خبرگزاری تسنیم – گروه امام و رهبری: حضرت آیتالله خامنهای، رهبر شهید انقلاب اسلامی (قدسسره) در یکی از آخرین سخنرانیهایشان، تعبیر نغز و بدیعی را در وصف ملت بزرگ ایران مورد طرح و تاکید قرار دادند. ایشان ضمن اشاره به نقش خطیر مردم در رویارویی با حوادث و اتفاقات گوناگون، بیان داشتند: «چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلهی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.»
از زمان طرح این معنا تا به امروز، تعبیر رسا و درخور تامل «ملت مبعوث» و نیز مشتقات دیگر آن مانند «امت مبعوث» و «بعثت مردم» به یکی از مهمترین مفاهیم الهامبخش و مورد توجه اصحاب فکر و قلم تبدیل شده است. بهویژه ساعاتی پس از اعلام خبر شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، جوشش و پیوند وثیق امام و امت که تجلی آن، خروش پرشکوه، حماسهآفرین و دشمنشکن مردم در خیابانها بود، بیش از هر چیز توجه اصحاب تامل و اندیشه را به تعبیر بلیغ «ملت مبعوث» و صدق وقوع آن معطوف ساخت. حالا هر روز و هر شب در نقطه نقطه جغرافیای پهناور ایران، شاهد تجلیات تازهای از بعثت شکوهمند ملت و تزاید اوراق زرین دیگر بر تارک پرافتخار تاریخ این مرز و بوم هستیم.
اما به نظر میرسد سبقه و پیشینه بعثت مردم را باید در دوران آغاز نهضت بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره) جستوجو کرد. نهضت خطیر و تاریخسازی که به وقوع بزرگترین انقلاب مردمی تاریخ و نقطه عطفی در سیر تحولات سیاسی جهان منجر شد و نظم نوین و یگانهای را بنیان گذاشت.
برای تبیین پیشینه بعثت مردم از زمان امام خمینی (ره) تا دوران زعامت رهبر شهید انقلاب اسلامی و اینک؛ در دوران رهبری حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای (حفظهالله) به سراغ حجتالاسلام والملسمین سهراب مقدمی شهیدانی، تاریخپژوه و عضو هیئت علمی گروه انقلاب اسلامی دانشگاه معارف اسلامی قم رفتیم و با او در این زمینه همکلام شدیم.
در ادامه مشروح نخستین بخش از این گفتوگو را میخوانید:
تسنیم: به نظر میرسد سبقه و پیشینه «بعثت مردم» را که در یکی از آخرین سخنرانیهای رهبر شهید انقلاب اسلامی مطرح شد را باید در دوران آغاز نهضت بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره) جستوجو کرد. ارزیابی و تحلیل شما در این زمینه چیست؟
بعثت مردم و مساله ولایت
شهیدانی: وقتی که امام خمینی (ره) در پاییز سال 1341 نهضت را آغاز کرد، چه کسی فکرش را میکرد این نهضت الهی اینچنین عالمگیر شود؟ و آنچنان انبعاث سراسری مردمی را در پی داشته باشد؟! امام خمینی (ره) با اعتماد و شناخت عمیق از ملت عزیز ایران، پای در این مسیر آرمانی و تعالیبخش گذاشت و این ملت در هر قدم و در هر لحظه و هر روز، بیشتر از پیش، عیار گرانبارشان را عیان کردند و امروز بعد از گذشت شصت سال از آغاز نهضت امام خمینی، این مردم همچنان استوار و پایدار در مسیر حقطلبی و عزت و عظمت ایستادهاند و چشمان جهانیان خیره به ایران اسلامی است! هنگامی که مردمی عاشورایی اینچنین پای در رکاب ولایت باشند، امکان تکرار حوادثی همچون سقیفه و صفین و نهروان و صلح امام حسن(ع) و عاشورا وجود ندارد. هیچ خطر و تهدیدی نمیتواند موجودیت این انقلاب و این ملت و این کشور عزیز را تهدید کند. آری! این مردم مبعوث شده ایران، علمدار حوادث سرنوشتساز آخرالزمانی هستند؛ ملتی برگزیده و بزرگوار که مسیر عزت و عظمت را برگزیدند و در تاریخ ملل جهان، جاویدان شدند.
