گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم ـ مهدی خدایی: با گذشت بیش از یک ماه از «جنگ تحمیلی سوم» و تحولاتی که در آن رخ داده است، حالا دیگر این گزاره در ذهن هر ایرانی غیور و هر غیر ایرانی منصفی تثبیت شده است که جمهوری اسلامی، تا اینجای این جنگ تحمیلی، آمریکای جهانخوار را در دستیابی به اهدافش از حمله به ایران ناکام گذاشته و امکان شکست مفتضحانه و قاطع ارتش مهاجمی که رئیس جمهور مغرور و متکبر آمریکا آن را بزرگترین و قدرتمندترین ارتش دنیا میداند، از هر زمانی واقعیتر و نزدیکتر شده است.
توفیقات مسلم ایران در ناکام گذاشتن سران و ارتش تروریست آمریکا در نابود کردن جمهوری اسلامی، تجزیه ایران و تصاحب منابع انرژی آن، سبب شده است که این روزها بسیاری بپرسند که «نقطه پایان این جنگ کجاست؟»
البته همانطور که از صورت گزاره مسلم در افکار عمومی مشخص است و مشاهدات میدانی نیز آن را تصدیق میکند، این پرسشی نیست که مردمان شکستخورده و یا به ستوهآمده از جنگ آن را مطرح کنند، بلکه پرسشی برآمده از روند جنگ است که چشمانداز پیروزی مطلق را برای ایران مینمایاند و پرسشکنندگان میخواهند بدانند که سیاستگذاران و برنامهریزان عرصه دفاع، قصد دارند فتوحات و توفیقات حاصله در این جنگ تحمیلی را تا کجا ادامه دهند؟
برای پاسخگویی به این پرسش باید به یک پرسش ابتدایی پاسخ داد که «به طور کلی جنگها کی به اتمام میرسند؟» و سپس وضعیت دو طرف جنگ را نسبت به پاسخ این پرسش مشخص کرد.
در پاسخ به اینکه «جنگها کی به اتمام میرسند؟» به نظر میرسد که عامل اساسی و تعیین کننده این است که دو طرف درگیری به چه میزان امید واقعی به پیروزی در دستیابی به اهداف اصلی داشته باشند و با تکیه بر آن به نبرد ادامه دهند. بر این اساس آن طرفی از جنگ که امید واقعی بیشتری به پیروزی داشته باشد، اراده مستحکمتری هم برای ادامه جنگ تا حصول پیروزی نهایی و رسیدن به عمده اهداف اصلی از خود نشان خواهد داد.
در ادامه این یادداشت خواهیم دید که امید واقعی ایران و جبهه آمریکایی ـ صهیونی برای پیروزی در دستیابی به اهدافشان در جنگ چقدر است، اما پیش از بررسی مسئله، بیان دو نکته لازم است:
اول اینکه؛ امید واقعی و اراده مستحکم ناشی از تصور یک وضعیت واقعی است در حالی که تصور یک وضعیت توهمی فقط سرابی از پیروزی را نشان میدهد و چیزی جز شکست را رقم نمیزند و چناچه در ادامه خواهیم دید، همین نکته است که تفاوت تصمیمها را در ایران، آمریکا و اسرائیل در رابطه با ادامه یا عدم ادامه جنگ رقم میزند.
دوم اینکه؛ آنچه وضعیت واقعی طرفهای درگیر را نشان میدهد میزان تحقق اهداف اصلی و توان ادامه روند تحقق اهداف تا تکمیل نهایی است.
وضعیت و امید واقعی ایران
امید واقعی به ایجاد بازدارندگی بلندمدت در مقابل هر متجاوزی
ایران همانگونه که وعده داده بود، پس از تهاجم، جنگ را منطقهای کرد و در این راستا تمامی پایگاههای نظامی و منافع فنی و اقتصادی آمریکا و رژیم صهیونیستی را در منطقه غرب آسیا زیر ضرب شدید موشکی و پهپادی خود برد و بسیاری از آنها را نابود کرد، بهگونهای که امروز از آن توان افسانهای راداری، آفندی و پدافندی آمریکا ـ به عنوان قویترین ارتش جهان و رژیم صهیوینستی به عنوان مجهزترین ارتش منطقه و یکی از قدرتمندترین ارتشهای جهان ـ چیز اندکی در منطقه غرب آسیا باقی مانده است.
در این خصوص، اصابت بیش از 80 درصد موشکها و پهپادهای ایرانی به اهداف، وارد آوردن فشار اقتصادی مؤثر بر کشورهای متخاصم و شرکای منطقهای و فرامنطقهای آنها از طریق اعمال حاکمیت مطلق بر تنگه هرمز و بستن آن به روی دشمن، ساقط کردن تعداد زیادی از پیشرفتهترین پهپادها و موشکهای کروز دشمن، ساقط کردن تعدادی از جنگندههای نسل 4 و 5 و پایان دادن به ادعای پنهانکار بودن آنها و دیگر دستاوردهای نظامی نیروهای مسلح کشورمان، از طرفی مؤید نابودی نسبی توان دشمن و صدق وعدههای دادهشده و از طرفی نیز موجد یک «امید واقعی» برای امکان شکست دادن و به خواری کشاندن کامل قویترین ارتش جهان است.
