به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، آمریکا با خیال فتح دو روزه وارد جنگ با ایران شد اما حالا این جنگ به یک کلاف سردرگم اقتصادی تبدیل شده است که هر روز تداوم آن، صورتحسابهای سنگینتری روی میز شهروندان این کشور میگذارد.
در جهان درهمتنیده امروز، صدای شلیک هیچ موشکی در خاورمیانه، تنها در همان جغرافیا محصور نمیماند؛ پژواک این انفجارها پیش از هر چیز در تالارهای بورس، راهروهای خزانهداری فدرال و در نهایت، در جایگاههای سوخت و فروشگاههای مواد غذایی هزاران کیلومتر آنطرفتر شنیده میشود.
توهم «جنگ دوردست»، یکی از بزرگترین خطاهای محاسباتی در درک بحرانهای مدرن است. درگیری نظامی با ایران، برای ایالات متحده صرفاً یک مانور قدرت یا جابهجایی ناوگانهای دریایی در آبهای خلیجفارس نیست؛ بلکه یک سیاهچاله مالیِ بیرحم است که با سرعتی سرسامآور در حال بلعیدن منابع ارزی، مختل کردن نظم اقتصاد کلان و تحمیل یک مالیات پنهان و سنگین بر دوش شهروندانی است که شاید حتی اخبار این جنگ را دنبال نکنند.
هشدارهای پیاپی رسانهها و مسئولان آمریکایی موید این واقعیتها است. به گزارش سیانان، «جین سروسکا»، مدیر اجرائی بندر لسآنجلس دیروز یکشنبه طی یک کنفرانس خبری هشدار داد که تشدید تنشهای نظامی با ایران در منطقه خلیجفارس، منجر به افزایش بیش از دو برابری قیمت سوخت کشتیها (بانکر) در سه هفته گذشته شده است.
وی تأکید کرد که این جهش قیمت، تهدیدی جدی برای فلج شدن زنجیره تأمین جهانی و به تبع آن، افزایش قیمت کالاها برای مصرفکنندگان آمریکایی به شمار میرود.
کمتر رانندگی کنید!
به گزارش سیبیاس؛ در پی تشدید بحران سوخت در آمریکا و افزایش بیسابقه قیمت بنزین ناشی از درگیریهای نظامی در خلیجفارس و بسته شدن تنگه هرمز، «اندی والتز» معاون ارشد شرکت نفتی شورون (Chevron) هم از مردم آمریکا خواست تا مصرف سوخت خود را با روشی ساده مدیریت کنند؛ روش شورون بسیار ساده بود: مردم کمتر رانندگی کنند!
از سوی دیگر در آستانه انتخابات میاندورهای 2026 در آمریکا، موضوعی غیرمنتظره به مهمترین محور رقابتهای سیاسی تبدیل شده است: قبض برق! افزایش بیسابقه قیمتها که عمدتاً ناشی از هجوم مراکز داده هوش مصنوعی و زیرساختهای فرسوده است، معادلات قدرت در کنگره را به چالش کشیده است. شاخص قیمت برق مصرفی در دسامبر 2025 نسبت به سال قبل، شش و هفت دهم درصد افزایش یافته که بیش از دو برابر نرخ تورم عمومی و بالاترین سطح از دهه 1980 است.
برای درک ابعاد واقعی این بحران، باید از لایه سطحیِ تحلیلهای سیاسی و نظامی عبور کرد و به اعداد و ارقامی خیره شد که به صورت لحظهای از حساب مالیاتدهندگان کسر میشود و ساختار مالی غرب را در برابر شوکهای بیسابقه قرار میدهد.
صورتحسابهای میلیارد دلاری در چند روز
جعفر صارمی، پژوهشگر اقتصادی در این باره معتقد است: ماشین جنگی مدرن، پیش از آنکه به سوخت یا مهمات نیاز داشته باشد، دلارهای نقدی را میسوزاند. استقرار نیرو، لجستیک فراقارهای، شلیک رهگیرهای گرانقیمت و حفظ سطح آمادهباش، هزینههایی نجومی میطلبد که به صورت آنی بر خزانهداری آمریکا تحمیل میشود.
ارزیابیهای تخصصی نهادهای پژوهشی نظیر «مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی» (CSIS) پرده از یک خونریزی مالی شدید برمیدارد. تنها در 12 روز نخست آغاز تنشها، خزانهداری ایالات متحده مجبور به پرداخت هزینهای بالغ بر 12 میلیارد و 700 میلیون دلار شده است؛ رقمی که معادل بودجه سالانه چندین نهاد توسعهای در این کشور است. این شوک اولیه، تنها نوک کوه یخ است.
