به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، مصادیق جنگ ترکیبی دشمنان آمریکایی و صهیونیستی ، یکی پس از دیگری با جدیت و هوشمندی ایران اسلامی ابطال و بی ثمر می گردند. پس از شکست ترامپ و نتانیاهو در جنگ 40 روزه و عدم تحقق اهداف اعلامی آنها در این نبرد تمام عیار، رئیس جمهور آمریکا تلاش کرد آنچه را که در میدان جنگ به دست نیاورده را پشت میز مذاکره و با شانتاژهای سیاسی و روایتسازی های وارونه از واقعیات گذشته و جاری کسب کند.
ترامپ و دی ونس معاون وی تصور می کردند این خواسته و هدف وقیحانه آنها در مذاکرات اسلام آباد میسر خواهد شد اما حضور قدرتمندانه و قاطعانه تیم مذاکره کننده کشورمان در دور نخست مذاکرات و متعاقبا، تصمیم قاطعانه نظام جمهوری اسلامی در خصوص عدم حضور دیپلماتهایمان در دور دوم مذاکرات ( به دلیل نقض آشکار آتش بس موقت از سوی آمریکا)، تصورات رئیس جمهور منفور آمریکا و دیگر اعضای تصمیم گیرنده در کاخ سفید را به طور کامل بر هم ریخت.
در چنین شرایطی تهدیدات مکرر ترامپ نیز وزن خود را در نزد مخاطبان جهانی از دست داد تا شاهد شکل گیری بدترین سناریوی ممکن به ضرر واشنگتن باشیم.
صورت مسئله آشکار است : جمهوری اسلامی ایران میدان و دیپلماسی را دو عرصه جدا و متناقض با یکدیگر نمی داند و به پیوستگی نبرد نرم و سخت با دشمن آمریکایی اعتقاد راسخ دارد.
همین مسئله سبب شده است تا تیم مذاکره کننده کشورمان بر اساس واقعیات میدان که موید دست برتر کشورمان است، در حوزه جنگ نرم با دشمن ظاهر شود. در مقابل، رزمندگان ما در عرصه نظامی و جنگ سخت نیز آماده هستند تا در صورت از سرگیری درگیری ها و حماقت مجدد دشمنان آمریکایی و صهیونیستی، بدترین ضربات ممکن را بر پیکره واشنگتن و تل آویو وارد سازد. همان گونه که مشاهده می کنیم، قدرت مدیریت صحنه از سوی جمهوری اسلامی ایران و تسلط کشورمان بر همه احتمالات و سناریوها سبب شده است تا ترامپ قدرت مانور حداقلی خود را در مواجهه با تهران از دست بدهد.
ترامپ در وضعیتی قرار گرفته که انتخاب هرگزینه ای از سوی وی، مصداق شکست نهایی آمریکا در مواجهه اخیر با ایران خواهد بود. به عبارت بهتر، رئیس جمهور آمریکا در بهترین حالت ممکن، صرفا می تواند جنس شکست خود ( از نوع شکست در دیپلماسی یا شکست در میدان ) را انتخاب کند و قدرت جلوگیری از اصل وقوع این تباهی و شکست سهمگین را نخواهد داشت.
انتهای پیام/