به گزارش خبرگزاری تسنیم از گناباد، زندگی آیت الله شهید خامنه ای در دهه 40 و 50 شمسی در مشهد مقدس ترکیبی از درس و مبارزه و فعالیت اجتماعی است . بسیاری از افرادی که در آن روزگار با ایشان همراه بوده اند اکنون خود جزو اساتید و پیشکوستان در استان خراسان هستند. از نظر آماری جامعه بزرگ هستند که می توانند خود پرونده ویژه در تاریخ شفاهی زندگی رهبر انقلاب باشند.
نکته مهم آن است که هم از نظر کیفی و هم کمی دوستان و شاگردان امام شهید در خراسان بسیار هستند. حداقل می توان آنها را در سه دسته تقسیم کرد. دوستان وشاگردان حوزه علمیه ، دوستان قرآن پژوه و دوستان سیاسی . همچنین از نظر سنی اکثرا اکنون بالای 70 سال سن دارند .
یکی از این افراد که در دهه 40 با ایشان آشنا شد و به حلقه خصوصی شاگردان امام شهید راه یافت. حجت الاسلام حسن صادقی نسب است که اکنون امام جمعه شهرگناباد در خراسان رضوی است. با آقای صادقی از این تجربه زیسته خود در جوار آیت الله شهید صحبت کردیم .
استاد متفاوت حوزه علمیه
حجت الاسلام حسن صادقی نسب امام جمعه گناباد وشاگرد شهید خامنه ای در گفتگو با خبرنگار تسنیم از گناباد اظهار کرد: بعد از زلزله سال 1347 کاخک اولین دیدار و آشنایی ما با مقام معظم رهبری صورت گرفت، ایشان برای کمک به زلزله زدگان کاخک و فردوس در شهر فردوس مستقر بودند که اعلام کردند برای کمک رسانی طلاب اعلام آمادگی کنند. در یکی از شب های سال 1347 در مسجد شهید آیت الله مروارید 3 نفر شامل حج اسلام فرزانه، شهید کامیاب و عجم که همگی گنابادی بودند پذیرش و به فردوس اعزام شدند.
وی ادامه داد: این سه نفر پس از بازگشت از فردوس اعلام کردند با فردی آشنا شده اند خیلی پرجاذبه که تفسیر قرآن میگوید و فعالیت های تبلیغی کاملا متفاوت با دیگران دارد. .نتیجه آن شد که بهتر است از ایشان درخواست کنیم درسی برای طلاب داشته باشند.
امام جمعه گناباد بیان کرد: درخواست برگزاری درس قبول شد و ایشان درس تفسیر قرآن را برای 12 نفر شامل آقایان شهید کامیاب ، صادقی کاشمری، علی عجم، محمدباقر فرزانه، هاشمی گنابادی، حسن صادقی نسب، ، شهید موسوی قوچانی،مجد،اسدی بشرویه ، حافظیان و دو نفر از مشهد در محل مسجدی که پدرشان نماز می خوانند برگزار کردند و سه سال این کلاس ادامه داشت.
صادقی نسب ادامه داد:این درس از همه جهت برای ما متفاوت بود. در زمان پهلوی برای تدریس های ایشان فشارهای زیادی می آوردند زیرا رهبری به تفسیر و یا احکام دین اکتفا نمی کردند و موضوعات انقلابی و اجتماعی از نگاه قرآن را مطرح و این در حالی بود که پهلوی دوست داشت روحانیت فقط در حوزه مسائل فردی دین ورود کنند.
از بینوایان تا شریعتی ؛ نگاهی به زندگی علمی و اجتماعی
شاگرد مقام معظم رهبری در مورد شیوه تدریس استادش بیان داشت: ایشان تاکید زیادی به مطالعه داشتند . درس را با جزییات بیان می کردند و هر روز از درس جلسه قبل سوال میکردند. همچنین تاکید داشتند کتاب های دیگر را هم بخوانیم .حتی برای ما 12 نفر شاگرد خود کتاب بینوایان را خریدند تا مطالعه کنیم و خود ایشان نیز از هر فرصتی برای مطالعه استفاده می کردند.
