به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم ، تحولات اخیر جنگ میان جمهوری اسلامی ایران و ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی، با پذیرش یک آتشبس دو هفتهای با میانجیگری پاکستان وارد مرحلهای تازه شده است. بیانیه نهادهای رسمی نشان میدهد که این آتشبس نه پایان جنگ، بلکه ورود به مرحلهای پیچیدهتر از نبرد است؛ مرحلهای که در آن «روایت»، «اراده سیاسی» و «حضور مردمی» نقشی تعیینکننده در سرنوشت نهایی میدان خواهند داشت.
آتشبس؛ پایان جنگ نیست، تغییر شکل آن است
در ادبیات راهبردی جنگها، آتشبس اغلب نشانه پایان نبرد نیست بلکه نشانه انتقال جنگ از میدان سخت به عرصههای ترکیبی سیاسی، اقتصادی و رسانهای است. در این چارچوب، آتشبس اخیر را باید «وقفهای در جنگ» دانست نه خاتمه آن.
هنوز تا «نهایی شدن جزئیات پیروزی» فاصله وجود دارد و این مرحله نیازمند استقامت، تدبیر و حفظ وحدت ملی است.
چرا آتشبس در نقطه برتری میدانی اهمیت دارد؟
یکی از نکات کلیدی در تحلیل شرایط فعلی آن است که پیشنهادهای دهگانه ایران به عنوان مبنای مذاکرات مطرح شده است. در عرف روابط بینالملل، معمولاً چارچوب مذاکرات را طرف پیروز یا دارای دست برتر تعیین میکند. بنابراین پذیرش این چارچوب توسط آمریکا، حتی در سطح «مبنای گفتوگو»، نشانهای از تغییر موازنه قدرت در میدان تلقی میشود.
تنگه هرمز؛ گره ژئوپلیتیکی نبرد
در میان همه موضوعات مطرح شده، مسئله کنترل و مدیریت تنگه هرمز اهمیت راهبردی ویژهای دارد. این تنگه یکی از حیاتیترین شریانهای انرژی جهان است و هرگونه تغییر در وضعیت آن، اثر مستقیم بر اقتصاد جهانی دارد.
اگر ایران بتواند در این دوره آتشبس، مدیریت مؤثر و عملیاتی این گذرگاه را تثبیت کند، در واقع یک «اهرم ژئوپلیتیکی» قدرتمند در اختیار خواهد داشت که میتواند معادلات اقتصادی و سیاسی مذاکرات را به نفع خود تغییر دهد.
نبرد روایتها؛ جنگی که تازه آغاز شده است
یکی از ویژگیهای جنگهای مدرن، همزمانی میدان نظامی و میدان روایت است. در چنین شرایطی، هر طرف تلاش میکند تصویر پیروزی یا شکست را در افکار عمومی تثبیت کند.
در فضای رسانهای غرب نیز واکنشهایی دیده میشود که نشان میدهد بخشی از تحلیلگران آمریکایی این روند را نوعی شکست راهبردی برای واشنگتن ارزیابی کردهاند. اشاره آنان به مواردی مانند باقی ماندن برنامه هستهای ایران، حفظ توان موشکی و افزایش نقش ایران در تنگه هرمز، بیانگر همین نگرانی است.
با این حال، اتکای صرف به این روایتها کافی نیست. واقعیت آن است که شروط مطرح شده هنوز «دستاورد تثبیتشده» نیستند بلکه چارچوب مذاکرات محسوب میشوند. بنابراین مرحله کنونی بیش از آنکه زمان روایت پیروزی باشد، زمان درایت، مراقبت و پیگیری تحقق شروط است.
نقش مردم؛ از پشتیبانی میدان تا نظارت بر سیاست
یکی از نکات برجسته در تحلیلهای ارائه شده، تأکید بر نقش مردم در این مرحله است. در دوران جنگ، حضور اجتماعی و همبستگی ملی نقش مهمی در تقویت قدرت بازدارندگی ایفا میکند.
در مرحله کنونی پشتوانه اجتماعی و حضور مردمی میتواند تضمینکننده استمرار دستاوردها باشد. این حضور چند کارکرد مهم دارد؛ تقویت روحیه مقاومت در داخل کشور، ارسال پیام انسجام ملی به دشمنان،
حمایت از تصمیمات کلان کشور در برابر فشارهای خارجی.
مطالبه تحقق کامل شروط اعلام شده
مردم در این مرحله «بازوی قدرت ملی» محسوب میشوند؛ قدرتی که میتواند اراده ملی را در برابر فشارهای سیاسی تثبیت کند.
ضرورت هوشیاری در برابر فریب راهبردی
در عین حال تجربه تاریخی نشان داده است که دشمنان ممکن است از آتشبس به عنوان فرصتی برای بازسازی توان یا ایجاد غافلگیری استفاده کنند. به همین دلیل در منابع اسلامی نیز نسبت به خوشبینی سادهانگارانه هشدار داده شده است.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در نامه خود به مالک اشتر میفرمایند؛ «پیشنهاد صلح دشمن را اگر رضای خدا در آن باشد رد مکن... اما پس از صلح، کاملاً از دشمن برحذر باش؛ زیرا گاه دشمن نزدیک میشود تا غافلگیر کند.»
آتشبس دو هفتهای را باید نقطهای حساس در روند جنگ دانست. نه میتوان آن را پایان قطعی نبرد تلقی کرد و نه میتوان اهمیت دستاوردهای میدانی ایران را نادیده گرفت. آنچه اکنون تعیینکننده است، سه عنصر اساسی است؛
1- حفظ انسجام ملی
2- هوشیاری در برابر فریبهای سیاسی و رسانهای
3- استمرار حضور و حمایت مردمی از تحقق کامل مطالبات اعلام شده
اگر این سه عامل بهدرستی مدیریت شود، آتشبس فعلی میتواند به مرحلهای برای تثبیت دستاوردهای میدان و تبدیل آن به پیروزی راهبردی تبدیل شود. در غیر این صورت، این وقفه میتواند فرصتی برای بازسازی دشمن و آغاز مرحلهای جدید از فشارها باشد.
یادداشت از احمد کوثری، مدیر گروه امت و تمدن پژوهشکده باقرالعلوم(ع)
انتهای پیام/