به گزارش خبرگزاری تسنیم، نشریه هیل وابسته به کنگره آمریکا نوشت: یک رکود اقتصادی در راه است – نه آن نوع رکود آراستهای که اقتصاددانان با تعبیرهای ملایم از آن نام میبرند، بلکه یک رکود واقعی؛ از آن نوع که معنای «رکود» را از نو تعریف میکند.
رکودی با چشم انداز شوکهای ژئوپلیتیک، اختلال در انرژی و تورمی که با هیچ منطقی آرام نمیگیرد. تاریخ هرگز به اقتصادهایی که درگیر چنین ترکیبی میشوند، پاداش نداده است. هرگز.
اما این یکی چیز اضافهای همراه دارد، چیزی ساختاری.
برای سالها، اقتصاد آمریکا با توهمی خطرناک کار میکرد. بازارها اوج گرفتند. قیمت داراییها حبابی شدند. آنهایی که از قبل درون سیستم بودند – با سرمایه، با پشتوانه، با ارتباطات – ثروتی را با سرعتی انباشتند که حتی یک دهه پیش هم زننده به نظر میرسید. سهام جهش کرد. ارزش ملکها به شوخیای تبدیل شد که به ضرر مستأجران تمام میشد.
برای بقیه – آنهایی که نه صندوق اعتماد دارند نه شبکه ایمن – این یک سقوط تدریجی به ورطه بوده است. قیمت خواروبار اول آهسته بالا رفت، سپس دوید. اجارهخانه به یک تسویهحساب ماهانه تبدیل شد. کارتهای اعتباری شکاف را پر کردند، سپس آن را تنگتر کردند. طبقه متوسط حالا جایگاه ناآشنایی در زندگی آمریکایی اشغال کرده است – احتمال اینکه از نردبان پایین بیاید بیشتر از آن است که بالا برود.
رکودها با چنین جوامعی یکسان برخورد نمیکنند. آنها آنچه را که از قبل وجود دارد تشدید میکنند. ثروتمندان دوام می آورند، بقیه تسلیم میشوند.
حدود 60 درصد آمریکاییها نمیتوانند یک هزینه پیشبینینشده 1000 دلاری را بدون قرض کردن پوشش دهند. یک اتفاق ناگهانی مثل یک گیربکس خراب، یک عصبکشی، یک شب در اورژانس. بیش از نیمی از کشور تنها با یک بدشانسی معمولی از بحران فاصله دارند.
اخراجها از راه رسیدهاند. دیگر غیرعادی نیست که اخبار را باز کنی و ببینی شرکت دیگری – گاهی شرکتی به طرز مسخرهای سودآور – با یک اعلامیه، صدها یا هزاران شغل را حذف میکند. در کنار این، فارغالتحصیلان کمتری در زمینههایی که برایش آموزش دیدهاند کار پیدا میکنند و وارد بازاری میشوند که دقیقاً در لحظه ورود آنها در حال کوچک شدن است. برای درک دلیل این موضوع، نمیتوانی درباره آنچه برای اشتغال رخ میدهد صحبت کنی بدون اینکه همزمان درباره آنچه برای خود هوش رخ میدهد صحبت کنی. هوش مصنوعی دیگر چیزی نیست که باید برایش آماده شد. هوش مصنوعی به عنوان یک همکار، یک پیمانکار، یک پیشنویس اول، یک تشخیص، به طور کامل و عملی و بیتفاوت به زندگیهایی که جایگزین میکند، از راه رسیده است.
هوش مصنوعی در حال حرکت است – و از محلههای اشتباه عبور میکند. اشتباه، حداقل برای آنهایی که فکر میکردند نزدیکی به یک میز کامپیوتر کمی محافظت ایجاد میکند. از توسعهدهندگان سطح پایه گرفته تا دستیاران حقوقی، تحلیلگران تا بخشهای بازاریابی، ساختار سطح ورودی کارهای یقه سفید در حال برچیده شدن است، منظم و بدون عذرخواهی.
رکودهای قبلی وحشیانه بودند اما موقتی. شغلها از بین میرفتند، سپس وقتی شرایط بهبود مییافت برمیگشتند. صنایع کوچک میشدند، سپس بهبود مییافتند. رنج وجود داشت، اغلب عمیق، اما همیشه راهی برای بازگشت بود. آن راه دیگر تضمین شده نیست.
شغلهایی که هوش مصنوعی جایگزین آنها شده، وقتی اقتصاد بهبود یابد، برنمیگردند. آنها به سادگی رفتهاند. برای همیشه، پشت دیواری از افزایش کارایی و گسترش حاشیه سود بازنشسته شدهاند.
این موضوع روانشناسی یک رکود را کاملاً تغییر میدهد. سوال از «چه زمانی اوضاع بهتر میشود؟» به «بهتر میشود برای چه کسی؟» تغییر میکند. آنهایی که مالک فناوری هستند – کسانی که آن را میسازند، تأمین مالی میکنند، به کار میگیرند – سود عظیمی خواهند برد. برای آنهایی که جایگزین شدهاند، نصیحت خوشبینانه «دوباره آموزش ببین، تغییر مسیر بده، تطابق پیدا کن» وجود دارد. همه این پیشنهادها در تئوری معقول هستند. اما وقتی کل دستههای شغلی همزمان در حال کوچک شدن هستند، این نصیحتها کمتر معقول به نظر می رسند.
آخرین باری که غرب با چنین وضعیتی روبرو شد – رکود تورمی، دگرگونی ژئوپلیتیک، اختلال ساختاری اقتصادی – بافت اجتماعی به گونهای از هم گسست که هرگز کاملاً ترمیم نشد. اعتماد عقبنشینی کرد و هرگز کامل برنگشت. نهادها زنده ماندند اما کمرنگ شده بودند. وضعیت بهبودی به مرور زمان آمد، اما زخمهایی که بر جای گذاشت ماندگار بودند.
آن سال 1973 بود. اما پایههای امروز به طور قابل توجهی شکنندهتر هستند. اعتماد به نهادها نزدیک پایینترین حد تاریخی خود قرار دارد. جوامع بر اثر اعتیاد از هم پاشیده شدهاند، و زیرساخت اجتماعی که زمانی چنین شوکهایی را جذب میکرد، دهههاست که در حال فروپاشی است. اعتماد فرهنگی که زمانی جوامع را از سختیهای واقعی عبور میداد – این باور که فداکاری ارزشی دارد، که فردا سزاوار صبوری است – به پوچیگرایی تبدیل شده که سخت میتوان آن را در افرادی که صادقانه به آن رسیدهاند، محکوم کرد.
جامعهای که هنوز به استقامت باور دارد میتواند از انقباض جان سالم به در ببرد. اما جامعهای که کاملاً بر مصرف ساخته شده با آزمونی سختتر روبروست.
انتهای پیام/