به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، چرا در برخی کشورهای درگیر جنگ اینترنت قطع نشده، اما در ایران این اتفاق رخ داده است؟ این پرسش یکی از رایجترین شبهاتی است که در فضای مجازی مطرح میشود. پاسخ فنی و واقعبینانه به این مقایسه نیازمند توجه به چند نکته اساسی است.
این ادعا که «در کشورهای دیگر اینترنت قطع نشده» نادرست است
اولین نکته این است که فرض مبنایی این پرسش با واقعیتهای میدانی و اسناد بینالمللی در تضاد است. قطع و محدودسازی اینترنت در شرایط جنگ و بحران، یک رویه بینالمللی است و ایران تنها کشور درگیر در این پدیده نیست. شواهد متعددی این ادعا را تأیید میکنند:
الف) روسیه: روسیه نه تنها در مقاطعی از جریان جنگ اوکراین اینترنت را قطع کرد، بلکه یکی از فعالترین کشورها در زمینه «اینترنت مستقل» است. بر اساس گزارشات در سال 2025، روسیه از مه 2025 شروع به قطع اینترنت موبایل در مناطق مختلف این کشور به دلیل تهدید حملات پهپادی از سوی اوکراین کرده است.
این قطعیها در تعطیلات آخر هفته و در مقیاس وسیع اجرا میشود. علاوه بر این، روسیه پلتفرمهای متعددی از جمله تلگرام، واتساپ، سیگنال و دیسکورد را مسدود کرده است.
ب) غزه و اسرائیل: از اکتبر 2023، اسرائیل به طور مکرر اینترنت و ارتباطات تلفنی غزه را به طور کامل قطع کرده است. بر اساس گزارشهای سازمان ملل و منابع فلسطینی، تخریب زیرساختهای مخابراتی توسط ارتش اسرائیل، قطعی گسترده و طولانی مدت اینترنت را به همراه داشته است.
خبرنگاران مستقر در غزه گزارش دادهاند که قطعی اینترنت به مدت 34 ساعت، ارتباط با جهان خارج را به طور کامل مختل کرده است. انستیتوی اینترنت سوسیety نیز حملات متعددی به زیرساخت اینترنت غزه را ثبت کرده است.
ج) کشورهای دیگر: بر اساس گزارشهای بینالمللی، قطع اینترنت به دلایل امنیتی و سیاسی در کشورهایی مانند هند، عراق، سنگال، سوریه و میانمار و حتی ترکیه نیز به طور مکرر رخ داده است. در سال 2023، 18 کشور جهان قطع عمدی اینترنت را تجربه کردهاند.
تفاوت ماهیت تهدید در ایران؛ یک جنگ ترکیبی تمامعیار
با وجود اینکه قطع اینترنت یک پدیده بینالمللی است، اما شدت و ماهیت تهدید در ایران با بسیاری از کشورهای دیگر متفاوت است.
نکته کلیدی آن است که در ایران، اینترنت به عنوان یک «سلاح» برای دشمن تعریف میشود، نه صرفاً یک زیرساخت. شواهد متعددی از هماهنگی حملات سایبری با عملیاتهای تروریستی و آشوبهای خیابانی وجود دارد:
- در جریان بحران اخیر، اپلیکیشنهای مذهبی و پرکاربرد ایرانی هک شدند و پیامهای دعوت به آشوب برای کاربران ارسال شد.
- بانکهای دولتی که مسئولیت عمده پرداخت حقوق و دستمزد کارمندان دولت و بخش نظامی را برعهده داشتند به طور گسترده آسیب دیدند.
- تعداد زیادی گروه هکتیویست در یک اتاق عملیات الکترونیک متمرکز، حملات هماهنگ DDoS و نفوذ به وبسایتهای دولتی را سازماندهی کردند.
- هماهنگی میان ساختارهای تروریستی خارج از مرزها و شبکههای معاند داخلی از طریق بسترهای خارجی انجام میشد.
تفاوت در زیرساخت و آمادگی دفاعی
نکته دیگری که در مقایسههای سادهانگارانه نادیده گرفته میشود، تفاوت در سطح آمادگی و بلوغ زیرساختهای دفاع سایبری است
روسیه و چین سالهاست روی پروژه «اینترنت مستقل» کار میکنند و زیرساختهایی موازی با اینترنت جهانی ساختهاند. آنها میتوانند در صورت نیاز، ترافیک داخلی را بدون قطع کامل مدیریت کنند.
ایران در سالهای اخیر گامهای مهمی در توسعه «اینترنت ملی» برداشته، اما هنوز با سطح روسیه و چین فاصله دارد. در نتیجه، در شرایط بحرانی، تصمیم به محدودسازی موقت و هدفمند گرفته میشود تا از فروپاشی کامل شبکه و حملات شدید به زیرساختها جلوگیری شود.
