به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان در یادداشتی در این روزنامه آورده است:
1- حاکمیت و کنترل بر تنگه هرمز، حق قانونی جمهوری اسلامی ایران است که در حقوق بینالملل با صراحت به آن تصریح شده است و به قبل یا بعد از جنگ ربطی ندارد. توضیح آن که در مواد 14 تا 23 از کنوانسیون 1958 ژنو و مواد 17 تا 37 از کنوانسیون 1982 جامائیکا که به موضوع دریای ساحلی و حق عبور کشتیها اختصاص دارد تاکید شده است که کشورهای ساحلی آبراههای دریایی میتوانند بر عبور و مرور شناورها در تنگههای تحت حاکمیت خود نظارت داشته و از عبور کشتیهایی که با منافع ملی آنها در تعارض است جلوگیری کنند.
تاکنون جمهوری اسلامی ایران از این حق قانونی خود استفاده نکرده بود و حال آن که اگر جنگ اخیر هم اتفاق نیفتاده بود، استفاده از این حق قانونی برای جمهوری اسلامی محفوظ بود و میتوانست علاوهبر درآمد سالانه چند ده میلیارد دلاری از حق ترانزیت شناورها، به عنوان اهرمی قدرتمند برای مقابله با تحریمهای دشمن نیز به کار گرفته شود. خوشبختانه مسئولان محترم بعد از جنگ اخیر به اهمیت تعیینکننده تنگه هرمز
پی بردهاند که در جای خود قابل تقدیر است، بنابراین چه جنگ ادامه داشته باشد و چه متوقف شود باید نظام قانونی حاکمیت و کنترل تنگه هرمز با تاکید بر دریافت حق عبور از همه شناورها و بستن تنگه به روی کشتیهای متعلق به کشورهای متخاصم عملیاتی شود. در اینباره گفتنیهایی هست؛
2- گاه سخنانی با این سمت و سو شنیده میشود که قبل از شروع جنگ، خودداری ایران از اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز موجه و منطقی بوده است(!). مثلا گفته میشود اگر تنگه را میبستیم، مشروعیت قانونی ایران زیر سؤال میرفت! و حال آن که حاکمیت و اعمال نظام حقوقی بر تنگه هرمز در قوانین بینالمللی تصریح شده و تمامی کشورهای دیگر نیز از این حق قانونی استفاده میکنند و یا این که گفته میشود، اگر حاکمیت بر تنگه را اعمال میکردیم، علیه ایران اجماع جهانی پدید میآمد! که باید پرسید برای کدام یک از کشورهای مصر و ترکیه و پاناما و سایر کشورهایی که حاکمیت بر تنگههای تحت مالکیت خود را اعمال کردهاند، چنین اتفاقی افتاده است؟! و یا اینکه، بستن تنگه به اقدام نظامی نیازمند بود! که باید گفت؛ مگر قرار بود وارد جنگ بشویم؟! میخواستیم از حق قانونی خود استفاده کنیم و... این نکته نیز قابل ذکر است که قبل از شروع جنگ، جریانات غربگرا با پیش کشیدن همین نظرات مانع از اعمال حاکمیت قانونی ایران بر تنگه هرمز بودند و امید آن است که نظریات یاد شده دستاویز غربگرایان با هدف ترغیب ایران به خودداری از اعمال حاکمیت قانونی بعد از جنگ بر تنگه هرمز نباشد.
3- همانگونه که اشاره شد دو کنوانسیونبینالمللی ژنو و جامائیکا به موضوع آبراهها اختصاص دارد که در این مختصر اشاره به چند ماده از این دو کنوانسیون را ضروری میدانیم. بخوانید!
الف- ماده 14 کنوانسیون 1958 ژنو تصریح میکند؛ «کشتیهای تمامی کشورها اعم از کشورهای ساحلی یا غیر آن، میتوانند در دریای ساحلی از حق عبور و مرور بیضرر برخوردار باشند».
ب- در بند 4 از همان ماده آمده است؛ «عبور و مرور تا جایی بیضرر خواهد بود که به آرامش، نظم یا امنیت کشور ساحلی آسیب نرساند».
ج- بند 4 از ماده 14 و بند یک از ماده 16 کنوانسیون 1958 ژنو، تشخیص بیضرر بودن عبور کشتیها از آبراهه (در اینجا، تنگه هرمز) را برعهده کشور ساحلی - در اینجا، ایران اسلامی- گذارده است
د- در بند یک از ماده 16 کنوانسیون 1958 ژنو آمده است «کشور ساحلی میتواند اقدامات لازم را برای جلوگیری از عبور و مروری که بیضرر نیست، به عمل آورد».
