گروه دانشگاه خبرگزاری تسنیم ـ زینب امیدی: حدود دو هفته از توقف جنگ سوم تحمیلی میگذرد که راهی دانشگاه شهید بهشتی میشوم، دانشگاهی که تا پیش از این بهواسطه ترور دانشمندان هستهای خود و تحریمهای علمی چندین و چندساله آمریکا در سطر اخبار بود، حالا بهواسطه مورد هدف قرار گرفتن پژوهشگاه لیزر و پلاسمای خود در جنگ تحمیلی سوم موسوم به جنگ رمضان بار دیگر محل بحث قرار گرفت.
هوای دانشگاه شهید بهشتی آرام بهنظر میرسد، اما مقابل یکی از ساختمانهای این دانشگاه نشانههایی دیده میشود که روایت دیگری را بازگو میکند؛ شیشههای شکسته، دیوارهایی که آثار اصابت را بر خود دارند و تیرآهنهای مچالهشده و سوخته پژوهشگاه نشان میدهد موشکی که به قلب یک مرکز علمی و دانشگاهی اصابت داشته چقدر سنگین و سهمگین بوده است. سکوتی که بر محوطه پژوهشکده لیزر و پلاسما حاکم شده است، از حادثهای خبر میدهد که نهفقط یک ساختمان، بلکه بخشی از یک مرکز علمی را هدف قرار داده است.
مقابل تابلوی «پژوهشکده لیزر و پلاسما ـ آزمایشگاه تصویربرداری نوری دکتر برادران قاسمی» ایستادهایم؛ در همین محل، جایی که تا پیش از این محل رفتوآمد دانشجویان تحصیلات تکمیلی، پژوهشگران و استادان فیزیک بود، با «سید محمدصادق موحد» عضو هیئت علمی دانشکده فیزیک دانشگاه شهید بهشتی و محمدصدرا ماهینی دانشجوی فیزیک این دانشگاه گفتوگو میکنیم؛ استادی که سالها در فضای علمی کشور فعالیت داشته و از نزدیک با فعالیتهای این پژوهشکده آشناست و دانشجویی که تحولات یکی دوماه اخیر دانشگاهها را روایت میکند.

ابتدا صحبتم را با استاد دانشگاه شروع میکنم. او در حالی که به ساختمان لیزر و پلاسما اشاره میکند، روایت خود را از شکلگیری این پژوهشکده، فعالیتهای علمی آن و اتفاقی که برای این مرکز رخ داده است، آغاز میکند.
*روایت یک استاد فیزیک از حمله به پژوهشکده لیزر و پلاسما
موحد: ما در پردیس اصلی دانشگاه شهید بهشتی واقع در تهران، پایتخت ایران عزیز هستیم. دانشگاه شهید بهشتی بالغ بر 30 دانشکده و پژوهشکده دارد. اکنون درست مقابل یکی از ساختمانهایی قرار گرفتهایم که مورد حمله وحشیانه دشمن آمریکایی ـ اسرائیلی قرار گرفته است. همانطور که از تابلو مشخص است، این ساختمان پژوهشکده لیزر و پلاسما و آزمایشگاه تصویربرداری نوری دکتر برادران قاسمی است. خود دکتر برادران قاسمی از دانشآموختگان دوره دکترای پژوهشکده لیزر و پلاسمای دانشگاه شهید بهشتی بودند که چند سال پیش به رحمت خدا رفتند.
*شروعی که با بازدید رهبر شهید از دانشگاه شهید بهشتی کلید خورد
من بهعنوان عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و دانشکده فیزیک، البته قدری دورادور با مجموعه فعالیتهای همکاران عزیزم در پژوهشکده لیزر و پلاسما در ارتباط هستم. سابقه شکلگیری این مجموعه به دهه 80 شمسی برمیگردد؛ زمانی که رهبر عزیز و شهید انقلاب بازدیدی از دانشگاه شهید بهشتی داشتند. بر اساس توضیحاتی که همکار شهید ما آقای دکتر طهرانچی و سایر دوستان ارائه کردند، تصمیم گرفته شد حمایت ویژهای از راهاندازی پژوهشکدهای صورت بگیرد که متمرکز بر فعالیتهای حوزه نورشناسی، اپتیک، لیزر، پلاسما و موضوعات مشابه باشد.
