به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، بررسی تازهترین تحلیلها و گزارشهای رسانهها و اندیشکدههای غربی نشان میدهد جنگ اخیر علیه ایران، نهتنها معادلات ژئوپولیتیکی منطقه را دستخوش تغییر کرده، بلکه بهطور مستقیم اقتصاد جهانی را نیز وارد مرحلهای جدید از بیثباتی کرده است؛ مرحلهای که از «شوک قیمتی» عبور کرده است و به «کمبود واقعی کالا» نزدیک میشود،
در این میان، مجموعهای از دادهها و تحلیلها حاکی از آن است که بهخلاف اهداف اعلامی واشینگتن، نهتنها فشارها بر ایران به نتیجه مطلوب نرسیده است، بلکه هزینههای اقتصادی و راهبردی این درگیری بیش از همه متوجه اقتصادهای غربی و متحدان آمریکا شده است.
ایران؛ مدیریت بازار انرژی با «ذخایر شناور»
یکی از مهمترین محورهای تحلیل رسانههای غربی، توان ایران در مدیریت صادرات انرژی در شرایط بحران است. بر اساس گزارشها، ایران پیش از آغاز درگیریها با پیشبارگیری گسترده نفتکشها، حدود 174 میلیون بشکه نفت را روی آب ذخیره کرده و عملاً خود را در برابر هرگونه محاصره احتمالی بیمه کرده است.
این ذخایر که در قالب بیش از 120 نفتکش در نقاط راهبردی مستقر شدهاند، امکان تداوم صادرات تا حدود 80 روز بدون نیاز به بارگیری جدید را فراهم میکند؛ اقدامی که از نگاه تحلیلگران، یک «بیمه استراتژیک» در برابر فشارهای نظامی و تحریمی محسوب میشود،
کنار این، استفاده از روشهای پیچیده برای پنهانسازی مسیر نفتکشها، از جمله خاموش کردن سیستمهای ردیابی و جعل سیگنالهای دریایی، عملاً تلاشها برای رهگیری و محدودسازی صادرات ایران را با چالش جدی مواجه کرده است.
فلجشدن بازار گاز؛ توقف کامل LNG از تنگه هرمز
یکی از مهمترین تبعات جنگ، توقف کامل عبور گاز طبیعی مایع (LNG) از تنگه هرمز است؛ رخدادی که به حذف حدود 20 درصد از عرضه جهانی این انرژی انجامیده است.
آمارها نشان میدهد واردات LNG در آسیا به پایینترین سطح در شش سال اخیر سقوط کرده و این موضوع فشار سنگینی بر بازار انرژی وارد کرده است. این اختلال، نهتنها قیمتها را افزایش داده، بلکه امنیت انرژی بسیاری از کشورها را نیز با تهدید جدی مواجه کرده است.
شوک بیسابقه در بازار بنزین آمریکا
در ایالات متحده، پیامدهای جنگ بهسرعت در بازار سوخت نمایان شده است، دادههای رسمی نشان میدهد تورم ماهانه بنزین در مارس بهطور بیسابقهای افزایش یافته و رکوردی تاریخی از دهه 1960 به ثبت رسیده است.
این جهش قیمتی، بهعنوان یکی از اصلیترین عوامل نارضایتی عمومی، فشار قابلتوجهی بر دولت آمریکا وارد کرده و به کاهش محبوبیت سیاسی مقامات این کشور دامن زده است.
نفت 120دلاری؛ بازار واقعی فراتر از شاخصها
اختلال در عرضه انرژی باعث شده است قیمت واقعی نفت در معاملات منطقهای بهمراتب بالاتر از شاخصهای رسمی تعیین شود. گزارشها حاکی از آن است که برخی کشورهای صادرکننده نفت، قیمتهای خود را تا 20 دلار بالاتر از شاخصهای مرجع تعیین کردهاند.
این شکاف قیمتی نشاندهنده شکلگیری «بازار سایه» در تجارت نفت است؛ بازاری که در آن ریسکهای ژئوپولیتیکی و محدودیتهای عرضه، نقشی تعیینکنندهتر نسبت به شاخصهای سنتی ایفا میکنند.
سقوط تاریخی بازارهای مالی جهان
همزمان با بحران انرژی، بازارهای مالی جهانی نیز شاهد یکی از بزرگترین سقوطهای تاریخ خود بودهاند، تنها در یک ماه، حدود 12 تریلیون دلار از ارزش بازارهای سهام جهان از بین رفته است.