صادقی نسب عنوان کرد: شهید خامنه ای در حوزه تدریس تفاوت زیادی با دیگر اساتید داشت، معمولا اساتید در همان حوزه دین صحبت می کردند ولی ایشان اطلاعات زیادی در همه حوزه ها داشتند و حتی یک بار گفتند کتاب « نگاهی به تاریخ جهان» را در بین راه مشهد و تهران خوانده ام.
شاگرد مقام معظم رهبری گفت: یادم است وقتی در کلاس ایشان بودیم هیچ وقت تعطیل نمی کردند و فقط روز عرفه را تعطیل می کردند و می گفتند این روز برای دعا است. آن موقع دعای روز عرفه مانند امروز شناخته شده و معروف نبود.
صادقی در ادامه از جزییات کلاس های ایشان گفت: شاید عجیب باشد اما ایشان حتی به ما درس ادبیات فارسی دادند. جزوی تهیه کردیم تا زمانی که ایشان به زندان رفتند این درس برقرار بود .
حتی کتاب اصطلاحات سیاسی برای ما خریدند تا مطالعه کنیم. مفاهیمی مانند کمونیسم و لیبرالیسم و... را در درس ایشان یاد گرفتیم.
وقتی جزو شاگردان خصوصی استاد باشید کم کم از جزییات رفتاری آنها بهتر آگاه می شوید. آقای صادقی درباره این جزییات زندگی ایشان هم گفت: شاید عجیب باشد ولی در دوره ای بستن ساعت مچی در حوزه کار خلاف عرف بود . ولی رهبر انقلاب ساعت مچی داشت. یا اینکه ورزش فوتبال چندان رایج نبود و می گفتند این رفتارها برای طلبه ها سبک است. ولی ایشان به صورت منظم کوه می رفتند و حتی فوتبال بازی می کردند.
من از دیدار ایشان با شعرا چندان اطلاعی ندارم ولی با مرحوم محمدتقی شریعتی و همچنین فرزنش علی شریعتی رفت و آمد داشتند . من در جلسه ای که ایشان و شهید مطهری و علی شریعتی بودند حضور داشتم. البته خب طبیعی است که به متن کتاب های شریعتی انتقاد وجود داشت ولی میگفتند حتما بخوانید و بعد نقد کنید مخصوصا مباحث اسلام شناسی او را نقد می کردند.
اذان متفاوت مسجد استاد
شاگرد شهید خامنه ای اظهار داشت: تبلیعات سوء علیه ایشان زیاد بود تا چهره منفی از ایشان بسازند. یکبار استاد کار بنایی در خانه ما کار می کرد از او خواستم کار را زودتر تمام کند تا به نماز آقا در مسجد کرامت برسیم که این فرد گفت چطور نماز پشت سر ایشان نماز میخوانید در حالی که در مسجد خامنه ای ، اشهدن ان علی ولی الله گفته نمی شود.
صادقی نسب ادامه داد: آن روز از استادکار خواهش کردم که با هم به مسجد برویم. تا اگر ادعای او درست باشد دیگر من هم به آنجا نروم. وقتی رفتیم و اذان گفته شد دید همه این حرف ها دروغ بود و این تبلغات سوء تا آخرین دقایق زندگی ایشان نیز ادامه داشت.
شاگرد حاج آقا روح الله ،سیاسی بود
یکی از علل محبوبیت شهید خامنه ای در مشهد شاگردی امام خمینی(ره) بود. به همین دلیل ایشان فضای مشهد را سیاسی تر کردند.
صادقی نسب بیان کرد: شهید خامنه ای امام خمینی (ره) را یک مرجع بزرگ می دانستند که اسلام ناب که همان اسلام جهاد؛ اسلام مسئولیت اجتماعی و اسلام عدالت است را بیان می کند.
یادم است قبل از اینکه شخصا شاگرد ایشان شوم. یعنی در سال حدودا 1344 بود که امام خمینی در تبعید به سر می بردند. اینجا در مشهد به خاطر اینکه یاد امام زنده شود در حرم مراسم دعای توسل برپا کردند. آنجا بود که شهید خامنه ای را اولین بار دیدم.
