به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، در میان انبوه فرزندان امام موسی بن جعفر(ع) که شمارشان را تا بیست پسر و سی و هفت دختر نوشتهاند، تنها یک نام است که پس از امام هشتم(ع) چون نگینی بر تارک این خاندان میدرخشد؛ فاطمه معصومه(س). بانویی که القابش هر یک دریچهای است به سوی عظمت روحش: معصومه، کریمه اهل بیت، طاهره، حمیده، رشیده، تقیّه، مرضیّه، رضیّه، برّه و اخت الرضا. او در نخستین روز از ذیقعده سال 173 هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشود و در دهم ربیعالثانی سال 201، درست هفده روز پس از ورود به قم، در بیست و هشت سالگی دار فانی را وداع گفت. اما این عمر کوتاه، چنان سرشار از معرفت و حماسه بود که هنوز پس از قرنها، نامش با شکوه و جلال بر زبانها جاری است.
شیخ عباس قمی، محدث گرانقدر، درباره جایگاه رفیع حضرت معصومه(س) در میان خاندان امام کاظم(ع) مینویسد: «افضل آنها سیده جلیله معظمه فاطمه بنت امام موسی(ع) معروفه به حضرت معصومه(س) است که مزار شریفش در بلده طیبه قم است و دارای قبه عالیه و ضریح و صحنهای متعدد و خدمه بسیار و موقوفات است و روشنی چشم اهل قم و ملاذ و معاذ عامه خلق است». این سخن، تنها توصیف یک محدث از یک امامزاده نیست؛ اشاره به مقامی است که در کلام معصومان(ع) نیز بازتاب یافته است. آنجا که امام کاظم(ع) پاسخهای دختر خردسالش را به پرسشهای فقهی شیعیان میبیند، سه بار میفرماید: «فداها ابوها؛ پدرش فدایش باد». و آنجا که امام صادق(ع)، امام کاظم(ع)، امام رضا(ع) و امام جواد(ع) همگی درباره زیارت او میفرمایند: «فمن زارها وجبت له الجنة؛ هر کس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب میشود». این وعده عظیم، درباره هیچ یک از دیگر فرزندان امام هفتم(ع) نیامده است.
اما شاید بتوان مهمترین وجه شخصیت حضرت معصومه(س) را در «دفاع از امامت» جستجو کرد؛ رسالتی که او در حساسترین برهه تاریخ تشیع بر دوش کشید. آن بانو حدود بیست سال از خلافت هارونالرشید و فرزندانش امین و مأمون را درک کرد. دوران سیاهی که بنیعباس با انتساب خود به عباس بن عبدالمطلب، عموی پیامبر(ص)، خود را وارث بر حق خلافت میدانستند و با فریبکاری، مشروعیت غصبشده خود را توجیه میکردند. نقل است که هارون روزی به زیارت قبر پیامبر(ص) آمد و در میان انبوه جمعیت، رو به مرقد شریف کرد و گفت: «سلام بر تو ای رسول خدا! درود بر تو ای پسر عمو!» میخواست به مردم بفهماند که خلیفه، پسر عموی پیامبر است و خلافت، میراث خاندان عباس. در همان لحظه، امام کاظم(ع) که در جمع حضور داشت، با صدای رسا فرمود: «السلام علیک یا رسول الله! السلام علیک یا اَبَه؛ سلام بر تو ای رسول خدا! سلام بر تو ای پدر!» هارون از این سخن، رنگ باخت و بیاختیار گفت: این مایه افتخار است. اما این افتخار را نتوانست تحمل کند و سرانجام امام را مظلومانه در زندان به شهادت رساند.
در چنین فضای مسمومی، حضرت معصومه(س) رسالت خود را آغاز کرد. او با نقل احادیث متواتر و قطعی درباره امامت امیرمؤمنان علی(ع)، پرده از چهره فریبکارانه خلافت عباسی برمیداشت. یکی از این احادیث، حدیث متواتر غدیر بود. آن بانو با سلسله سندی که به «فاطمیات» شهرت یافته و از فاطمه زهرا(س) تا فاطمه معصومه(س) را دربرمیگیرد، این سخن پیامبر(ص) را به گوش مردم میرساند: «أَنَسِیتُم قَولَ رَسولِ اللهِ یَومَ غَدیرِ خُم: مَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلیٌ مَولاهُ؛ آیا سخن رسول خدا(ص) در روز غدیر خم را فراموش کردید که فرمود: هر که من مولای اویم، علی مولای اوست؟» این حدیث را صد و ده صحابی بدون واسطه و هشتاد و چهار تابعی با واسطه نقل کردهاند و عالمان اهل سنت نیز آن را در کتب خود گرد آوردهاند. بیان این حدیث در دوران خلافت هارون و مأمون، به منزله طوفانی در اقیانوس سکوت و خفقان بود و حقانیت امامت امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) را فریاد میزد.