رابطه الهی امام و مردم در نظام ولایی
همیشه آخرین حرفها در وصیتنامهها میآیند و من رشته سخن را از وصیتنامه حضرت امام خمینی (ره) آغاز میکنم. با مرور این وصیتنامه الهی و سیاسی درمییابیم که عمق نگاه امام (ره) به ملت شریف ایران چه بوده است. امامی که مرد خداست، اهل غلو و اغراق نیست و شرط شده بود که وصیتنامه پس از ارتحال ایشان مفتوح شود. عصاره و حاق نگاه امام (ره) به مردم در تعابیرشان مشهود است. ایشان میفرمایند: «من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر، بهتر از ملت حجاز در عهد رسولالله (ص) و کوفه و عراق در عهد امیرالمومنین (ع) و حسین ابن علی (ع) میباشد. آن حجاز که در عهد رسولالله (ص) مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمیکردند و با بهانههایی به جبهه نمیرفتند که خداوند تعالی در سوره توبه با آیاتی آنها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است[1]». امام (ره) همچنین از بیوفاییهایی که نسبت به امیرالمومنین (ع) و امام حسین (ع) شد صحبت میکنند و سپس در توبیخ مردمان صدر اسلام میفرمایند: «آنان که در شهادت، دست آلوده نکردند، یا گریختند از معرکه و یا نشستند تا آن جنایت تاریخ واقع شد[2]». و بعد از این، از شهادتطلبیها و جانفشانیهای ملت عزیز و قهرمان ایران تجلیل میکنند. این نکته بسیار مهمی است. یک رابطه و ارادت متقابل الهی و ولایی میان امام (ره) و مردم وجود داشت و همین رابطه میان رهبر شهید انقلاب اسلامی و ملت ایران هم مشهود است. رهبر شهید ما این رابطه خاص را در کتاب شریف «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» توضیح داده و تبیین میسازند که نظام ولایی چگونه نظامی است. این یک رابطه طرفینی است که محور، مدار و تنظیمات آن در ید خداست و اغیار در آن دخیل نیستند.[3]
تسنیم: رهبر شهید انقلاب اسلامی در یکی از آخرین سخنرانیهایشان تعبیر دقیق و درخور تامل «بعث مردم» را مورد طرح و تاکید قرار دادند و در جریان جنگ تحمیلی رمضان، به عینه شاهد تحقق تام و تمام پیشبینی ایشان در باب نقشآفرینی تحیربرانگیز مردم بودیم. تحلیل شما در اینباره چیست؟
پیشبینی دقیق رهبر شهید انقلاب درباره بعثت مردم
شهیدانی: از وصیتنامه امام (ره) به یکی از آخرین صحبتهای رهبر شهیدمان در 12 بهمن 1404 گریز بزنیم. ایشان در تحلیل وقایع تلخ و شبهکودتای دی ماه سال گذشته به نقش مردم اشاره کرده و فرمودند: «وقتی مردم وارد میدان میشوند و تصمیم میگیرند، آتشها را خاموش میکنند، شعلهها را خاکستر میکنند، این اتفاقی بود که این دفعه هم افتاد. بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله با حوادث و کار را مردم تمام خواهند کرد». این پیشبینی دقیق رهبر شهید انقلاب اسلامی بود و دیدیم که همینطور هم شد. با منطق استراتژیستهای غربی، هیچگاه نمیتوان این درجه از شهامت، ایثار و فداکاری ملت بزرگ ایران را درک کرد، لذا دشمنان ما همواره توودهنی و شکست میخورند.
ملت مبعوث مجرای تحقق اراده الهی میشوند
تعبیر رهبر معظم انقلاب این است که خداوند مردم را مبعوث خواهد کرد؛ به چه معنا؟ یعنی مردم، مامور خدا، لشکریان خدا و مجرای تحقق اراده الهی میشوند. به همین خاطر، آنها تمام و کمال خود را در اختیار ولی خدا قرار میدهند. وگرنه طبق مباحثی که فقها در باب ولایت فقیه مطرح میکنند، اصل اولیه بر عدم ولایت است اما در مدار ولایت و طبق نظام ولایی الهی که مومنین بر یکدیگر دارند، خود را تسلیم تصمیم ولی خدا قرار میدهند. به همین سبب، من تعبیر خاصی در اینباره دارم که با اطلاع از فرایند انتخاب رهبر سوم انقلاب اسلامی آن را عرض میکنم. در این ایام به دلیل کسب اطلاع از سوابق و زندگی حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای (مدظلهالعالی) رهبر عزیز و معظممان، گاهی اعاظم و خبرگان به سبب شناختی که نسبت به ایشان داشتیم، مراجعاتی به امثال حقیر داشتند و با وسواس تحقیق میکردند. بنده با اطلاع از فرایند انتخاب ایشان، روندی که طی شد و سختگیریهایی که اعاظم خبرگان بدون ملاحظه انتساب و جایگاهشان داشتند و علیالتقوی پیش رفتند، میخواهم عرض کنم که خیابان، زودتر از خبرگان رهبر خود را شناخت و کشف و معرفی کرد. این امر به دلیل اتصال این مردم به عالم غیب است. لذا مردم بدون اطلاع از فرایند و نتیجه انتخاب خبرگان، در خیابان فریاد میزدند که «دست خدا عیان شد، خامنهای جوان شد». ما تقریبا به تمام شهرها و استانهای کشور سر زدیم و مردم در سراسر ایران به واسطه تماسهایی که داشتند، همین درخواست را میکردند. بدون اینکه کسی برای ایشان تبلیغ یا معرفیشان کرده باشد.