بعد از آن دوستان ما تلاش کردند که زیرساختهای تولید علم و دانش و برنامههای آموزشی در وزارت علوم طراحی شود و سپس چند ساختمان بهعنوان زیرساختهای این پژوهشکده تأسیس شد. این مجموعه بهطور مشخص بر آموزش و پژوهش در حوزه تحصیلات تکمیلی متمرکز است؛ یعنی دوره کارشناسیارشد و دوره دکتری.

بر اساس اذعان جامعه علمی، هم در داخل ایران و هم در فضای بینالمللی، پژوهشکده لیزر و پلاسمای دانشگاه شهید بهشتی از مجموعههای پیشقدم و پیشتاز در توسعه فعالیتهای علمی، توسعه فناوری و دانش فنی در این حوزه بهشمار میرود. بخش مهمی از این فعالیتها نیز در حوزههای بشردوستانه با استفاده از کاربردهای لیزر و پلاسما در پزشکی، سلامت، صنعت و حوزههای مشابه متمرکز بوده است.
بر اساس اطلاعاتی که من دارم، در این آزمایشگاه حدود 20 دانشجوی کارشناسی ارشد، حدود 10 دانشجوی دکتری و تعدادی پژوهشگر پسادکتری بهطور مستقیم تحتنظر همکاران ما مشغول انجام پروژههای علمی بودند.
.
*بهخلاف پروپاگاندای دشمن اینجا یک مرکز کاملاً علمی بود
نکته مهم این است که بهخلاف برخی پروپاگانداهایی که توسط دشمنان کشور و دشمنان مردم ایران مطرح میشود، این مرکز کاملاً متمرکز بر فعالیتهای علمی بوده است. اگر یک جستوجوی ساده در اینترنت انجام دهید، میبینید که دستاوردهای پژوهشی این پژوهشکده در بهترین مجلات علمی منتشر شده است و بخشی از این دستاوردها نیز به شکلگیری شرکتهای دانشبنیان در کشور کمک کرده است، بنابراین فعالیتهای این مجموعه بهطور مشخص بشردوستانه بوده و ارتباطی با فعالیتهای نظامی نداشته است.
آنها در حقیقت بهدنبال استثمار کشور ما هستند دنبال دستیابی به منابع خدادادی و منابع انسانی ما هستند و بقیه بحثهایی که مطرح میکنند متأسفانه بهانههایی است برای اینکه فشارهای جوامع بینالمللی را تا آنجایی که امکانپذیر است علیه رفتارهای جنایتگرانه خودشان کم کنند. آنها تلاش میکنند که با پراکندهسازی شایعههای مختلف بهطور مشخص از حاکمیت مشروعیتزدایی کنند، بهطور مشخص از شهروندان شیطانسازی کنند و با کم کردن فشارهای بینالمللی به اهداف خبیث خودشان دسترسی پیدا بکنند.
من حدود 18 یا 19 سال است که عضو هیئت علمی هستم و پیش از آن نیز دانشجو بودهام. تمام دوران تحصیلی من در ایران بوده است، البته فرصتهایی هم داشتم که با همکاران بینالمللی ارتباط داشته باشم. بر اساس تجربهای که دارم، در ایران اغلب دانشگاهها برای فعالیتهای علمی و بشردوستانه تعریف شدهاند.
.
*فعالیتهای نظامی در مراکز پژوهشی خاص انجام میشود نه در دانشگاه!
موحد: در ایران فعالیت دانشگاهها بشردوستانه است، البته در ایران مراکز پژوهشی نیز داریم که بهروی فعالیتهای نظامی متمرکز هستند. از نظر قوانین بینالمللی البته اگر کسی به آنها احترام بگزارد، هر کشور و حاکمیتی برای حفظ اقتدارش و مقابله با رفتارهای شرورانه و تروریسم به فعالیتهای نظامی نیاز دارد. همه کشورها این فعالیتها را دارند حالا یا خودشان مولد آن هستند یا با همکاری سایر کشورها آن را ایجاد میکنند.
