گروه دانشگاه خبرگزاری تسنیم ـ زینب امیدی: ایستگاه بعدی بعد از پژوهشگاه لیزر و پلاسمای دانشگاه شهید بهشتی، اینجاست؛ مرکز ماهواره دانشگاه علم و صنعت، جایی که ساعت یکونیم بامداد روز 8 فروردین، در اوجِ روزهای پرالتهاب و سنگینِ جنگ تحمیلی سوم، هدف مستقیم موشکهای آمریکایی و اسرائیلی قرار گرفت.
*پنجاه روز بعد از جنگ رمضان؛ بازگشت به محل اصابت
حالا پنجاه روز از آغاز جنگ گذشته است و راهی آنجا میشوم تا از نزدیک ببینم آن شب در این دانشگاه چه رخ داده است. محوطه دانشگاه در نگاه اول سوت و کور بهنظر میرسد، اما همین که به سردر نزدیک میشوم، دستنوشتههای دانشجویان روی دیوارها و بنرهای آویزان، چیز دیگری میگویند؛ اینکه قلب تپنده دانشگاه هنوز زنده است و آرام، اما پیوسته، میتپد.
مسافتی را تا محل اصابت طی میکنم، هنوز به نقطه اصلی نرسیده، آثار تخریب کمکم خودش را نشان میدهد؛ دیوارهایی ترکخورده، شیشههایی شکسته، ردِ ترکشها روی نما. با علیرضا قاسمی، دانشجوی مکانیک دانشگاه علم و صنعت، همراه میشوم. او راه را بلد است و قدمبهقدم جلو میرویم.
حجم عظیمی از آوارها را طی این چند روز تخلیه کردهاند، اما عمق نفوذ موشکها و زخمِ ترکشها هنوز در جایجای ساختمان دیده میشود؛ انگار خودِ دیوارها دارند روایت میکنند آن شب چه بر سرشان آمده است.
*روایت یک دانشجو از شب انفجار/دو انفجار در یکونیم بامداد
از میان محوطهای عبور میکنیم که امروز سطحی صاف و یکدست دارد، اما علیرضا قاسمی، دانشجوی مهندسی مکانیک دانشگاه، با اشاره به زمینی که صاف شده است میگوید: «پیش از این، ساختمانی کامل در این نقطه وجود داشت، همین محدودهای که میبینید، محل مرکز تحقیقات ماهوارهای بود و بنای اصلی ساختمان همینجا قرار داشت. حجم تخریب بهاندازه یک ساختمان چندطبقه بود و فقط این بخش صافشده از آن باقی مانده است.
بازدید از اطراف نشان میدهد تصور شکل قبلی این فضا دشوار است. از او میپرسم؛ آن شب دقیقاً چه رخ داد؟ لحظهای مکث میکند و سپس روایت میکند: حدود ساعت یکونیم بامداد هشتم فروردین، بیدار بودیم، ابتدا صدایی شنیدیم که تصور کردیم رعدوبرق است؛ صدایی بسیار بلند، چند ثانیه بعد انفجار دومی رخ داد که شدت بیشتری داشت. موج انفجار تا فاصله ساختمان ما رسید، شیشهها شکست و وارد اتاق شد. همان لحظه فهمیدیم دانشگاه مورد اصابت قرار گرفته است.
بهگفته او، شنیدن دو انفجار موجب شد برخی گمان کنند یا دو موشک شلیک شده یا موشک بهصورت دومرحلهای عمل کرده است.
در ادامه مسیر، ساختمان فیزیک مقابل ما قرار میگیرد؛ نخستین سازهای که تحت تأثیر موج آسیب دیده است، کمی آنسوتر ساختمان شماره دو دانشکده فیزیک قرار دارد که آن نیز درگیر آسیبهای مشابه شده است.
*دیوارهایی که خودشان روایت میکنند/ اولین ساختمانهای آسیبدیده؛ فیزیک1 و فیزیک2
قاسمی با اشاره به نمای سوخته طبقه بالای ساختمان معارف میگوید: این ساختمان بهتازگی مرمت شده بود، موج انفجار موجب آتشسوزی طبقه بالا شده بود که در همان دقایق نخست مهار شد.
