به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، داود منظور رئیس سازمان برنامه و بودجه دولت شهید رئیسی- تحولات اخیر نشان میدهد آنچه در ظاهر بهعنوان «آتشبس» در جنگ تحمیلی سوم مطرح میشود، نه پایان جنگ، بلکه ورود به مرحلهای پیچیدهتر از همان بازی است؛ مرحلهای که در آن تغییر میدان نظامی به عرصه چانهزنی ژئواکونومیک و تثبیت دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران رخ داده است. این وضعیت را باید در چارچوب یک بازی پویا با اطلاعات ناقص در «نظریه بازیها» تحلیل کرد؛ جایی که هدف، نه خاتمه جنگ، بلکه تغییر قواعد آن است.
بیانیه شورای عالی امنیت ملی این واقعیت را تثبیت میکند که ایران، آتشبس را صرفاً یک وقفه تاکتیکی برای تبدیل پیروزی میدانی به دستاورد سیاسی میداند. تأکید بر ادامه جنگ تا تحقق اهداف، در کنار پذیرش مذاکرات محدود، نشاندهنده راهبردی است که در آن مذاکره، ادامه میدان است، نه جایگزین آن.
در این چارچوب، طرح 10 مادهای ایران را باید بهعنوان «نقشه بازآرایی نظم منطقهای» فهمید؛ طرحی که تلاش میکند برتری در میدان را به امتیازات ساختاری، حقوقی و پایدار تبدیل کند. ابعاد این طرح عبارتند از:
تنگه هرمز و شریان انرژی: شرط «عبور کنترلشده»، هرمز را از یک اهرم فشار موقت به یک نهاد پایدار کنترل ژئواکونومیک تبدیل میکند. تکمیل این بند با «پروتکل رسمی عبور امن»، قدرت ژئوپلتیک ما را به یک امتیاز دائمی و حق تثبیتشده بینالمللی ارتقا میدهد که میتواند تا بابالمندب نیز گسترش یابد.
بازتعریف امنیت منطقهای: شرط «پایان جنگ علیه محور مقاومت» و مطالبه راهبردی «خروج نیروهای رزمی آمریکا»، به معنای ایجاد یک چتر امنیتی جدید و حذف تهدید مستقیم نظامی است که در منطق نظریه بازیها، ساختار بازی را با کاهش حضور رقیب تغییر میدهد.
انتقال هزینه و بازسازی اقتصادی: «پرداخت کامل خسارتهای جنگ» (بهعنوان پذیرش ضمنی مسئولیت و تحمیل هزینه شکست به دشمن) و «رفع همه تحریمهای اولیه و ثانویه»، مسیر را برای افزایش قدرت اقتصادی پساجنگ ایران هموار میکند.
زیرساخت حقوقی و مالی نظم جدید: «لغو قطعنامههای شورای حکام و شورای امنیت» (بستن مسیر بازگشت تحریمها) و «آزادسازی داراییهای بلوکهشده» (تأمین مالی فوری توان داخلی)، دو رکن اساسی این طرح هستند.
قفل نهایی دستاوردها: مهمترین بند این طرح، «تصویب همه این موارد در قالب یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت» است. این بند از تکرار تجربه توافقهای بدون ضمانت اجرایی جلوگیری کرده و قفل نهایی را برای تثبیت نتایج بازی میزند.
در کنار این چارچوب، ناکامی آمریکا در عملیاتهای پرهزینه نفوذ به عمق ایران، در منطق نظریه بازیها بهعنوان «علامتدهی پرهزینه ناموفق» عمل کرده و باعث تضعیف تصویر توان عملیاتی دشمن و افزایش قدرت مطالبهگری ایران شده است.
وضعیت فعلی یک تعادل ناپایدار در آستانه تشدید است. بازی وارد مرحلهای شده که اقتصاد، انرژی، ادراک و زمان تعیینکنندهتر از عملیات نظامیاند. ترامپ با فشار داخلی و نگرانی متحدان مواجه است، در حالی که ایران با اتکا به انسجام اجتماعی، توان مدیریت بازی در زمان طولانیتر را دارد. این تفاوت در تابآوری زمانی، بهتدریج موازنه را به نفع ایران تغییر میدهد.
نتیجه آنکه، طرح 10 مادهای ایران یک بسته کامل برای افزایش هزینه بازگشت به درگیری است. اگر این مسیر به نتیجه برسد، خروجی آن آغاز یک نظم جدید منطقهای خواهد بود و اگر به شکست بینجامد، بازی به میدانی بهمراتب پرهزینهتر بازمیگردد.
در معادلات قدرت، دیپلماسی بدون پشتوانه میدانی و مردمی خلع سلاح است. از این رو، همانطور که نیروهای مسلح دستبهماشه، مذاکرات اسلامآباد را نظاره میکنند، ضروری است که مردم انقلابی و همیشهدرصحنه نیز، حضور پرشور خود در خیابانها و بهویژه تجمعات شبانه را بهعنوان بزرگترین پشتوانه تولید قدرت برای تیم مذاکرهکننده با جدیت ادامه دهند.
انتهای پیام/