اوکراین از حمایت گسترده شرکتهای بینالمللی مانند SpaceX (استارلینک) و مایکروسافت برای حفظ ارتباطات خود به خصوص در بخش نظامی بهره برده است. ایران نه تنها چنین حمایتهایی را ندارد و در تحریم کامل به سر میبرد بلکه این شرکتها به عنوان ابزار حمایتهای تروریستمی عمل میکنند.
محدودیت در ایران «جمعی» و «هدفمند» بود، نه «همیشگی»
برخلاف برخی القائات، محدودیت اینترنت در ایران در شرایط اخیر موقتی بود و با کاهش سطح تهدید، محدودیتها برداشته شد. هدفمند بود و عمدتاً بر دسترسی به شبکههای خارجی و پلتفرمهای معاند متمرکز بود، نه کل اینترنت. جمعی نبود؛ بسیاری از خدمات ضروری (بانکی، دارویی، امدادی) از طریق اینترنت ملی فعال باقی ماندند.
مسئولیت حاکمیت در حفظ جان و امنیت مردم
باید به یک نکته اصولی اشاره کرد؛ از منظر فقهی و حقوقی، وظیفه اولیه هر حکومتی حفظ جان، مال و امنیت شهروندان است. در شرایطی که حملات سایبری گسترده زیرساختهای حیاتی را تهدید میکند، شبکههای تروریستی از اینترنت آزاد برای هماهنگی آشوب و کشتار استفاده میکنند و جنگ روانی دشمن از طریق پلتفرمهای خارجی، وحدت ملی را هدف گرفته،
حفظ جان مردم بر هر اصل دیگری مقدم است. تصمیم به محدودسازی موقت اینترنت بینالمللی در چنین شرایطی، نه یک اقدام ضدآزادی، بلکه یک اقدام دفاعی مشروع در چارچوب قواعد بینالمللی و فقهی است.
قطع اینترنت در جنگ؛ رویهای بینالمللی نه استثنای ایرانی
آمریکا در جنگ است اما اینترنت قطع نمیشود چرا که آمریکا درگیر جنگ فیزیکی در خاک خود نیست و البته که در لحظهای که احساس کند اینترنت به ابزار امنیتی در این کشور تبدیل شده آن را قطع خواهد کرد.
در اسرائیل اینترنت قطع نمیشود اما اسرائیل اینترنت غزه را قطع میکند. همچنین اسرائیل دارای زیرساختهای دفاع سایبری پیشرفتهای است.
در روسیه جنگ است اما اینترنت قطع نشد؛ این گزاره نیز غلط است. روسیه از مه 2025 اینترنت موبایل را در مناطق وسیع قطع کرده و پلتفرمهای متعددی را مسدود نموده است.
در اوکراین اینترنت قطع نشد؛ اوکراین از استارلینک و حمایت شرکتهای غربی در حوزههای نظامی به خصوص هدایت پهپادها و FPVها بهره میبرد. قطعی در اوکراین بیشتر ناشی از تخریب زیرساخت توسط روسیه بوده است.
هزینه امنیت یا هزینه جنگ؛ چالش کسبوکارها در برابر ضرورت دفاع سایبری
در نهایت، اولاً هیچ کشوری در جهان در شرایط جنگ ترکیبی تمامعیار و با سطح تهدیدی که ایران با آن مواجه است قرار نداشته است. دوماً عمده کشورهای درگیر در جنگ بدون اعمال محدودیتهای هوشمند بر شبکههای ارتباطی عمل نمیکند.
نمونههای مشخص این موضوع را میتوان در دستگیریهای گسترده مخالفان جنگ در اوکراین و فعالان مدنی در کشورهای حاشیه خلیج فارس اشاره کرد که در موارد متعددی منجر به زندان طولانی مدت و اعدام شده است.
بنابراین اشاره مداوم به روزهای محدودیتهای اینترنتی در برابر خطرات و دلایل اجرای این محدودیتها خارج از عقلانیت به نظر میرسد. البته مواردی مانند آسیب به کسب و کارها در جایگاه خود باقی است اما تمام این هزینهها ناشی نتیجه زمینهسازی گروهی وطن فروش و تقاضا برای حمله به کشور است. فضاسازی که بخشی از همان کسب و کارها در شکلگیری آن دخیل بودند. با این حال باید ساز و کار مشخصی برای حمایت و دسترسی کسب و کارها وجود داشته باشد چرا که عملا امکان عقبنشینی از امنیت و مسائل دفاع سایبری در بازههای زمانی که کشور درگیر جنگ یا فتنه و کودتا شود وجود نخواهد داشت.
انتهای پیام/