به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرمآباد، در امتداد آرام و بیانقطاع کاروان رضوی در لرستان زیارت، دیگر حتی یک تجربه هم نیست؛ به حال تبدیل میشود.
در راهروهای بیمارستان هفتتیر دورود، جایی که درد، زبان مشترک همه است و امید محتاط حرکت میکند، ناگهان چیزی تغییر میکند؛ نه در دیوار، نه در نور، بلکه در ادراک.
پرچم، از میان تختها عبور میکند، اما عبورش شبیه عبور یک شیء نیست؛ شبیه عبور یک معناست از میان تنهای خسته. در اینجا که زمان آهستهتر میگذرد و نفسها حسابشدهتر بالا و پایین میروند، زیارت شکل دیگری دارد. بیماری که بر تخت افتاده راهی برای رفتن ندارد، اما راه بهسوی او آمده است.
در مسیر کاروان زیر سایه خورشید که از دلها عبور میکند، گاهی خانهای پیش میآید که دیگر در حدِ یک نشانی باقی نمیماند؛ به نقطهای عمیق میرسد که زمان اندکی در آن فرو میرود.
اینبار منزل مجاهد شهید لرستانی یونس ماهرو بختیاری. خانهای در دورود که نامش، از خاک گذشته و به حافظهای جاری رسیده است. او از آن دست مردانی بود که سالها از سوریه تا مرزهای غرب در میدان بود.
این مجاهد سرانجام در همان جغرافیایی که به آن تعلق داشت در جریان جنگ 12روزه در خرمآباد از زمان عبور کرد و به صفی پیوست که پایان ندارد.
وقتی پرچم وارد خانه میشود، زمان به عقب برمیگردد و همزمان به جلو میرود. روضه آغاز میشود و خانه از یک مکان، به یک وضعیت تبدیل میشود. اینجا زیارت با سوگ در هم میآمیزد نه برای اندوه، بلکه برای اتصال.
پرچم در میان این جریان نه یک نشانه بلکه یک محور است که همهچیز بهدور آن میچرخد. در ازنا نیز خانههای دیگری همین مسیر را طی میکند. خانه سردار شهید حاج محمدحسین صوفی و شهید محمدامین بختیاری.
در این خانهها زیارت دیگر یک رفتن نیست؛ یک آمدن است، آمدنِ معنا، به درونِ زندگی. کاروان از خانهای به خانه دیگر میرود، از بیمارستانی به شهری دیگر اما آنچه جابهجا میشود فقط یک پرچم نیست، معنا است.
انتهای پیام/ 644