به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، دکتر حسین قشقایی رئیس پژوهشکده حکمرانی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی در یادداشتی با عنوان «تأثیرات شهادت حسینگونه رهبر انقلاب؛ از رفع جهالت تا ایجاد حرکت» نوشت: «السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره» در زیارت عاشورا و برخی از زیارتهای دیگر مربوط به امام حسین علیهالسلام از ایشان و حضرت علی علیهالسلام با لقب «ثارالله» یاد شده است. «ثار» در لغت به معنای خون نیامده و به معنای «خونخواهی» آمده است و از آنجا که این دو امام با شمشیر به قتل رسیدند ـ و امامان دیگر از طریقهای دیگر به شهادت رسیدند ـ خونخواهی خدا به آنها نسبت داده شده است. در خصوص خونخواهی امام حسین (ع) با عنایت به آنکه شدت ظلم بسیار بالاست خونخواهی آن توسط خداوند و یا در زمان ظهور حضرت صاحب علیه السلام و توسط ایشان به همراه یارانشان صورت میگیرد: «فاسئل الله الذی اکرم مقامک و و اکرمنی (بک) ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد صلی الله علیه و اله.»
خون نایب امام معصوم که مظلومانه به دست پستترین آدمهای جهان ریخته شود نیز ثارالله محسوب شده و خونخواهش خداست و مسلم است درجه اعلا و مافوق بشری آن متعلق به معصومان و درجات بشری آن متعلق به اولیا الهی و تابعان و نایبان معصوم است. پیوند وجودی شیعیان با امامان علیهم السلام به سرمنشأ هستی آنان بازمیگردد. از ائمه معصوم علیهم السلام وارد شده است که شیعیان ما از باقیمانده تینت ما آفریده شدهاند و آنان را شاخ و برگ درختی میدانند که به خودشان مربوط میشوند؛ در دنیا گرفتاریهایشان را حل میکنند و در آخرت از آنان شفاعت کرده و محبان خویش را از یاد نمیبرند.
در همین جهت ائمه علیهم السلام، جان و تمام متعلقات و همه شئون وجودی خودشان را در نجات پیروانشان از مهلکههای گوناگون بذل کردند. برای امام حسین علیه السلام نزدیک غروب عاشورا پیام الهی آمد که همه آنچه را از دست دادهای به تو برمیگردانیم همانگونه که به حضرت ایوب علیه السلام برگرداندیم حضرت فرمودند: نه من یک عهدی دارم، و آن عهد خون بود که تأثیر خونش بر عالم گذاشته شود و بندگان تا قیامت از اثر هدایتی این خون بهرهمند شوند و در اینجا از جمله آثار متعدد خون سید الشهدا (ع) سه مورد را بیان میکنیم:
نجات از جهالت؛ نجات از کژیها و گمراهیها ؛ برانگیختن و ایجاد جنبش و حرکت.
از امام صادق (ع) در زیارت اربعین و در وصف امام (ع) نقل شده است: «أَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ وَ جَعلّتهُ حُجَّةً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَة» (طوسى، 1407ق.، ج6: 113).
برحسب این روایت امام حسین علیه السلام خود خونش را بذل کرد هم برای نجات مردم از جهالت و هم برای نجات از حیرانی و سردرگمی در اندیشهها و سبکهای گمراه.
امیرالمومنین (ع) در معنای جهل میفرمایند: «الجهل مطیة شموس من رکبها زل و من صحبها ضل» جهالت که امری اختیاری تلقی میگردد مرکب چموشی است که انسان با اختیار خود و با توجه به چموش بودن آن سوارش شده و او را سرنگون میکند و اگر در برابر این چموشی مقاومت نکند و با آن همراهی کند او را به مسیرهای بدبختی و هلاکت میبرد.
جهالت از مقوله ناآگاهی و عدم علم نیست تا با آگاهیبخشی سامان یابد، بلکه برای بیدار شدن این اشخاص «هشدار خون» لازم است و حتی پیامبران که برای نجات انسانها از جهالت مبعوث شدهاند، به خدا پناه میبردند که دچار جهالت نشوند؛ حضرت موسی علیه السلام در پاسخ جهالتورزی قومش فرمود «اعوذ بالله ان اکون من الجاهلین.»
در دعای کمیل، جهالت در ردیف امور گناه و قبیح آمده است: «کل جهل عملته» و یا در جای دیگر فرمودند: «و تجرأت بجهلی» که معلوم میشود برای رفتار جهالتآمیز مجازات قرار داده شده است، در حالی که رفتار از روی ناآگاهی و عدم علم به دلیل «حدیث رفع» مجازات ندارد. پس خون امام حسین علیه السلام آنان را که دچار رفتار نابخردانه شدهاند و با لجاجت و تعصب راه هدایت را نمیروند نجات میدهد. در همین راستا خونهایی که در راه مبارزه با ظلم و در مسیر حرکت امام حسین (ع) بهناحق ریخته شوند نیز این اثرگذاری را در خود دارند. از این رو خون رهبر شهید ما خیلی از افرادی را که به دلیل فرمانبری از رسانهها و گوش فرا دادن به سخنان انحرافی آنها ندای عقلشان را پاسخ نداده و مسیر جهالت را در پیش گرفتند، هوشیاری بخشید و به آنها حقطلبی آموخت.
حرکت بخشی
شهادت هم موتور پیشرفت مادی و معنوی جوامع است و هم بشریت و ارزشهای انسانی را زنده نگه میدارد و از مرگ دلها و بیتفاوتی انسانها جلوگیری میکند و آوردههای فراوانی برای جوامع بشری دارد. هدایت انسانها را شهدا به دوش میکشند و در جامعه کنونی ما ضمن عظمت بخشی, موجب حفظ نظام آن شده و احساس نفرت نسبت به قاتلان ایجاد کرده است.
