دکتر روحالامین سعیدی، کارشناس ارشد روابط بین الملل و استاد دانشگاه در یادداشتی اختصاصی برای خبرگزاری تسنیم نوشت: به ظریف خُرده مگیرید و از حرفها و تحلیلهایش برنیاشوبید. او همین است و تا انتها نیز همین خواهد بود بدون هیچ تغییر و تبدلی. من به اقتضای سالها دانشپژوهی در عرصه علوم سیاسی و روابط بینالملل با او و امثالش از نزدیک دمخور بودهام و مثل کف دست میشناسمشان. اساسا امثال ظریف از اَوان جوانی تربیت شدهاند که چنین باشند. نه اینکه خاماندیشانه تصور کنیم آنها خدای ناکرده سر و سری با نهادهای اطلاعاتی و امنیتیِ بیگانگان دارند. قویا معتقدم هیچ نیازی به چنین ارتباطات پنهانی نیست وقتی دانشگاههای غربی به خوبی از عهده مسئولیت خطیرشان برآمدهاند. بیراه نبود که مادلین آلبرایت میگفت "ما در دانشگاه جرجتاون در حال تربیت رهبران کشورهای جهان هستیم." پس هرگز مپندارید بزرگترین دانشگاههای غرب بیجهت برای نخبگان شرقی فرش قرمز پهن میکنند و به ایشان علوم سیاسی و اقتصاد و جامعهشناسی و مدیریت میآموزند تا احیانا گستره دانش بشری را وسعت بخشند بلکه آنها در قالب برنامههایی همچون "بورس فولبرایت" هوشمندانه چیزی را میکارند تا زمانی دیگر چند برابر برداشت کنند.
دکتر ظریف از رهگذر سالها تحصیل در دانشگاههای ایالات متحده و تلمذ پای درس اساتید و نظریاتِ جریان اصلیِ دانش روابط بینالملل - که هرگز خنثی و بیطرف نیستند بلکه علمی کاملا جهتدار و سیاسی را ترویج میکنند - چهبسا ناخواسته آموخته است دنیا را از دریچه نگاه مرد سفیدپوست آنگلوساکسون بنگرد و سامان دنیایی ما را وابسته به تعامل با غرب بداند. از این منظر، سیاست جهانی کدخدامحور است و آمریکا هژمونی که حقیقتا میتواند با یک بمب کل سیستم دفاعی ما را از کار بیاندازد.
نظام باورهای نخبگانی مانند ظریف در پشت میز کلاسهای دانشگاههای اروپا و آمریکای شمالی با خوشبینی و اعتماد مفرط به غرب شکل گرفته و متصلب شده است. پس دست خودشان نیست اگر امضای جان کری را تضمین میدانند و اصل توافق با آمریکا را بر چند و چون چنین توافقی ترجیح میدهند. به زعم ایشان برجام خودش فینفسه آفتاب تابان است فارغ از اینکه دادهها و ستاندههای ما متوازن نباشد، کلمه تعلیق در متن توافقنامه آمده باشد، ضمانت اجرای مشخصی برای تعهدات طرف غربی وجود نداشته باشد یا اینکه فرانچسکونامی در روز آخر مذاکرات، سازوکار ماشه را در توافق گنجانده باشد.
یادمان نمیرود ظریف و همکارانش آنقدر سرخوش از توافق با غرب بودند که هنوز جوهر برجام نخشکیده بود، بیژن زنگنه همه قراردادهای نفتی با چینیها را مُلغی اعلام کرد و در پاسخ به منتقدانش گفت "ما به سرچشمه وصل شدهایم"!! ظریف حتی حاضر نبود به ذهنش خطور دهد که آمریکا ممکن است خلفوعده نماید و از این سرچشمه آبی در جوی منافع ملی ما جاری نشود. او تحتتاثیر آموختههای عهد شبابش آنچنان به قواعد و نهادهای بینالمللی خوشبینی داشت که معتقد بود همینها جلوی رئیسجمهور آمریکا را برای نقض برجام خواهد گرفت یا اگر او نقضعهد نماید، جامعه بینالمللی همراهی نخواهد کرد. لذا وقتی سناتور تام کاتن مدعی میشد رئیسجمهور بعدی آمریکا با یک چرخش خودکار تحریمها را بازخواهد گرداند، ظریف از قول برخی آمریکاییها به او میگفت باید پولش را از دانشگاه هاروارد پس بگیرد زیرا خوب حقوق یادش ندادهاند. اما وقتی ترامپ بر سر کار آمد و طبق گفته سناتور کاتن با همان یک چرخش خودکار از برجام بیرون رفت، معلوم شد کاتن در هاروارد خوب درس خوانده و نیازی نیست دانشگاه شهریهاش را عودت دهد.
