به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، جعفر حسنخانی؛ سیاست پژوه در یادداشتی با عنوان «منشور پیروزی زندگی بر جنگ در پیامهای رهبر انقلاب» نوشت: در بزنگاه سرنوشتساز تاریخ ایران، درست زمانی که هجوم متجاوز با فقدان جانکاه رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی پیوند میخورد، بزرگترین تهدید، سلاحهای فناورانه دشمن نیست، بلکه غلبهی یاس، انسداد و ایستایی بر روان ملی است. در چنین شرایطی، آیتالله سید مجتبی خامنهای با صدور پیامهایی در قامت رهبر سوم انقلاب، راهبرد مقاومت را از ساحت «نظامی» به ساحت «دفاع از زندگی» تسری دادند. این یادداشت به تبیین منطقی میپردازد که در آن، صیانت از معیشت شهروندان، تکریم عواطف عمومی و بازتولید امید، همچون شهرهای موشکی، سنگر اصلی مبارزه برای حفظ اقتدار ایران به شمار میآیند. در منظومهی معنایی حاضر در این پیامها، صیانت از امر زندگی، همچون موشکها و پهپادها از برندهترین سلاحها در برابر ارادهی مرگآفرین استکبار است.
- تداوم زمان ملی در موقعیت فقدان بزرگ امام شهید
حضرت آیت الله مجتبی خامنهای، اولین سخن خود در ردای رهبری با ملت را با نفی انسداد آغاز میکند. از منظر نظری، جنگ قصد دارد زمان ملی را متوقف کند، اما ایشان در این پیام با استناد به منطق قرآنی، شهادت را نه پایان زندگی، بلکه نقطه آغاز حیاتی برتر و مایه رویش مثلی یا بهتر از مثلی معرفی میکند. ایشان با استناد به آیه 106 سوره بقره در نخستین پیام خود تأکید میورزند: «آیهای که در صدر این نوشتار آوردم به این معنی است که هیچ آیتی از آیات الهی نیست که یا مهلتش تمام شود یا به فراموشی سپرده شود مگر اینکه از ناحیه حضرت حق جل و علا، مثل یا برتر از آن بجایش داده شود.»[1]
این نگاه، اولین سنگبنای دفاع از زندگی است، یعنی شکستن بنبست روانی ناشی از ترور و فقدان. رهبر انقلاب با پیوند دادن حضور عمارگونه ملت به جای نعمت سلب شده امام شهید، زندگی سیاسی نظام را امتداد حیات الهی میبیند و به مردم اطمینان میدهد که ضربآهنگ حیات کشور، علیرغم جنایات دشمن، باز نخواهد ایستاد.
- حیات شهروندان رکنی از قدرت ملی
دفاع از زندگی در کلام رهبر سوم انقلاب اسلامی، انتزاعی و دور از ذهن نیست، بلکه با زخمهای روزمره ملت همنوا است. او در حالی که از استقلال کشور سخن میگوید، بر حق بازماندگان، مجروحان و کسانی که داراییشان را از دست دادهاند، انگشت میگذارد و در میانه جنگ به آن بیتوجهی نمیکند. برخلاف بسیاری از رهبران در وضعیت جنگی که جزییات زندگی مردم را فدای امر کلی جنگ میکنند، ایشان حیات مادی شهروندان را رکنی از قدرت ملی میداند: «باید برای جبران خسارتهای مالیِ وارد آمده به امکنه و اموال شخصی اقدامات کافی، تعریف شده و مورد اجراء واقع شود. دو مورد اخیر به منزله تکلیفی لازمالاجراء برای مسئولین محترم است که باید آن را اجراء کرده و گزارش آن را به بنده بدهند.»[2]
این رویکرد، مویدحکمرانی دلسوزانه در بحران است. او از مسئولان نمیخواهد که صرفاً به فکر جبههها باشند، بلکه جبران صدمات وارده به محل کسب و کار و خانههای مردم را تکلیف لازمالاجراء برمیشمارد تا تپشهای زندگی عادی زیر آوارها خاموش نشود.