او توضیح میدهد: ده دقیقه پس از اصابت، هنگام عبور از همین مسیر، صدای درخواست کمک شنیدیم. ابتدا تصور کردیم کسی زیر آوار مانده، اما بعد فهمیدیم یکی از مسئولان دانشگاه با کپسول آتشنشانی برای خاموش کردن آتش رفته است. ما نیز شیلنگ را به مخزن آب وصل کردیم و به اطفا کمک کردیم.
در مسیر بازدید، مجتمع علوم پایه دیده میشود؛ ساختمانی که به گفته قاسمی «از بناهای اصلی دانشگاه است و تقریباً تمام رشتهها کلاسهایی در آن دارند». موج انفجار شیشههای این ساختمان را از بالا تا پایین تخریب کرده است. یکی از آمفیتئاترهای اصلی دانشگاه نیز با موج انفجار دچار آسیب و شکستگی شیشهها شده است.
این دانشجو تأکید میکند که آسیبها محدود به دانشگاه نبوده است: شیشههای خانههای اطراف دانشگاه نیز ریخته بود. بچههای دانشگاه همان ساعات اولیه برای کمک به اهالی رفتند و ابتدا پنجرهها را با پلاستیک پوشاندند و سپس شیشهها را تعویض کردند.
نزدیک محل اصابت، وارد بنای آسیبدیدهای میشویم که بخشهایی از آن هنوز پابرجاست. در همان ابتدا بردهای نیمهسوخته، سیمکشیهای آویزان، لولهها و قطعات فلزی دیده میشود؛ نشانههایی که فضای یک مرکز تحقیقاتی را تداعی میکند. ورقهای کاغذ و نقشههای فنی خاکگرفته بر زمین پراکندهاند.
*علم و صنعت زادگاه ماهواره ظفر 2
قاسمی توضیح میدهد: این مرکز، محل ساخت و توسعه ماهوارههای نوید، ظفر 1 و ظفر 2 بوده است. بسیاری از دانشجویان برق و مکانیک از کارشناسی تا دکتری در این پروژهها فعالیت داشتند.
در یکی از اتاقها، ابزارها و عقربههایی باقی مانده که به گفته او احتمالاً بخشی از تجهیزات تست ماهوارهای بودهاند. او میگوید: این فشارسنج و تجهیزات مربوط به ایجاد خلأ و برای تستهای ماهوارهای استفاده میشده است.
*آخرین پروژه ماهوارهای علم و صنعت از زیر آوار سالم بیرون کشیده شد
از این دانشجو درباره آینده این فناوری پس از تخریب ساختمان میپرسم، پاسخ میدهد: فناوری اینجا بومی بوده است. ساختمان از بین رفته، اما دانش از بین نرفته. خسارت مادی سنگین است، اما فعالیتها قابل احیاست. تجهیزاتی هم از زیر آوار سالم بیرون آورده شده، از جمله آخرین پروژهی ماهوارهای که روی آن کار میکردند.
وقتی از محوطه اصلی دانشگاه فاصله میگیریم و ساختمان گلخانه دانشگاه خودش را نشان میدهد؛ جایی که همیشه فقط یک کاربرد ساده داشت: نگهداری از گیاهها و پروژههای کوچک کشاورزی. هیچ نقش فناورانه یا ماهوارهای نداشت. اما حالا موج انفجار آن را هم از پا انداخته؛ شیشهها پاشیده، سازه فرو ریخته، و اثری از آن کارکرد آرام و بیسروصدای قبلی نمانده است.
از کنار همین گلخانه تخریبشده، وارد یکی از ساختمانهایی میشویم که بخشی از آن هنوز قابل ورود است؛ جایی که روزگاری مرکز تحقیقات ماهوارهای دانشگاه علم و صنعت بوده. همانطور که قدم میزنم، اولین چیزی که چشمم را میگیرد، بردهای نیمهسوخته و قطعههای الکترونیکی است که روی زمین پخش شدهاند. کمی جلوتر، سیمکشیهای جداشده از سقف از میان آوار آویزان ماندهاند. لولهها، فنها، بخشی از شبکه تهویه و سازههای فلزی سقف، همه یا شکستهاند یا از جا کنده شدهاند.
