به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در ادامه مصاحبه با پرویز فارسیجانی استاد دانشگاه و نویسنده کتاب منشور سینما درباره اندیشه و دیدگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی به سینما، به اینجا رسیدیم که سینما در اندیشه ایشان دارای مبانی فقهی، هنری و سیاستگذاری بود و ایشان ضمن تأکید بر اینکه باید به الگوی مطلوبی در سینمای انقلاب اسلامی برسیم، به شدت بر عدم مستقیمگویی و شعارزدگی تأکید داشتند.
ادامه گفتگو:
رهبر شهید در بیانیه گام دوم انقلاب به اهمیت سینما بهعنوان ابزار تمدنسازی اشاره کردند
برخی از کارشناسان معتقدند که ایشان دیدگاه بهاصطلاح استراتژیک به سینما داشتند؟ این حقیقت دارد؟ نظر شما چیست؟
من اینطور به این سؤال پاسخ میدهم؛ در بیانات ایشان، سینمای مطلوب نه یک موضوع حاشیهای، بلکه از مبناییترین نیازهای فرهنگی و هنری کشور تلقی میشود. بارها تأکید کردهاند که در این حوزه کمکاری شده و لازم است یک حرکت جدی و هدفمند شکل بگیرد. حتی در اسناد بالادستی مانند بیانیه گام دوم انقلاب نیز به اهمیت سینما و هنر بهعنوان ابزار پیشرفت و تمدنسازی اشاره شده است.
این نگاه نشان میدهد که سینما در منظومه فکری ایشان، صرفاً یک ابزار سرگرمی یا حتی صرفاً فرهنگی نیست، بلکه یک ابزار راهبردی در سطح کلان است؛ ابزاری که میتواند در شکلدهی به افکار عمومی، هویتسازی، و حتی در میدان «جنگ نرم و جنگ شناختی» نقشآفرینی کند. تأکید دارند که امروز زبان غالب در این میدان، زبان تصویر و روایت است و فیلم و سریال از مهمترین ابزارهای آن بهشمار میآیند. در حالی که دشمن توانسته روایت خود را در قالب آثار سینمایی، سریال و مستند بهخوبی عرضه کند، ما هنوز نتوانستهایم آنگونه که شایسته است، روایت انقلاب و آرمانهای آن را در این قالبها ارائه دهیم.
از همین منظر، تولید آثار بزرگ و راهبردی نیز همواره مورد توجه ایشان بوده است؛ آثاری با نگاه جهانی و اثرگذار. پیگیری تولید پروژههایی مانند فیلم «محمد(ص)» یا تأکید بر ساخت مجموعههایی مانند حضرت موسی(ع) و حمایت از کارگردانانی چون فرجالله سلحشور در همین چارچوب قابل تحلیل است. اینها صرفاً پروژههای هنری نیستند، بلکه بخشی از یک راهبرد کلان فرهنگی برای حضور مؤثر در عرصه جهانی محسوب میشوند.
در این چارچوب، یکی از مؤلفههای مهم «تمدن نوین اسلامی» از نگاه ایشان، برخورداری از یک سینمای قدرتمند، فاخر و اثرگذار است؛ سینمایی که هم از نظر ساختاری و هنری در بالاترین سطح باشد و هم از نظر محتوایی در شأن ارزشهای انقلاب اسلامی.

نکته بسیار مهم دیگری که در بیانات ایشان وجود دارد، نحوه انتقال پیام است. تأکید جدی دارند که مفاهیم دینی و ارزشی باید غیرمستقیم و هنرمندانه منتقل شوند. نقل یک خاطره در این زمینه قابل توجه است: در دیداری با مدیران رسانه، ایشان اشاره میکنند که وقتی گفته میشود «کار دینی»، نباید فوراً به نمایش مستقیم نمادهایی مانند مسجد یا روحانی بسنده کرد. بلکه هنر واقعی آن است که مفاهیم عمیق انسانی و دینی، در قالب داستان و روایت، بهصورت غیرمستقیم به مخاطب منتقل شود.
ایشان یک بار در جلسهای درباره ساخت فیلم درباره امام زمان و نیمه شعبان گفتند که درباره این موضوع فیلمی که در شأن ایشان باشد نداریم. حالا اگر قرار باشد فیلمی آرشیوی و خارجی هم پخش کنید فیلمی باید مانند فیلم «بینوایان» باشد. که پیامهایی عمیق درباره عدالت و توجه به محرومان دارد، بدون آنکه لزوماً در قالب مستقیم دینی ارائه شود. احتمالاً این حرف را برای این گفتند که با ظهور حضرت امام زمان(عج) مستضعفین وارثین زمین هستند. این همان نگاهی است که ایشان آن را برای سینمای دینی مطلوب میدانند.
