در سطح تجاری نیز همینطور است. همانطور که اشاره کردیم، اگر برخی کشورهای حاضر در محدوده دریای سرخ به واسطه ورود مستقیم به نبرد دست به حماقت بزنند آنها توان تحمل عواقبش را نخواهند داشت؛ یمنیها در برابر این مداخله، چه در دریا، چه در زمین و چه در هوا، بسته به ماهیت نبرد، سکوت نخواهند کرد. همه چیز بسته به تصمیم رهبری است؛ پس موضع یمن در دریا آشکارا علیه دشمن تاثیرگذار است. آنچه مشخص است اینکه دشمن آمریکاییها و اسرائیلیها به وضوح از حضور یا استفاده از دریای سرخ در نبردهایشان اجتناب میکنند و این امروز یکی از بزرگترین نقاط ضعف آنهاست؛ درست همانطور که توانمندی ایران در خصوص موضوع تنگه هرمز نیز به شکلی مؤثر و چشمگیر نمایان شد. اینها ابزارهای قدرت و در واقع یک عطیه الهی متناسب با ماهیت مسئولیتپذیری است.
عربستان هم دشمنی است که به اذن خدا بر او غلبه خواهیم کرد
تسنیم: جناب آقای علی عماد، اخیرا خبری منتشر شده که سر و صدای زیادی به پا کرده، به ویژه در محافل رسانهای خبری مهم و قابل توجه که مربوط به بابالمندب است. سخن از برخی سران مزدوران است که از تلاش برای پیادهسازی نیرو در جزیره «میون» یمن خبر دادهاند. در مقابل شاهد تکذیبیهای بودیم که از سوی برخی سران «دولت قانونی» در جبهه مقابل صورت گرفت. اگر ممکن است ما را در جریان این رویداد مهم بگذارید و اینکه چه کسی پشت آن قرار دارد و چرا چنین سردرگمی و آشفتگی در طرف مقابل دیده میشود؟ مقصودم مزدورانِ موسوم به «دولت یمن» است که در سطح بینالمللی به رسمیت شناخته شدهاند...
علی عماد: درباره وضعیت مزدوران و تلاشهای همیشگیشان، باید بگویم که هرگز نباید موضع یمن را از طریق آنها سنجید. موضع و وضعیت آنها به وضوح بیانگر موضع عربستان سعودی است. با این تفاوت که عربستان آنها را جلو میاندازد تا موضعی مشخص و معلوم را اعلام کنند. برای مثال، امروز میبینید که دهها یا صدها نفر که در تظاهرات شرکت میکنند در واقع سربازان و نظامیانِ اردوگاههای «تعز» هستند. کاملاً روشن است که اینها همان نظامیان مزدوری هستند که در این مناطق حقوق دریافت میکنند .این کار تلاشی برای کردن ر حمایت از صهیونیستهاست، در حالی که این امر در واقع موضعِ سعودی است.
در رابطه با جنگ مستقیم با ایرانیها، ما حتی تظاهراتی در خیابانهای داخلی عربستان ندیدیم که موضعی را نشان دهد. درباره موضع اعلامشده از سوی مزدوران، این یک موضع پست در جهت تلاش برای خوشخدمتی و نزدیک شدن بیشتر به اربابانشان است. رقابتی است میان خودشان برای سردمداری در صحنه و دستیابی به امتیازات بهتر و بیشتر؛ که کدامیک مزدور بزرگتر یا منافق مهمتری است و امثال آن. اما از نظر تأثیر نظامی، آنها دیگر اصلاً نقش برجستهای ندارند. اینها همانهایی بودند که در طول نبرد غزه حضور داشتند.در همان جغرافیای موجودِ امروز در «المخا» و دیگر مناطق حضور داشتند، اما در طول نبرد با آمریکاییها در بابالمندب، هیچگونه مشارکتی نداشتند. آنها هرگز نمیتوانند مهره تأثیرگذاری باشند؛ چرا که نبرد و ماهیت آن، سلاحهای بهکاررفته و تأثیرگذاریاش، به مراتب فراتر از توان آنهاست. آنها اکنون به باری برای کسانی که تأمین مالیشان میکنند، تبدیل شدهاند.