اما در ایران معمولاً فعالیتهای نظامی در مراکز پژوهشی خاصی انجام میشود که خارج از دانشگاهها هستند. ممکن است برخی پژوهشگران علمی دانشگاهی متعهد ما در این پروژهها همکاری داشته باشند، اما محل اجرای آنها عموماً خارج از دانشگاههایی مانند دانشگاه شهید بهشتی یا دانشگاه شریف است.
رخداد چنین عملیاتی از دید هر فرد آزاده و هر فرد علمی که تلاش کند منصفانه از میان انبوه شایعات و اخبار نادرست واقعیت را پیدا کند، چنین رفتاری را محکوم میکند. اخیراً کارزاری شکل گرفت که بیش از یکهزار پژوهشگر مستقل از سراسر جهان ـ از ملّیتها و گرایشهای مختلف ـ این رفتار را محکوم کردند، میان آنها برندگان جایزه نوبل و مدال فیلدز نیز حضور داشتند.

من نیز بلافاصله پس از وقوع این حمله، بیانیهای برای برخی همکاران بینالمللی خود ارسال کردم. یکی از دوستان من که کیهانشناس بسیار شناختهشدهای است و در کانادا و فرانسه فعالیت میکند، در پاسخ به ایمیل من نوشت که این بیانیه را بدون هیچ دخل و تصرفی با همکاران بینالمللی خود به اشتراک خواهد گذاشت. او در ادامه نوشته بود که علاوه بر نگرانی از تخریب مراکز علمی و مسکونی، این اقدامات را نوعی جنایت میداند؛ زیرا مردم بیگناه قربانی و سلاخی میشوند.
*هیچ راهی جز استقامت نیست/ دوگانهسازی میان وطنپرستی و ایدئولوژی معنا ندارد
موحد: اگر تاریخ را مرور کنیم میبینیم که دستکم در 250 سال گذشته ایران آغازگر هیچ جنگی نبوده، اما بارها مورد حمله قرار گرفته است؛ از جنگ جهانی اول و دوم گرفته تا امروز. بهنظر من اکنون نیز هیچ راهی جز مقاومت وجود ندارد، اگر بخواهیم روی پای خود بایستیم و در حوزههای مختلف توسعه پیدا کنیم، باید استقامت داشته باشیم.
مردم ایران واقعاً مردم وطنپرستی هستند. این دوگانهسازیهای پوچ میان وطنپرستی و ایدئولوژی واقعاً معنا ندارد. هر فرد منصفی میتواند ببیند که میان جهانبینی و وطنپرستی رابطهای وجود دارد و این دو میتوانند یکدیگر را تقویت کنند. ایران دارای پیشینه تاریخی و تمدنی بزرگی است که چندین برابر عمر ایالات متحده و رژیم صهیونیستی قدمت دارد. در طول تاریخ نیز با وجود چالشهای فراوان، ایران پابرجا مانده است.
*وجود سلیقهها و دیدگاههای متنوع، تابآوری جامعه را افزایش میدهد
دانشگاه محل تولید فکر و اندیشه است و طبیعی است که در آن دیدگاههای مختلف و نقدهای متفاوت وجود داشته باشد، حتی در دانشگاههای دیگر کشورها نیز افراد نسبت به نوع حکمرانی در کشورشان نقد دارند. یکی از حوزههای پژوهشی من سیستمهای پیچیده است، در این حوزه مفهومی بهنام تابآوری یا رزیلینس وجود دارد، یکی از عواملی که تابآوری شبکههای اجتماعی را افزایش میدهد، وجود سلیقهها و دیدگاههای متنوع است.
در برخی مقاطع شاهد رفتارهای هنجارشکنانه در محیط دانشگاه بودیم. بهنظر من بخشی از این اعتراضات ریشه در مشکلات واقعی دارد و لازم است نسبت به آنها گوش شنوا وجود داشته باشد، اما سادهسازی مسائل پیچیده میتواند جامعه را بهسمت رادیکالیسم و افراطگرایی سوق دهد، در همان زمان من تلاش میکردم در کلاسهای درس اجازه بدهم دانشجویان دیدگاههای مختلف خود را مطرح کنند و در عین حال این نکته را به آنها یادآوری کنم که مسائل اجتماعی و سیاسی پیچیده هستند و نمیتوان آنها را با تحلیلهای ساده توضیح داد.

