به گزارش خبرگزاری تسنیم از قشم، 10 اردیبهشت، روز ملی خلیج فارس، تنها یک مناسبت تقویمی نیست، بلکه یادآور یک حقیقت تاریخی تثبیتشده در یکی از راهبردیترین آبراههای جهان است؛ حقیقتی که نشان میدهد خلیج فارس همواره بخش جداییناپذیر از هویت ملی ایران بوده و تلاش قدرتهای خارجی برای تغییر این واقعیت، در نهایت با شکست مواجه شده است. این روز، نماد پایان دورهای از حضور استعمارگران در جنوب ایران و تثبیت دوباره اقتدار تاریخی ایران در منطقهای است که امروز یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان محسوب میشود.
خلیج فارس در معادلات امروز جهان، یکی از مهمترین کانونهای انرژی و تجارت بینالمللی است. در قلب این منطقه، تنگه هرمز قرار دارد؛ گذرگاهی که بخش قابل توجهی از انرژی جهان از آن عبور میکند و هرگونه تحول امنیتی در آن، آثار مستقیم و فوری بر اقتصاد جهانی دارد. از این منظر، ایران نهتنها یک کشور ساحلی، بلکه بازیگر اصلی امنیت این آبراه حیاتی و تعیینکننده در نظم انرژی جهانی است.
جزایر ایرانی؛ دژهای راهبردی و خطوط مقدم حاکمیت ملی/ میراث استعمار؛ از قلعههای پرتغالی تا قبرستان باسعیدو
جزایر ایرانی خلیج فارس از جمله قشم، هرمز، لارک و هنگام، صرفاً نقاط جغرافیایی نیستند، بلکه دژهای طبیعی و راهبردی ایران در جنوب کشور محسوب میشوند. این جزایر در طول تاریخ نقش مهمی در کنترل مسیرهای دریایی، امنیت سواحل و تثبیت حاکمیت ملی ایفا کردهاند و امروز نیز بهعنوان خطوط مقدم امنیت کشور در خلیج فارس شناخته میشوند.
در کنار این جایگاه راهبردی، بومیان این جزایر نیز همواره بخشی از سازوکار واقعی امنیت در منطقه بودهاند. این جوامع که زندگیشان با دریا، صیادی و تجارت دریایی گره خورده است، در عمل مرزداران بیادعای جنوب ایران محسوب میشوند؛ مردمانی که در برابر تهدیدهای بیرونی، نهتنها عقبنشینی نکردهاند، بلکه همواره در کنار نیروهای مسلح، آماده دفاع از تمامیت ارضی کشور بودهاند.
خلیج فارس در قرون گذشته، عرصه رقابت قدرتهای استعماری بوده است. حضور امپراتوری پرتغال در قرون 16 و 17 میلادی با هدف کنترل مسیرهای تجاری و بنادر راهبردی، بخشی از این تاریخ است. آثار این دوره، از جمله قلعههای پرتغالی در جزایر هرمز، قشم و لارک، امروز بهعنوان نشانههایی از یک حضور تاریخی و در نهایت ناکام در برابر اراده ملت ایران قابل تحلیل هستند.
در ادامه همین روند تاریخی، نشانههایی از حضور امپراتوری بریتانیا نیز در منطقه باقی مانده است؛ از جمله قبرستان تاریخی باسعیدو در روستای باسعیدو جزیره قشم که بهعنوان یک اثر تاریخی، بیانگر حضور گذرا و محدود نیروهای خارجی در این منطقه است. این آثار در مجموع نشان میدهند که خلیج فارس همواره صحنه رقابت بوده، اما در نهایت این جغرافیا بر پایه حاکمیت تاریخی ایران تثبیت شده است.
تهدیدها و واقعیت میدانی اقتدار ایران در منطقه / خلیج فارس در معادلات ژئوپلیتیکی امروز
در سالهای مختلف، تهدیدهای سیاسی و نظامی علیه جزایر و امنیت خلیج فارس مطرح شده است؛ اما واقعیت میدانی منطقه همواره نشان داده که معادلات امنیتی این پهنه آبی بدون در نظر گرفتن نقش ایران قابل تصور نیست. حضور بومیان، موقعیت جغرافیایی جزایر و استقرار نیروهای مدافع کشور، مجموعهای از عناصر بههمپیوستهای را شکل دادهاند که هرگونه سناریوی تهدیدآمیز را از پیش با محدودیتهای جدی مواجه میکند.
در نظم بینالملل کنونی، خلیج فارس یک کریدور ژئوپلیتیکی حیاتی است که امنیت انرژی جهان به آن وابسته است. در این چارچوب، ایران بهعنوان کنشگر اصلی این منطقه، نقش تعیینکنندهای در ثبات یکی از مهمترین مسیرهای دریایی جهان ایفا میکند. تجربه تاریخی منطقه نیز نشان میدهد که الگوی قدرت در خلیج فارس همواره بر اساس واقعیتهای جغرافیایی، استمرار حاکمیت بومی و ناکارآمدی مداخلات خارجی شکل گرفته است.
خلیج فارس، فراتر از یک نام جغرافیایی، بخشی از هویت تاریخی، امنیتی و تمدنی ایران است؛ پهنهای که از قلعههای پرتغالی در لارک و قشم تا قبرستان باسعیدو، و از رقابت قدرتهای استعماری تا تحولات امروز، همواره در مرکز معادلات منطقهای و جهانی قرار داشته است.
این منطقه امروز با تکیه بر جزایر راهبردی، بومیان مرزدار و موقعیت ژئوپلیتیکی بیبدیل خود، همچنان یکی از ستونهای اصلی اقتدار ملی ایران و یکی از کانونهای مهم امنیت انرژی جهان محسوب میشود؛ و پیام آن روشن است: خلیج فارس نه فقط یک واقعیت تاریخی، بلکه یک مؤلفه پایدار در آینده نظم جهانی است.
یادداشت: عبدالرحیم رضوانی
انتهای پیام/7558