به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، روزنامه گاردین در یادداشتی تحلیلی به قلم سیدنی بلومنتال، نویسنده و تحلیلگر برجسته آمریکایی که سابقه مشاوره به بیل کلینتون، رئیسجمهور اسبق ایالات متحده را در کارنامه دارد، به تشریح بنبست راهبردی دولت دونالد ترامپ در قبال ایران پرداخته است. بلومنتال که سالها از نزدیک شاهد تحولات سیاست خارجی آمریکا بوده، در این یادداشت استدلال میکند که آنچه از سوی کاخ سفید یک "عملیات کوتاهمدت" خوانده میشد، اکنون به بحرانی تمامعیار تبدیل شده که خودِ دولت آمریکا را گروگان آن گرفته است.
نویسنده با اشاره به اهداف اولیه واشنگتن در آغاز این رویارویی، مینویسد کمتر از یک ماه پس از آغاز این "عملیات کوتاهمدت"، اهداف اعلامشده یکی پس از دیگری نقش بر آب شدهاند. نه خبری از تغییر حکومت در ایران است، نه قیام مردمی رخ داده، و نه دستیابی به منابع نفتی بر اساس الگوی ونزوئلا محقق شده است. تاکتیک موسوم به "ضربه زدن به سر" که با هدف ترور آیتالله علی خامنهای و رهبران ارشد ایران طراحی شده بود، نتوانست نظام جمهوری اسلامی را از بین ببرد.
بلومنتال با زبانی تند این ماجراجویی نظامی را شتابزدهترین اقدام از زمان نبرد "لاپتای کوچک" توصیف میکند؛ نبردی تاریخی در سال 1876 که در آن ژنرال جرج آرمسترانگ کاستر، فرمانده نیروهای آمریکایی، با دست کم گرفتن توان نیروهای بومی سرخپوست، در دشت لیتل بیگهورن با تمام نیروی خود محاصره و کشته شد. بلومنتال با این اشاره میخواهد نشان دهد که ترامپ نیز مانند کاستر، با تکیه بر محاسبات غلط و دست کم گرفتن حریف، خود را در موقعیتی قرار داده که از آن راه گریزی نیست. او مینویسد: با وجود کشتارها، این ترامپ است که در برابر تیرهای پرتابشده آسیبپذیر ایستاده است.
محور اصلی این تحلیل، جایگاه قدرتمند ایران در معادلات منطقهای و جهانی است. بلومنتال تاکید میکند ایران همچنان تسلط کامل بر تنگه هرمز و گذرگاه باریک 21 مایلی آن را در دست دارد و از همین رهگذر، اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار داده است. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) پیشبینی کرده تورم در آمریکا به 4.2 درصد برسد که نسبت به زمان بازگشت ترامپ به کاخ سفید، افزایشی 40 درصدی را نشان میدهد. همزمان، بازار سهام آمریکا وارد فاز اصلاحی شده است. فراتر از این، ایران توانایی خود را در ایجاد ویرانی در کشورهای حاشیه خلیج فارس به اثبات رسانده؛ کشورهایی که بلومنتال میگوید توهم مصونیتشان و باورشان به حمایت همهجانبه آمریکا در هم شکسته است.
در این میانه، اظهارات اخیر رئیسجمهور آمریکا که گفته "من برعکسِ درماندهام" و "برایم مهم نیست"، از سوی این تحلیلگر، تلاشی برای پنهان کردن فاجعهای توصیف میشود که خود خلق کرده است. بلومنتال با اشاره به پیشینه تجاری ترامپ، وضعیت کنونی او را به بحران کازینوی "تاج محل" در آتلانتیک سیتی در سال 1990 تشبیه میکند. در آن مقطع، زمانی که کازینوی ترامپ در آستانه ورشکستگی بود، پدرش، فرد ترامپ، مخفیانه با خرید 3.35 میلیون دلار چیپ قمارخانه پسرش را نجات داد؛ اقدامی که یک سال بعد از سوی کمیسیون کنترل کازینوهای نیوجرسی غیرقانونی اعلام شد. به گفته بلومنتال، این بار اما کسی نیست که به کمک ترامپ بیاید تا از این مخمصه رهایی یابد.
اگر بتوان ثباتی در سیاستهای کنونی آمریکا پیدا کرد، نویسنده آن را در مجموعه تلاشهای شتابزده برای توجیه اشتباه اولیه و فرار از پیامدهای آن میداند. جدیدترین پیشنهاد 15 مادهای آمریکا به ایران، نشان از کنار گذاشتن شعار تغییر حکومت دارد و بر از سرگیری مذاکرات هستهای متمرکز است؛ همان مذاکراتی که خود ترامپ یکجانبه از آن خارج شد. به نظر میرسد آنچه کاخ سفید "ماموریت انجامشده" مینامد، چیزی جز بازگشت به نقطه صفر و وضعیت پیش از آغاز بحران نیست. با این حال، ایران هرگونه مذاکره را رد کرده و آخرین پیشنهادها را "تا زمان پیروزی کامل" نپذیرفته است.
بلومنتال با اشاره به اصطلاح معروف "هنر معامله" که ترامپ آن را به عنوان کتاب خود و نماد سبک کاریاش معرفی کرده، مینویسد این بار ایران پیروز میدان معامله بوده است. او روایت میکند که در تاریخ 6 مارس (16 اسفند)، ترامپ که از عدم عقبنشینی ایران ناامید شده بود، خواستار "تسلیم بیقید و شرط" شد. اما تنها دو هفته بعد، در تاریخ 20 مارس (29 اسفند)، ترامپ پرچم سفید را بالا برد. ایران با استفاده از اهرم کنترل تنگه هرمز و پرتاب چند پهپاد، ترامپ را به لغو تحریمهای نفتی که از سال 1995 برقرار بود واداشت. در این بازی، ترامپ کسی بود که دستش رو شد و عقب کشید. در تاریخ 26 مارس (6 فروردین)، ایران به ترامپ اجازه عبور هشت نفتکش را داد.
