به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سینما در هر جامعهای تنها یک صنعت سرگرمی نیست؛ بلکه یکی از مهمترین ابزارهای روایت واقعیتهای آن جامعه به شمار میآید. از خلال فیلمها و آثار فرهنگی است که بسیاری از مخاطبان، چه در داخل و چه در خارج از کشور، تصویری از یک ملت، تاریخ آن و مسیر آیندهاش به دست میآورند. به همین دلیل، نحوه روایت دستاوردها، مقاومتها و تجربههای تاریخی یک کشور در سینما اهمیت ویژهای پیدا میکند.
در سالهای اخیر، با وجود ظرفیتهای گسترده فرهنگی و تاریخی ایران، این پرسش بیش از پیش مطرح شده است که چرا سینما در بازنمایی روایتهای الهامبخش از پیشرفتها، مقاومتها و موفقیتهای ملی چندان پررنگ عمل نکرده است. پاسخ به این پرسش را باید تا حد زیادی در نحوه تنظیمگری صنایع فرهنگی جستوجو کرد.
یکی از چالشهای مهم در حوزه سینما، غلبه نگاه کمّی بر سیاستگذاری فرهنگی است. در بسیاری از موارد، افزایش تعداد تولیدات یا برگزاری جشنوارههای متعدد به عنوان نشانهای از پویایی فرهنگی مطرح میشود، در حالی که مسئله اصلی کیفیت آثار و جهتگیری آنهاست. وقتی سیاستهای حمایتی و سازوکارهای تولید بیشتر بر افزایش تعداد آثار متمرکز باشند، طبیعی است که توجه به عمق روایتها و قدرت اثرگذاری فرهنگی در حاشیه قرار گیرد.
در چنین شرایطی، جشنوارههای سینمایی که میتوانند نقش هدایتگر داشته باشند نیز گاه از کارکرد اصلی خود فاصله میگیرند. جشنوارهها در حالت مطلوب باید نهتنها محلی برای نمایش آثار، بلکه ابزاری برای جهتدهی به جریان تولید باشند؛ یعنی با تعیین معیارهای روشن، تولیدکنندگان را به سمت روایتهای عمیقتر و اثرگذارتر سوق دهند. اما اگر این رویدادها بیشتر به مناسبتهایی تشریفاتی تبدیل شوند، طبیعی است که تأثیر آنها بر مسیر سینما محدود خواهد شد.
جشنواره فیلم فجر، به عنوان مهمترین رویداد سینمایی کشور، میتواند نقشی کلیدی در شکل دادن به این مسیر ایفا کند. عناوین و موضوعاتی که در این جشنواره مطرح میشود، اغلب از مفاهیم بزرگی مانند هویت ملی، مقاومت، پیشرفت و امید سخن میگوید. با این حال، گاه فاصلهای میان این اهداف اعلامی و خروجی واقعی آثار دیده میشود. این فاصله نشان میدهد که سینما هنوز نتوانسته است بهطور کامل روایتهایی متناسب با ظرفیتهای تاریخی و اجتماعی ایران ارائه کند.
یکی از دلایل این مسئله را میتوان در نحوه تصمیمگیریهای فرهنگی جستوجو کرد. صنایع فرهنگی حوزهای پیچیده و چندلایه است و هدایت آن نیازمند حضور جدی کارشناسان، اندیشمندان و متخصصان است. اگر فرآیندهای داوری و تصمیمگیری بیش از آنکه بر تحلیلهای کارشناسی تکیه داشته باشند، به شهرت یا چهرههای رسانهای وابسته شوند، طبیعی است که کیفیت ارزیابیها نیز تحت تأثیر قرار بگیرد.
در کنار این موضوع، مسئله مهم دیگری نیز مطرح است و آن نحوه بازنمایی واقعیتهای جامعه در سینماست. هنر و سینما باید آینهای از جامعه باشند؛ آینهای که هم دشواریها را نشان دهد و هم ظرفیتها و دستاوردها را. اما در برخی آثار، تصویری از جامعه ارائه میشود که بیش از حد بر جنبههای بحرانی یا متزلزل تأکید دارد. در نتیجه، مخاطب با روایتی مواجه میشود که گویی جامعه در وضعیتی ناپایدار و بحرانزده قرار دارد.