3. به رسمیت شناختن عاطفه عمومی
یکی از وجوه انسانی و عمیق تلاش رهبر سوم انقلاب اسلامی برای صیانت از حیات، به رسمیت شناختن عاطفه عمومی و شریک شدن در داغ ملی است. ایشان برای ترمیم روان رنجدیده ملت، به تجربهی زیستهی خود در شهادت اعضای خانوادهاش ارجاع میدهد تا پیوند خونی و عاطفی بین رهبری و تودهها، منبعی برای مقاومت شود: «این بر اساس تجربه مشترکی است که من با این بزرگواران دارم؛ به غیر از پدرم که داغ فقدان حضرتش امری عمومی شده، همسر عزیز و باوفایم... و خواهر فداکارم... و همچنین طفل خردسالش را... به کاروان شهداء سپردهام.»[3]
این صداقت در روایت فقدان شخصی، زندگی را در مرکز توجه قرار میدهد. رهبری که خود داغدار است، بهتر میتواند از حق زندگی کودکان مدرسه شجره طیبه میناب دفاع کند. او شهادت تکتک افراد را یک موضوع مستقل میبیند که نشان از ارج نهادن به واحد زندگی در برابر تهاجم انبوه دشمن است.
- تاکید بر زندگی به مثابه سنگر اصلی مقاومت
در میان پیامهای منتشر شده متعالیترین تجلی دفاع از زندگی در پیام نوروزی حضرت آیت الله خامنهای نمایان است. در حالی که کشور در غم رهبر شهید، سردارانش و مردمانش بود، ایشان آگاهانه از تقابل اندوه عمیق و نشاط بهاری برای بازتولید امید استفاده کردند. ایشان نه تنها با دید و بازدیدهای نوروزی مخالفت نمیکند، بلکه ازدواج و تشکیل خانواده را در میانهی جنگ، پیامی کوبنده به دشمن میخوانند: «خیلی خوشحال میشویم که در این ایام، نوعروسان و نودامادهای ما به خانه بخت بروند و انشاءالله دعای رهبر شهیدمان و سائر شهداء بزرگوار این جنگ، بدرقه راه این عزیزان باشد.»[4]
این دعوت به جاری کردن جریان طبیعی زندگی، واجد معنایی راهبردی است. پیامی به دشمن که دشمن میکشد، اما ما جوانه میزنیم. رهبر انقلاب اسلامی، طراوت و زندگی را ارمغان طبیعت و سنتی میداند که جنگ نباید آن را منسوخ کند. این نوع نگاه، زندگی را نه یک فرع بر جنگ، بلکه سنگر اصلی مقاومت میبیند.
- اهتمام به شنیدن صدای زندگی در خیابان
دفاع از زندگی از دیدگاه آیت الله مجتبی خامنهای، از مسیر پیوند بیواسطه با زیست روزمرهی طبقات مستضعف و میانی میگذرد. روایت ایشان از همسفر شدن با مردم در تاکسی، تلاشی برای درک واقعیتهای حیات اجتماعی بدون فیلترهای دیوانسالارانه است: «در بازهای زمانی، با هیئتی ناشناس با شما در تاکسی که به درخواست خودم تهیه شده بود در خیابانهای تهران همسفر میشدم و به سخنانتان گوش فرا میدادم و این نوع نمونهگیری را از خیلی از نظرسنجیها برتر میدانستم.»[5]
در ادامه این تواضع و حضور در میدان زندگی مردم، رهبر انقلاب از اقتصاد مقاومتی سخن بگوید. دفاع از حیات ملی در اینجا از شکل صرفاً نظامی خارج شده و به ارتقای زیرساختهای زیستی و رفاهی پیوند میخورد. پر واضح است که از این رهگذر، ارتقای کیفیت زندگی مردم، نوعی دفاع و بلکه پیشروی چشمگیر در جنگ است.
- دعوت به همزیستی منطقهای
در حالی که ابرقدرت متجاوز به دنبال تنهایی ایران است، رهبر انقلاب با پیامی حیاتبخش، دست دوستی به سوی همسایگان دراز میکند تا فضای حیاتی منطقه را از آلودگی به ویروس ناامنی مصون بدارد. او حتی در اوج فشار جنگ، از وساطت برای بهبود روابط بین کشورهای برادر افغانستان و پاکستان سخن میگوید: «افغانستان و پاکستان باید برای رضای الهی و عدم شق عصای مسلمین هم که شده روابط بهتری با هم برقرار سازند و بنده به سهم خود حاضر به اقدامات لازمه هستم.»[6]
این حیاتبخشی به دیپلماسی، مانع از آن میشود که ایران در انزوای فرو رود. او به جای طبل جنگ نواختن علیه همهی اطرافیان، با هوشمندی، ترفند پرچم دروغین صهیونیسم را فاش میکند تا از جان اتباع و منافع همسایگان نیز صیانت کند و مانع از توسعه جنگ در منطقه شود.
