به گزارش تسنیم، محمد مهدی مجاهدی استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در یک مقاله تحلیلی نوشت:
تومار مذاکرات بهار و زمستان 1404 هر دو با جنگ در هم پیچیده شد، نه لزوماً به این علت که رویکرد یا پیشنهادهای مذاکراتی طرف ایرانی نابسنده بود، در بسندهترین حالت هم نتیجه همین میبود. علت اصلی چیز دیگری بود. نمایندگان ترامپ نادیپلماتهایی بودند که برای مذاکرات دیپلماتیک نیامده بودند. به همین دلیل بدون تیم کارشناسی و حتی بدون یک برگه یادداشت در مذاکرات حاضر میشدند. آنها نیامده بودند تا طرحهایی با ظرایف و جزئیات تکنیکال دربارهی طرح هستهای ایران را دریافت کنند، بلکه دنبال چیز دیگری بودند. در حالی که پیشفرضهای بازی یکسره دگرگون شده بود، طرف ایرانی سودای رسیدن به توافقی در تراز برجام و کمابیش به همان سبک و سیاق داشت. ما و میانجیگران عمانی ارزیابی درستی از تغییر نوع و تراز بازی جهانی و منطقهای، یعنی تغییر همهی پیشفرضهایی که تا پیش از هفتم اکتبر 2023 هنوز پابرجا به نظر میرسید، نداشتیم. تغییر زمین و قواعد بازی، پیشتر، یعنی دستکم پس از دوران اوباما آشکار شده بود. ولی ما همچنان در همان استودیوم قبلی برای همان بازی پیشین آماده میشدیم. ما بیرون استودیوم جدیدی که کشتی غولها قواعد آن را تعیین میکرد، سرگرم بازی با سایههای خاطراتمان شده بودیم، سایههایی که بر ذهن و ضمیرمان سنگینی و زمین بازی توهمی ما را تیره و تاریک میکرد. اکنون که برای دومین بار ظرف ده ماه به دیوار صلب و سخت و خونین واقعیتهای جدید سیاست و روابط بینالملل برخورد کردهایم، باید چشمانمان را به روی واقعیت جهان جدید و قواعد ناآشنای بقا و ارتقا در آن بگشاییم.
ضرورتهای سوگردانی ناگزیر سیاست خارجی و دیپلماسی جمهوری اسلامی
نویسنده در ادامه با طرح 10 نکته مهم ضرورتهای سوگردانی ناگزیر سیاست خارجی و دیپلماسی جمهوری اسلامی را صورتبندی کرده است و در تشریح و توضیح نکته دهم با هدف تغییر رویکرد از دیپلماسی متعارف/خُرد/تاکتیکی به دیپلماسی تأسیسی/کلان/استراتژیک می نویسد:
اکنون همتراز با تحولات بزرگ جهانی، و متناسب با جایابیها و جبههگیریهای جدیدی که پیش روی جهان است و با توجه به امواجی که همین رسوبات و بقایای نظم هفتادسالهی اخیر جهان را هم از میان خواهد برد، اکنون هنگام آن است که از قالبهای کهنه و فرسوده و پیشفرضهای سابق خلاص شویم و متواضعانه، یعنی با جهتیابی (sense of orientation/direction) و درک تناسبها و نسبتها (sense of proportion)، جسارت خود را برای اندیشیدن فراتر از قابها و قالبهای دیپلماتیک فرسوده بیازماییم و برای نقشیابیهای جدید در جهان آماده شویم. دستگاه سیاست خارجی و دیپلماسی ما دیگر نمیتواند دستورکارهای پیشین را دنبال کند. باید تا کنون در نظر و در عمل و به گواهی تجربههای مکرر دریافته باشیم که دستورکارهایی برای احیای برجام یا توافقهایی شبیه آن یا مشابه دستورکارهای دو دور مذاکرات یک سال اخیر با آمریکا که هر دو با تجاوز تروریستی آمریکا و اسرائیل متوقف شد، مدتهاست دیگر کار نمیکند؛ پیشفرضهای محیط جهانی و سیاست خارجی و حقوق بینالملل از بن دگرگون شده است.
راهنمای مذاکرات ما دیگر نمیتواند تاکتیکهای حل منازعه (conflict resolution) یا دگردیسی منازعه (conflict transformation) باشد. تراز معادلههای سیاست خارجی به تبع تغییر بنیادین فضای محیط بینالمللی، از بن تغییر کرده است. امروز مذاکرات و مبادلاتی معنادار است که بتواند معادلات استراتژیک جدیدی را جایگزین معادلههای فرسودهی پیشین کند. اکنون پرسش از حق غنیسازی پرسشی بیمحل یا نابهجاست (به یک تعبیر شاید به این دلیل که پاسخ آن در اعتماد به نفس ملی ما مفروض و نهفته است: این حق مذاکرهپذیر نیست تا بتواند موضوع یا دستور کار مذاکرات باشد). سطح غنیسازی یا برد موشکهای ایرانی یا تردد در خلیج فارس و آبراه هرمز هم موضوعات کانونی نمیتوانند باشند،چون همگی تابعی از توافقات بنیادین دیگرند. آنچه دستگاه سیاست خارجی ما به عنوان دستور کار مذاکره با جهان طراحی میکند، باید بیش از هر موضوعی، و معطوف به بازی بزرگ جهانی یعنی منازعهی احتمالا ناگزیر آمریکا و چین، در پی مکانیابی و تثبیت نقش مثبت و متوازن ایران در نظم نوین آیندهی جهان باشد.
با اعتماد به استقلال خدشهناپذیر و تثبیتشدهی ایران، برای حفاظت از منافع ملی در عصر آشفتگی و گسست معادلات سیاست و روابط بینالملل، باید از لاک دفاعی موازنهی منفی بیرون بیاییم و نقش موازنهی مثبت را که برازندهی ملت رشید و مستقل و مقاوم ایران است، هوشمندانه و خلاقانه و شجاعانه بر عهده بگیریم. موازنهی مثبت یعنی بر عهده گرفتن نقش مسؤولانه و فعالانه در قبال رقابتها و منازعات قدرتهای جهانی و پیامدهای منطقهای آنها، به جای فرو رفتن در نقش خودقربانیپنداری مزمن، یا خرد شدن در بندها و تبصرههای اسناد و ابزارهای حقوق بینالملل برای پیشنویس کردن توافقهایی تضمینشده که مو لای درزشان نرود. تا اطلاع ثانوی، هیچ توافق حقوقی معناداری با آمریکا ممکن نیست.
متن کامل این مقاله را اینجا مطالعه فرمایید.
انتهای پیام/