یکی از ضعفهای جدی سینمای ایران از نگاه ایشان، فقدان قصهپردازی قوی است
کنار این، یکی از ضعفهای جدی سینمای ایران از نگاه ایشان، فقدان قصهپردازی قوی است. تأکید دارند که اگر فیلمنامههای قوی در اختیار نداریم، باید به سمت اقتباس از آثار ادبی ارزشمند برویم. اشاره به رمانهایی مانند «جنگ و صلح» یا آثار بزرگ ادبی جهان، در همین راستاست؛ یعنی تقویت بنیان روایی سینما.
همچنین در مقاطع مختلف، به ظرفیتهای مغفول در جامعه اشاره کردهاند؛ مثلاً در دوره کرونا، ایثار و فداکاری کادر درمان را یک «حماسه» دانستند که جای خالی روایت هنرمندانه آن احساس میشود و حتی از این منظر یاد شهید مرتضی آوینی را مطرح کردند که میتوانست چنین صحنههایی را به تصویر بکشد.

این نگاه و اندیشهای است که رهبر شهید انقلاب درباره سینما داشتند. من این را با اطمینان میگویم که بر اساس ارتباطات غیرمستقیمی که داشتیم، رهبر جدید انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای با دیدگاه رهبر شهید به خوبی و به طور کامل آشنا هستند و حتماً از مجموعه مدیران و هنرمندان خواهند خواست که مطالبات رهبر شهیدمان را مورد اقدام قرار دهند. ایشان همین کتاب منشور سینما را دیده بودند و تشویق کرده بودند.
سند ملی سینما یکی از انتظارات رهبر شهید انقلاب از مدیران فرهنگی بود
* از مهمترین انتظارت و اقداماتی که ایشان مد نظر داشتند و انجام نشده است چه بوده؟
در این زمینه، مهمترین نکتهای که میتوان به آن اشاره کرد، خلأ جدی در اقدامات زیرساختی، مبنایی و ساختاری در حوزه سینماست؛ موضوعی که خود ایشان نیز در مواردی بهصراحت نسبت به آن گلایه داشتهاند. در یکی از جلسات خصوصی، به این مسئله اشاره میکنند که برخی از کارهایی که انتظار داشتهاند انجام شود، هنوز محقق نشده است؛ از جمله مهمترین آنها، شکلگیری یک بنیان منسجم و زیرساختی برای هدایت سینما و تلویزیون در مسیر مطلوب انقلاب است.

این مسئله را میتوان در نبود یک «سند جامع و بالادستی» برای سینمای انقلاب بهخوبی مشاهده کرد. با گذشت چند دهه از انقلاب، هنوز یک سند روشن، مصوب و مورد اجماع که بتواند جهتگیری کلان سینمای کشور را مشخص کند، بهطور کامل شکل نگرفته است. در حالیکه این موضوع بارها در نهادهایی مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح شده و جلسات متعددی نیز برای آن برگزار شده، اما خروجی نهایی که بتواند بهعنوان یک «خطسیر مشخص» عمل کند، هنوز به سرانجام نرسیده است.
نتیجه این خلأ ساختاری آن است که با تغییر دولتها و مدیران، رویکردها نیز تغییر میکند و سینما دچار نوعی ناپایداری و چندگانگی در سیاستگذاری میشود. هر مدیری ممکن است سند یا برنامهای ارائه دهد، اما اینها غالباً مقطعی و سلیقهای است و به یک چارچوب پایدار و راهبردی منتهی نمیشود. در واقع، آن چیزی که مورد تأکید ایشان بوده—یعنی شکلگیری یک نظام منسجم و ماندگار در سیاستگذاری سینما—هنوز بهطور کامل محقق نشده است.
این وضعیت، خود را در خروجیهای سینمایی نیز نشان میدهد؛ بهگونهای که با وجود ظرفیتهای فکری و فرهنگی گسترده، هنوز آثار شاخص و جهانی در تراز انقلاب اسلامی بهصورت مستمر تولید نمیشود. حتی در سطح داخلی نیز، بخشی از تولیدات سینمایی نتوانستهاند مخاطب خانواده را بهخوبی جذب کنند یا پاسخگوی انتظارات فرهنگی جامعه باشند.
در حالیکه از نظر منابع فکری، کمبودی وجود ندارد -اندیشههای متفکرانی مانند مرتضی مطهری و دیگر بزرگان، ظرفیت بالایی برای تولید آثار عمیق و اثرگذار دارند- اما این ظرفیتها کمتر به زبان سینما ترجمه شدهاند. این نیز خود نشانهای از همان ضعف در ساختار و برنامهریزی کلان است.
