به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری تسنیم، با آغاز جنگ تحمیلی سوم موسوم به «جنگ رمضان» و گذشت بیش از چهل روز از درگیریها، صحنهای متفاوت از همبستگی اجتماعی در نقاط مختلف کشور شکل گرفت؛ صحنهای که در آن مردم و نیروهای داوطلب در کنار دستگاههای امدادی، برای کمک به آسیبدیدگان وارد میدان شدند. در میان این نیروهای مردمی، گروههای جهادی دانشجویی نیز نقش پررنگی در امدادرسانی، آواربرداری و کمک به بازسازی منازل آسیبدیده ایفا کردند.

*عهد بستیم در خدمت وطن باشیم/از کلاس درس تا آوارهای جنگ
در همان روزهای ابتدایی جنگ، گروهی از دانشجویان دانشگاه تهران تصمیم گرفتند در کنار مسئولیتهای علمی و دانشگاهی خود، به یاری مردم آسیبدیده بشتابند. گروهی متشکل از دانشجویان رشتههای مختلف که با تشکیل یک تیم جهادی، راهی مناطق آسیبدیده شدند تا در عملیات آواربرداری و کمکرسانی به ساکنان این مناطق مشارکت کنند.
ابوالفضل عارفنیا، مسئول تیم جهادی آواربرداری و امدادرسانی دانشگاه تهران، در گفتوگو با خبرنگار دانشگاه خبرگزاری تسنیم درباره شکلگیری این گروه میگوید: «گروه ما یک گروه جهادی از دانشگاه تهران است که متشکل از دانشجویان دانشکدههای مختلف از جمله علوم پایه، فنی و مهندسی، پزشکی، علوم سیاسی، اقتصاد و سایر رشتههاست. در واقع دانشجویانی از همه رشتهها در این گروه حضور دارند؛ چه فنی، چه مدیریتی و چه پزشکی.»
.
وی درباره آغاز فعالیت این گروه توضیح میدهد: «تقریباً سه تا چهار روز بعد از شروع جنگ، گروه جهادی آواربرداری ما شکل گرفت و به مناطق آسیبدیده اعزام شدیم تا در حوزه آواربرداری و کمک به منازل مردم فعالیت کنیم.»
به گفته عارفنیا، در روزهای ابتدایی جنگ هنوز تعداد گروههای جهادی فعال زیاد نبود و به همین دلیل برخی از مناطق آسیبدیده با فاصله زمانی کوتاهی پس از حملات شاهد حضور این دانشجویان بودند.
او میگوید: «در روزهای اول چون هنوز گروههای جهادی زیاد نبودند، در برخی از مناطقی که مورد اصابت موشک قرار گرفته بود، شاید ما جزو اولین گروههایی بودیم که در محل حاضر میشدیم. حتی در ساعات اولیه پس از اصابتها در کنار نیروهای هلالاحمر برای کشف پیکرها در مناطق مسکونی کمک میکردیم.»

به گفته مسئول این تیم جهادی، نخستین روزهای حضور در مناطق آسیبدیده با صحنههایی همراه بود که برای بسیاری از دانشجویان بسیار سنگین و دشوار بود.
او در این باره میگوید: «روزهای اول برای ما بسیار سخت و تلخ بود. صحنههای دردناکی میدیدیم؛ پیکرهایی که زیر آوار مانده بودند یا بخشهایی از بدن که دیده میشد. مواجهه با این صحنهها برای همه ما سنگین بود.»
با گذشت زمان و افزایش حضور گروههای جهادی از دانشگاهها و استانهای مختلف کشور، عملیات امدادرسانی گستردهتر شد و فعالیتها میان گروههای مختلف تقسیم شد. در این میان دانشجویان علاوه بر آواربرداری، کارهای دیگری نیز برای کمک به مردم انجام میدادند.

عارفنیا در توضیح این فعالیتها میگوید: «بعد از اصابت موشکها معمولاً تا دو یا سه کوچه اطراف محل حادثه هم آسیب میبیند و شیشه ساختمانها خرد میشود. ما علاوه بر آواربرداری، کارهای پاکسازی و جمعآوری شیشهها و تعمیرات اولیه خانهها را هم انجام میدادیم.»
به گفته او، یکی از اقدامات این گروه برای تسریع در کمکرسانی، راهاندازی یک کارگاه شیشهبری برای تأمین شیشههای منازل آسیبدیده بوده است.