منطق جنگهای فرسایشی نشان میدهد که هزینهها با گذشت زمان نه تنها ثابت نمیمانند، بلکه شیبینمایی به خود میگیرند. دادههای تحلیلی مراکز برآورد ریسک مانند «امریکن انترپرایز» (AEI) نشان میدهد که با امتداد این وضعیت تا نخستین روز از ماهآوریل، صورتحساب مستقیم این درگیری برای دولت به مرز 35 میلیارد دلار جهش خواهد یافت.
اما این صورتحساب نجومی صرفاً در ترازنامههای دولتی محبوس نمیماند؛ بلکه ترکشهای اقتصادی جنگ به سرعت از مرزهای خزانهداری عبور کرده و در قالب یک «شوک انرژی» سهمگین، مستقیماً به باک خودروهای شهروندان و شریانهای لجستیک اصابت میکند. بررسی نمودار روند هزینههای تجمعی مصرفکننده نشان میدهد که از اواخر فوریه تا اولآوریل، جهش قیمت مشتقات نفتی چگونه یک مالیات پنهان و بیرحمانه را بر اقتصاد خرد تحمیل کرده است.
در این بازه زمانی کوتاه، خط هزینههای مازادِ پرداختی در جایگاههای سوخت با شیبی تند به رقم خیرهکننده 14 و نیم میلیارد دلار رسیده است. واکاوی این صورتحساب پنهان، ابعاد ملموس بحران را برای شهروندان روشنتر میکند؛ از این رقم، شش میلیارد و 700 میلیون دلار مستقیماً به عنوان هزینه مازاد بنزین از جیب خانوادهها و رانندگان عادی کسر شده است. همزمان، سهم 5.5 میلیارد دلاریِ افزایش قیمت گازوئیل، گلوی ناوگان حملونقل جادهای و کامیونداران را فشرده است که بازتاب فوری آن، تورم و گرانی قطعی کالاها در قفسه فروشگاهها خواهد بود. وقتی 2.2 میلیارد دلار هزینه مضاعفِ تحمیلشده بر تامین سوخت جت را نیز به این ترکیب اضافه کنیم، مشخص میشود که در حالی که واشنگتن سرگرم تامین مالی یک جنگ 35 میلیارد دلاری است، مصرفکننده و اقتصاد داخلی آمریکا نیز به صورت همزمان در حال پرداخت بهای سنگین و روزمره این بحران هستند.
تأثیر رکود بر تولید ناخالص داخلی
هنگامی که میلیاردها دلار از چرخه سرمایهگذاری مولد داخلی خارج شده و به کوره یک درگیری خارجی ریخته میشود، تبعات آن به سرعت در شاخصهای کلان پدیدار میگردد. تحلیل سناریوهای میانمدت حاکی از آن است که در صورت تداوم تبعات این درگیری تا پایان ماه ژوئن (خرداد)، یک هزینهتجمعیِ مازاد و فلجکننده به مبلغ 103 میلیارد دلار بر پیکره اقتصاد آمریکا آوار خواهد شد.
بزرگی این عدد زمانی مشخص میشود که آن را در مقیاس تولید ناخالص داخلی (GDP) بسنجیم. این 103 میلیارد دلار، معادل حدود سه دهم درصد از کل تولید ناخالص داخلی پیشبینیشده ایالات متحده برای سال 2026 است. از دست رفتن این سهم از اقتصاد، به معنای تعویق پروژههای زیرساختی، کاهش توانایی دولت در بازپرداخت بدهیهای ملی و تعمیق کسری بودجهای است که هماکنون نیز در وضعیت هشدار قرار دارد.
در کنار این هدررفت سرمایه، بحران انرژی به عنوان کاتالیزور تورم عمل میکند. اختلال در مسیرهای کشتیرانی و وحشت بازارهای جهانی، مستقیماً قیمت حاملهای انرژی را بالا میبرد. برآوردها نشان میدهد که تنها در بخش مصرف بنزین، این بحران تا اول آوریل (فروردین) هزینهای بالغ بر شش میلیارد و 700 میلیون دلار به اقتصاد آمریکا تحمیل کرده است؛ اتفاقی که تمام رشتههای بانک مرکزی (فدرال رزرو) برای مهار تورم را پنبه میکند.
پرداخت تاوان جنگ در پمپبنزینها
در نهایت، بار اصلی این بحران بر دوش شهروند متوسط آمریکایی میافتد. جنگ در خاورمیانه، برای خانوادهای در قلب تگزاس یا اوهایو، نه یک رویداد ژئوپلیتیک، بلکه یک «مالیات پنهانِ» اجباری است.