این سقوط، بازتابی از افزایش نااطمینانی در اقتصاد جهانی و نگرانی از تداوم اختلال در زنجیره تأمین انرژی و کالاهاست؛ موضوعی که بسیاری از تحلیلگران آن را نشانه ورود اقتصاد جهانی به یک دوره رکودی جدید میدانند.
تنگه هرمز؛ «آئورت اقتصاد جهان»
در قلب این بحران، تنگه هرمز بهعنوان حیاتیترین گلوگاه انرژی جهان قرار دارد. برآوردها نشان میدهد حدود یکچهارم نفت دریایی و یکپنجم گاز طبیعی جهان از این مسیر عبور میکند.
تحلیلگران هشدار دادهاند که هرگونه اختلال جدی در این مسیر، معادل «پارگی آئورت اقتصاد جهانی» خواهد بود؛ چرا که علاوه بر انرژی، بخش قابلتوجهی از مواد اولیه صنعتی، کودهای شیمیایی و حتی گاز هلیوم موردنیاز صنایع پیشرفته نیز از این مسیر منتقل میشود.
شکست راهبرد محاصره؛ عبور آزادانه نفتکشها
با وجود تهدیدهای مکرر آمریکا مبنی بر اعمال محاصره دریایی، دادههای میدانی نشان میدهد نفتکشهای مرتبط با ایران همچنان بدون اختلال در حال تردد هستند،
حتی برخی تحلیلگران غربی، اجرای چنین محاصرهای را عملاً غیرممکن دانسته و هشدار دادهاند که هرگونه اقدام نظامی علیه کشتیهای تجاری سایر کشورها، میتواند به فروپاشی اقتصاد جهانی منجر شود.
اروپا زیر فشار؛ آلمان و بریتانیا در خط مقدم بحران
اقتصادهای اروپایی از جمله نخستین قربانیان این بحران بودهاند. در آلمان، افزایش قیمت انرژی و مواد اولیه فشار مضاعفی بر صنایع وارد کرده و چشمانداز رشد اقتصادی را تضعیف کرده است.
در بریتانیا نیز افزایش قیمت نفت به کاهش قدرت خرید خانوارها انجامیده و رشد درآمد واقعی را منفی کرده است؛ موضوعی که نشاندهنده انتقال مستقیم شوک انرژی به سطح معیشت مردم است.
تغییر ماهیت بحران؛ از تورم به کمبود
یکی از مهمترین هشدارهای مطرحشده در تحلیلها، تغییر ماهیت بحران اقتصادی است. بهگفته کارشناسان، جهان در حال عبور از مرحله افزایش قیمتها به مرحله کمبود واقعی کالاهاست،
این وضعیت میتواند طیف گستردهای از کالاها، از مواد غذایی گرفته تا تجهیزات صنعتی و پزشکی را تحتتأثیر قرار دهد و زنجیره تأمین جهانی را با اختلالی عمیق مواجه کند.
نظم جدید جهانی؛ تقویت بلوکهای غیرغربی
در سطح کلان، برخی اندیشکدهها از شکلگیری یک نظم جدید جهانی سخن میگویند؛ نظمی که در آن قدرتهای غیرغربی نقش پررنگتری ایفا میکنند.
در این چارچوب، همکاریهای جدید میان کشورهایی مانند چین، روسیه و ایران بهعنوان نشانهای از حرکت بهسوی یک جهان چندقطبی ارزیابی شده است؛ تحولی که میتواند موازنه قدرت جهانی را در بلندمدت تغییر دهد.
جمعبندی؛ سه واقعیت کلیدی از نگاه غرب
مرور مجموع این گزارشها سه گزاره کلیدی را برجسته میکند:
نخست، تابآوری و برتری نسبی ایران در مدیریت بحران، بهویژه از طریق استفاده از اهرم تنگه هرمز و راهکارهای نوین در صادرات انرژی.
دوم، ناکامی راهبردهای نظامی و تحریمی آمریکا در دستیابی به اهداف خود و افزایش هزینههای این سیاستها برای اقتصاد جهانی.
و سوم، انتقال پیامدهای جنگ از سطح بازارها به زندگی روزمره مردم در کشورهای مختلف، بهگونهای که بحران انرژی اکنون به یک بحران معیشتی جهانی تبدیل شده است.
در مجموع، آنچه از دل تحلیلهای رسانههای غربی برمیآید، تصویری از جهانی است که بیش از هر زمان دیگری به تحولات تنگه هرمز گره خورده است و هرگونه تنش در این نقطه، میتواند به موجی از بحرانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در سراسر جهان منجر شود.
انتهای پیام/+