این در حالی است که تاریخ معاصر ایران سرشار از تجربههایی است که میتواند الهامبخش روایتهای قدرتمند سینمایی باشد؛ از تجربه مقاومت و ایستادگی در مقاطع حساس تاریخی گرفته تا پیشرفتهای علمی، اجتماعی و فرهنگی در سالهای اخیر. چنین ظرفیتهایی اگر در قالب روایتهای هنرمندانه و دقیق بازنمایی شوند، میتوانند تصویری متوازنتر و واقعیتر از جامعه ایران ارائه دهند؛ تصویری که در آن هم چالشها دیده میشود و هم توانایی عبور از آنها.
در این میان، نقش نخبگان در شکل دادن به روایتهای فرهنگی نیز اهمیت زیادی دارد. در بسیاری از کشورها، اساتید دانشگاه، پژوهشگران و اندیشمندان حضوری فعال در فضای رسانهای دارند و با تحلیلهای خود به شکلگیری گفتوگوهای عمومی کمک میکنند. اما در برخی موارد، این حضور در رسانهها محدود است و در بحثهای عمومی بیشتر به سراغ چهرههای تکراری یا غیرتخصصی میروند.
این مسئله در عصر شبکههای اجتماعی پیچیدهتر نیز شده است. ظهور انسانرسانهها و اینفلوئنسرها باعث شده است که افراد بسیاری با تولید محتوا به مخاطبان گسترده دست پیدا کنند. این پدیده در عین حال که امکان تنوع صداها را افزایش داده، چالشهایی نیز ایجاد کرده است. یکی از مهمترین این چالشها، کمرنگ شدن مرز میان دیدگاه تخصصی و غیرتخصصی در فضای عمومی است.
در چنین فضایی، گاه افرادی که در حوزههای سرگرمی شناخته شدهاند، درباره مسائل پیچیده اجتماعی یا فرهنگی نیز اظهار نظر میکنند و این دیدگاهها در سطح گسترده منتشر میشود. نتیجه چنین وضعیتی میتواند کاهش سهم صداهای تخصصی در گفتوگوهای عمومی باشد. به همین دلیل، برخی صاحبنظران بر ضرورت ایجاد چارچوبهای مشخص برای فعالیت افراد اثرگذار در فضای مجازی تأکید میکنند تا مسئولیتپذیری بیشتری در این فضا شکل بگیرد.
با این حال، مسئله اصلی تنها محدود به سینما یا فضای مجازی نیست. آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، نحوه روایت آینده است. هر جامعهای برای عبور از دورههای دشوار تاریخی نیازمند روایتهایی است که بتواند امید، اعتماد و چشمانداز پیشرفت را تقویت کند. این روایتها اگر با صداقت، واقعگرایی و نگاه تحلیلی همراه باشند، میتوانند نقش مهمی در شکلگیری سرمایه اجتماعی ایفا کنند.
از این منظر، سینما میتواند یکی از مهمترین ابزارهای روایت «ایران توانمند و پیروز» باشد؛ روایتی که در آن هم دشواریها دیده میشود و هم ظرفیتهای عبور از آنها. تحقق چنین روایتی اما نیازمند اصلاح سازوکارهای تنظیمگری، تقویت حضور نخبگان در عرصه عمومی و بازتعریف نقش رسانهها در شکل دادن به گفتوگوهای اجتماعی است.
اگر این مسیر بهدرستی طراحی شود، سینما میتواند بیش از گذشته به میدان روایتهای الهامبخش تبدیل شود؛ روایتهایی که نه تنها گذشته و حال جامعه را بازتاب میدهند، بلکه افقهای آینده را نیز پیش چشم مخاطبان ترسیم میکنند.
یادداشت از: لیلا صالحیتبار
انتهای پیام/