شاید در روز اول با این تصور آنها را در آنجا گذاشته شدند تا از طریق آنها بر بابالمندب مسلط شوند. اما امروز در دنیای موشکهای هایپرسونیک و پهپادها و غیره تأثیر آنها دیگر به چشم نمیآید و گویی اصلاً وجود ندارند. وضعیت آنها فقط در حد همان حالتی است که به شما گفتم؛ یعنی فقط میخواهند بگویند «ما هم هستیم». چراکه میان خودشان و حتی با سعودیها، به دلیل مداخلات قبلی امارات، همچنین به خاطر درگیریهایی که با «شورای انتقالی» رخ داد با هم اختلاف دارند. اکنون طارق صالح در سطح منطقه «المخا» تلاش میکند از روابط قبلیاش با امارات تبری بجوید و میکوشد خود را بازیابد، به همین دلیل در این مناطق تظاهراتهایی به راه میاندازد.
حزب «اصلاح» نیز در «تعز» به حرکت درآمده و میگویند: «ما همگی مزدور هستیم، ما را فراموش نکنید!»، «ما هم توانش را داریم که مردم را به خیابان بیاوریم». من اخبار را دنبال کردم، همان چهرههای نظامی همیشگی هستند که مدام اظهارنظر میکنند. به همین دلیل میگویم که موضعگیری آنها بیتأثیر است. بله، واقعاً هلیبرنهایی در جزایر صورت گرفته است که دشمن اماراتی یا دیگران، همچنان در آنجا حضور دارند. آمریکا و اسرائیل قطعاً روی این موضوع حساس هستند، اما این بخشی از نبرد است؛ درست مثل وضعیتی که در جزیره «سقطری» حاکم است. بخشی از اشغالگری است که پیشتر عربستان به همراه امارات، قطر و دیگران در قالب آنچه «ائتلاف عربی» نامیده میشد، آشکارا آن را دنبال میکردند. امروز عربستان تنها مانده و ادعا و گمان میکند که تنها اشغالگرِ باقیمانده است؛ و این اتفاق خوبی است. ما بسیاری از مشکلات را با بقیه طرفها حل کردیم، و انشاءالله عربستان هم دشمنی است که به اذن خدا بر او غلبه خواهیم کرد.
برادران ایرانی ثابت کردند فرماندهان محور جهاد و مقاومت هستند
نهادها و موسسات جمهوری اسلامی ایران واقعا مکتبی است که باید از آنها الگو گرفت
تسنیم: انشاءالله. در پایان استاد علی، چه پیامی برای جمهوری اسلامی ایران، ملتهای عرب و همچنین ملت یمن دارید؟
علی عماد: در حقیقت درباره برادران در ایران، صادقانه میگویم که شما اولاً ثابت کردید فرماندهان محور جهاد و مقاومت هستید. همچنین توانایی خود را در مدیریت نبرد با دشمن به شکلی عالی به اثبات رساندید در عین حال ثابت کردید که ابزارهای قدرت را در اختیار دارید، آنها را ساختهاید و تمام عده و عده لازم را برای مقابله پیشدستانه با دشمن فراهم آوردهاید، تمام اسباب را فراهم کردید. همچنین حکمت و درایت خود را در این نبرد به خوبی ثابت کردید. به همین دلیل، ما با نگاهی سرشار از تمجید، شگفتی و تکریم به آنها مینگریم.