امروز نیروهای مسلح ایران ارتش مجهز آمریکا را چنان در موضع ضعف قرار دادهاند که آمریکا حتی از بازگشایی تنگه هرمز هم عاجز مانده و دستش را به سوی ناتو و شرکای سنتیاش در جنگافروزی دراز کرده و بهتوفیق الهی چیزی نمانده است که رئیس جمهور مغرور ایالات متحده مجبور شود به خود ایران التماس کند که تنگه هرمز را برای رضای خدا بازکنید!
امید واقعی به اخراج آمریکا از منطقه غرب آسیا و ایجاد آرایش جدید قدرت در منطقه
اخراج آمریکا از منطقه غرب آسیا یکی از مؤلفههای مهم کاستن از شرارتهای آمریکا و رژیم صهیوینیستی است و تا آمریکا از این منطقه اخراج نشود ملتهای منطقه و جهان روی صلح و آرامش را به خود نخواهند دید. ویران کردن پایگاههای منطقهای آمریکا و مضمحل شدن بخش عمدهای از توان نظامی آنها در کشورهای میزبان همسایه ایران طی 35 روزی که از جنگ میگذرد، و همچنین ادامه حملات مؤثر ایران به ماشین جنگ منطقهای آمریکا با هدف نابودی باقیمانده آن، سبب شده است که آمریکاییها هواپیماهای رزمی و پشتیبانی خود را از پایگاههای منطقهای خارج و از برخی از پایگاههای اروپایی عملیاتی کنند؛ همچنین ناوهایی که ترامپ خیلی پز آنها را میداد و هر روز ملت ایران را با اعزام آنها به خلیج فارس تهدید میکرد نیز پس از دریافت ضربات متعدد از نیروی دریایی کشورمان یا مثل ناوگروه جرالد فورد مجبور به ترک منطقه شدند و یا مثل آبراهام لیکلن مجبور به گرفتن فاصله صدها مایلی از خلیج فارس شدند.
این روند ضمن اینکه اخراج نظامی آمریکا از منطقه را تا حدود زیادی محقق کرده، امید واقعی دیگری برای ایران و جبهه مقاومت ایجاد کرده است که با ادامه دادن به حملات تأثیرمحور و تصعید هدفمند جنگ، میتوان عدم حضور نظامی آمریکا را در این منطقه غرب آسیا به طور کامل تحقق بخشید.
امید واقعی به تضعیف رژیم صهیونیستی و تقویت جبهه مقاومت برای آزادی قدس شریف
مهمترین عامل ضد امنیتی پس از حضور نظامی آمریکا در منطقه، وجود غده سرطانی رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی است. اخراج آمریکا از منطقه غرب آسیا قهرا به ضعف شدید رژیم نیابتی صهیونیستها خواهد انجامید. امروز شاهدیم که با از بین رفتن بخش عمده شبکه راداری، ماهوارهای و پدافندی آمریکا در منطقه، اصابت موشکهای سهمگین سپاه مقتدر ایران و سایر مجاهدان جبهه مقاومت به اهداف خود در سرزمینهای اشغالی افزایش چشمگیری یافته، زمان هشدار حملات موشکی به زیر 2 دقیقه کاهش یافته و بهواسطه تخریبها و تلفات بیسابقه و گسترده در یک سرزمین کوچک حس ناامنی شدید در میان اشغالگران صهیونیست افزایش یافته و در نتیجه مهاجرت معکوس صهیونیستها شدت گرفته است.
این روند نیز بهنوبه خود سبب شکلگیری امید واقعی دیگری برای ادامه جنگ شده است؛ البته یک عامل تسریعکننده و قاطع نیز در این رابطه وجود دارد و آن عبارت است از اینکه سایر عناصر امت اسلامی در دیگر کشورهای مسلمان منطقه نیز ـ آنچنان که اکنون در عراق و یمن شاهدیم ـ به جریان مردمی مبارزه علیه آمریکا و اسرائیل بپیوندند و ضمن اقدام آتشبهاختیار علیه منافع آمریکا در کشورشان، حاکمان خود را مجبور به اخراج آمریکا و قطع رابطه با رژیم اشغالگر قدس کنند.
اقدام ملل مسلمان علیه حضور منطقهای آمریکا جنگ منطقهای تمام و کمالی را علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی رقم خواهد زد و اخراج آنها را به مطلوبترین شکل تحقق خواهد بخشید.
