به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در جهانی که هر روز خبرهای نگرانکنندهتری از جنگ، خشونت و ناامنی به گوش میرسد، انسانها بیش از گذشته احساس میکنند که جهان به یک نجاتدهنده واقعی نیاز دارد. هرچه بحرانها گستردهتر میشود، امید به ظهور منجیای که بتواند بساط ظلم و بیعدالتی را جمع کند، در دل بسیاری از مردم پررنگتر میشود؛ همان منجی موعودی که پیامبران الهی وعده آمدنش را دادهاند و در کتابهای آسمانی نیز از او سخن گفته شده است.
وقتی انسانها در تنگنا و سختی قرار میگیرند، فطرتشان آنها را به سوی خدا و سرچشمه آرامش سوق میدهد. در چنین شرایطی، دعا، نیایش و توسل به اهلبیت علیهمالسلام، بهویژه امام عصر، برای بسیاری از مؤمنان راهی برای آرامش و امید است. در میان این همه آشوب و نگرانی، یاد امامی که قرار است عدالت را در سراسر زمین گسترش دهد، دلها را به آیندهای روشن امیدوار میکند.
در سوی دیگر، جبهه ظلم و فساد نیز به خوبی میداند که ظهور منجی به معنای پایان یافتن سلطه و قدرت آنان است. به همین دلیل تلاش میکنند ذهن مردم را نسبت به مفهوم منجی و ظهور دچار تردید و انحراف کنند. یکی از راههای این کار، ساختن تصویرهای جعلی از منجی در رسانهها و تولیدات فرهنگی است؛ تصویرهایی که با حقیقت منجی وعده داده شده در ادیان الهی فاصله زیادی دارد.
در بسیاری از این روایتها، منجی به شکل شخصیتی خشن و صرفاً جنگجو نشان داده میشود؛ گویی مأموریتی جز نابودی و خشونت ندارد. در حالی که منجی حقیقی که پیامبران معرفی کردهاند، کسی است که قرار است عدالت، آرامش و کرامت انسانی را در جهان گسترش دهد. اگر قرار باشد منجی خیالی آنها همان چهره خشن و تاریکی باشد که در برخی روایتهای ساختگی تصویر میشود، طبیعی است که بشریت هیچ نیازی به چنین نجاتبخشی نخواهد داشت.
از سوی دیگر، خود برخی از جریانهایی که امروز ادعای هدایت یا نجاتبخشی دارند، در متونشان آموزههایی دیده میشود که با عدالت انسانی فاصله زیادی دارد. برای نمونه در «سفر تثنیه» باب 20 آمده است: «هنگامی که یهوه خدایتان آن شهر را به شما داد، تمام مردان آن را از بین ببرید، اما زن و بچهها و گاوها و گوسفندان و هرچه را در شهر باشد، میتوانید برای خودتان تصاحب کنید.» چنین متونی نشان میدهد که نگاه مبتنی بر حذف و خشونت چگونه در برخی روایتها به عنوان یک دستور دینی معرفی شده است.
آنان در حالی از ساخت «معبد سوم» و فراهمکردن مقدمات ظهور «ماشیح» سخن میگویند که پروندهای آکنده از خون، ظلم و فساد در کارنامهشان موج میزند؛ کسانی که خود را زمینهساز منجی مینامند، در حقیقت با این همه تباهی و تجاوز، فاصلهای به اندازه زمین تا آسمان از مفهوم واقعی نجات و رهایی دارند.
در حالی که منجی موعود در باور مسلمانان، بهویژه در اندیشه شیعی، قرار است جهان را از ظلم پاک کند و عدالت را جایگزین بیعدالتی کند. هدف او انتقامجویی یا ویرانی نیست، بلکه برچیدن ریشههای ظلم و برگرداندن حق به صاحبان آن است. همین تفاوت نشان میدهد که میان منجی واقعی و تصویرهای تحریفشدهای که گاه از منجی ساخته میشود، فاصله زیادی وجود دارد.
امروز بسیاری از ملتها به خوبی فهمیدهاند که خشونت و بیرحمی نمیتواند مقدمه عدالت باشد. اگر کسانی خود را منجی معرفی کنند اما در عمل بذر نفرت، جنگ و ستم بپراکنند، طبیعی است که مردم آنها را نشانهای از نجات نمیدانند. عدالت واقعی از دل رحمت و هدایت الهی برمیخیزد، نه از دل خشونت کور.
از همین رو انتظار ظهور، برای مؤمنان تنها یک باور اعتقادی نیست؛ بلکه امیدی است برای پایان یافتن دوران ظلم و آغاز دورهای تازه از عدالت و آرامش در جهان. در روزگاری که انسانها بیش از همیشه تشنه عدالتاند، یاد منجی موعود همچنان چراغ امیدی است که دلهای بسیاری را روشن نگه داشته است.
انتهای پیام/