البته ظریف و همفکرانش حتی با مشاهده تمام خلفوعدههای آمریکا و شکست برجام هم قرار نبود در نظام متصلب باورهای خود تجدیدنظر کنند. ذهن آنها دارای صافیهایی است که اطلاعات واصله از جهانِ بیرون را مطابق با جهاننگرشِ خاصی که از نظریههای غربی وام گرفتهاند سرند میکند. پس ناکامیها در اعتماد مکرر به غرب منجر به تغییر جهاننگرشِ مثبتاندیش و رمانتیک آنها نمیشود بلکه میکوشند با فرافکنیهای عجیب گریزگاهی برای لاپوشانی شکستها بیابند. مثلا میتوان با برساخت دوگانه کاذب میدان - مذاکره که حتی در کتب غربیِ روابط بینالملل نیز نشانهای از آن نیست، تقصیرها را به گردن حاج قاسم سلیمانی و سیاستهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی انداخت؛ یا یک بار که در خلال مصاحبهای همکلام بودیم، در پاسخ به این سوال که پس چرا ما از عواید برجام منتفع نشدیم، صراحتا گفت: "تقصیر من است که دلار آمریکا قدرتمند است؟" اصلا میشود اهداف ترسیمشده از مذاکرات را برای افکار عمومی مرتبا تغییر داد و دستکاری کرد و از لغو بالمره تحریمها به برداشتن سایه جنگ رسید غافل از اینکه ما کتاب مزرعه حیوانات جورج اُروِل را خوب خواندهایم.
دکتر ظریف و اعوان و انصارش برخلاف ژست مردمدوستانهای که به خود میگیرند، در پس ذهنشان هیچ از مردمی و کف خیابانی شدنِ سیاست خارجی خوششان نمیآید. در خاطرم هست او یکی از ویژگیهای جامعه ایرانی را این میدانست که مردم مداخله بسیاری در امر سیاست خارجی دارند حال آنکه اینان سیاست خارجی را امری کاملا نخبگانی میدانند؛ مِلک طِلق جماعت کت و شلوارپوش با یقههای دیپلماتیک و ریشهای پروفسوری یا آنکادر شده که به قول خودشان انگلیسی میدانند، زبان دنیا را بلدند، هواپیما سوار شدهاند و کارکشته مذاکره و امتیازگیری هستند. پس چندان خوش ندارند مردم در چند و چونِ جزئیات مذاکرات سرک بکشند یا متن انگلیسی برجام را بخوانند و ایرادی بگیرند که اگر بگیرند، به قول رئیسجمهور اسبق کاسب تحریم و بیشناسنامه و هزار چیز دیگر هستند و باید حسابی از خجالتشان درآمد. به هر حال منطق حضرات "رحماء علیالکفار اشداء بینهم" است.
بگذریم! به هر حال علیرغم تمامی ادعاهایشان تاریخ معاصر تحولات جهان و جدیدترینش حوادث جنگ دوازدهروزه، رخداد ونزوئلا و جنگ اخیر آزمایشگاهی بود که نشان داد قائد شهید ما فرسنگها پیش از این روشنفکران خوشخیالِ وطنی منطق واقعگرای نظام بینالملل را درک کرد که در وضعیت آنارشی لاجرم این قدرت است که حق میآورد و برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی که حقوق بینالملل و مذاکرات و توافقها و قول و قرارها چونان نقش بر ماسه کویر است.
اگر نبود کیاست و تیزبینی و دوراندیشی رهبرمان که همواره به سربازان مخلص و غیورش توصیه میکرد "علیکم بالموشکی" و اگر نبود جانفشانیهای تهرانیمقدمها و حاجیزاده ها و باقریها و موسویها ناگفته پیداست امروزه چه بر سر ایران و ایرانی آورده بودند و چطور این خاک مقدس را به توبره میکشیدند.
پس اگر ظریف در دل جنگی که دشمن ناجوانمردانه به ما تحمیل کرده و دستش به خون رهبر و فرماندهان و هزاران ایرانیِ بیگناه آلوده است، باز هم از صلح جامع با کافر حربی و گشایش تنگه میگوید، جای تعجب نیست. نرمافزار ذهنی او از سالها پیش همینگونه برای تحلیل و ارزیابی محاسبات عالم طراحی شده است و لاجرم نمیتواند به گونهای دیگر عمل کند.
البته حدس میزنم بسیار برایشان گران است که میبینند چیزی که سالیان دراز با اتلاف وقت و منابع کشور نتوانستند پشت میز مذاکره و از رهگذر اعتماد بیجا و خوشخیالانه به زورگویان جهان حاصل کنند، اکنون ظرف یک ماه به دست آمده و به اذعان بسیاری از صاحبنظرانِ بنامِ مسائل بینالمللی، ایران جدیدی پا به عرصه معادلات قدرت نهاده است. پس بطلان منطق اینان را باید در عمل نشان داد و این چیزی ست که به اذن خداوند رقم خواهد خورد. پایان این معرکه با نصرت رزمندگان اسلام، انقضای رویکرد لیبرال رمانتیک در سیاست خارجیِ ایرانِ نوین را رقم خواهد زد؛ انشاالله.
انتهای پیام/