خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: دورهی خلافت امیرالمؤمنین علیبنابیطالب علیهالسلام از پیچیدهترین مقاطع تاریخ صدر اسلام است. در ظاهر، جامعه اسلامی یکپارچه به نظر میرسید، اما در واقع لایههایی از تضادهای فکری، منافع قبیلهای و برداشتهای متناقض از دین درون آن شکل گرفته بود؛ تضادهایی که سالها انباشته شده و در زمان حکومت ایشان بروز یافت. در این بین، جابهجایی جایگاه «دشمن درونی» با «دشمن بیرونی» یک خطای جدیِ تحلیلی است؛ خطایی که اگر رخ دهد، مسئله اصلی از فساد ساختاری داخلی به تهدیدهای بیرونی تقلیل پیدا میکند و در نتیجه، ریشههای انحراف نادیده گرفته میشود.
چهار سال نبرد امیر مؤمنان معطوف به دشمنان خارجی نبود بلکه در برابر مفسدان داخلی بود. نسبت دادن تمام مشکلات به یک عامل خارجی و یا معادلسازی دشمنان امیر مؤمنان با مصادیق خارجی، ضمن اینکه سبب تحریف تاریخ میشود، میتواند مانع فهم دقیق از ریشههای انحرافات شود. بنابراین ضمن آنکه باید تهدیدهای بیرونی را باید شناخت، مهمتر از آن، نسبت به انحرافهای درونی، فسادهای ساختاری و تغییر کارکرد ارزشها حساس بود. نباید دشمن خارجی را پوششی برای وضعیت نامطلوب اقتصادی و فرهنگی داخلی قرار داد بلکه باید با جدیت با جریانهای فساد مبارزه کرد. این، همان سیرهی علوی است؛ سیرهای که در آن، امام کشته شدن در این مسیر را شیرینتر از هر لذت حلال میدانست و برای رسیدن به شهادت در این مسیر، لحظهشماری میکرد.
امیر مؤمنان حکومتی را تحویل گرفت که در آن، امتیازهای قبیلهای، رانتهای اقتصادی و ساختارهای طبقاتی جان گرفته بود. بازگرداندن جامعه به روح سادهزیستی، عدالتمحوری و برابری صدر اسلام، برای گروههایی که به این امتیازها عادت کرده بودند، تحملناپذیر شد. همین مقاومت پنهان و آشکار، بخشی از تنشهای سیاسی و نظامی دوران ایشان را رقم زد.
یکی از اولین مصادیق این تنشها، جنگ جمل بود؛ نبردی که ریشههایش نه در اختلاف بر سر اصول اسلام، بلکه در مخالفت با سیاستهای عدالتجویانه علی علیهالسلام دیده میشود. ایشان در گام نخست، بیتالمالهای توزیعشده دورههای قبلی را به بیتالمال بازگرداند و امتیازهای ویژه را لغو کرد؛ اقدامی که برخی چهرههای برجسته آن زمان را نسبت به حکومت او بیمیل کرد و زمینهساز شورش شد.
در جنگ جمل، نیروهایی مقابل ایشان قرار گرفتند که همگی خود را مسلمان میدانستند و در تاریخِ اسلام نقشهای مهمی داشتند، اما در برداشت از حکومت و عدالت، با ایشان اختلاف بنیادین پیدا کردند. جمل، نمونهای گویا از همان «دشمن درونی» است: نیروهایی که از بیرون دشمن نبودند، اما با صفبندی سیاسی و منافع طبقاتی، در برابر حکومت حق قرار گرفتند.
جنگ صفین نمونهای دیگر از این چالش است؛ جایی که حاکمیت شام با رویکردی کاملاً متفاوت از حکومت مدینه، ساختار قدرت متمرکز، قبیلهسالار و دارای امتیازهای ویژه را شکل داده بود. مقاومت امیرالمؤمنین در برابر این الگو، تقابل دو نوع فکر سیاسی را آشکار کرد: حکمرانی بر پایه قسط و برابری در برابر حکمرانی بر پایه نفوذ قبایل، امتیازدهی و ساخت قدرت.
صفین از حیث روانی نیز مصداق مهمی از «اسلامِ ظاهری» در برابر «اسلامِ سیرهمحور» است. مردم شام نماز میخواندند و قرآن تلاوت میکردند، اما برداشتهای سیاسی از دین بهگونهای در آنها نهادینه شده بود که عدالت علوی را در تضاد با ساختار تثبیتشدهشان میدیدند. استفاده از «قرآن بر نیزه» نمادی از همین ظاهرگرایی بود.
پس از صفین، خوارج نمونه برجستهی دیگری از انحراف از سیره نبوی و عدول از اعتدال دینی بودند؛ گروهی که عبادت را تا حد افراط پیش میبرد، اما فهم عمیق از عدالت، مصلحت، جامعه و حقیقت دین نداشت. علی علیهالسلام بارها تلاش کرد آنان را با گفتوگو به مسیر اعتدال بازگرداند، اما نهایتاً بخشی از آنان به شورش مسلحانه روی آوردند و نبرد نهروان رقم خورد.
جنگ نهروان، برخورد با گروهی بود که به ظاهر بسیار متشرع و دیندار به نظر میرسیدند، اما در عمل با تعصب کور و ظاهرگرایی، جامعه اسلامی را دچار اختلال کرده بودند. این جنگ بیش از هر نبرد دیگری همان حقیقت تاریخی را نشان میدهد که گاهی آسیبزاترین نیروها، نه از بیرون، بلکه از درون جامعهی دینی سر برمیآورند.
از مجموع این سه جنگ (جمل، صفین و نهروان) تصویری روشن باقی میماند: علی علیهالسلام با فساد اقتصادی، امتیازطلبی اشرافی، قدرتطلبی قبیلهای و نیز برداشتهای افراطیِ متحجرانه مقابله کرد. هر سه جبهه، به شکلی متفاوت، از مسیر عدالت اصیل اسلامی فاصله گرفته بودند؛ یکی گرفتار دنیاطلبی، دیگری سلطهخواهی سیاسی و سومی در دام ظاهربینی دینی.
نتیجهای که از این رویدادها میتوان برای امروز برداشت کرد، نه جنبهی سیاسی دارد و نه معطوف به گروهی خاص، بلکه یک اصل اخلاقی و اجتماعی است: هر جامعهای زمانی به سلامت میماند که همزمان با دو نوع آسیب مبارزه کند که شامل فساد ساختاری و ظاهربینی دینی است. تاریخ علوی یادآور میشود که عدالت، شفافیت و اخلاقگرایی، همیشه نیازمند ایستادگیاند؛ حتی در برابر کسانی که در ظاهر اهل دیناند، اما مسیرشان از حقیقت عدالت فاصله گرفته است.
انتهایپیام/