تسنیم: از این استاد دانشگاه در خصوص شهادت همکارانش همچون شهید فقهی، عباسی، ذوالفقاری، طهرانچی و مینوچهر در جنگ 12روزه میپرسم، از اینکه بعد آنها مسیر علمی کشور و این دانشگاه چه میشود؟
موحد: شهید فقهی تقریباً همسن ما بودند و تقریباً همزمان عضو هیئت علمی شدند. زمانی که من مسئول دفتر هدایت استعدادهای درخشان دانشگاه بودم، ایشان را بهعنوان عضو حقیقی شورا دعوت کردم، زیرا فردی بسیار خوشفکر و خلاق بودند. شهید فقهی از شاگردان شهید شهریاری و از دانشآموختگان دانشگاه صنعتی امیرکبیر بودند، در برنامههای حمایتی از استعدادهای برتر نیز ایدههای خلاقانهای ارائه میدادند.
*ترور دانشمندان بهبهانه تهدیدآمیز بودن فعالیت آنها، پروژه شیطانسازی دشمن است
با شهید تهرانچی زمانی که ایشان رئیس دانشگاه شهید بهشتی شدند و من معاون پژوهشی دانشکده فیزیک بودم، ارتباط نزدیکی داشتیم. در طراحی برنامههایی که قرار بود دانشگاه را بهسمت مأموریتمحوری پیش ببرد، همکاریهای فکری زیادی داشتیم. در مقالهای که در زمان جنگ 12روزه با عنوان "آرمان ملی علم" نوشتم، توضیح دادم که هدف قرار دادن دانشمندان با این ادعا که فعالیتهای آنها تهدیدآمیز است، در واقع بخشی از پروژه شیطانسازی است.
اگر ما میگوییم که مراکز علمی و مراکز پژوهشی باید از حملهها مصون باشند، این موضوعی است که در سراسر دنیا پذیرفته شده است، اما پرسش اینجاست که چه اتفاقی میافتد که از همان دیماه تا امروز، در اواخر فروردین، ما در پردیس مرکزی دانشگاه شهید بهشتی ایستادهایم و شاهد چنین صحنههایی هستیم؛ صحنههایی که دیگر بحثهای نظری یا روایتهای رسانهای نیست و واقعیت عینی آن پیشِروی ما قرار دارد.
*چرا دکترین فشار، مراکز علمی را نشانه میرود؟
آزمایشگاهی که مورد اصابت قرار گرفته، همانطور که پیشتر هم گفته شد، مرکزی بوده برای تصویربرداری در حوزههایی که به ارتقای فرآیندهای درمان اختلالات مختلف مغزی کمک میکند. همکاران ما در این مجموعه فعالیتهایی انجام دادهاند که بخش قابلتوجهی از دستاوردهای آن بهعنوان بروندادهای پژوهشی در مجلات بینالمللی منتشر شده است؛ یعنی عملاً در اختیار همه محققان در سراسر دنیا قرار گرفته است. البته توسعه فناوریهای دانشگاهی همواره نیازمند یکسری ملاحظات فنی است که آن هم در قالب شرکتهای دانشبنیان شکل گرفته و ادامه پیدا کرده است.
.
بنابراین دشمن ما، یعنی در آمریکا، بر اساس دکترینی که دارد و بر اساس دکترین کنونی نظام سلطه، نگاهش بر این مبناست که هر کشوری که ادعا کند مستقل شده است باید تحت نوعی فشار و استثمار قرار بگیرد و تلاش شود که ضعیف بماند؛ مگر آنکه به مرحلهای برسد که اصطلاحاً ما در فیزیک میگوییم به یک «آستانه» یا Threshold برسد و جایگاه خود را تثبیت کند.
طبیعی است که برای رسیدن به چنین اهدافی، مجموعهای از رفتارها و فعالیتها طراحی و اجرا میشود، در عین حال باید توجه داشت که طرف مقابل نیز با محاسبه و برنامهریزی عمل میکند؛ تصور اینکه این اقدامات بدون فکر و بهشکل کاملاً پراکنده انجام میشود، بهنظر من تصور دقیقی نیست. هر مؤلفهای که در ایران برای ارتقای استقلال و اقتدار کشور بهکار گرفته شود، بالقوه میتواند هدف حمله قرار گیرد و زمان این حملات نیز زمانی است که هزینه آن برای دشمن کمتر باشد.