انقلاب قلوب و رغبت ملت به آیتالله سیدمجتبی خامنهای
تا پیش از این قضایا حتی یک زندگینامه از روند تحصیل، طلبگی و خط سیر زندگی آیتالله سیدمجتبی خامنهای (حفظهالله) وجود نداشت. در مجلس خبرگان، چندین و چند مرحله طی شد تا تصمیم اعضا اخذ شود. یک مرحله، رای استمزاجی بود تا متوجه شوند اعضای محترم خبرگان به چند نفر اقبال دارند. در همان مرحله اول، بدنه خبرگان به آیتالله سیدمجتبی خامنهای (حفظهالله) رسیدند و این نکته بسیار مهمی است و در مرحله بعدی، جلسه حضوری برگزار شد. علیرغم تهدیدهای مستقیم دشمن، اعضای محترم مجلس خبرگان جان خود را کف دست گرفتند تا انتخابشان با دقت، وسواس، بحث و نظر و علیالتقوی باشد. چرا این روند طولانی شد و مردم پیش افتادند؟ برای اینکه در نظام جمهوری اسلامی، امام (ره) به ما یاد داد به گونهای عمل کنید که برای تاریخ و 100 سال بعد، هیچ نکته و شبههای باقی نماند. لذا کشف رهبر جدید باید در فرایند انتخاب، حقوق اساسی، قوانین و آئیننامه داخلی مجلس خبرگان ثبت میشد. با اینکه آئیننامه اجازه میدهد جلسه به صورت مجازی برگزار شود اما بعضی آقایان اصرار داشتند که جلسه حتما به صورت حضوری برگزار شود تا اگر کسی نکته یا اشکالی دارد، مطرح کند.
میتوان پرسید چه میشود که در 15 خرداد سال 1342 وقتی امام (ره) دستگیر میشوند، بسیاری از مردمی که حتی ایشان را ندیدهاند به خیابانها میآیند و شعار یا مرگ یا خمینی سر میدهند؟[4] این همان نکته مهمی است که باید فهم کنیم. چه گوهری در وجود امام (ره) بود که مردم اینگونه به ایشان متمایل شدند؟ چه خصلتی در رهبر معظم انقلاب اسلامی وجود داشت که پس از ارتحال حضرت امام (ره)، این مسئولیت با اصرار و تقریبا اجبار توسط خبرگان بر دوش ایشان گذاشته شد و مردم اینگونه با آن حضرت بیعت کردند؛ در مورد معرفی ولیفقیه سوم نیز همان دست غیب مشاهده میشود که دلها و ارادهها را متوجه شخصیتی کرد که هیچ قدمی برای مطرح کردن خود برنداشت و حتی یک زندگینامه ساده از او نیز در دسترس وجود نداشت و علاوه بر آن در تمام دوران دهه گذشته، کانون ترور شخصیتی توسط دشمنان ایران و اسلام قرار داشت، اما در این ایام یکباره مردم در خیابان بهطور یکپارچه نام ایشان را فریاد زدند! یکی از جلوههای ویژه «بعثت مردم» حضور فعال آنان در کشف و اعلان ولیفقیه زمان در کف خیابان بود! آنهم قبل از اعلام نظر نهایی مجلس محترم خبرگان. مردمی که قبل از اعلام نظر خبرگان، فرد را شناسایی میکنند، آن هم فردی که حتی زندگینامهاش وجود ندارد و دشمن طی سالهای اخیر، حجم انبوهی از تخریبها را علیه ایشان سازماندهی کرده است. این یک مسئله عادی نیست، این انقلاب قلوب است، توجه دادن قلوب توسط خود خداست.