در ادامه، تحلیلگر به وضعیت متزلزل و متناقض سخنان رئیسجمهور آمریکا میپردازد. ترامپ بیش از هشت بار اعلام "پیروزی" کرده، بیش از ده بار گفته "برنده شده"، بیش از پنج بار از "برنده شدن" سخن گفته، و بیش از شش بار نیروهای ایرانی را "نابودشده" یا در معرض "نابودی" توصیف کرده است. پس از آنکه در 16 مارس (25 اسفند) گفت نیروهای ایران "به معنای واقعی نابود شدهاند" و رهبرانشان "رفتهاند"، در 21 مارس (30 اسفند) اولتیماتوم 48 ساعتهای صادر کرد و تهدید کرد در صورت باز نشدن تنگه هرمز، شبکه برق ایران "نابود" خواهد شد. او در آن روز گفت: "خواهید دید چه اتفاقی میافتد. به زودی خواهید فهمید. خیلی خوب خواهد بود. نابودی کامل ایران." بلومنتال مینویسد ترامپ دست کم شش بار از کلمه "نابودی" استفاده کرده است.
اما این تهدیدها با اعلام ناگهانی مذاکرات صلح در 23 مارس (3 فروردین) همراه شد. نکته قابل توجه آنکه 15 دقیقه پیش از انتشار این خبر توسط ترامپ، معاملهگران بیش از نیم میلیارد دلار در قراردادهای آتی نفت سرمایهگذاری کردند. بلومنتال اشاره میکند یک هفته پیش از این افزایش سرمایهگذاری، مارگارت رایان، مدیر اجرایی بخش اجرای قانون کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) استعفا داده بود.
روایت نویسنده نشان میدهد که رفتار ترامپ یادآور "نظریه دیوانه" (madman theory) ریچارد نیکسون است، اما بی آنکه نظری پشت آن باشد. نیکسون یک ماه پس از ریاستجمهوری، در فوریه 1969، این نظریه را به عنوان تاکتیکی حسابشده طراحی کرد تا ویتنام شمالی را از غیرقابل پیشبینی بودن خود بترساند. اما به گفته بلومنتال، تهدیدهای نیکسون نه تنها ویتنام شمالی را عقب نراند، بلکه آنها دست به حمله تازهای زدند و نیکسون در نهایت با رسوایی واترگیت از قدرت کنار رفت. اما برخلاف نیکسون که بر همه چیز تعمق میکرد، ترامپ رفتاری جاهلانه، تکانشی و بیاعتنا به پیامدها دارد و تنها به دنبال ارضای لحظهای خود است.
در داخل کاخ سفید نیز بلومنتال تصویری از "صحنههای کمدی-تراژیک آشوب" ترسیم میکند. او از وزیر خارجه نام میبرد که با کفشهای مشکی چند سایز بزرگتر که ترامپ برایش خریده، وارد اتاق عملیات میشود و مارکو روبیو و دیگر اعضای کابینه و جیدی ونس نیز برای اثبات وفاداری باید آن کفشها را بپوشند. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، نیز در مصاحبه با شبکه انبیسی، برای توجیه سیاستهای متناقض به شخصیت "هامپتی دامپتی" در داستان آلیس در سرزمین عجایب پناه میبرد و میگوید: "تشدید و کاهش تنش منافاتی با هم ندارند. گاهی برای کاهش تنش باید تشدید کرد."
نویسنده در بخش پایانی تحلیل خود، ریشههای تصمیمسازی در کاخ سفید را در دو رویداد جستوجو میکند. نخست، حضور لورا لومر، فعال راستگرای افراطی، در تاریخ 2 آوریل (13 فروردین) در دفتر بیضی و ارائه پروندهای که کارشناسان شورای امنیت ملی را به خیانت متهم میکرد. ترامپ در آن جلسه با اشاره به لومر گفت: "نمیخواهید لومرِی شوید. اگر لومرِی شوید، در مشکل بزرگی هستید." شش کارشناس از جمله نیت سوانسون، مشاور ارشد شورای امنیت ملی در امور ایران، به طور خلاصه اخراج شدند. سوانسون درست پیش از آغاز بحران، در نشریات فارن افرز و شورای آتلانتیک درباره خطر بسته شدن تنگه هرمز و احتمال هدف قرار گرفتن زیرساختهای انرژی کشورهای عربی هشدار داده بود.
دوم، اعتماد ترامپ به استیو ویتکاف و جرد کوشنر برای مذاکره با ایران است. بلومنتال مینویسد ضبطها و صورتجلسات این دیدارها در اختیار انجمن کنترل تسلیحات (گروهی غیرحزبی و حرفهای) قرار گرفته است. او نتیجه میگیرد که خودشیفتگی ترامپ باعث شده بینش مبتنی بر اطلاعات دقیق و مشورت کارشناسی نه تنها غیرقابل قبول، بلکه نشانهای از بیوفاداری تلقی شود. ترامپ پس از آنکه ژنرال دن کین به او درباره امکان بسته شدن تنگه هرمز هشدار داد، مدعی شد احتمالاً پیش از وقوع چنین اتفاقی جنگ را پیروز خواهد شد و در تاریخ 16 مارس گفت: "پس به قطر، عربستان، امارات، بحرین، کویت حمله میکنند. هیچکس انتظارش را نداشت. شوکه شدیم. هیچکس، هیچکس، نه، بزرگترین کارشناسان، هیچکس فکر نمیکرد حمله کنند."
انتهای پیام/