«ما یک کارگاه شیشهبری راهاندازی کردیم و شیشههای مورد نیاز منازل آسیبدیده را تهیه میکنیم و به خانهها میفرستیم تا نصب شود.»
اما به گفته این دانشجویان، هدف فعالیتهای جهادی تنها برداشتن آوار یا انجام کارهای فنی نبوده است.
عارفنیا در این باره میگوید: «هدف ما صرفاً آواربرداری یا جمع کردن آجر و نخاله از داخل خانهها نبود. هدف اصلی این بود که در این شرایط سخت در کنار کسانی باشیم که خانههایشان تخریب شده و آسیب دیدهاند و به آنها نشان دهیم که تنها نیستند.»
او تأکید میکند: «بچههای جهادی بدون توجه به اینکه افراد چه دیدگاه سیاسی یا فرهنگی دارند به آنها کمک میکنند. ممکن است در جامعه اختلافنظرهای سیاسی و فرهنگی وجود داشته باشد، اما وقتی کسی آسیب دیده باشد برای ما مهم نیست چه دیدگاهی دارد.»

در جریان عملیات آواربرداری، دانشجویان با صحنههای انسانی متعددی روبهرو شدهاند؛ صحنههایی که به گفته آنها هیچگاه از ذهنشان پاک نمیشود.
عارفنیا میگوید: «خیلی از اهالی وقتی به خانههایشان برمیگشتند و میدیدند خانهشان ویران شده، دچار شوک میشدند. بعضی فقط به دیوارهای خانه نگاه میکردند و اشک میریختند. در چنین شرایطی بچههای ما تلاش میکردند وسایلشان را از زیر آوار پیدا کنند.»
به گفته او، بیرون آوردن حتی یک وسیله از زیر آوار میتوانست باعث خوشحالی صاحبان خانه شود. «موارد زیادی بود که وقتی وسیلهای از زیر آوار پیدا میکردیم، صاحب خانه با گریه از بچهها تشکر میکرد.»
.
یکی از نمونههایی که این گروه با آن مواجه شده، مربوط به یک کارگاه خیاطی بوده که در اثر اصابت موشک آسیب دیده است.
عارفنیا در این باره توضیح میدهد: «گزارش شد یک کارگاه خیاطی بر اثر اصابت موشک آسیب دیده و چرخهای خیاطی آن زیر آوار مانده است. هر کدام از آن چرخها ارزش زیادی داشت. وقتی برای کمک رفتیم و توانستیم تجهیزات را از زیر آوار بیرون بیاوریم، صاحب کارگاه خیلی خوشحال شد؛ چون در آن حدود ده تا بیست روز کسی برای کمک به او مراجعه نکرده بود.»
فعالیت این تیم جهادی اکنون در منطقه سه تهران متمرکز شده و به گفته مسئول گروه، کمکرسانی به ساختمانهای آسیبدیده این محدوده را بر عهده دارند. در جریان این فعالیتها، روایتهایی از تغییر نگاه برخی از ساکنان نیز شکل گرفته است.

عارفنیا میگوید: «یکی از مادران ساکن منطقه مدتی فعالیتهای ما را از دور نگاه میکرد. بعد آمد و گفت که قبلاً نگاه متفاوتی به ما داشته، اما الان میبیند که بچههای جهادی بدون هیچ توقعی برای کمک به خانهها آمدهاند.»
به گفته این دانشجو، یکی از اهداف مهم این فعالیتها افزایش تابآوری اجتماعی مردم در شرایط جنگی بوده است.
او میگوید: «در جنگ، مسئله تابآوری اجتماعی خیلی مهم است. ما سعی کردیم با حضور در کنار مردم و تعامل با آنها حس امید را منتقل کنیم تا صبر و تحمل مردم در برابر این مشکلات بیشتر شود.»

*ایستادن کنار مردم در روزهای سخت
اکنون با گذشت حدود چهل روز از جنگ رمضان، در کنار آثار تخریب و خسارت، صحنههایی از همبستگی اجتماعی نیز در محلههای آسیبدیده شکل گرفته است؛ جایی که دانشجویان در کنار مردم ایستادهاند تا نشان دهند در سختترین روزها نیز روحیه همدلی و مسئولیت اجتماعی زنده است.
روایتی که از دل آوارهای این جنگ بیرون آمده، تنها روایت ویرانی نیست؛ بلکه حکایت جوانانی است که میان درس و دانشگاه، راهی دیگر را هم انتخاب کردند: ایستادن کنار مردم در روزهای سخت.
انتهای پیام/