خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: مسئلهی ظهور امام عصر عجلالله تعالی فرجهالشریف، در واقع همان وعدهی بزرگی است که در همهی ادیان الهی به آن اشاره شده است؛ وعدهای که فقط خبر از آینده نیست، بلکه امید به برقراری عدالت و حاکمیت حق در سراسر جهان را زنده نگه میدارد. به همین خاطر، موضوع «موعود» یکی از پایههای مهم کتابهای آسمانی به حساب میآید؛ حقیقتی که با بیانهای مختلف، دل مؤمنان را به آیندهای روشن گره میزند. این وعده، انسان را از ناامیدی بیرون میآورد و او را به سمت خودسازی، آمادگی و ایستادگی در برابر ظلم حرکت میدهد؛ چون تحقق آن، نتیجهی همهی تلاشهایی است که در طول تاریخ برای برپا شدن عدالت انجام شده است.
اما باید دقت کرد که ظهور، یک اتفاق معمولی و شبیه تغییرات رایج در دنیا نیست. این واقعه با کمکهای الهی و جلوههایی از قدرت غیبی همراه است و نمیشود آن را فقط با تحلیلهای فلسفی یا اجتماعی توضیح داد. با این حال، گاهی بعضیها ظهور را شبیه همان «مدینهی فاضله»ای میبینند که فلاسفه گفتهاند؛ یعنی تصور میکنند فقط یک انسان کامل میآید و با کمک آدمهای خوب، یک جامعهی ایدهآل میسازد. در حالی که حقیقت ظهور خیلی فراتر از این حرفهاست؛ این یک تحول بزرگ جهانی است که هم به ارادهی خدا وابسته است، هم تغییرات عمیقی در عالم ایجاد میکند و هم با اتفاقاتی همراه است که فقط در چارچوبهای معمول دنیایی قابل توضیح نیست.
از نکات مهمی که در روایات مربوط به ظهور به چشم میخورد، این است که قیام امام عصر عجلالله تعالی فرجهالشریف فقط یک حرکت عادی و زمینی نیست، بلکه با حضور و همراهی جدی ملائکه شکل میگیرد. یعنی ما با یک صحنهی کاملاً متفاوت روبهرو هستیم؛ جایی که هم انسانهای مؤمن حضور دارند و هم سپاه الهی از عالم غیب وارد میدان میشود تا وعدهی الهی به نتیجه برسد.
در روایتی از إبن شبیب که از امام رضا علیهالسلام نقل میکند، آمده است: «لَقَدْ نَزَلَ إِلَى الْأَرْضِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَرْبَعَةُ آلَافٍ لِنَصْرِهِ...»، یعنی چهار هزار ملائک برای یاری امام حسین علیهالسلام به زمین آمدند، اما وقتی رسیدند دیدند که ایشان به شهادت رسیدهاند؛ پس همانجا کنار قبر حضرت، با حالتی غبارآلود و پریشان باقی ماندند تا زمانی که قائم قیام کند، و آنگاه از یاران او خواهند بود و شعارشان «یا لثارات الحسین» است. (الأمالی( للصدوق)، ص: 130) این روایت خیلی روشن نشان میدهد که ماجرای یاری حق، ناتمام نمانده و قرار است در زمان ظهور به سرانجام برسد.
در دعایی که از امام هشتم ما دربارهی امام زمان نقل شده هم همین معنا دیده میشود: «وَانْصُرْهُ بِنَصْرِكَ الْعَزِیزِ... وَأَرْدِفْهُ بِمَلَائِكَتِكَ، وَحُفَّهُ بِالْمَلَائِكَةِ حَفّاً»؛ یعنی خدایا او را با نصرت قدرتمند خودت یاری کن، با سپاه پیروزت تأییدش کن، و ملائکهات را پشت سر او قرار بده و از هر طرف او را با ملائکه احاطه کن. این دعا نشان میدهد که حتی در بیان اهلبیت، پیروزی حضرت بدون همراهی ملائکه تصویر نمیشود.
از طرف دیگر، در تفسیر آیهی «أَتى أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ»، امام صادق علیهالسلام میفرمایند: این «امر خدا» مربوط به ماست و خدا دستور داده در آن عجله نشود تا وقتی که آن را با سه سپاه تأیید کند: «الْمَلَائِكَةِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالرُّعْبِ»؛ یعنی ملائک، مؤمنان و ایجاد ترس در دل دشمنان. (الغیبة للنعمانی، ص198) اینجا خیلی واضح سه عامل اصلی پیروزی را میگوید: نیروی انسانی، نیروی غیبی و یک عامل روانی که جبههی دشمن را از درون متلاشی میکند.
در روایت دیگری، امام باقر علیهالسلام صحنهی ظهور را اینطور توصیف میکنند: وقتی قائم قیام کند، خدا او را با ملائک یاری میدهد؛ «یَكُونُ جَبْرَئِیلُ أَمَامَهُ وَمِیكَائِیلُ عَنْ یَمِینِهِ وَ إِسْرَافِیلُ عَنْ یَسَارِهِ»، یعنی جبرئیل پیشاپیش اوست، میکائیل در سمت راست و اسرافیل در سمت چپ او قرار دارند، و ترس تا فاصلهی یک ماه راه، جلوتر و اطراف او حرکت میکند. (الغیبة للنعمانی، ص234) این تصویر نشان میدهد که فضای ظهور، کاملاً متفاوت از جنگها و تحولات معمول دنیاست.
وقتی این روایات را کنار هم میگذاریم، یک نکته مهم روشن میشود: نمیشود ظهور را فقط با تحلیلهای معمول سیاسی و اجتماعی فهمید. اینطور نیست که صرفاً یک رهبر بزرگ بیاید و با برنامهریزی انسانی دنیا را اصلاح کند؛ بلکه پای امدادهای الهی و حضور مستقیم ملائکه در میان است، و همین موضوع، آن را به یک تحول بیسابقه تبدیل میکند.
این نگاه یک اثر مهم روی فهم ما از «انتظار» دارد. اگر باور کنیم که ملائکه هم در این مسیر حضور دارند و منتظر آن لحظهاند، دیگر انتظار فقط یک حالت ذهنی یا احساسی نیست، بلکه به یک آمادگی واقعی تبدیل میشود. یعنی انسان باید خودش را در جبههای ببیند که هم یاران زمینی در آن هستند و هم سپاه آسمانی و قرار است در کنار هم، وعدهی بزرگ الهی را محقق کنند.
انتهای پیام/