سقف در بخشهایی کاملاً فرو ریخته؛ حجم تخریب آنقدر زیاد است که بهسختی میتوان تشخیص داد این اتاقها روزی محل تستهای دقیق ماهوارهای بودهاند. چند صفحه کاغذِ نیمهسوخته روی زمین افتاده؛ روی یکی از آنها نمودارهای حرارتی دیده میشود، روی دیگری جدول ابعاد و پارامترهای یک قطعه. همینها کافیست تا بفهمم اینجا دقیقاً جایی بوده که روی پروژههای ماهوارهای دانشگاهی کار میکردند.
*از دانشجوی دی ماه 1404 تا دانشجوی فروردین 1405، چه شد؟
از قاسمی میپرسم: به عنوان دانشجو و کسی که اینجا را خوب میشناسد، چه اتفاقی بین آن روزهای دیماه سال گذشته افتاد و این فاصله زمانی از دی 1404 تا فروردین 1405 چه رخ داد؟
قاسمی میگوید: نهم دیماه بود. اول گروهی از دانشجویان در مقابل سلف دانشگاه تجمع کردند؛ هدف بسیاری از آنها این بود که مسائل و مشکلات اقتصادی کشور را به گوش مسئولان برسانند. این تجمع در ابتدا کاملاً مسالمتآمیز بود، اما پس از مدتی جریانهای سودجو و فرصتطلب که همیشه منتظر چنین فضاهایی هستند، وارد شدند و مسیر مطالبهگری را تغییر دادند. بهتدریج شعارهای رادیکال در میان جمع شکل گرفت.
این روند ادامه پیدا کرد تا وقایع هجدهم و نوزدهم دی. پس از آن دانشگاه برای مدتی تعطیل شد و امتحانات بهصورت مجازی برگزار گردید. با آغاز ترم جدید، التهاب دوباره به محیط دانشگاه بازگشت.
پنجم اسفندماه بود که در دانشگاه ما اعتراضها شکل تازهای پیدا کرد. اینبار نه از مسائل اقتصادی خبری بود و نه از فضای مطالبهگری اولیه؛ شعارهای تند از همان ابتدا مطرح میشد. حتی برخی دانشجویان محتوایی در قالب «میم» ساخته بودند با مضمون اینکه شبِ حمله کی فرا خواهد رسید؟
*دلم میخواهد به آنها بگویم این همان چیزی بود که تصورش را داشتین؟
برای خود من همیشه عجیب بود. بارها با خودم فکر میکردم ای کاش یکی از همان افرادی که چنین شعارهایی داده بود را به همین نقطه، در همین آوارها، میآوردم و به او میگفتم: این همان چیزی بود که تصورش را داشتی؟ که این مرکز که یکی از پیشرفتهترین مراکز دانشگاه محسوب میشد، هدف اصابت قرار گرفت؛ آیا این همان نتیجهای بود که دنبال میکردی؟ این آزادیای بود که از آن حرف زده میشد؟ نتیجهاش این شد که یکی از مهمترین مراکز علمی و فناورانه دانشگاه، که تو خودت در آن تحصیل میکنی، امروز تقریباً نابود شده است.
*این حادثه برای ما و دانشگاه مدال افتخار است
من بهعنوان دانشجوی مکانیک، احساس دوگانهای دارم. از یک سو، تخریب این مرکز تلخ و سنگین است، اما از سوی دیگر دانشگاه امروز از این حادثه بهعنوان یک نشانه و مدال افتخار یاد میکند؛ نشانهای از اینکه مسیر علمی و فناورانهاش به مرحلهای از بالندگی رسیده که طرف مقابل را نگران کرده است. برخی معتقدند این حمله به دلیل ترس از پیشرفت علمی ایران بوده؛ به این معنا که توانمندی دانشگاه در حوزه ماهوارهای به حدی رسیده که موجب حساسیت و واکنش شده است.