این گوهر گرانبها که خداوند متعال فقط به برگزیدگان و مخلصین عنایت میفرماید در جامعه، نوعی اخلاق بلندنظرانه پدید میآورد و نظر آدمی را به زندگانی خود و دیگران دگرگون میسازد تا بتواند بدینوسیله جامعه را اصلاح کند و اخلاق را تنها بر زبان نیاورده بلکه با عمل و خون خود و با زندگی خود بنویسد. تاثیر خون شهید بر آن مردمی است که دردهای اجتماعی بر آنها تاثیری نداشته و احساساتشان را بر نمیانگیخت. تنها کوشش آنان حفظ موقعیت اقتصادی و جایگاه اجتماعی بوده و در مقابل جور و ستمی که میدیدند خاموش بودند، اما شهید انسانی است که میان زندگانی راحت و ثروت و نفوذ و استفاده از آنها که مستلزم کرنش در برابر ستمگر بود و انتخاب مرگ، مرگ را برگزید. او وجدان هر مسلمانی را تکان داده و از خوابی سنگین و طولانی بیدار میکند تا زندگانی اسلامی شکل دیگر بگیرد.
این تاثیرگذاری در خون رهبر شهید ملموس بوده و اضافه بر آن به آنان که دچار جهالت نبودند خیزش و پایداری اعطا کرد. این جنبش استکبارستیزی همراه با شجاعتورزی و بیم از مرگ نداشتن از آثار خون آن رهبر مظلوم مقتدر است که میفرمود: مسئلهى شهید و ایثارگرى، موتور حرکت جامعه است. 1383/04/1
احیای روحیه شهادتطلبی نیز در انسانها از ثمرات این خون بود. مردم به دلیل ترس و عوامل دیگر هر بلایی سرشان میآمد صبر و تحمل میکردند، ولی شهادت امام حسین علیهالسلام و یارانش روحیه جانفدایی برای اعتلای آرمانهای انسانی را زنده کرد و حتی در غیر مسلمانان مانند آن که مهاتما گاندی گفته است: من براى مردم هند چیز تازهاى نیاوردهام، فقط نتیجهاى را که از مطالعات و تحقیقاتم درباره تاریخ زندگى قهرمانان کربلا به دست آوردهام، ارمغان ملّت هند کردم. اگر بخواهیم هند را نجات دهیم، واجب است همان راهى را بپیماییم که حسین بن على (ع) پیمود.
خون پاک امام حسین (ع) شجره اسلام را آبیاری کرده و در پی آن به رشد و بالندگى امّت اسلامى و بیدارى مسلمانان انجامید. در حدیث معروف آمده: «حُسَیْنُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْنٍ؛ حسین از من است و من از حسینم» پیامبر (ص) از حسین است به این معنا که امام حسین (ع) کاری خواهد کرد که آیین و شریعت محمد (ص) به واسطه او زنده خواهد ماند.
قیام او و خونش نه تنها آیین پیامبر بزرگ اسلام (ص) را نجات داد، بلکه کارکرد و اثر مهم دیگر خون امام حسین (ع) رشد ارزشهای انسانی و حفظ اهداف سایر انبیای الهی است.
زنده بودن شهید :
همچنان که موت به زوال هستی اطلاق شده به زوال اثر انسانی نیز اطلاق شده است و به همین جهت به کافران نیز اموات گفته شده است. شهید زنده است یعنی از اموات نیست زیرا منشأ اثر انسانی در این دنیا و روح و ریحان برای برزخیان است.
مراد از زنده بودن شهید داشتن حیات برزخی نیست، زیرا همه انسانها دارای حیات برزخی بوده و فنا و نیستی ندارند و شهید در برزخ حیات برتر و درجات وجودی بالاتر دارد ( لاتقولوا لمن یقتل فی سبیلالله امواتا) بلکه یعنی این باور در شما ایجاد نشود که شهیدان به مانند دیگران اثر حیاتی دنیایی ندارند و در آیه «ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیلالله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» اجازه گمان بردن و حتی تامل و تفکر هم در موضوع زنده بودن شهید داده نشده است.
خون شهدا در جمادات نیز اثر کرده و آن را پاک و طیب میکند تا چه رسد به انسانها (طبتم و طابت الارض التی فیها دفنتم) بر سر مزار شهید دعا مستجاب است، شهادت پیمودن مرحله بالاتری از سیر و سلوک است و چون سالک است حیات طیبی دارد، و این حیات شهید را به طور عموم درک نمیکنند (ولکن لا تشعرون) و درک حیات شهید دقت و ظرافت میخواهد.
همچنان که در میدان مشاهده میکنیم تأثیرگذاری خون گوهربار رهبر شهیدمان نیز به گونهای بوده است که بسیاری از اقشار مردم را با وجودی که اعتقاد به نظام داشتند ولی تحرک لازم را نداشتند؛ به جنبش درآورد و آنها را به میدان آورد و در آنها غلیان و جوشش و دغدغهمندی در مسیر حرکت انقلاب اسلامی ایجاد کرد و اینگونه بود که در پویش جان فدا حدود 30 میلیون نفر ثبت نام کردند.
به طور محسوس میتوان دریافت که روحیه شهادتطلبی در میان مردم شکوفا شده و بدون واهمه و بیم از مرگ به مقابله و مبارزه با دشمن میپردازند و به راحتی در خیابانها تجمع میکنند با وجودی که خطر حمله دشمن آنها را تهدید میکند. در جبهههای نبرد نیز لحظهای لانچرهای پرتاب موشک و رصد دریایی را رها نمیکنند با وجودی که هر آن امکان اصابت موشکها وجود دارد .
انتهای پیام/