حسن صادقی در ادامه توضیح داد: ذکر نام امام خمینی در آن روزها یک جرم سیاسی بود . اما رسما در حرم برای سلامتی ایشان در پایان مراسم دعا می کردند. ساواک یک بار زمین را خیس کرد تا برگزار نشود اما خانم های حرم با چادرشان زمین را خشک کردند. در پایان مراسم هم شهید خامنه ای لباس روحانیت را بیرون میاورد و در میان جمعیت گم میشد تا شناسایی نشود. در نهایت یک بار ساواک در میان دعا برق حرم امام رضا را قطع کرد تا بالاخره توانست نزدیک شود و مجلس را بهم بریزد .
دیدار استاد در ایرانشهر
امام جمعه گناباد گفت: ایشان همیشه تاکید داشتند برای تبلیغ به دیگر شهرها بروید برای همین بنده را به رفسنجان روستای احمدیه فرستادند تا تبلیغ کنم. همان روزها خبر داشتم ایشان را به سیستان وبلوچستان تبعید کرده اند. پس از اتمام تبلیغ به همراه فردی دیگری از رفسنجان عازم ایرانشهر برای دیدار با ایشان شدیم.
صادقی نسب ادامه داد: در زمان حضور ایشان در ایرانشهر گویا سیل آمده بود و شهید خامنه ای از مراجع عظام تقلید درخواست کمک می کنند و در آن ایام خیلی تلاش و خدمت به مردم محلی داشته اند و این اقدامات باعث شده بود در بین مردم محبوبیت پیدا کنند.
وی افزود: در ایرانشهر که ایشان را دیدیم در خانه ای ساده با یک حیاط بزرگ بودند و مردم هم به آنجا رفت و آمد زیادی داشتند. همان روز بعد از دیدن استاد قدیمی ام به ایشان گفتم حدود 20 سئوال دارم که می خواهم از شما یپرسم. ایشان لبخند رضایتی زدند و گفتند بهترین کار همین مباحثه علمی است. شهید خامنه ای در بین معاشرت با مردم به همه آنها پاسخ دادند و از این که در دیدار با ایشان موضوعات علمی بیان شده خوشحال بودند و بار دیگر تاکید به مطالعه داشتند.
ساده زیستی رمز موفقیت استاد
شاگرد شهید خامنه ای عنوان کرد: سبک زندگی ساده ایشان باعث شده بود تا افراد جذب رهبری گردند، منزل ایشان بسیار ساده و با گلیم مفروش شده بود در حالی که همیسر ایشان دختر حاج آقای خجسته یکی از بزرگترین فرش فروش های مشهد بود. طبیعی بود که می توانست بگوید باید خانه بهتری با امکانات بیشتری برایم محیا کنید. اما زندگی این زن و مرد واقعا ساده و الهی بود.
حسن صادقی ادامه داد: یک بار در خانه ساده ایشان بودیم که استاد به همه ما از گلیم هایی شبیه منزل خودشان هدیه داد و گفت این گلیم ها یک خوبی دارد که اگر در بین مبارزه دستگیر شدند ، همیشه مشتری دارد میتوانند بفروشند و برای خرج زندگی استفاده کنند.
امام جمعه گناباد همچنین تاکید داشت در دوره بعد از انقلاب هم روش زندگی ایشان تغییر نکرد وی ادامه داد: یکبار ما 12 نفر شاگرد ایشان به دیدار شهید خامنه ای رییس جمهور در تهران رفتیم و شب مهمان ایشان بودیم که شام بسیار ساده اگر اشتباه نکنم استامبولی برای همه بود و هیچ فرقی داده نشده بود.
وی ادامه داد: آیت الله سید مجتبی خامنه ای رهبری سوم انقلاب را در سن چهار سالگی در همان خانه پدری دیدم ولی این نکته را شاهدت می دهم که شهید خامنه ای برای تربیت فرزندان و تربیت با روحیه ساده زیستی همه وقت خود را گذاشته اند و تاکید زیادی بر مطالعه فرزندان خود داشتند.
شهادت ! از جوانی دنبال آن بود.
