به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، سیاست خارجی ایران همواره بر مبنای حمایت از ملتهای مظلوم و مقابله با نفوذ رژیم صهیونیستی در منطقه استوار بوده است. با این حال، تحرکات اخیر برخی کشورهای منطقه، نشان از تلاشهای محور غربی-عبری برای نفوذ در حیاط خلوت امنیتی و ژئوپلیتیک منطقه دارد.
در روزهای اخیر، رسانههای منطقهای از تکاپوی جدید کشورهای آسیای مرکزی برای نزدیک شدن به رژیم کودککش صهیونیستی پرده برداشتهاند. در همین راستا، تحلیلگران سیاسی، به بررسی ابعاد پنهان و آشکار دیدار اخیر قاسم جومارت توکایف، رئیسجمهور قزاقستان با اسحاق هرتزوگ، رئیس رژیم صهیونیستی در شهر آستانه پرداخته است.
این گزارش نشان میدهد که چگونه برخی کشورهای منطقه، تحت تاثیر لابیهای غربی، چشم بر جنایات مستمر صهیونیستها در فلسطین بسته و در دام پروژه عادیسازی روابط گرفتار شدهاند.
توکایف با نادیده گرفتن ماهیت اشغالگرانه و تروریستی تلآویو، روی توسعه روابط با این رژیم حساب ویژهای باز کرده و از ظرفیتهای به اصطلاح عظیم همکاری دوجانبه سخن میگوید.
دفتر مطبوعاتی ریاستجمهوری قزاقستان در بیانیهای اعلام کرده که توکایف در این دیدار با اشاره به سوابق روابط دو طرف خطاب به هرتزوگ گفت: «مایلم یادآوری کنم که پدر شما، حائیم هرتزوگ، یکی از معماران اصلی روابط میان ما بود. در تمام این سالها از 1992 میلادی، ما همواره روابطی بسیار نزدیک را حفظ کردهایم و نتایج قابل توجهی در عرصههای اقتصاد و سیاست به دست آوردهایم.»
خنجر از پشت به آرمان فلسطین با ورود به «پیمان ابراهیم»
بخش تاسفبار اظهارات رئیسجمهور قزاقستان، اعلام رسمی تمایل این کشور برای پیوستن به طرح شکستخورده آمریکایی-صهیونیستی موسوم به «پیمان ابراهیم» است.
توکایف در این زمینه ادعا کرد: «قزاقستان تصمیم گرفته است به توافقات ابراهیم بپیوندد. این گام نماد آمادگی ما برای کمک به ثبات در روابط میان کشورهای خاورمیانه و اسرائیل است. معتقدم پتانسیل تعامل ما بسیار گسترده است و باید به طور کامل از آن بهرهبرداری شود.»
در مقابل، اسحاق هرتزوگ، رئیس رژیم صهیونیستی نیز با ابراز خرسندی از حضور در آستانه، این سفر را ادامه ماموریت پدرش در سال 1993 دانست و مدعی شد: «سفر به قزاقستان رویای دیرینه من بود. هیئتی از کارشناسان مرا همراهی میکنند تا به ویژه در حوزه فناوریهای نوین، به شراکت ما شتاب بخشند. پتانسیل همکاری ما در شرایطی که جهان وارد عصر تاریخی جدیدی میشود، واقعاً عظیم است.»
توهم تقابل با محور مقاومت؛ خطای محاسباتی همسایگان
«گازیز آبیشف»، مفسر و تحلیلگر سیاسی از قزاقستان، در اظهاراتی که کاملاً همراستا با پروپاگاندای غربی-صهیونیستی تنظیم شده، تلاش میکند این همگرایی را در چارچوب سیاست خارجی کلان آستانه توجیه کند.
آبیشف با طرح ادعاهای بیاساس و شیطنتآمیز علیه ایران و محور مقاومت میگوید: «باید درک کرد که در جریان تقابل پادشاهیهای عربی با ایران، حجم تعاملات اقتصادی، تجارت و سرمایهگذاری قزاقستان با کشورهای حاشیه خلیج فارس (به ویژه امارات، عربستان و قطر) چندین برابر روابط با تهران است.»
