به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، کارشناسان و تحلیلگران سیاسی ترکیه، اوضاع و احوال منطقه و تحولات مرتبط با جنگ ایران و آمریکا را به دقت رصد میکنند.
یکی از حوزههای ویژهای که تحلیلگران آنکارا به آن توجه میکنند، مباحث مربوط به بحران انرژی است. اندیشکده مطالعات خاورمیانه ترکیه موسوم به اُرسام، در گزارشی به این موضوع پرداخته که حالا علاوه بر آمریکا و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، کل کشورهای اروپایی نیز تحت تأثیر شرایط نوین حاکم بر تنگه هرمز قرار گرفتهاند.
بخشهایی از گزارش مفصل اُرسام درباره شرایط دشوار اروپا در تأمین منابع انرژی و ارتباط آن با تنگه هرمز را مرور میکنیم:
غرب ناچار است امتیاز بدهد
اتحادیه اروپا در ماه ژانویه مقرراتی تصویب کرد که از نظر قانونی، همه اعضا را ملزم میکند تا پایان سال 2026 میلادی، به واردات ال. ان. جی از روسیه به طور کامل متوقف کنند. آنها همچنین متعهد شدهاند که واردات گاز از طریق خط لوله تا پایان سپتامبر 2027 خاتمه پیدا کند. ولی واقعیت این است که تنگه هرمز همه محاسبات را تغییر داد و شرایط دشوار بازار سرسختانهتر از اهداف سیاسی در حال پیشرفت هستند.

جنگی که با حملات آمریکا - اسرائیل به ایران در 28 فوریه 2026 آغاز شد، دومین ماه خود را پشت سر گذاشته است و بحران در تنگه هرمز نه تنها برای خلیج فارس، بلکه مستقیماً برای اقتصادهای غربی نیز به یک مسأله تبدیل شده است.
مسأله صرفاً این نیست که آیا این تنگه از نظر فنی کاملاً بسته است یا خیر. نقطه شکست واقعی، آسیب به زیرساختهای نفت و گاز طبیعی در خلیج فارس، فروپاشی ترافیک نفتکشها، اختلال در تولید و صادرات و شوک قیمتی ناشی از آن است که اکنون به طور قابل توجهی در اروپا و آمریکا احساس میشود.
این در حالی است که قبلاً 135 نفتکش در طول شبانه روز از این تنگه عبور میکرد. اما حالا همه چیز متوقف شده و تخمینزده میشود که تولید نفت اوپک که عمدتاً مربوط به کشورهای خلیج فارس است، به پایینترین سطح برسد.
طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، از آغاز جنگ بیش از 12 میلیون بشکه از عرضه نفت کاسته شده است.
مشکل، فقط کمبود منابع نیست
آنچه در نگاه اول برای اتحادیه اروپا (EU) نسبتاً اطمینانبخش است این است که عرضه نفت خام و گاز طبیعی فقط به خلیج فارس وابسته نیست. بروکسل اعلام کرده که در کوتاهمدت، عرضه نفت خام و گاز اروپا مستقیماً قطع نشده و تأمینکنندگان اصلی اتحادیه یعنی نروژ و آمریکا، نیاز اتحادیه را رفع کردهاند.
ولی باز هم بدان معنا نیست که اروپا از بحران در امان است. برعکس، اروپا امروز با ساختار تأمینی روبرو است که بسیار پرهزینهتر، بیثباتتر و شکنندهتر از یک اختلال عرضه فیزیکی است. به عبارتی ساده، مشکل در کمبود نیست، مشکل در افزایش ناگهانی قیمت است. قیمت گاز اروپا از زمان آغاز جنگ در 28 فوریه بیش از 70 درصد افزایش یافته است.