علاوه بر این نهادها و موسسات در کشور جمهوری اسلامی ایران واقعا مکتبی است که باید از آنها الگو گرفت؛ اینکه چگونه نهادها و یک «دولتِ نهادمند» اداره میشود. من خودم و بقیه کسانی که اینجا هستند را دعوت میکنم که این وضعیت را به دقت مطالعه کنند. با اینکه ما هم بحمدالله موسسات و نهادهای فعال بسیاری داریم. ما حتی در بسیاری از جنبههای نظامی، امنیتی و غیره و بسیاری از جنبههای غیرنظامی، کار نهادی داریم؛ اما این نظامِ سازمانی و فعالیت نهادی و این توانمندی بالا، حقیقتاً مدرسهای است که باید از آن بهره برد. ملت ایران در عین حال حقیقتاً ثابت کرد که بزرگتر از آن است که به درد مزدوری برای بیگانه یا جیرهخواری دچار شود. در ایرانی علیرغم برخی تفاوت دیدگاههای قابل توجه، نوعی ملیگرایی و عزتنفس نسبت به هویت را به شکلی برجسته دیدیم که به واسطه آن، از اختلافات عبور کردند. برای آنها نیز روشن شد که دشمن کیست؛ و این واقعاً یک الگوست.
ما در یمن نیز بحمدالله این را درک میکنیم. و همیشه و همواره از آن بهره میبریم و میدانیم چگونه به شکلی مثبت با آن تعامل کنیم. درباره خودمان در یمن، به ملت یمن چیزی نمیگویم جز اینکه در حقیقت ما به لطف خدا، با این ملت، با این امت، با این رهبری و با این طرح، یمن را به شکلی اعتلا بخشیدیم و بنا کردیم که آن را در جایگاه درستش قرار دادیم...با همان مسئولیتپذیریِ درست، جایگاه یمن احیا و در جایگاه مسئولانه و صحیح خود قرار گرفت. در عین حال اعتبار یمن را به حالتِ طبیعیِ آن بازگرداندیم. همان جایگاهی که پیشتر یمن یا تروریست، یا فقیر، و یا با بسیاری از اصطلاحات دیگر به تصویر کشیده میشد. اما امروز الحمدلله، یمن در این جایگاه درست قرار دارد...الحمدلله.
پیام ما به بقیه امت اسلامی این است که وضعیت یمن، لبنان، ایران و عراق را ببینند و در آن تأمل کنند. در این وضعیت با دقت تامل کنند؛ چه چیزی باعث شد اینها ترامپ را به مضحکهی جهان تبدیل کنند؟ هر روز یک حرف میزند و دچار سردرگمی شده است. چه چیزی باعث شد کسانی که به آنها با تحقیر نگریسته میشد یعنی به عنوان یک گروه کوچک، یا «حوثیهای 3 درصدی» و از این دست اصطلاحات ناچیز یا اینکه ایرانیها نماینده چیزی نیستند؛ چه چیزی از آنها یک قدرت ساخت؟ قدرتی که امروز با آن به پروژه بزرگی که همه ما را هدف قرار داده، ضربه میزنند. چه چیزی باعث شد که آنها اینگونه از جغرافیای تکهتکه شده و تقسیمات جغرافیایی فراتر بروند؟ چه چیزی آنها را به این شکل درآورد؟ این باید به عنوان یک الگو مطالعه شود؛ این حاصل یک مدرسه، یک بینش، یک پروژه و بازگشت به قرآن است. این حاصل یک رهبری حکیمانه است. ملتها باید درک کنند که آنچه در واقعیت زندگیشان از رهبری و پروژهها وجود دارد از انحراف در آگاهی گرفته تا وضعیت ناشی از جنگ نرم و بسیاری عناوین دیگر، همگی علت وضعیتی است که در آن به سر میبرند. لذا باید به این رهبری و این پروژهها بنگرند و در آن تامل کنند. همگی باید به حقیقتِ دشمن به همین شکلی که هست بنگرند؛ شکلی که در آن ترامپ، جزیره اپستین و این ائتلاف منحط نمایان است.
تسنیم: استاد علی عماد، عضو دفتر سیاسی انصارالله، از اینکه این فرصت را در اختیار ما قرار دادید سپاسگزارم. بینندگان عزیز، به این ترتیب به پایان این گفتگو رسیدیم. در پناه خدا باشید.
انتهای پیام/