وضعیت توهمی و امید کاذب جبهه آمریکایی صهیونی
امید کاذب به تغییر دادن نظام جمهوری اسلامی توسط مردم
حمله ائتلاف آمریکایی ـ صهیونی به ایران با تصور یک وضعیت توهمی از همراهی مردم با حملات آنها برای براندازی نظام جمهوری اسلامی آغاز شد. سران آمریکا و اسرائیل تحت تأثیر القائات توهمی عناصر سلطنتطلب و نفاق تصور کردند که با ترور رهبر شهید و فرماندهان نظامی و بمباران مراکز تأمین امنیت میتوانند ضمن سلب توان پاسخگویی نیروهای مسلح به تجاوز، زمینه را برای کودتای مزدوران وطنفروش مهیا و جمهوری اسلامی را سر ببرند.
این توهم ناشی از عدم درک آنها از پیوند عمیق میان مردم و نایب امام زمان به عنوان رهبر جامعه و موجودیت چند هزارسالهای بهنام ایران است.
این پیوند ناشی از احساسات عمیق دینی و ملی ایرانیان است، اما ظاهرا تصور سران کودن آمریکا و اسرائیل از ایرانی جماعت منحصر به دار و دسته بیدین، بیوطن و فراری پهلوی، منافق و دنبالههای اندک داخلی آنها است و آن را به عموم مردم ایران تعمیم میدهند؛ از این رو «امید آنها به براندازی جمهوری اسلامی توسط مردم و دو دستی تقدیم کردن ایران به آمریکا امید کاذبی بیش نبوده و نیست.»
شناخت درست را از مردم ایران شهید آیت الله سیدعلی خامنهای داشت که پس از کودتای آمریکایی و صهیونی دیماه 1404 «آن چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، «مردم» بودند؛ هم این دفعه اینجور بود، هم سال 88 اینجور بود، هم موارد دیگر اینجوری بود. وقتی که مردم وارد میدان میشوند و تصمیم میگیرند، آتشها را خاموش میکنند، شعلهها را خاکستر میکنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلهی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.» 1404/11/12
پس تا زمانی که این پیوند عمیق بین مردم با امام و وطن خود برقرار است، آمریکاییها هزار سال دیگر هم این جنگ را ادامه دهند راه بهجایی نخواهند برد.
امید کاذب به پیروزی با تکیه بر جنگافزار پیشرفته و ارتش قوی
رئیس جمهور آمریکا تمام دنیا را با جنگافزار پیشرفته و ارتش قدرتمند ایالات متحده تهدید و از کشورها باجخواهی میکند، اما حالا دو مرحله جنگ بینتیجه با ایران در سال 1404 باید برای او و دار و دسته صهیونیستها و شرکایشان در منطقه و خارج از آن به خوبی روشن کرده باشد که «قویترین ارتش دنیا گاهی ممکن است آنچنان سیلی بخورد که نتواند از جا بلند شود!» 1404/11/28
در همین راستا همانگونه که در همین یادداشت ذکر شد امروز جهان شاهد فروریختن ابهت پوشالی آمریکا و متحدانش در مقابل ایران قوی و جبهه مقاومت است زیرا جهانبینی مادی سران غرب در مقابل جهانبینی توحیدی قوای مسلح ایران که هر تیری شلیک میکند به قدرت لایزال خداوند تکیه میکند و ندای «وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى» سر میدهد و رهبر شهیدش که به ملت خود آموحته است «إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ» محکوم به شکست است، زیرا تکیه به خود در مقابل تکیه بر خدا همان امید کاذبی است که سبب غرور ترامپ و یارانش شده است و آنها و آمریکا را در اوج قدرت غرق خواهد کرد.
نتیجهگیری:
بنا بر آنچه گفته شد موتور محرک ادامه این جنگ امید به پیروزی در دو سوی میدان است؛ با این تفاوت که این امید در سوی ایران پیش و بیش از سلاح و قدرت مادی، متکی به امدادهای الهی بر اساس وعده حتمی «وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ» و «قدرت اراده و ایستادگی ملت» 1404/11/20 است که بهطور طبیعی هیچ یأسی در آن راه ندارد و در سوی آمریکا و صهیونیزم صرفا متکی به قدرت جنگافزار و ارتش است که با وضع بهوجود آمده برای آنها در خلال جنگ جاری، طبیعتا امیدی کاذب برای آمریکا بوده است و قطعا در نهایت موجب یأس آنها از دشمنی با ملت ایران و امت اسلام خواهد شد؛ بر این اساس ما موظفیم با باقی ماندن بر صراط رهبر شهیدمان جنگ تحمیلی را تا مأیوس کردن کامل دشمن ادامه دهیم، زیرا امام شهید ما فرمود «تا دشمن مأیوس نشود، یک ملّت در معرض آزار و اذیّت قرار میگیرند؛ باید دشمن را مأیوس کرد. مأیوس بودن دشمن، با اتّحاد شما است، با قدرت فکر و ارادهی شما است، با انگیزهی شما است، با ایستادگی در مقابل وسوسههای دشمن است؛ اینها قدرت ملّی را تشکیل میدهد.» 1404/11/20
انتهای پیام/