به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، سیدنی بلومنتال ستون نویس گاردین و مشاور ارشد سابق بیل کلینتون، رئیس جمهور اسبق آمریکا و هیلاری کلینتون در تحلیلی تند، عملکرد دونالد ترامپ در جنگ علیه ایران را نمونهای از یک شکست راهبردی توصیف کرده و نوشته که این جنگ اکنون خودِ ترامپ را «به گروگان گرفته است».
بر اساس این گزارش، اگر در سیاستهای ترامپ ثباتی وجود داشته باشد، تنها در تلاشهای شتابزده و پیدرپی برای توجیه یک اشتباه اولیه و فرار از پیامدهای سنگین آن است.
ترامپ جنگ با ایران را باخته است. او اکنون به گروگان ایران تبدیل شده است. برخلاف گروگانگیری 444 روزه پرسنل سفارت آمریکا، ترامپ خود را به دست ایرانیها سپرده است. کمتر از یک ماه پس از آغاز «گشت و گذار کوتاهمدت» در ایران، اهداف اولیه او به باد رفته است. هیچ تغییری در رژیم ایران، هیچ شورش و هیچ دسترسی به ثروت نفتی مشابه ونزوئلا تحقق نیافته است. حتی ترور آیتالله سید علی خامنهای و مقامات ارشد ایران هم نتوانسته، حکومت ایران را سرنگون کند. با وجود این قتلعامها، این ترامپ است که به خاطر یکی از پرخطرترین ماجراجوییهای نظامی از زمان کاستر در نبرد لیتل بیگهورن در معرض انتقادات قرار دارد.
ایران اکنون کنترل تنگه هرمز را در دست دارد و از طریق باریکترین بخش آن که تنها 21 مایل عرض دارد، اقتصاد جهانی را در تنگنا قرار داده است. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) پیشبینی کرده که تورم در ایالات متحده به 4.2 درصد افزایش خواهد یافت، که افزایشی 40 درصدی از زمان بازگشت ترامپ به قدرت است. بازار سهام نیز وضعیت خوبی ندارد. ایران همچنین توانایی خود را در ویرانی موجودیت کشورهای حاشیه خلیج فارس به نمایش گذشته، کشورهایی که به اشتباه بر این باور بودند که از حمایت ایالات متحده در امان هستند.
دفاع ترامپ از خود بهطور ظاهری بیتفاوتی نسبت به شکستهایش است. انکار او آنقدر شدید است که هیچگونه قانعکننده بودن ندارد. او از کشورهای ناتو میخواهد که او را نجات دهند، در حالی که در عین حال آنها را «بزدل» میخواند و میگوید که دیگر نیازی به کمک آنها ندارد. اکنون دیگر هیچکس برای نجات او نمیآید.
ایران در هنر مذاکره پیروز شده است. در 6 مارس، ترامپ که از امتناع رژیم ایران از تسلیم شدن ناامید شده بود، خواستار «تسلیم بیقید و شرط» شد. در 20 مارس، او پرچم سفید را بالا برد. ایران با ارسال چند پهپاد، کنترل خود بر تنگه هرمز را به نمایش گذاشت و ترامپ را مجبور کرد تا تحریمهای نفتی که از سال 1995 برقرار شده بود، لغو کند. این حرکت موجب شد که بلوف ترامپ نقش بر آب شود و او تسلیم شود.
ترامپ بهطور کامل در تنگنا قرار گرفته است، اما دهانش بسته نیست. او روزانه از تهدیدهای مبهم تا پیشنهادهای مسالمتآمیز پیش میرود. بیش از هشت بار «پیروزی» خود را اعلام کرده و چندین بار نیروهای ایرانی را یا «نابود شده» یا «از بین رفته» خوانده است. پس از آنکه در 16 مارس اعلام کرد که ارتش ایران «به معنای واقعی نابود شده» و رهبران آن «از بین رفتهاند»، در 21 مارس اولتیماتومی صادر کرد که تهدید به «نابودی» شبکه برق ایران در صورت باز نشدن تنگه هرمز ظرف 48 ساعت میکرد. او گفت: «خواهید فهمید چه اتفاقی میافتد، خیلی خوب خواهد بود. نابودی کامل ایران.»
این تهدید در 23 مارس بهطور ناگهانی با اعلام مذاکرات صلح توسط ترامپ همراه شد. اما این اقدام برای برخی تعجبآور نبود. پانزده دقیقه پیش از انتشار خبر، معاملهگران بیش از نیم میلیارد دلار در بازار نفت شرطبندی کردند. یک هفته پیش از این افزایش شرطبندیها، مارگارت رایان، مدیر اجرایی کمیسیون بورس و اوراق بهادار، استعفا کرد. در 25 مارس، ترامپ تهدید کرد اگر ایران دقیقاً همانطور که او میخواهد عمل نکند «جهنم را به راه خواهد انداخت». او حداقل چهار بار از کلمه «جهنم» استفاده کرده است. روز بعد، پس از سقوط دوباره بازار سهام، ترامپ مهلت «نابود کردن» را یک هفته دیگر تمدید کرد و سپس اعلام شد که ایالات متحده در حال بررسی ارسال 10 هزار نظامی دیگر به منطقه است.
ترامپ در حال اجرای «نظریه مرد دیوانه» است، اما بدون اینکه اساس آن را درک کند. این نظریه ابتدا توسط ریچارد نیکسون در فوریه 1969 ایجاد شد که بهعنوان یک ترفند به ویتنام شمالی اعلام کرد که از کنترل خارج شده است. نیکسون گفته بود: «ما نمیتوانیم او را مهار کنیم زمانی که عصبانی است و دستش روی دکمه هستهای است»، اما تهدیدهای نیکسون نتوانست مانع ویتنام شمالی شود. ترامپ اما برخلاف نیکسون، بدون تفکر و بدون در نظر گرفتن عواقب، بهطور گسترده در تلاش است تا فقط خود را راضی کند و هیچ افقی جز منافع کوتاهمدت ندارد.
دولت ترامپ بهعنوان نمونهای از بینظمی و آشفتگی در حال عمل است. کاخ سفید در دوران او بیشتر شبیه به یک دیوانهخانه است، جایی که وزیر امور خارجه با کفشهایی بزرگتر از اندازهاش وارد اتاق وضعیت میشود و دیگر اعضای کابینه مجبورند این کفشها را بپوشند تا وفاداری خود را نشان دهند. در این شرایط، سیاستهای ترامپ به وضوح حکایت از این دارند که تصمیمات او بیشتر تحت تأثیر خودخواهی و نادانی قرار دارند تا تحلیلهای منطقی و کارشناسانه.
انتهای پیام/