- خوانشی از امام شهید به مثابه آموزگار زندگی
ایشان در چهلمین روز شهادت امام شهید حضرت آیتالله سید علی خامنهای، زاویهای ناشناخته از زندگی ایشان را بازخوانی میکنند که عمیقاً به مفهوم ترجیح زندگی و وظیفه خانوادگی بر امورات دیگر مربوط است. روایت رها کردن تحصیل در قم برای پرستاری از پدری که در معرض نابینایی بود، الگویی از ارزش نهادن به زندگی و خانواده است: «سید جوان (امام شهید) بشدت جویای علم... همه زمینههای ظاهری پیشرفت علمی و آیندهساز در قم را رها کرده و با احترام به فضل الهی، خود را وقف پدر نماید.»[7]
این اشاره نشان میدهد که از نظر آیت الله سید مجتبی خامنهای، کسی که صلاحیت دفاع از حیات یک ملت را دارد، پیشتر امتحان خود را در صیانت از زندگی پدر پس داده است. او با این یادآوری، اخلاق و مواسات را گشاینده دربهای آسمان میخواند.
- نظامیان بازوی مسلح زندگی
در پیام به مناسبت روز ارتش، آیت الله مجتبی خامنهای نظامیگری را نه در خدمت خشونت، بلکه در خدمت امنیت زندگی معنا میکنند. ایشان ارتش را نه یک نهاد صلب اداری، بلکه فرزندی میبینند که «از دل خانههای مردم برمیآید». معظم له با تجلیل از شهیدانی که سالها پیش از این در جنگهای دیگر جان خود را برای حفظ ثبات حیات ملی فدا کردند، پیوند ارتش و ملت را عامل ذلت رأس جبهه کفر مینامد. او هدف از اقتدار نظامی را جلوگیری از ایرانی از همگسسته میداند[8]، چرا که گسستگی کشور به معنای نابودی تمام فرصتهای زندگی برای نسلهای آینده است.
فرجام سخن: مانیفست پیروزی زندگی بر جنگ
تأمل در منظومهی معانی حاضر در پیامهای آیتالله سید مجتبی خامنهای در این برههی حساس، ما را به این نتیجه میرساند که رهبریِ ایشان، فراتر از مدیریت بحرانِ نظامی، بر پویش صیانت از حیات استوار است. ایشان در چهار وجه بنیادین: الف. جبران مادی خسارتهای زیستی، ب. حفظ نشاط معنوی و سنتهای ملی (نوروز و ازدواج)، پ. شنیدن صدای واقعی مردم از بطن خیابان و ت. تقدیس فداکاری برای خانواده، شمع زندگی را در ایران برافروخته نگاه داشته است.
او ثابت کرده است که در برابر دشمنی که کودککشی و ویرانی مدرسه شجره طیبه را ابزار خود قرار داده، بهترین پاسخ، قدرتمندتر کردن ایران قوی و حراست از لبخند نوعروسان و امید سفرههای هفتسین است. از منظر این پیامها، پیروز قطعی این میدان ملتی است که حتی در سنگر رزم، هنر زندگی را از یاد نمیبرد و داغ بزرگش را نه به بنبست یأس، بلکه به حماسه و رجز تبدیل میکند: «بسیاری از کسانی که هنوز به اینگونه حضور دست نیافتهاند، قلباً همراه و همسخن با جمعیتهای حاضر در میادین هستند.»[9]
در نهایت میتوان دریافت رهبر سوم انقلاب شکوهمند اسلامی با تکیه بر این واقعیت که تأثیر شهید بیش از فرد حاضر است، زندگی سیاسی و معنوی ایران را در دوران جدید، نه تنها رو به زوال نمیبیند، بلکه آن را شجره طیبهای میداند که شاخ و برگش برای محافظت از زندگی، از همیشه گستردهتر شده است. ایشان مقاومت را نه برای مرگ، بلکه به مثابهی عهد مقدسی برای زندگی با عزت ترسیم کردهاند.