شناخت رهبر جدید از مسیر شناخت خمینی کبیر و قائد شهید میگذرد
به نظرم برای شناخت آیتالله سیدمجتبی خامنهای (مدظلهالعالی) باید امام (ره) و رهبر شهیدمان را بشناسیم. شهادت میدهم که ایشان از شاگردان ممتاز مکتب امام (ره) و آیتالله العظمی خامنهای (قدسسره) است. رابطه ایشان با حضرت آقا صرفا منحصر به رابطه پدر فرزندی عادی نیست؛ رابطه استاد شاگردی و رابطه مرید و مرادی است! این روزها برخی سوال میکردند که تجارب مدیریتی ایشان به چه شکل است؟ نسبت سلمان فارسی با اهلبیت (ع) منائیت است. با التفات به این نکته که نباید معصوم (ع) با غیرمعصوم مقایسه شود، نسبت امیرالمومنین (ع) با پیامبر (ص) چگونه بود؟ ایشان هم امین سرّ رهبر معظم انقلاب در دوره دشوار رهبری بودند. پس یکی از ویژگیهای آیتالله سیدمجتبی خامنهای (مدظلهالعالی) این است که شاگرد ممتاز مکتب حضرت امام (ره) و رهبر شهید انقلاب اسلامی بودهاند و به یاری خدا همان مسیر را مو به مو ادامه خواهند داد.
ادامه دارد...
[1] .وصیتنامه سیاسی – الهی امام خمینی(ره)، ص 29، تهران، تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1383.
[3] طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، جلسه 26، ص742:«... صحبت سر این است که قوانین زندگی اتسـانها و روابـط فـردی و اجتماعـی جامعه بشـر هم باید از خـدا الهام بگیرد؛ یعنی حاکم و فرمانروای قانونی، در جامعه الهیِ اسلامیِ قرآنی و ظل نظام اسلامی، که ما تعبیر میکنیم از آن همیشه به نظام علوی، و این تعبیریست که دلم میخواهد در ذهنها بماند؛ نظام علوی، حکومت علوی، این نظامی که نامش را نظام علوی میگذاریم و نظام اسلامی میگذاریم و جامعه قرآنی میتواند نامی برای آن باشد؛ در یک چنین جامعهای و در یک چنین نظامی، حاکم فقط خداست.».
[4] تخلیص بخشی از جلد اول کتاب نهضت امام خمینی(ره) سید حمید روحانی:
«تجاوز به مقام قیادت
ساعت 3ونیم بامداد -15 خرداد 42
کامیون های نظامی به سوی خانه امام خمینی راه افتادند. به خانه یورش بردند ولی امام را نیافتند.
وقتی از یافتن امام ناامید شدند ، به کارکنانی که آنجا بودند یورش بردند . آن اشخاص بی گناه با تمام قوا در زیر شکنجه دژخیمان شاه مقاومت کردند و از نشان دادن جایگاه امام خودداری می ورزیدند
امام از اول محرم که در حیاط منزل او چادر زده بودند شب ها را در منزل فرزندش آقا مصطفی که مقابل منزل او بود استراحت می کرد. در آن ساعت شب تازه برای نماز شب از خواب برخاسته بود که سر و صدای ناهنجار و غیر عادی را شنید ، وقتی فهمید که آن مظلومان زیر شکنجه قرار گرفته اند ، با صدای رسا اظهار کرد و از شدت خشم مشت های گره خورده خود را تکان میداد و فریاد میزد که : روح الله خمینی منم چرا این بیچاره ها را کتک میزنید؟ این چه رفتار وحشیانه است که با مردم می کنید ؟ چرا به أصول انسانی پایبند نیستید ؟ این چه وحشیگری هاست که از شما سر می زند ؟
آقا مصطفی که بشدت تحت احساسات قرار گرفته بود ، خواست خود را از پشت بام که تا کوچه ارتفاع 5 متر داشت پرت کند و هر طور که شده ممانعت کند ؛ امام از تصمیم او باخبر شد و با حرکت دستش او را از این کار منصرف کرد ؛ ولی با تمام نیرو ، آقا مصطفی فریاد زد :«مردم ، خمینی را بردند ... مردم، خمینی را گرفتند.»
قیام قم
خبر توقیف امام ، بسرعت سراسر قم پیچید و توفانی از خشم در میان توده های مسلمان و انقلابی این شهر مذهبی بر انگیخت.
هنوز آفتاب 15خرداد سر از افق برنیاورده بود که کوچه از جمعیت انبوهی پوشیده شد.
دیری نپایید که حاج سید مصطفی از منزل بیرون آمد و به میان مردم رفت و با انبوه جمعیت به طرف صحن مطهر حرکت کرد.
