به گزارش خبرگزاری تسنیم از یاسوج، شاید در خواب هم این روزهای باشکوه ایران را نمیدیدیم که در مقابل کشوری که خود را ابرقدرت دنیا میدید و میداند و کسی جرأت نداشت یک کلوخ هم به سمت سفارتخانهها و پایگاههای نظامی و ناوهای عظیمالجثهاش بیاندازد، بدون واهمه و همچون نیاکان نسبی و معنویمان از علی مرتضی(ع) گرفته تا کاوه آهنگر و میرمهنای دوغابی و رئیسعلی دلاوری و ستارخان و باقرخان و چمران و همت و باکری و سلیمانی و... بایستیم و گردن بیافرازیم و شبانهروز فرزندان غیور و جان برکف سپاهی و ارتشیمان تمام پایگاه هایش و امکانات نظامی و امنیتیاش در منطقه خلیج فارس را زیر ضرب توان بومی موشکی و پهپادی ببرند و سگ هار پاچه بگیرش در منطقه را به خاک مذلت بکشانند و تنگه هرمزمان را به روی شان ببندند و جرأت نزدیک شدن به آن را نداشته باشند.
این سرمستی و غرور ندارد؟! قطعا دارد. زین پس باید سجدهها به درگاه خداوند به جای بیاوریم که در این مقطع حضور داریم تا شاهد شکوه ایران جان باشیم.
اما صادقانه و منصفانه از دیدگاه فردی که از قِبَل جمهوری اسلامی به هیچ رانت و ردیف استخدامی و جایگاهی دست نیافته و نخواهد یافت، باید بپرسم و خود هم نیز پاسخ بدهم که این شکوه تاریخی چگونه به ایران بازگشت؟
توسط جمهوری اسلامی و باور به دانش بومی جوانان ایران و از همه مهم تر تزریق روح خودباوری به این جوانان و ملت ایران؛ علیرغم تمام رویاهایی که به این مردم نسبت به گذشته شان و کشورهای غربی و منطقه ای توسط رسانههای فارسی زبان جریان اصلی فروخته شد و علیرغم تمام سیاست های غلط و ناعادلانه داخلی جمهوری اسلامی.
نمی شود که از نیروهای مسلح ایران و قدرت جنگ افزارهایش گفت ولی از پیشران و محرک آن ها چیزی نگفت!
این جملات بالا را با تمام انتقاداتی که با صراحت لهجه پیش از جنگ به جمهوری اسلامی داشتم و پس از جنگ هم همان انتقادات ادامه خواهد داشت چه بسا برنده تر، نوشتم.
یاداشت از: علی آذرنژاد
انتهای پیام/