*آغاز روایت یک استاد از دل محوطه آسیبدیده
در امتداد بازدید از محوطه آسیبدیده، مقابل بخشی میایستیم که تا چند روز پیش یکی از نقاط فعال دانشگاه بود. سید میعاد صالحی، عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت ایران، سالها پیش دانشجوی همین دانشگاه بوده و اکنون نیز در مقام استاد در آن مشغول فعالیت است.
او در پاسخ به درخواست ما برای توصیف این فضا، روایت خود را اینگونه آغاز میکند: نقطهای که ما ایستادهایم در میانه دانشگاه علم و صنعت ایران قرار دارد؛ دانشگاهی که چهار سال دیگر یکصدساله میشود و اکنون قدمتی نزدیک به نود و شش، نود و هفت سال دارد. این محدوده، محل دانشکدههایی مانند دانشکده فیزیک، دانشکده ریاضی و دانشکده معارف است؛ جایی که دروس علوم پایه ارائه میشود و معمولاً دانشجویان سال اول و دوم بیشترین خاطرات خود را از همین بخش دارند.
او سپس با اشاره به گذشته دانشجویی خود ادامه میدهد: من بیستو چند سال قبل، در همین ساختمانها دوره کارشناسی را گذراندم. دروس عمومی، ریاضی یک و دو، دیفرانسیل… همه را اینجا پاس کردم و طبیعی است که بهعنوان دانشجوی آن دوره، خاطرات فراوانی از این فضا دارم.
صالحی به پشت سر خود اشاره میکند؛ جایی که اکنون بخشهایی از آن تخریب شده است: این نقطه، بیستوچند سال قبل محل گروه زبان بود. خود من هم اینجا واحد زبان را گذراندم. اما حدود پانزده سال پیش این مجموعه تبدیل شد به مرکز تحقیقاتی ماهواره دانشگاه علم و صنعت ایران. اساتید مختلف و تعداد زیادی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی در این مرکز رفتوآمد داشتند، پروژه انجام میدادند و در نهایت محصول این تلاشها ماهوارههایی بود که ساخته شد و به فضا پرتاب شد.
*ماهواره «ظفر2» چهار ماه پیش در مدار فضا قرار گرفت
او در ادامه از آخرین دستاورد این مرکز یاد میکند: آخرین نمونه، چهار ماه قبل، در دیماه 1404، ماهواره ظفر 2 بود که توسط ماهوارهبر به فضا پرتاب شد، با موفقیت در مدار قرار گرفت و سیگنال هم ارسال کرد. این ماهواره ماهیتی غیرنظامی داشت.
به گفته او، این موفقیتها بخشی از تغییر نقش دانشگاه است: دانشگاه علم و صنعت از یک دانشگاه نسل اول و دوم، یعنی صرفاً آموزشی و پژوهشی، به دانشگاه نسل سه و چهار تبدیل شده است؛ دانشگاهی فناورمحور و کارآفرین. خروجی چنین ساختاری محصولاتی با فناوری پیشرفته است؛ محصولاتی مثل همین ماهوارهای که با موفقیت در فضا قرار گرفت. کمتر از تعداد انگشتان دو دست کشورهایی هستند که به این سطح رسیدهاند.
*آنچه دشمن از ناتوانی جوان ایرانی میگفت بیپایه و اساس بود
صالحی سپس به رخداد اخیر اشاره میکند و میگوید بخش مهم ماجرا، حمله به محیط علمی است. مستحضرید که دشمنان هیچ خط قرمزی باقی نگذاشتند. یکی از خطوط قرمزی که در این جنگ شکسته شد، تجاوز به ساحت علم و فناوری بود. این اتفاق نشان میدهد آن ادعاهایی که میگفتند جوان ایرانی توان ساخت چنین فناوریهایی را ندارد یا این دستاوردها واقعی نیست، بیپایه بوده است. امروز میبینند که نخبگان و اساتید ایرانی توانستهاند به فناوریهای پیشرفته از جمله حوزه ماهواره برسند.