اکنون زمان پرداختن به اختلافات جزئی نیست، باید تمرکز خود را بر تقویت همبستگی ملی بگذاریم تا بتوانیم از این چالش عبور کنیم. فضای تصمیمسازی باید بیش از گذشته بهروی دیدگاههای مختلف باز شود. کرسیهای نظریهپردازی و آزاداندیشی که سالها درباره آنها صحبت شده است، باید بهصورت واقعی فعال شوند.
هیچکس دلسوزتر از مردم یک کشور برای آینده آن کشور نیست. اگر میخواهیم به جایگاه تمدنی خود بازگردیم، باید با همبستگی، استفاده از ظرفیتهای علمی، تعاملات بینالمللی و بهرهگیری از دیپلماسی مسیر پیشرفت کشور را ادامه دهیم. امیدواریم دانشجویانی که امروز در دانشگاهها تربیت میشوند راه دانشمندانی چون طهرانچی، عباسی و ذوالفقاری را ادامه دهند.

گفتوگو با محمدصدرا ماهینی، دانشجوی فیزیک پژوهشکده لیزر و پلاسما
تسنیم: پس از صحبتم با دکتر موحد، با محمدصدرا ماهینی دانشجوی فیزیک دانشگاه شهید بهشتی راهی بازدید میدانی پژوهشگاه لیزر و پلاسما میشوم. همانطور که از میان خرابههای باقیمانده این پژوهشگاه عبور میکنیم از او در خصوص دو تصویر اخیر دانشگاه در ایران میپرسم؛ از اغتشاشات دی ماه 1404 تا قیام دانشجویان در این نزدیک 50 شب در خیابانها بههمراه مردم و اینکه کدام تصویر واقعی است.
*دو تصویر متناقض از دانشگاه؛ از اعتراض تا همبستگی علمی
ماهینی ابتدا با اشاره به تصاویر منتشرشده از فضای دانشگاهها در ماههای اخیر میگوید:
اگر به آن دو تصویر معروف نگاه کنیم ـ یکی از آتش زدن پرچم و دیگری از تجمع دانشجویان برای محکومیت حمله دشمن به مراکز علمی مانند شهید بهشتی و شریف ـ در ظاهر شاید متضاد بهنظر برسند، اما واقعیت این است که همه اینها اجزای یک پازلاند، این رخدادها جدا از هم نیستند؛ مجموعهای از واکنشهای اجتماعی و سیاسیاند که باید در پیوستگی با هم دیده شوند. اتفاقات دیماه و ناامنسازی دانشگاهها در ادامه همان پازلی بودند که نهایتاً به حمله نظامی دشمن انجامید، دشمن دقیقاً میداند که هدف گرفتن دانشگاه، یعنی هدف گرفتن پایههای تمدن و پیشرفت علمی کشور.
.
*حمله به علم یعنی حمله به پایههای تمدن
تمدن بدون علم و فلسفه معنایی ندارد، وقتی به نهاد علم حمله میشود، به ریشههای فکری جامعه حمله شده است، حتی بسیاری از استادانی که پیش از این منتقد بودند، امروز اذعان دارند که آن ناآرامیها هیچ توجیهی نداشت و آسیبش مستقیماً به بدنه علمی کشور وارد شد.
آن اعتراضها و هیجانات دانشجویی اگرچه از مطالبههای واقعی مثل امکانات و تجهیزات نشئت میگرفت، اما به مسیر انحرافی افتاد. خوشبختانه خود بدنه دانشجویی در همان مقطع بهسرعت فضا را جمع کرد و اجازه نداد دانشگاه از مسیر علمیاش کاملاً خارج شود.