ظرفیت مخازن گاز اتحادیه اروپا به زیر 30 درصد کاهش یافته و این رقم در هلند حدود 6 درصد است که نگرانی قابل توجهی را ایجاد کرده است. دقیقاً به همین دلیل است که کمیسیون اروپا از کشورهای عضو میخواهد که مخازن گاز خود را زودتر پر کنند. در کوتاهمدت، حساسترین حوزه اروپا نفت خام نیست، بلکه فرآوردههای نفتی است.
تصمیمگیرندگان اتحادیه اروپا به ویژه نگران تأمین گازوئیل و سوخت جت هستند. اتحادیه اروپا تقریباً 15 درصد از تقاضای نفت سفید خود را که عمدتاً در تولید سوخت جت استفاده میشود، از خاورمیانه تأمین میکند.
پیش از بحران تنگه هرمز، تخمینزده میشد که محمولههای نفت سفید از کشورهای خلیج فارس تا 10 آوریل به اروپا برسند. ارزیابیهای رسمی خطر اتمام کامل سوخت جت در اروپا را نمیبینند، اما کمبود عرضه محلی و نوسانات بالای قیمت اکنون آشکار شده است.
بحران تنگه هرمز محدودیتهای استراتژی اروپا برای حذف تدریجی گاز روسیه را نیز آشکار میکند. در ژانویه، اتحادیه اروپا به طور قانونی پایان واردات گاز طبیعی مایع (LNG) روسیه را تا پایان سال 2026 و واردات گاز از طریق خط لوله را تا پایان سپتامبر 2027 الزامی کرد. با این حال، واقعیتهای بازار نشان میدهد که این هدف محقق نخواهد شد و آنان همچنان به روسیه محتاج خواهند ماند.

برآوردها نشان میدهد که تحویل گاز از طریق خط لوله روسیه به اروپا از طریق ترکیه در ماه مارس نسبت به سال گذشته 22 درصد افزایش یافته و به 1.7 میلیارد متر مکعب رسیده است.
در همین مدت، تحویل گاز طبیعی مایع روسیه به اروپا نیز در سه ماهه اول 17 درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته و به 4.8 میلیون تن رسیده است. علاوه بر این، برخی از کشورهای عضو نشان میدهند که این گسست در عمل چقدر دشوار است.
به عنوان مثال، اسلواکی با تطبیق قرارداد بلندمدت خود با گازپروم با قوانین اتحادیه اروپا، به دنبال ادامه و حتی افزایش واردات گاز روسیه قبل از اجرایی شدن ممنوعیت بود. اقدام کمیسیون اروپا در ماه مارس برای تفسیر انعطافپذیرتر برخی از قوانین پیش از مجوز و تأیید مبدا برای واردات گاز نیز به این واقعیت اشاره دارد.
در حالی که بروکسل در حال تشدید چارچوب قانونی برای حذف تدریجی گاز روسیه است، در عمل مجبور است انعطاف نشان دهد و در اوج عملگرایی، باز هم نیازهای خود را از طریق روسیه تأمین کند تا از اختلال در عرضه جلوگیری کند. بنابراین بحران هرمز بار دیگر نشان میدهد که استراتژی اروپا برای قطع کامل روابط با جریان انرژی روسیه چقدر شکننده است.
تنگه هرمز و برق اروپا
همانطور که انتظار میرفت، شوک قیمتی به سرعت در بازار برق نیز منعکس شد. کمیسیون اروپا کاهش مالیات برق، اعمال یارانههای قیمت برق و کاهش قوانین کمکهای دولتی را در دستور کار خود قرار داده است.
این واکنشها به این معنی است که اقدامات فوقالعادهای که پس از شروع جنگ روسیه و اوکراین در سال 2022 اجرا شده بود، دوباره روی میز قرار گرفتهاند. در حالی که تورم منطقه یورو در پایان ماه مارس از 1.9 درصد به 2.5 درصد افزایش یافت، طبق گزارشها، قیمت انرژی تقریباً 5 درصد افزایش یافته است.
