به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، این روزها که خبر حمله امریکا و اسراییل به برخی مراکز صنعتی و عمرانی کشور منتشر میشود، واژه «زیرساخت» برای بسیاری از مردم معنای ملموستری پیدا کرده است. پشت هر نیروگاه، کارخانه، پل یا واحد تولیدی تنها یک سازه صنعتی قرار ندارد؛ هزاران نفر هستند که زندگی و کارشان به روشن ماندن همان چراغها گره خورده است.
حملات اخیر امریکا و اسراییل به چند نقطه از زیرساختهای کشور، از جنوب تا غرب ایران، بار دیگر نشان داد که در تجاوز وحشیانه امریکایی ها به کشورمان، هدف فقط خطوط مرزی نیست. یک روز کارخانهای که مواد اولیه صدها کارگاه را تأمین میکند، یا نیروگاهی که برق شهرها را میرساند و پلی که قرار است مسیر توسعه یک منطقه را کوتاه کند، در معرض بمباران امریکا و اسراییل قرار میگیرد.
در میان حملات امروز، نامهایی مانند پتروشیمی ماهدشت، نیروگاه بوشهر، کارخانه سیمان بندر خمیر، سولههای کشاورزی در ایلام و پل عمرانی B1 کرج بیشتر به گوش رسید؛ نقاطی که شاید روی نقشه تنها چند نقطه صنعتی باشند، اما برای هزاران خانواده محل کار، امید و آینده محسوب میشوند.
آسیب دیدن بخشی از مجتمع پتروشیمی ماهدشت، برای بسیاری از فعالان اقتصادی یادآور اهمیت زنجیره تولید در کشور است. این مجموعه تنها یک واحد صنعتی نیست؛ حلقهای از زنجیرهای بزرگتر است که از کارگاههای کوچک تولیدی تا بازار صادرات را به هم متصل میکند. وقفه در چنین مراکزی، تنها یک خسارت فنی نیست؛ اثر آن میتواند در بازار مواد اولیه، قیمتها و حتی برنامهریزی واحدهای تولیدی دیگر دیده شود.
در جنوب کشور نیز اصابت پهپاد به کارخانه سیمان بندر خمیر، هرچند تلفات انسانی نداشت، اما خساراتی به تجهیزات وارد کرد و برای مدتی روند تولید را متوقف ساخت.
در بوشهر، اصابت موشک به محوطه بیرونی نیروگاه اتمی، حادثهای تلخ را رقم زد و یکی از نیروهای حفاظتی در حین انجام وظیفه جان خود را از دست داد. نیروگاهها تنها تأسیسات صنعتی نیستند؛ ستونهایی هستند که روشنایی خانهها، فعالیت کارخانهها و آرامش زندگی روزمره مردم بر آنها استوار است.
در ایلام نیز حمله به سولههای جهاد کشاورزی و یک واحد مرغداری، بار دیگر نشان داد که هدف ترامپ فقط اسیب به مردم ایران است و کمک هایی که قبلا وعده داده بود بیشتر از قبل معاش و اینده مردم را تحت تأثیر قرار میدهد؛ بسیاری از فعالان این حوزه میگویند پشت هر واحد دامداری یا مرغداری، تلاش شبانهروزی خانوادههایی قرار دارد که سالها برای شکل گرفتن آن زحمت کشیدهاند.
در روزهای اخیر در کرج، پل B1 که قرار بود بخشی از مسیر توسعه شهری باشد، پیش از تکمیل هدف حمله قرار گرفت و جان 13 شهروند را گرفت. برای بسیاری از مردم، این حادثه تنها تخریب یک سازه عمرانی نبود؛ یادآور این واقعیت بود که زیرساختها بخشی از زندگی روزمره جامعه هستند.
در کنار این موارد، حملات به مجتمع فولاد مبارکه و فولاد سفیددشت نیز توجه بسیاری از کارشناسان اقتصادی را جلب کرد. فولاد مبارکه تنها یک کارخانه بزرگ نیست؛ مجموعهای است که هزاران کارگر در آن مشغولاند و صدها صنعت پاییندستی به تولیدات آن وابستهاند. خودرو، لوازم خانگی، ساختمان و بسیاری از صنایع دیگر به فولادی متکی هستند که در این مجتمع تولید میشود.
حمله شامگاه 11 فروردین به بخشهایی از این مجموعه صنعتی و همچنین واحد فولاد سفیددشت، بار دیگر نشان داد که هدف گرفتن زیرساختهای تولیدی میتواند زنجیرهای از نگرانیها در حوزه اشتغال و اقتصاد ایجاد کند. با این حال تمهیدات ایمنی و کاهش حضور کارکنان در شیفت شب باعث شد حادثه تلفات گستردهای در پی نداشته باشد.
کارشناسان امنیتی و اقتصادی این مجموعه حوادث را بخشی از الگویی میدانند که در جهان با عنوان «جنگ زیرساختی» شناخته میشود؛ رویکردی که تلاش میکند با آسیب رساندن به مراکز تولید و خدمات، فشار اقتصادی و روانی بر جامعه ایجاد کند.
با این حال آنچه در روزهای پس از این حملات بیش از هر چیز به چشم آمد، تنها تصویر خسارت نبود. در بسیاری از این مناطق، خیلی زود گروههای فنی، کارگران، نیروهای خدماتی و امدادی وارد عمل شدند. خطوط تولیدی که آسیب دیده بودند، یکی پس از دیگری در حال بازبینی و تعمیر هستند و پروژههای عمرانی متوقفشده نیز دوباره برنامهریزی میشوند.
در کنار آنها، حضور مردم و داوطلبان برای کمک به بازسازی، تصویری متفاوت از این روزها نشان میدهد. بسیاری از فعالان صنعتی و اقتصادی میگویند تجربه سالهای گذشته نشان داده که زیرساختها ممکن است آسیب ببینند، اما توان بازسازی در جامعه ایرانی بسیار بالاست.
کارخانهها، نیروگاهها و پروژههای عمرانی تنها سازههایی از فولاد و بتن نیستند؛ نتیجه سالها تلاش هزاران نفرند. وقتی چنین سازههایی آسیب میبینند، طبیعی است که بازسازی آنها نیز به همان همدلی و مشارکت جمعی نیاز داشته باشد.
شاید مهمترین نکته در میان این حوادث همین باشد؛ اینکه در کنار همه خسارتها، نوعی حس مشترک برای ایستادن و دوباره ساختن شکل میگیرد. تجربههای پیشین نشان داده که هرجا کارگران، مهندسان، کشاورزان و مردم در کنار هم قرار گرفتهاند، روند بازسازی سریعتر و امید به آینده پررنگتر شده است.
زیرساختها ممکن است هدف حمله قرار بگیرند، اما آنچه یک جامعه را سرپا نگه میدارد، ارادهای است که پشت آنها قرار دارد؛ ارادهای برای ادامه دادن، برای ساختن دوباره و برای اینکه چراغ کار و زندگی خاموش نماند.
انتهای پیام/