*شهادت استاد برجسته علم و صنعت یک هفته قبل از حمله به دانشگاه
صالحی سپس به حادثه دیگری اشاره میکند که حدود یک هفته پیش از حمله به مرکز ماهواره رخ داده است: حدود یک هفته قبل از این اصابت، در هفته اول فروردین، استاد دانشکده مهندسی برق دانشگاه، آقای دکتر شمقدری، که معاون پژوهشی دانشکده برق بودند، در منزلشان همراه برخی اعضای خانوادهشان مورد حمله قرار گرفتند و شهید شدند. بنابراین دو روایت وجود دارد؛ یک روایت مظلومیت ما، و در سمت دیگر روایتی از توانمندی و اقتدار علمی. اینکه استادان و نخبگان دانشگاه به نقطهای رسیدهاند که دشمن ناچار میشود چنین اقدامی انجام دهد.
*اینجا وسط تهران است، در دل یک دانشگاه با بیش از ده هزار دانشجو؛ نه یک محل نظامی!
او در ادامه میگوید بسیاری از اساتید دانشگاههای جهان این حملات را محکوم کردند و اضافه میکند: اینجا یک محل نظامی نبود. اینجا وسط تهران است، در دل یک دانشگاه با بیش از ده هزار دانشجو. اگر دانشگاه در آن زمان باز بود، هر روز هزاران دانشجو در این محدوده رفتوآمد داشتند.
صالحی سپس به انگیزه نسل علمی دانشگاه اشاره میکند: با این اتفاق، انگیزه دانشمندان و نخبگان ما مضاعف خواهد شد. انشاءالله محصولات آینده نه فقط یک سطح بالاتر، بلکه چند سطح بالاتر توسعه پیدا خواهد کرد.
در ادامه، بهعنوان بخش تخصصی بازدید، او مقابل یکی از فضاهای تخریبشده میایستد و توضیح میدهد: محلی که اکنون مشاهده میکنید، اتاق مشاهده و آزمایش ماهواره بوده است. ماهواره یک محصول میانرشتهای است؛ حاصل همکاری رشتههای مختلف مهندسی همچون برق، مکانیک، مواد و دیگر حوزهها. برای رسیدن به چنین محصولی، وجود آزمایشگاههای متعدد ضروری است. یکی از این فضاها اتاق تمیز یا کلینروم است.
این استاد دانشگاه برای تبیین کارکرد این فضا توضیح میدهد: اگر بخواهیم ساده توضیح بدهیم، با سامانههای مکش، ذرات از محیط خارج میشود و درجه تمیزی محیط تا حد مورد نیاز پژوهشگر کنترل میگردد. بسیاری از آزمایشها و فرآیندهای ساخت، در همین شرایط کنترلشده انجام میشود و به همین دلیل وجود کلینروم ضروری است.
*دانش زیر آوار نمیماند...
در پایان این بازدید، میان خاک و آوارِ ساختمانی که زمانی محل تجربه کردن رؤیاهای فضایی بود، چیزی روشنتر از همه دیده میشود: اینکه مسیر علم با یک بنا متوقف نمیشود. اینجا، جایی که روزی نخستین گامهای «ظفر 2» برداشته شد، امروز خاموش و بیصداست، اما ردّ قدمهای دانشجویانی که از کنار این تخریب عبور میکنند، نشان میدهد این داستان هنوز ادامه دارد.
مرکز تحقیقات ممکن است ویران شده باشد، اما آنچه در ذهن و مهارت نسل جوان شکل گرفته، پابرجاست؛ دانشی که حالا بیش از گذشته به مسیرش اطمینان دارد. در میان روایتهایی که شنیدیم، یک تصویر بیش از همه تکرار میشد: ققنوسی که از زیر خاکستر برخاسته و دوباره بال خواهد کشید. این گزارش نه درباره آوارها، که درباره همین برخاستن است؛ درباره دانشگاهی که روزی ماهوارهای را به مدار رساند و امروز، حتی در دل سکوت پس از انفجار، نشانههای شروعی دوباره را در خود دارد.
انتهای پیام/