بحثهای مربوط به نرخ بهره در بانک مرکزی اروپا نیز نشان میدهد که بحران انرژی نه تنها بر بازارهای انرژی، بلکه بر سیاست پولی نیز فشار وارد میکند. به عبارت دیگر، مشکل اساسی اروپا وجود عرضه نیست، بلکه این است که این عرضه با چه هزینهای و تا چه حدی میتواند به طور پایدار ارائه شود.
روشنترین نشانه اینکه تأثیر بحران به غرب گسترش مییابد، اقدامات اخیر آمریکا است. در این کشور که بزرگترین تولید کننده نفت و سومین صادر کننده بزرگ جهان است، میانگین قیمت بنزین از پایان ماه مارس به بالای 4 دلار در هر گالن رسیده است.
این وضعیت آخرین بار در سال 2022 مشاهده شد. اگرچه صادرات فرآوردههای نفتی در ماه مارس دوباره به رکورد جدیدی رسید، اما به نظر میرسد ادعاهای ترامپ مبنی بر بینیازی آمریکا به تنگه هرمز، صحت ندارد.
مسأله اینجاست که آمریکا به تنهایی برای تعیین قیمت نفت در جهان، قدرتی ندارد. قیمت نفت در مقیاس جهانی تعیین میشود و نه در سطح تصمیمات ملی. به دلیل افزایش قیمت محصولات پتروشیمی، هزینه نفتکش، بیمه و وابستگی متقابل، آمریکا نمیتواند از تأثیر قیمت ناشی از شوک عرضه جهانی فرار کند.

طبق نظرسنجیهای اخیر، بیش از 65 درصد از مردم آمریکا خواهان پایان فوری جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران هستند. این نشان میدهد که قیمت انرژی دیگر فقط یک مسأله سیاست خارجی برای کاخ سفید نیست، بلکه میتواند هزینههای سیاسی داخلی قابل توجهی ایجاد کند. این فشار داخلی، کاخ سفید را به سمت اتخاذ اقداماتی سوق میدهد که با سیاستهای ترامپ در تضاد است.
در هفتههای اخیر، دولت ترامپ کاهش تحریمها علیه کرملین را برای کاهش فشار بر قیمت نفت در نظر گرفته است.
یکی دیگر از اقدامات فوری در دستور کار، آزادسازی نفت از ذخایر با هماهنگی کشورهای گروه 7 بود. در این زمینه، معافیتهای موقت برای نفتکشهایی که نفت روسیه را در حال حاضر در دریا حمل میکنند، به ویژه برای کشورهایی مانند هند که برای تأمین نفت به شدت به خلیج فارس وابسته هستند، در نظر گرفته شد.
تخمینزده میشود که حجم کل نفتکشهایی که نفت روسیه را در دریا حمل میکنند تقریباً 130 میلیون بشکه باشد. علاوه بر این، اعطای معافیت برای نفت ایران، که حدود 140 میلیون بشکه تخمینزده میشود، به نظر میرسد که به طور مؤثر رژیم تحریمها را دور میزند تا شوک انرژی ناشی از جنگ را کاهش دهد.
بحران تنگه هرمز دیگر برای غرب اثر غیرمستقیم یک جنگ دوردست نیست، بلکه یک بحران امنیتی اقتصادی مستقیم است که عرضه محصولات پالایششده در اروپا را مختل میکند، باعث پر شدن تأسیسات ذخیرهسازی گاز با هزینههای بالاتر میشود، فشارهای برق و تورم را افزایش میدهد و آمریکا را به سمت کاهش رژیم تحریمهای سوق میدهد.
وضعیت تنگه هرمز نشان میدهد که سیستم انرژی غرب همچنان در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی بسیار آسیبپذیر است و با عمیقتر شدن بحران، اولین حوزههایی که انعطافپذیری نشان میدهند اغلب نه لفاظیهای سیاسی، بلکه تحریمها و رژیمهای عرضه هستند.
انتهای پیام/