به گزارش روز چهارشنبه خبرگزاری تسنیم دفتر جزایر خلیج فارس، وای بابا علی! چقدر کلمات بیدست و پا شدهاند برای نوشتن از شما؛ آقا! از حال و هوای خانهام بگویم که خون در رگهایش خشکیده است و با حماسه حضور عکس و یاد شما و پرچم ایران بالغ شده است و جان نمیدهد، یا از حال و هوای اهل خانه بگویم که انگار خدا حسرتهایشان را نوازش میکند؟ خانه بی پدر که ماندن ندارد ...
انگار این خیابان نعمت شده و به زندگیمان باریده است. آقا ما نبودنت را تمرین نکرده بودیم ... حالا ببین یتیمانت را که چگونه یک شبه به صلابت برخاستهاند! ببین چگونه ما را رجزخوان بارآوردهاید. شما به ما یاد دادید زیر آوار خانههایمان هل من مبارز بطلبیم.
میدانی بابا علی! آن روز که خبر شهادت شما رسید نفسهایمان حبس شد، زمان ایستاد و زمین سکته کرد. به مادرم پناه بردم تا مویه کند و من زجههایم را روانه قلب تکه پاره شدهام کنم. راستش مادرم فارسی را خوب نمیداند با همان صلابت و غم قومیاش برایم مرثیه خواند ...
روله علی جان ... روله علی جان ... چی کردی وا این قوم بیکس! چی کنیم وا ای داغ سنگی! روله علی جان چی کنیم وا این لشگر بیرحم خی ریزد! ای روله...
کسی گمان نکند که بغض و اشکمان از ضعف ماست. نه! این بغض خشم و حماسه ماست. سیلی محکم ماست بر صورت ظلم و استکبار.
میدانی بابا علی! دلمان که سبک شد باز مویههایمان رنگ رجز گرفت. وقت گریه نبود. وقت گریه نیست.
خانه تنگ شد
به خیابان آمدیم
آخ که عزاداران باباعلی چه ابهتی دارند. اصلاً لباس سیاه عزای شما نجابت دارد آقا ...
کسی به ما نگفت گریه نکنیم. کسی به ما نگفت به خیابان بیاییم. انگار آن بعثت که فرموده بودید ما را پرورانده بود. پروانه شدیم و بر سنگ فرش خیابان پیله بستیم. مشتهایمان گره شد. صدایمان صلابت گرفت. کودکانمان بالغ شدند. جوانانمان میانسال شدند و علمدار. سالمندانمان میداندار شدند و موکبدار.
باباعلی آن شب که نام سید مجتبی اعلام شد نمیدانی چه آب خنکی بر هرم دلهایمان نشست. چند شب بود که الله اکبرمان به آسمان میرفت تا اذن رهبر بگیریم و آن شب الحمدلله الله اکبر به قافیه خامنهای رهبر رسید. جایتان خالی است و نامتان پر طنین و ماندگار.
اصلاً جاودانگی برازنده چون شمایی است. بابا علی! سی شب است شهدایمان را بدرقه میکنیم و با بدرقه هر شهید ایستاده جان میدهیم. اما حصارمان تنگ تر شده . خیابان را خاکریز کردهایم. همه جا را جبهه کردهایم. اصلاً خیابانها بینالحرمین شده است و هر شب سعی بین دو حرم داریم با ذکر یا لثارات ...
باباعلی! تو دعای مستجاب ما بودی. آنجا در جوار آن قرب، در کنار آن قریبان از خدا بخواه بقیه غیبت را بر ما ببخشد. از خدا بخواه نفس بکشیم در طلوع صبحی که مژده دمیدن آفتاب دارد.
انتهای پیام/7558