با نقطه مطلوب سینما از نگاه رهبر شهید انقلاب فاصله داریم
* در سالهای اخیر جریان جدی و تازهای از فیلمسازان انقلاب و دفاع مقدس آثار متعددی ساختند، آیا بهنظر شما توانستیم به آنچه ایشان انتظار داشتند نزدیک بشویم؟
در پاسخ به این سؤال باید گفت که اگرچه در سالهای اخیر شاهد شکلگیری یک جریان تازه و نسبتاً جدی در میان فیلمسازان حوزه انقلاب و دفاع مقدس بودهایم و آثار متعددی نیز تولید شده، اما هنوز با نقطه مطلوبی که مدنظر رهبر معظم انقلاب بوده، فاصله قابل توجهی داریم.
برخی از این آثار، بهویژه برای مخاطب داخلی و حتی برای نسل جوان، قابل توجه و ارزشمند هستند، اما معمولاً در دایرهای محدود باقی میمانند و کمتر به یک اثر «فراگیر» یا «جهانی» تبدیل میشوند. برای مثال، فیلمی مانند چمران را میتوان اثری قابل قبول دانست، اما در روایت شخصیت، بیشتر به یک فرمانده نظامی محدود میشود و آن عمق شخصیتی و جذابیتی که بتواند برای مخاطب جهانی الهامبخش باشد، بهطور کامل شکل نمیگیرد. یا آثاری مانند منصور، با وجود نقاط قوت، هنوز به سطحی نرسیدهاند که بتوان آنها را بهعنوان یک محصول جهانی با زبان مشترک انسانی عرضه کرد.

مسئله اصلی این است که ما هنوز نتوانستهایم از «زبان جهانی هنر» بهدرستی استفاده کنیم. آثار ما نباید صرفاً دستاوردها را بهصورت خنثی یا گزارشی بیان کنند، بلکه باید بتوانند آرمانها و معارف انقلاب را در قالبی جذاب، دراماتیک و قابل درک برای مخاطب جهانی عرضه کنند. در حالیکه در سینمای جهان، حتی از یک شخصیت کوچک، یک قهرمان جهانی ساخته میشود، ما در بسیاری از موارد هنوز نتوانستهایم شخصیتهای بزرگ خود را بهگونهای روایت کنیم که مخاطب شیفته آنها شود.
یکی از محورهای مهم مورد تأکید ایشان، «بعد بینالمللی» سینماست. بارها اشاره کردهاند که در موضوعی مانند دفاع مقدس، با وجود اینکه تقریباً بسیاری از کشورهای جهان از رژیم بعث عراق حمایت میکردند، ایران بهتنهایی ایستادگی کرد و به پیروزی رسید؛ این یک روایت عظیم و جهانی است، اما ما هنوز نتوانستهایم آن را بهدرستی در قالب سینما و سریال به جهان معرفی کنیم.
کنار این، مسئله تداوم تولید آثار شاخص نیز مطرح است. نمونههایی مانند سریال یوسف پیامبر یا آثاری در مقیاس سریال اغما نشان دادهاند که امکان تولید آثار جذاب، مردمی و در عین حال ارزشی وجود دارد؛ اما این روند بهصورت مستمر ادامه پیدا نکرده و به یک جریان پایدار تبدیل نشده است.
از سوی دیگر، برخی مشکلات زیرساختی همچنان پابرجاست. یکی از مسائل مهم، نبود «ترجمه دقیق مفاهیم دینی به زبان سینما» است. بهعنوان مثال، هنوز در بسیاری از موارد مشخص نیست که «موازین شرعی» دقیقاً چگونه باید در قالب روایت سینمایی پیادهسازی شود. حتی بحثهایی مانند «فقه فیلم» بهصورت جدی و نظاممند شکل نگرفته است؛ در حالیکه در حوزههایی مانند موسیقی، مباحث فقهی توانستهاند تا حدی راهگشا باشند.
در حوزه تولیدات امروز، بهویژه در برخی آثار سینمایی و پلتفرمهای نمایش خانگی، نیز چالشهایی وجود دارد. گاهی شاهد نوعی فاصله گرفتن از ارزشها و سبک زندگی ایرانی-اسلامی هستیم؛ آثاری که نهتنها کارکرد تربیتی ندارند، بلکه در مواردی حتی امکان تماشای خانوادگی را نیز از دست دادهاند. این در حالی است که در نگاه امام خمینی و رهبر معظم انقلاب، سینما باید نقش «دانشگاه» را ایفا کند؛ یعنی مخاطب پس از تماشای اثر، با دست پُر و با تأثیر مثبت بازگردد.
کنار این مسائل، گاهی در فرآیند تولید نیز با چالشهایی مواجه هستیم؛ از جمله ضعف در فیلمنامهنویسی، اتکای بیش از حد به سوژههای سطحی یا فضای مجازی، و در برخی موارد، نگاه صرفاً اقتصادی و گیشهمحور که میتواند به تضعیف محتوای آثار منجر شود.البته همانطور که گفتم، حتماً رهبر سوم انقلاب این مطالبات و دیدگاهها را دنبال میکنند.
انتهای پیام/