هـ- در بند 3 از ماده 16 تصریح شده است «کشور ساحلی میتواند بیآن که تبعیضی میان کشتیهای خارجی قائل شود (حتی) عبور و مرور بیضرر کشتیهای خارجی را نیز به خاطر حفظ امنیت خود، موقتا متوقف کند». تمامی این مواد از کنوانسیون ژنو، در کنوانسیون 1982 جامائیکا نیز به تصریح آمده است.
4- گفتنی است در تیرماه 1397 آقای روحانی رئیسجمهور وقت، در پاسخ به خبرنگاری که پرسیده بود اگر آمریکا مانع فروش نفت شما بشود چه برنامهای دارید؟ گفته بود؛ «کسی که اندکی سیاست بفهمد، نمیگوید جلوی صادرات نفت ایران را میگیریم. تنگههای زیادی داریم؛ تنگه هرمز فقط یکی از آنهاست».
بعد از این اظهار نظر آقای روحانی، رهبر معظم و شهید انقلاب فرمودند؛ «سخنان رئیسجمهور در سفر اخیر به اروپا مبنی بر اینکه «اگر نفت ایران صادر نشود، نفت هیچ کشوری در منطقه صادر نخواهد شد» سخنانی مهم و حاکی از سیاست و رویکرد نظام است. وظیفه وزارت امور خارجه پیگیری جدی اینگونه مواضع رئیسجمهور است» و در همان هنگام شهید بزرگوار سپهبد قاسم سلیمانی در نامهای خطاب به رئیسجمهور نوشت: «آنچه از فرمایشات حضرتعالی در رسانهها منعکس شد، مبنی بر اینکه اگر نفت جمهوری اسلامی ایران صادر نشود، تضمینی برای صدور نفت کل منطقه نمیباشد مایه مباهات و افتخار است... دست شما را برای ایراد این سخنان بموقع، حکیمانه و صحیح میبوسم». اگرچه پیگیری ماجرا در بینش و منش آقای روحانی جایی نداشت اما استقبال امام شهیدمان و شهید سلیمانی حاکی از آن بود که عملی کردن این دیدگاه نه فقط بلامانع، بلکه ضروری بوده است.
5- حالا به این چند نظر از کارشناسان غربی درباره نقش تنگه هرمز که فقط اندکی از بسیارهاست، نگاهی بیندازید.
فرید زکریا کارشناس شبکه آمریکایی CNN میگوید: «این جنگ به ایران یک سلاح مهمتر از سلاح هستهای داد و آن سلاح، تنگه هرمز است».
نشریه آمریکایی تایم به بررسی جایگاه تنگه هرمز پرداخته و تاکید میکند: «کنترل تنگه هرمز سلاح اتمی واقعی ایران است».
روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت مینویسد: «اهرم فشار ایران در تنگه هرمز بهاندازه موشکها و برنامه هستهای آن مهم است».
نیکلاس پِلهام، کارشناس مجله اکونومیست مینویسد: «چیزی که ایران در اختیار دارد و شاید حتی از یک سلاح هستهای هم برتر باشد، کنترلش بر تنگه هرمز است. این ابزار میتواند برای ایران بهعنوان یک عامل بازدارنده که بسیار قدرتمندتر از یک برنامه هستهای است، عمل کند».
و صدها نمونه دیگر که شرح آن به درازا میکشد و سؤال این است که کدامیک از این نقشهای برجسته تنگه هرمز منحصر به دوران جنگ است و در پیش از جنگ و پسا جنگ نباید از آن بهره گرفت؟!
6- خوشبختانه مسئولان محترم کشورمان بر تغییر نظام نظارتی پیش از جنگ بر تنگه هرمز و ادامه نظارت و حاکمیت کنونی (درحال جنگ) ایران بر این تنگه استراتژیک تاکید دارند. با بهرهگیری از این نظام حقوقی که در کنوانسیونهای بینالمللی به رسمیت شناخته شده و سایر کشورها نیز پیش از این با استناد به قوانین و نظامهای شناخته شده بینالمللی و از طریق اعمال نظارت فعال بر آبراههای تحت حاکمیت خود، همه ساله درآمدهای کلانی کسب کرده و میکنند. تنگه هرمز هدیه خدای مهربان به ملت ایران است و رها کردن بلا استفاده از آن به یقین کفران نعمت است.
منبع: کیهان
انتهای پیام/