وی با نادیده گرفتن ظرفیتهای بیبدیل ژئوپلیتیک ایران در منطقه افزود: «هرچند پروژه راهروی شمال-جنوب از طریق ترکمنستان و ایران توسعه یافته، اما حجم تعاملات به مراتب کمتر از کشورهای عربی است. آستانه در ارزیابیهای خود، حملات به دبی را خلاف درک خود از اقدامات منطقی دانسته است.»
این تحلیلگر قزاق با اشاره به همراهی آستانه با موج سازشکاران منطقهای، تصریح کرد: «متحدان عرب قزاقستان، رویکردی سازنده با اسرائیل پیش گرفتهاند و به توافقات ابراهیم نگاه منفی ندارند. بردار فعلی سیاست خارجی قزاقستان بازتاب همین روند است، به خصوص که الکساندر ماشکویچ (سرمایهدار شناختهشده صهیونیست) همواره پلی میان آستانه و تلآویو بوده است.»
آبیشف همچنین اذعان میکند که این رویکرد قزاقستان با منافع متحدان سنتیاش در تضاد است، چرا که سفر هرتزوگ به آستانه دقیقاً همزمان با سفر وزیر امور خارجه ایران به مسکو انجام شد. وی این تحرکات را تلاشی برای ادغام در جهان غرب و جلب رضایت لابیهای پرنفوذ در کشورهای غربی میداند.
باجدهی به واشنگتن از مسیر تلآویو؛ پروژه ابراهیم 2.0
«زئیو خانین» تحلیلگر صهیونیست و استاد دانشگاه بارایلان، با نگاهی کاملاً منفعتطلبانه به بررسی اهداف قزاقستان پرداخته و صراحتاً تایید میکند که هدف اصلی آستانه، نه ایجاد ثبات منطقهای، بلکه جلب رضایت و باجدهی به آمریکا است.
خانین در این باره میگوید: «اولین و مهمترین نکته، منافع استراتژیک قزاقستان در روابط با ایالات متحده آمریکا است. قزاقستان خود را نه به عنوان یک بازیگر در مناقشات خاورمیانه، بلکه به عنوان یک قدرت منطقهای در آسیای مرکزی معرفی میکند.»
این کارشناس صهیونیست با اشاره به تحولات سیاسی و دکترینهای دولت آمریکا افزود: «مفهوم توافقات ابراهیم 2.0، فراتر از یک حل و فصل ساده در درگیریها است؛ چیزی که پیش از این در سال 2020 پایهگذاری شد. اکنون توافقات ابراهیم را باید به عنوان یک بلوک اقتصادی، دیپلماتیک و دفاعی جامع در نظر گرفت. این بلوک دیگر تنها محدود به کشورهایی که روابط ندارند نیست، بلکه کشورهایی نظیر مصر، اردن، امارات، بحرین و مراکش را نیز در بر میگیرد.»
خانین با تاکید بر اهمیت کریدور میانی برای آستانه، نتیجهگیری میکند: «آستانه منافع مستقیمی در خاورمیانه ندارد، اما برای ارتقای سطح گفتگوهای خود با واشنگتن، به این ابتکارات نیازمند است. پیش از این، تماسهای آمریکا و آسیای مرکزی در قالب (5+1) در سطح وزرای خارجه بود، اما اکنون به سطح سران ارتقا یافته است. تعامل با اسرائیل میتواند جایگاه بینالمللی قزاقستان را در منطقه آسیای مرکزی تقویت کند.»
آنچه در یادداشت رسانههای خارجی و تحلیلهای کارشناسان به وضوح دیده میشود، این است که رژیم صهیونیستی با سوءاستفاده از نیازهای اقتصادی کشورهای آسیای مرکزی و با اهرم فشار واشنگتن، در تلاش است تا کمربند انزوای خود را بشکند.
ایران بارها هشدار داده که حضور رژیم صهیونیستی در هر نقطهای از جهان، جز ناامنی، تروریسم دولتی و بیثباتی ثمری در پی نخواهد داشت. باز کردن پای صهیونیستها به آسیای مرکزی تحت پوشش فناوری و اقتصاد، خطای راهبردی بزرگی است که تبعات امنیتی آن در نهایت گریبانگیر دولتهایی خواهد شد که به آرمانهای امت اسلامی پشت کردهاند.
انتهای پیام/