علما و روحانیان طراز اول حوزه علمیه قم که در منزل حاج سید احمد زنجانی تشکیل جلسه داده بودند پس از صدور بیانیه ای مبنی بر محکوم کردن توقیف امام و درخواست آزدی فوری و بی قید و شرط او و دعوت توده ها به پایداری استقامت و ادامه مبارزه راهی صحن شدند . اهالی غیور و مسلمان نیز سیل آسا به سوی صحن مطهر سرازیر بودند و با شعار :«یا مرگ یا خمینی » شهر را به لرزه در آوردند. دیری نپایید که سراسر صحن جمعیت آکنده شد و رای ورود تظاهرکنندگان که از راه می رسیدند جایی نماند. بیانیه علمای قم از بندگوی صحن خوانده دشد و فریاد رعد آسای «یامرگ یا خمینی»در آسمان قم طنین افکند اشک و آه و ناله ، همراه با سیل لعن و نفرت و انزجار نسبت به رژیم توفانی به پا ساخت.
بانوان مسلمان در صف انقلاب
بسیاری از بانوان ایرانی که سالیان درازی به اسم دین ، از اسلام و احکام نورانی آن دور نگه داشته شده و نقش آینده سازان زن را از یاد برده بودند و جز خانه داری و بچه داری و دعا و زیارت وظیفه ای برای خود إحساس نمی کرند دری سایه نهضت امام بار دگیر با حقایق اسلام آشنا شدند و رسالت سنگین و مقدس خوی شرا دریافتند و به جبهه انقلاب پیوستند.
نکته شایان توجه این که بسیاری از این زنان فداکار و انقلابی ، کودکان خود را هم به همراه برده بودند ؛ بحث ثابت کرند که نه تنها خود برای هرگونه فداکاری در راه اسلام آماده اند بلکه از فداکردن عزیزان خردسالشان نیز باکی ندارند.
پایه های سلطنت بر جمجمه ها
این بار هم رژیم ، خواسته های انسانی و اسلامی ملت ایران را با گلوله پاسخ داد .
علما و روحانیونی که در صحن مطهر گرد آمده بودند ، با دیدن برخورد خصمانه و غیرانسانی رژیم با مردم و قتل عام مسلمانان دریافتند که دیگر ایستادن بی فایده است و رژیم خون آشام شاه که در مزر بقا و فنا قرار گرفته است ، برای حفظ خود از کشتار میلیون ها انسان هم باکی ندارد ؛ لیکن خشم و احساسات مردم به حدی بود که کسی جرات نمی کرد از آنان بخواهد دست از تظاهرات بردارند و به خانه های خود بروند ،زیرا ممکن بود با واکنش شدید و انزجار آمیز مردم رو به رو شود و برای او حساب دیگری باز کنند ؛ حاج سید مصطفی به جهت موقعیت ویژه خویش این رسالت را بر عهده گرفت و طی نطق کوتاهی مراتب سپاسگزاری و قدردانی خود را از وفاداری و فداکاری و حق شناسی ملت نسبت به امام خمینی ابراز داشت و گفت هیات حاکمه با ایستاندن در برابر أراده ملت به وحشیانه ترین وجهی ملت را به مبارزه قهر آمیز میکشاند. آنگاه از هیات حاکمه خواست پدر پیر او را که در نیمه شب ربودند و به مکان نامعلومی برده اند هر چه زودتر بازگردانند و عامه مردم را از نگرانی و ناراحتی بیرون آورند. از مردم خواست که دست از تظاهرات کشیده به خانه های خود بروند و یک ساعت قبل از غروب که حضرات علما بار دیگر به صحن مطهر می آیند آنان نیز اجتماع کنند تا تصمیم قاطعی اتخاد شود.
این پیشنهاد اجتماع دوم صرفا برای آرام کردن خشم و احساسات توده ها بود که هیچ نحو حاضر نبودند دست از تظاهرات بردارند.
تهران و قیام خونین 15 خرداد
خبر دستگیری امام ، تلفنی به مقامات برجسته روحانی ، ملی و سیاسی پایتخت رسید. ساعتی بعد این خبر در سراسر تهران مثل بمب صدا کرد.
بار فروشان تهران به محض دریافت خبر دستگیری ، دست از کار کشیده و شروع به تظاهرات کردند ؛ ریس پلیس تهران طی تماسی تلفنی با طیب درخواست کهرد که میدانی ها را از تظاهرات باز دارد ولی شادروان طیب پاسخ داد که تظاهرات جنبه مذهنبی دارد وبرای او ممکن نیست که بتواند مردمی را که روی مبانی مذهبی به پا خاسته اند ازحرکت باز دارد.»