امام جمعه گناباد بیان کرد: فکر کنم سال 1351بود . یک روز خبر اعدام حنیف نژاد رهبر سازمان مجاهدین خلق توسط ساواک اعلام شد. آن موقع مجاهدین منحرف نشده بودند و در بین مسلمان ها محبوب بودند . آن روز آیت الله خامنه ای در کلاس درس حاضر شدند و از این موضوع بسیار ناراحت بودند . در همان کلاس با حالتی اندوهگین اعلام کردند دوستان من به شهادت رسیده اند و من مانده ام و گفتن دعا کنید تا من هم به شهادت برسم.
صادقی نسب عنوان داشت: ایشان همیشه تاکید داشتند راه اسلام و مبارزه را نباید رها کرد و می گفتند دستگیری ها ، شکنجه ها و این سختی ها در مسیر انقلاب چیز طبیعی است و بیان می کردند اگر مردم اسلام ناب را درک کنند خودشان به صحنه می آیند.
در کلاس هم از خاطرات خود از زندان زیاد با ما سخن می گفتند. حتی گفتند اولین بار که من را بردند زندان ستاد مشترک ریشم را تراشیدند و من وقتی خود را در آینه دیدم بسیار خندیدم! ایشان بار ها شکنجه شده بود و حتی کف پاهایشان تاول زده بود.
آقای صادقی میگفت : استاد ما در یک دوره ای به خاطر فشار شکنجه زندان سیگار می کشید و بعدا پیپ می کشیدند که برایم جالب و عجیب بود. البته همان سال های فکر کنم سال 1353 ترک کردند و دیگر نکشیدند .
پرسش و پاسخ از گناباد
بسیاری از طلبه های گناباد در حوزه علمیه مشهد شاگرد آیت الله خامنه ای بوده اند و همین مساله باعث توجه ایشان به این شهر بود با اینکه خودشان یکی دو بار بیشتر به گناباد سفر نکرده بودند.
امام جمعه گناباد خاطر نشان کرد: چند سال قبل در دوره رهبری درخواست کردم که دیداری با ایشان داشته باشم که اعلام شد روز دوشنبه حضور بیاوردید. وقتی رفتیم بعد از نماز در اتاقی با جمع محدودی با ایشان جلسه ای برگزار شد
معمولا آقا با هر نفر احوال پرسی می کرد و از جزییات کار و برنامه آنها می پرسید
صادقی نسب ادامه داد: در آن دیدار ایشان وقتی به من رسیدند پرسیدند وضعیت نماز جمعه در شهرستان چطور است، گفتم مردم واقعا به مراسم مذهبی در گناباد پایبند هستد.
در ادامه از من پرسیدند حجت الاسلام ناشرالاسلام مدنی هم در نماز شرکت می کنند. با لبخندی جواب دادم بله
ایشان دوباره پرسیدند نماز جمعه را در کجا برگزار می کنید. گفتم مسجد جامع .باز پرسیدند کدام جامع ؟ در مسجد جامع جدید یا قدیم؟ برایم خیلی جالب بود که این ها نشان از ذهن فوق العاده و دقت به جزئیات در امور را دارد.
شهادت رهبری در کشور وحدت ایجاد کرد
امام جمعه گناباد گفت: زمانی که خبر شهادت ایشان اعلام شد شوکه بودم و حتی صحبت نمی توانستم بکنم و تا 10 روز فکر نمی کردم این موضوع صحت داشته باشد. در یک بهتی عجیب بودم . هنوز برایم سخت است که شخصیتی به این جامعیت دیگر در بین ما نیست.
صادقی نسب ادامه داد: شاهد هستیم که شهادت ایشان در بین همه اتحاد ایجاد کرده است و حتی منتقدین ایشان حالا پی برده اند که شخصیت جامع ای را از دست داده ایم و وحدت روی آیت الله سید مجتبی خامنه ای نیز برگرفته از همین شهادت است.
یکی از برکات شهادت ایشان همین بود که در انتخاب رهبر بعدی هم یک اجماعی ایجاد شد . بنده فکر می کردم هر کسی بعد از ایشان بیاید ممکن است مقبولیت و رضایت از سوی خبرگان یا بیت مراجع تقلید سخت باشد ولی شکر خدا همه به یک اجماعی رسیدند و امور کشور به سامان شد.
گزارش از یاسر سالاری و احمد یوسفی رهنی