به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، پایگاه تحلیلی «کانورسیشن» در گزارشی نوشته است که اصلیترین درسی که از جنگ ایران گرفته شده این است که جغرافیای ایران بهتنهایی تمام آنچه را این کشور برای بازدارندگی به آن نیاز دارد، فراهم میکند. حملات آمریکا و اسرائیل نتوانسته است ایران را از کنترل بر رفتوآمد کشتیها در تنگه هرمز بازدارد.
برخی محورهای این گزارش به این شرح است:
1. جغرافیا؛ بزرگترین دارایی راهبردی ایران
تنگه هرمز کمعمق و باریک است و کانالهای کشتیرانی قابل عبور آن تنها دو مایل عرض دارند. خلیجهای کوچک در امتداد خط ساحلی جنوبی ایران، پوششی برای قایقهای کوچک، مینریزی، موشکهای ضدکشتی و پهپادها فراهم میکند، همچنین کمربند وسیعی از کوههای صخرهای از مرز ترکیه تا تنگه هرمز امتداد دارد که ایران میتواند پهپادها و موشکهای بیشتری از آنچه نیاز دارد، در آن ذخیره و پنهان کند.
2. توانایی ایران در بستن تنگه جدید نیست
ایران برای دههها بارها تهدید کرده است که به هر حمله خارجی با بستن تنگه پاسخ خواهد داد و توانمندیهای این کشور نشان داده بود که قادر است این تهدید را عملی خواهد کرد.
3. تنها کسی که بهنظر میرسد این را نمیفهمد ترامپ است
تولسی گابارد، مدیر اطلاعات ملی آمریکا در جلسهای در مجلس سنا اذعان کرد که «مدتهاست ارزیابی جامعه اطلاعاتی این بوده است که ایران احتمالاً تنگه هرمز را گروگان خواهد گرفت.»، بسیاری از تحلیلگران بهدلیل همین توانایی، در مورد پیامدهای اقتصادی فاجعهبار جنگ با ایران هشدار داده بودند، بهنظر میرسد تنها کسی که این را نمیفهمد ترامپ است.
4. برنامه هستهای هرگز بازدارندگی اصلی نبوده است
برنامه هستهای برای ایران هرگز بخش اصلی بازدارندگی نبوده است. گزارش مؤسسه چتم هاوس در سال 2019 تعیین کرد که ایران تواناییهای نامتقارن خود را اعم از موشکهای بالستیک و متحدان منطقهای برای امنیت ملی خود ضروری میداند. اگر بازدارندگی هستهای هدف اصلی بود، ایران به توافق هستهای 2015 متعهد نمیشد که راه را برای ساخت بمب مسدود میکرد.
5. ایران بعید است به یک ستون بازدارندگی تکیه کند
ایران بهاحتمال زیاد تنها به توان کنترل تنگه هرمز بهعنوان ستون بازدارندگی خودش تکیه نخواهد کرد بلکه توانمندیهای موشکی و متحدان منطقهای خودش را هم تقویت خواهد کرد. توانایی اثباتشده ایران در بستن تنگه هرمز، بدون شک برای مدتی نظم منطقهای را شکل خواهد داد.
6. جمعبندی
کانورسیشن در پایان نتیجه میگیرد که جنگ ایران یک پارادوکس راهبردی را آشکار کرده است: آمریکا برای تضعیف ایران وارد جنگ شد، اما در عمل به کشوری کمک کرد که قدرتمندترین ابزار بازدارندگیاش را کشف کند، این همان بازدارندگی جدیدی است که تهران از آرواره شکست بیرون کشیده است.
انتهای پیام/+