به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، «آرمناک توکماجیان» پژوهشگر ارمنی در مصاحبهای با «سرگئی ملکونیان» پژوهشگر موسسه تحقیقات سیاست کاربردی ارمنستان (APRI)، به بررسی پیامدهای تجاوزات و ماجراجوییهای نظامی اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران پرداخته است.
این گزارش تحلیلی نشان میدهد که چگونه کشورهای حوزه قفقاز جنوبی، بهویژه ارمنستان و جمهوری آذربایجان، در تلاشند تا از ترکشهای این جنگافروزی و بحرانآفرینی محور آمریکایی-صهیونیستی در امان بمانند.
بندبازی دیپلماتیک ارمنستان و آذربایجان در قبال تجاوزات آمریکا
بر اساس این گزارش، ایروان و باکو در مواجهه با این بحران رویکردی محتاطانه اتخاذ کردهاند. اگرچه هیچیک از این دو کشور با وجود فشارهای واشنگتن، به طور رسمی حملات محور آمریکایی-صهیونیستی را محکوم نکردهاند (البته ارمنستان پیشتر در جریان جنگ 12 روزه در ژوئن 2025 حملات رژیم صهیونیستی را محکوم کرده بود)، اما رهبران هر دو کشور بلافاصله پس از ترور ناجوانمردانه و شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، پیامهای تسلیت صادر کردند.
حتی شخص رئیسجمهور آذربایجان با حضور در سفارت ایران در باکو ادای احترام کرد و مقامات این دو کشور جزو اولین نفراتی بودند که انتخاب شایسته رهبر جدید ایران را تبریک گفتند.
ملکونیان معتقد است که این رویکرد، نشاندهنده یک بندبازی ظریف دیپلماتیک است؛ از یک سو این دو جمهوری کوچک به دنبال تقویت روابط با واشنگتن هستند و از سوی دیگر، به شدت نیازمند حفظ تعادل در برابر قدرت بلامنازع همسایه بزرگ خود، یعنی ایران میباشند.
برای ایروان، همکاری با واشنگتن یک تضمین امنیتی ادعایی در برابر فشارهای باکو است، در حالی که ایران نه تنها یک شریک مهم، بلکه وزنه تعادلی برای ارمنستان محسوب میشود. در مقابل، وضعیت باکو پیچیدهتر است؛ روابط راهبردی این کشور با رژیم صهیونیستی همواره یکی از منابع اصلی تنش با تهران بوده است.
تفاوت جبهه قفقاز با پایگاههای تروریستی سنتکام در خلیج فارس
در پاسخ به این سوال که چرا پاسخهای بازدارنده ایران در قبال همسایگان قفقازی محتاطانهتر از کشورهای حاشیه خلیج فارس است، ملکونیان به یک واقعیت میدانی اشاره میکند. کشورهای قفقاز جنوبی میزبان زیرساختهای نظامی و پایگاههای تروریستی آمریکا (سنتکام) در مقیاس کشورهای عربی خلیج فارس نیستند؛ پایگاههایی که از آنها برای تجاوز به خاک ایران استفاده شده و به طور طبیعی به اهداف مشروع و سیبل موشکهای مقاومت تبدیل شدهاند.
در قفقاز جنوبی، مهمترین سرریز امنیتی این جنگ، حمله مشکوک پهپادی به فرودگاه نخجوان بود. در حالی که رژیم صهیونیستی تلاش دارد با ایجاد چنین تنشهایی، پای کشورهای منطقه را به درگیری باز کند، مقامات ایرانی به باکو هشدار دادند که برای جلوگیری از خطرات امنیتی و بیثباتی، باید «حضور شوم صهیونیستها» را از خاک خود پاک کند. با این حال، تهران به وضوح نشان داده که با درایت نظامی خود، تمایلی به ایجاد بیثباتی گسترده در مرزهای شمالیاش ندارد.
ترکشهای اقتصادی و نوسانات در بازار انرژی
جنگافروزی واشنگتن و تلآویو، زنجیره تامین کالا در قفقاز را مختل کرده است. از منظر آماری، حدود 20 درصد از عملیات واردات و صادرات ارمنستان از طریق خاک ایران انجام میشود که با وقوع جنگ دچار اختلالاتی شده است. همچنین مسیرهای ارتباطی زمینی و هوایی با کشورهای عربی خلیج فارس نیز مسدود مانده است.
در مقابل، موقعیت جمهوری آذربایجان متفاوت است؛ زیرا کمتر از 10 درصد از کل حجم محمولههای این کشور از مسیر ایران ترانزیت میشود. از سوی دیگر، بحرانآفرینی آمریکا باعث جهش قیمت انرژی شده است؛ به طوری که قیمت نفت جمهوری آذربایجان از زمان آغاز درگیریها به 119 دلار در هر بشکه رسیده است، در حالی که بودجه سال جاری این کشور بر مبنای نفت 65 دلاری در هر بشکه بسته شده بود. با این وجود، بیثباتی طولانیمدت میتواند پروژههای ترانزیتی راهبردی نظیر «کریدور بینالمللی شمال-جنوب» را که مسکو و تهران روی آن سرمایهگذاری کردهاند، با چالش مواجه سازد.
توهم فروپاشی نظام و کابوس آوارگان برای قفقاز
پژوهشگر ارمنی در بخش پایانی ارزیابی خود، به سناریوی خیالی و توهمآمیز آمریکاییها مبنی بر بیثباتی احتمالی در ایران پرداخته و اعتراف میکند که حتی تصور چنین سناریویی، بدترین کابوس ممکن برای کشورهای قفقاز خواهد بود.
وی با ارائه آمارهایی از ظرفیت به شدت محدود منطقه برای مدیریت بحرانهای انسانی میگوید: ارمنستان و جمهوری آذربایجان همین حالا نیز با چالش آوارگان مزمن دستوپنجه نرم میکنند. در جریان جنگ اول قرهباغ در دهه 1990 میلادی، حدود 800 هزار آذری و 300 هزار ارمنیتبار آواره شدند. ارمنستان که کشوری با تنها 3 میلیون نفر جمعیت است، پس از تحولات سال 2023 در قرهباغ، حدود 115 هزار پناهجوی ارمنی را پذیرفت، در حالی که پیش از آن نیز میزبان حدود 22 هزار پناهجو بود.
بر اساس ادعای این تحلیلگر، وجود بافت جمعیتی متشکل از شهروند آذری و همچنین ارمنیتبار در ایران، به این معناست که هرگونه رویای خام برای ایجاد بیثباتی در ایران و ایجاد موج آوارگان احتمالی از سمت مرزهای جنوبی ارمنستان و آذربایجان، زیرساختهای اداری، لجستیکی و انسانی ایروان و باکو را به طور کامل فلج خواهد کرد. در نهایت، این پژوهشگر اذعان میکند که علیرغم تمایل باکو و ایروان برای حضور پررنگتر غرب، بیثباتی در ایران به هیچ وجه در راستای منافع ملی هیچیک از کشورهای قفقاز جنوبی نیست و این کشورها تابآوری چنین بحرانی را ندارند.
انتهای پیام/