به گزارش گروه عبری خبرگزاری تسنیم، روزنامه یدیعوت آحارانوت در شماره امروز یک شنبه خود در مقالهای به قلم مایکل میلشتاین که او را رئیس انجمن پژوهشهای فلسطینی اندیشکده دایان دانشگاه تل آویو معرفی کرده نوشت: این تصور که میتوان غزه، لبنان و ایران را با استفاده از زور و حتی با بکارگیری ایدئولوژی افراطی شکست داد بیانگر ناتوانی و عجزی است که مراکز تصمیم گیری در اسرائیل و ایالات متحده دچار آن هستند و یا اینکه نمیخواهند از شکستهای قبلی خود درس بگیرند.
به اعتراف این کارشناس، عملیات اخیر در ایران، یک تجربه راهبردی بی سابقهای بود که قرار بود در چارچوب آن با استفاده از مخلوطی از اعمال قدرت نظامی از خارج در چارچوب حملات هوایی علیه مراکز و ساختارهای حاکمیتی و نظامی و ترور رهبران بدون بکارگیری اقدام زمینی در کنار استفاده از ناآرامیهای داخلی و به حرکت در آوردن گروههای کرد علیه رژیم ایران دست به تغییر و تحول در ایران زد.
این تحلیلگر صهیونیست بعد از آن در ادامه مینویسد: حال بعد از دو ماه ظاهرا این طرح شکست خورده است، نظام اسلامی حاکم بر ایران ضربات بی سابقهای را متحمل شده است اما هرگز از هم نپاشید، بلکه جنگ سرسختانهای را انجام و طرف مقابل را مجبور به ورود به مذاکراتی کرد که منجر به آتش بس شود، این در حالی است که هیچ اعتراض داخلی هم در خیابانها شکل نگرفت و آنچه که در قبل شاهد آن بودیم تکرار نشد، این مسئله حداقل بیانگر آن است که هنوز شناخت کافی از جامعه ایران وجود ندارد و طراحان این عملیات بیشتر آرزوهای خود را در این طرح گنجانیده بودند تا واقعیت ها را.
میلیشتاین افزود: بررسی کامل تاریخ ما و تاریخ آمریکاییها، چه باستانی و چه مدرن، همراه با رد شعارها و توهمات و تمایل به گوش دادن به انتقادات و نظرات دیگر (که باید درس کلیدی از شکست 7 اکتبر میبود)، میتوانست احتمال بسیار کمی را برجسته کند که یک قدرت غیرمسلمان، به ویژه یک قدرت آمریکایی یا اسرائیلی، بتواند اساساً واقعیت و آگاهی را در خاورمیانه تغییر دهد، چه رسد به اینکه این کار باید از طریق زور انجام شود.
این درسی است که از جنگ اول لبنان، اشغال عراق و افغانستان توسط آمریکا و لشکرکشی مداوم اسرائیل در غزه از 7 اکتبر آموخته شده است.
دو قدرتی که سیستم «غرش آریایی» را از طریق همکاری بیسابقه اجرا کردند، به طور مداوم در منطقه به عنوان دشمنان خارجی تلقی میشوند و هرگز به عنوان منادیان آزادی و رفاه توصیف نگردیدهاند.
ناکامی در دستیابی به هدف سرنگونی دولت، نشان دهنده هزینه عدم انجام تحقیقات جامع در مورد شکستهای گذشته است که همچنان حفظ شده و به روشهای جدید دوباره ظاهر میشوند.
هیچ تحقیق کاملی در مورد شوک 7 اکتبر و همچنین در مورد ایدهای که آن را دامن زد، انجام نشده است.
رویدادهای دشوار جلسات دادگاه عالی هفته گذشته ممکن است نشان دهد که با توجه به گذشت زمان، فراموش شدن روایتها و تکرار آنها، احتمال تحقیقات جدی به تدریج در حال کاهش است.
این امر در درجه اول به دلیل خسته کننده شدن بحث و اشباع شدن آن از احساسات تفرقهانگیز است.
در بخش دیگری از این نوشتار آمده است: همانند غزه، در ایران نیز توصیف واقعیت با آرمانهای (آرزوهای) عمیقی مانند احساس تفرقه در رهبری ایران، کاهش انگیزه دشمن و وضعیت آشفتگی عمیق در صفوف آن در هم تنیده شده است.
این آرمانها اغلب به کشفیات ناامید کنندهای منجر میشوند که نشان میدهند دشمن بسیار مصممتر و مقاومتر از آن چیزی است که امید میرفت یا پیشبینی میشد.
با این وجود، «حافظه ماهی قرمز» جمعی اسرائیل، تلفیق مضر انگیزههای سیاسی و دیدگاههای ایدئولوژیک در تحلیلهای حرفهای، و بیزاری بیمارگونه از جستجوی حقیقت، همگی در تداوم این باورهای مخرب نقش دارند.
انتهای پیام/