حضرت معصومه(س) حدیث منزلت را نیز با همان سند فاطمیات نقل کرده است؛ آنجا که پیامبر(ص) در جنگ تبوک، علی(ع) را در مدینه جانشین خود ساخت و فرمود: «أَنتَ مِنّی بِمَنزِلَةِ هارونَ مِن مُوسی إلّا أَنَّهُ لانَبِیَّ بَعدی؛ جایگاه تو نسبت به من، مانند جایگاه هارون نسبت به موسی است، جز آنکه پس از من پیامبری نیست». علامه امینی در شرح این حدیث میگوید این سخن، تمام مقامات و رتبههای پیامبر(ص) را برای علی(ع) اثبات میکند و او را به منزله جانشین و نفس پیامبر(ص) قرار میدهد. پیش از جریان تبوک، افراد بسیاری از سوی پیامبر(ص) جانشین ایشان شده بودند، اما هرگز چنین تعبیری برای هیچیک به کار نرفته بود. این حدیث فقط و فقط مخصوص امیرمؤمنان علی(ع) است.
بانوی کرامت، حتی در نقل حدیث معراج نیز به موضوع ولایت و امامت توجه ویژه دارد. او از قول فاطمه زهرا(س) نقل میکند که پیامبر(ص) فرمود: هنگامی که مرا به آسمان بردند، وارد بهشت شدم و قصری از درّ سفید دیدم که بر بالای آن نوشته شده بود: «لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علیٌ ولی القوم». بر پرده آن نوشته بود: «بَخٍ بَخٍ، مَن مِثلُ شیعَةِ علی؛ به به! چه کسی مانند شیعه علی است؟» و در قصری دیگر نوشته بود: «محمد رسول الله، علیٌ وصی المصطفی» و بر پرده آن: «بَشِّر شیعَةَ علیٍ بِطیبِ المَولِد؛ به شیعه علی بشارت بده به حلالزادگی و پاکی نسل». این روایت، علاوه بر اثبات حقانیت امامت، آثار محبت به اهل بیت(ع) را نیز به زیبایی ترسیم میکند؛ محبتی که به گفته حضرت معصومه(س) از قول فاطمه زهرا(س)، مرگ با آن، مرگ شهیدان است.
اما دفاع حضرت معصومه(س) از امامت، تنها به نقل احادیث محدود نماند. او در سال 201 هجری، درست یک سال پس از هجرت اجباری برادرش امام رضا(ع) به مرو، با رسیدن نامهای از آن حضرت، بیدرنگ رخت سفر بست. همراه پنج تن از برادرانش و جمعی از برادرزادگان و غلامان، کاروانی به راه انداخت به سوی خراسان. اما دشمنان اهل بیت(ع) که از این حرکت تبلیغی به وحشت افتاده بودند، با اشاره مأمون عباسی در ساوه راه را بر آنان بستند. در درگیری نابرابری، برادران و بیشتر مردان همراه کاروان به شهادت رسیدند و حضرت معصومه(س) از شدت تأثر و اندوه، و بنا بر قولی بر اثر مسمومیت، سخت بیمار شد. او که توان ادامه سفر نداشت، به سوی قم روانه شد و فرمود: «مرا به قم ببرید؛ زیرا از پدرم شنیدم که فرمود: شهر قم مرکز شیعیان ماست». هفده روز بیشتر در قم زندگی نکرد و در دهم ربیعالثانی سال 201، با رضایت از اینکه در راه اطاعت امام خویش چنین رنجی را تحمل کرده، چشم از جهان فرو بست.
اینچنین بود که قم، «عُش آل محمد» و «مأوای شیعیان» شد. امام صادق(ع) فرموده بود: «برای خدا حرمی است که مکه است، و برای رسول خدا حرمی است که مدینه است، و برای امیرمؤمنان حرمی است که کوفه (نجف) است، و برای ما اهل بیت حرمی است که قم است. به زودی بانویی از فرزندان من در آنجا دفن میشود که نامش فاطمه است. هر کس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب میشود». امروز، بارگاه ملکوتی حضرت معصومه(س) نه تنها پناهگاه دلهای شکسته و درماندگان، که خاستگاه علم و فقاهت و مرکز ثقل تشیع در جهان است. او در حیات کوتاه اما پربرکت خویش، با نقل مستندات امامت و دفاع جانانه از حریم ولایت، رسالت خویش را به انجام رساند و پس از رحلت نیز آشیانهای برای شیعیان و تجلیگاهی برای محبت اهل بیت(ع) شد.
قم جایگاه دین و شرف، خاستگاه علم
آوازهاش به علم و فضیلت برابر است
قم از صفای حضرت معصومه(س) با صفاست
از فیض اوست کاین همه قدرش فزونتر است
نویسنده: جواد حسینی، پژوهشگر حوزه تاریخ اهل بیت(ع)
انتهای پیام/