*ساختارمحوری و پایداری دانشگاه/ سیستم ما فردمحور نیست
تسنیم: آیا با شهادت چندین عضو هیئت علمی در جنگ 12روزه که همگی از دانشمندان هستهای کشور محسوب میشدند، روند علمی دانشگاه متوقف خواهد شد؟ یا دانشجویان از ادامه مسیر خواهند ترسید؟
ماهینی: اگر سیستم ما فردمحور بود، بله باید متوقف میشد، اما ما به ساختار و ایدهآلها متعهدیم نه اشخاص. درست است که در یک شب شش نفر از بهترین اساتیدمان را از دست دادیم که از نزدیک با برخیشان درس و کار داشتیم اما دانشگاه از حرکت نایستاد، حتی انگیزهها بیشتر شد، الآن خود من و بسیاری از دوستانم تصمیم گرفتهایم مسیر پژوهش را قاطعتر ادامه دهیم.
امروز دانشجویانی را میبینیم که پیشتر بیتفاوت بودند، ولی حالا به حوزههای حساس مثل لیزر، پلاسما و حتی انرژی هستهای علاقهمند شدهاند، هزینه دادهایم، اما یاد گرفتهایم که چطور دوباره بسازیم، این یعنی حیات یک سیستم علمی.
.
*دانشگاههای «مأموریتمحور» در خط مقدم هدف
اگر دقت کنیم، همه دانشگاههایی که مورد حمله قرار گرفتند ـ شهید بهشتی، علم و صنعت، صنعتی اصفهان ـ دانشگاههای مأموریتمحور بودند. هرکدام در حوزهای نقش ملی داشتند؛ لیزر و پلاسما در بهشتی، ماهواره و فناوریهای نوین در علم و صنعت، و فیزیک ماده چگال در اصفهان، این یعنی دشمن دقیقاً مراکز مؤثر را هدف گرفته است.
البته ما هیچ رضایتی از وقوع این حملات نداریم، اما از نگاه راهبردی وقتی بمب روی دانشگاه میافتد، یعنی حلقهای از سیستم درست کار میکند، دشمن همان حلقه را میزند، پس باید ببینیم چطور همین بخشهای قوی را تقویت کنیم.
*دانشجو، موتور محرکه علم در ایران
در خیلی از پژوهشکدهها و پروژههای ملی، این دانشجویان ارشد و دکتری هستند که موتور اصلی کارند، مثلاً در پروژههای ماهوارهای دانشگاه علم و صنعت یا در بازسازی پژوهشکده لیزر شهید بهشتی، دانشجوها هستند که بار اصلی تحقیق را میکشند، همین جوانها با اندکی اعتماد و حمایت میتوانند چرخه علمی کشور را پیش ببرند.
حمله به مراکز علمی یک زنگ خطر است که نشان میدهد باید دانشگاهها را مسئلهمحور و ساختارمندتر کنیم. وزارت علوم و کل حاکمیت باید مأموریتمحوری را در نظام آموزش عالی نهادینه کنند تا هر دانشگاه با یک مأموریت مشخص رشد کند و بتواند به حل مسائل ملی بپردازد، این خودش پاسخ محکمی است به دشمن: رشد علم متوقف نمیشود.

در آخر...
تسنیم: مصاحبه و گزارش میدانی من اینجا به پایان میرسد در جایی که شاید در آیندهای نزدیک بهعنوان سند جنایات اسرائیل و آمریکا تبدیل به موزه شود. از میان آوار و ساختمانهای درهمشکسته، وسایل خود را جمع میکنم و قدمهای آخر را برمیدارم. در ذهنم صداها، روایتها و تصویرهایی که در طول این مسیر شنیده و دیدهام مرور میشود؛ دادههایی که بعدها باید کنار هم قرار گیرند تا واقعیت میدانیِ این جنایت با دقت تحلیل شود.
آنچه در این گزارش ثبت شد، مجموعهای از مشاهدات میدانی، گفتوگوها و دادههایی است که میتواند برای درک بهتر شرایط این اتفاق هولناک در دوره پرتنش جنگ تحمیلی سوم و حمله به مراکز علمی کشور که دانشگاه شهید بهشتی یکی از سی محل علمی مورد تهاجم بود، مورد استفاده قرار گیرد و همچنان این سؤال بهقوت خود باقی است؛
جنگهای نظامی وسط دانشگاه و محیطهای علمی چه میکنند؟!
.
روایت یک استاد فیزیک از حمله به پژوهشکده لیزر و پلاسما
.
گفتوگو با دانشجوی فیزیک پژوهشکده لیزر و پلاسما
انتهای پیام/+