گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- "زمان" در معادلات سیاسی، نظامی و اقتصادی نقش یک متغیر مستقل را ایفا میکند. به این معنا که گذشت زمان در هر یک از پروسهها و رخدادهای بین المللی به ضرر بازیگران شکست خورده و در مقابل، به سود بازیگران پیروز است.
این قاعده درخصوص جنگ رمضان نیز صادق است. اکنون شاهد انعقاد آتش بس موقت دوهفتهای میان دشمن آمریکایی-صهیونیستی و جمهوری اسلامی ایران هستیم. پس از انعقاد این آتش بس، شاهد برگزاری مذاکرات اسلام آباد بودیم تا در میدان دیپلماسی به دفاع از دستاوردهای میدان بپردازیم.
با این حال طرف آمریکایی با زیادهخواهی، توهم و اصرار بر عبور از خطوط قرمز کشورمان صحنه مذاکره را به شکست کشاند. اکنون آمریکا و رژیم صهیونیستی از یکسو به زمان پایان آتشبس موقت نزدیک میشوند و از سوی دیگر، موفق نشدهاند آنچه را که در میدان میخواستند را پشت میز مذاکره به دست بیاورند!
همین مسئله واشنگتن را در بنبستی قرار داده که خروج از آن بسیار دشوار است. اصرار واشنگتن بر مطالبات غیرواقعی، صرفاً مختصات این بن بست راهبردی را علیه ترامپ و همراهانش پیچیدهتر خواهد ساخت.
اکنون گذشت زمان به ضرر آمریکاست زیرا ایران ناکامی مطلق واشنگتن در میدان نبرد را محقق ساخته و آن را تثبیت نموده است. از سوی دیگر، آغاز دوباره نبرد نظامی نیز مترادف با تشدید آسیبپذیری میدانی و اقتصادی آمریکا و تحقق شکستهای سختتر میدانی برای دولت ناتوان و سردرگم ترامپ خواهد بود. در چنین شرایطی زمان به سرعت به ضرر کاخ سفید در حال سپری شدن است.
دولت ترامپ باید در این برهه حساس و سرنوشتساز دست به انتخاب نهایی خود بزند. رئیس جمهور آمریکا باید میان پذیرش شروط و مطالبات ایران در راستای رسیدن به توافقی که منعکسکننده واقعیات میدان باشد و تشدید شکست و تباهی خود در جنگ با ایران و تحمل هزینههای طاقتفرسا و بیشتر این شکست یک گزینه را انتخاب کند. ترامپ قاعدتا نمیتواند غیر از این دو گزینه، انتخاب سومی صورت دهد!
چنانچه اکثر تحلیلگران و استراتژیستهای آمریکایی اذعان میکنند، محصول 40 روز جنگ مستمر آمریکا علیه ایران، چیزی جز شکست وی در تحقق اهداف اعلامی اولیه ( از جمله تغییر نظام جمهوری اسلامی و خروج مواد غنیسازیشده از ایران) نبوده است. در چنین شرایطی زمان به ضرر ترامپ میگذرد و او باید نحوه شکست خود را در میدان یا پشت میز مذاکره انتخاب کند!
انتهای پیام/