محاسبات نشان میدهد که ماشین جنگی ایالات متحده در این درگیری، روزانه حدود یک میلیارد و 400 میلیون دلار از ثروت ملی را میبلعد. وقتی این صورتحساب عظیم را به سطح خرد و اقتصاد خانوار سرشکن کنیم، خانوارهای آمریکایی را با این حقایق روبهرو میکند:
- تا بازه زمانی اولآوریل، بار مالی این جنگ به ازای هر فرم اظهارنامه مالیاتی ثبتشده در سیستم فدرال، رقمی معادل 210دلار بوده است.
- اگر این هزینهها را بر اساس تعداد خانوارها محاسبه کنیم، هر خانوادهی آمریکایی در همان مقطع 260 دلار برای جنگی که نقشی در آن نداشته، هزینه پرداخته است.
- با احتساب اثرات موجی و غیرمستقیم، تحمیلِ تورم و گرانی کالاها، این درگیری هزینهای ماهانه معادل 410 دلار از قدرت خرید یک خانوار متوسط آمریکایی کسر میکند.
- از این میان، فقط سهم افزایش قیمت سوخت و بنزین برای هر خانوار (تا اولآوریل) حدود 50 دلار برآورد شده است؛ پولی که مستقیماً در پمپبنزینها از جیب مردم خارج میشود.
اهرم فشار شرکای عرب
یکی از پیچیدهترین و در عین حال خطرناکترین پیامدهای این جنگ، آسیبپذیری شدید آمریکا در بازار جهانیِ بدهی است. واشنگتن برای تامین مالی این هزینههای نجومی، چارهای جز استقراض و انتشار انبوهِ «اوراق قرضه خزانهداری» ندارد. اما در یک چرخش طعنهآمیز، خریداران عمده این اوراق، کشورهای ثروتمند حاشیه خلیجفارس هستند.
در بحبوحه یک جنگ فراگیر در غرب آسیا که امنیت و ثبات کل منطقه را به خطر میاندازد، هیچ تضمینی وجود ندارد که این کشورهای عربی به خرید اوراق بدهی آمریکا ادامه دهند.
اگر آنها تصمیم به کاهش سرمایهگذاری، توقف خرید و یا حتی فروش اوراق فعلی خود بگیرند، تقاضا برای بدهی آمریکا سقوط میکند. نتیجه این امر، افزایش اجباری و شدیدِ نرخ بهره در داخل آمریکاست که میتواند تیر خلاصی بر پیکرهی اقتصاد بوده و یک رکود عمیق و فراگیر را در داخل ایالات متحده رقم بزند.
آزمون سخت همبستگی غربی
این زلزله اقتصادی، پسلرزههایی دارد که به سرعت از اقیانوس اطلس عبور کرده و به اروپا میرسد. شرکای اروپایی واشنگتن که هنوز در حال ترمیم زخمهای اقتصادی ناشی از همهگیری جهانی و بحرانهای امنیتی در شرق اروپا (اوکراین) هستند، تابآوری یک شوک جدید در بازار انرژی و زنجیره تامین را ندارند.
گسترش دامنه جنگ باعث میشود تا اقتصاد جهانی به شدت تحت فشار قرار گیرد و کشورهای اروپایی برای جلوگیری از فروپاشی صنایع و محافظت از شهروندان خود در برابر موج جدید تورم، ناچار به تصویب و اجرای «بستههای حمایتی» پرهزینه جدیدی شوند.
این نیاز مبرم به تامین مالی مجدد، در شرایطی که خزانه کشورهای اروپایی نیز تحت فشار است، شکافها را در بلوک غرب تعمیق کرده و هزینه اتحاد با سیاستهای واشنگتن را برای سیاستمداران اروپایی به شدت بالا میبرد.
درگیری نظامی با ایران، یک معادله تکمجهولی با پاسخهای نظامی نیست؛ بلکه یک کلاف سردرگم اقتصادی است که هر روز تداوم آن، صورتحسابهای سنگینتری روی میز شهروندان آمریکایی میگذارد. از سوختن روزانه میلیاردها دلار در کوره جنگ تا افتادن نبض بازار اوراق قرضه به دست کشورهای منطقه، و از فشار خردکننده بر شرکای اروپایی تا خالی شدن ماهانه جیب شهروندان آمریکایی؛ همه و همه نشان میدهد که آسیبپذیری پاشنه آشیل ابرقدرتها، نه در جبهههای نبرد، بلکه در ترازنامههای مالی و تابآوری اقتصادی آنها نهفته است.
واشنگتن اکنون در حال قمار بر سر اقتصادی است که هر لحظه ممکن است زیر بار این مالیات پنهان نجومی، دچار فروپاشی شود.
منبع: کیهان
انتهای پیام/